تاریخ درج خبر : 1393/06/10
کد خبر : ۳۷۵۲۰۰
+ تغییر اندازه نوشته -

«عفاف و حجاب»

سایت استان: علی تفضلی

افراد انسانی در پی تعامل با یکدیگر تصورات و باورهایی کسب می کنند.یکی از گونه های باورها،باورها ارزش شناختی است.اما تصدیق باورهای ارزش شناختی گام نخسست است.هنگامی که وجود روانی افراد رنگین به رنگ باورهای ارزش شناختی شود ارزشها به هستی فرد شکل و جهت می دهند و معنای زندگی به این ترتیب برای فرد فراهم می شود.ارزشها معنای زندگی را می سازند یعنی معنای فکرکردن، احساس کردن و رفتار کردن را.دراین مرحله انسان می داند خوبی چیست و بدی کدام است.درگام دوم معنا ها، معنی می شوند.دراین مرحله روان انسان حس می کند که چه چیزی یعنی خوبی و چه چیزی یعنی بدی. ارزشها چون محصول تعامل افراد و بنابراین حاصل زندگی جمعی و جامعه هستند به مدد نمادها معنی می شوند.پس معنیِ معنا یعنی نماد،نماد چون دلالت کننده قراردادی است،دلالت آن منوط به توافق جمع است.نماد ارزشها و باورهای ارزش شناختی از نوع نمادهای رفتاری هستند.در جامعه شناسی نمادرفتاری را هنجار می گویند.پس جمع افراد انسانی، هستند که به اعتبار جمع بودن توافق می کنند که فلان رفتار، نماد و هنجارفلان ارزش است. پس رفتار خاص وقتی هنجار است که رابطه دلالتی آن بر ارزشی معین از سوی جمع تصدیق شود.
در ایران دوپدیده یکی در قلمرو ارزشها و دیگری در قلمرو هنجارها موضوع بحث و گفتگوهای تضاد آفرینی شده که پس از سی و اندی سال هنوز فقط خسارت و هزینه تحمیل می کند.علتش هم این است که گفتگوها روشمند و اصولی نیست.بنایرین چون نمی دانیم درباب چه چیزی و چگونه سخن می گوییم نتیجه ای جز بیان احساسات منفی در طرفین ایجاد نمی کند.این دوواقعیت عفاف و حجاب دومقوله هستند که اولی درقلمرو ارزشها ودومی مربوط به حیطه هنجارهاست.عفاف ارزشی است که در همه جوامع بشری وجود دارد وهمه انسانها بر ارزش بودن آن باورداشته و اکثر آنان نیزبه آن مقیدهستند.اما هنجارآن در جوامع مختلف متفاوت است. درافغانستان آنچه نماد عفاف افراد جامعه و مردان و زنان است با نماد عفاف در جامعه کانادا تفاوت دارد.اما چنین نیست که مثلا زن بقعه بسر افغانی عفیف و زن بی روسری کانادایی فاقد عفاف باشد.همچنان که چنین نیست که زن بقعه بند افغانی از زن چادر به سر ایرانی عفیف تر باشد.درایران زنی که چادر دارد درقیاس با زنی که روسری به سر داردالزاما عفیف تر نیست.از این که بگذریم درایران اما تحث تاثیر تحولات جهانی از زمان آغاز نوسازی از سوی پهلوی دوم، دوگانگی در عرصه فرهنگ آغاز شده و پس از انقلاب این روند تشدید شده و اکنون این دوگانگی عمیق تر و گسترده تر هم هست.بنابراین دوفرهنگ یکی سنتی و دیگری مدرن و به تبع آن دوگروه سنتی و مدرن وجود دارند.حجاب (چادر وپوشش کامل زن) در گروه سنتی یعنی عفاف.برخی ازاینان حتی باور دارند که فقط و فقط چادر یعنی عفاف و لاغیر.درمقابل از نظرنوگرایان چادر و لباس کامل معنی عفاف نیست.پس چادر یا روسری در این گروه معنی معنای عفاف نیست.اما از سوی دیگر این گروه نه تنها عفاف را به عنوان یک باور ارزش شناختی قبول دارند بلکه به آن مقید هم هستند.در این گروه برخی قبول دارند که لباس کامل نماد ارزش عفاف است،اما معتقد نیستند که تنها لباس کامل، نماد عفاف است.نتیجه بحث این است که هم نوگرایان و هم سنت گرایان به عفاف به عنوان باور ارزش شناختی معتقد و اکثرا آن را به عنوان ارزش درونی کرده اند وبه آن پایبند هستند.مسئله به این ترتیب محدود به تعریف و توافق بر رابطه بین نوع پوشش و عفاف است.کدام نوع پوشش یعنی عفاف؟البته عفاف نمودهای دیگری هم دارد که گویا برآنها توافق نسبی وجود دارد.
-پس می رسیم به این جا که کدام هنجار پوششی و رفتاری مناسبترین نماد برای عفاف است.این پرسش معطوف به توافق بر هنجار یا هنجارهای مشخصی است که زندگی اجتماعی و تعامل توام با همکاری و کاهش تضاد و کشمش های متقابل راتامین نماید.برای رسیدن به توافق، فشار و توسل به قدرت و قانون و زور،راهکار مناسبی نیست.توافق مبتنی بر قانع سازی و قانع شدن است.این امر هم بدون گفتگوی مسالمت آمیز و تساهل و تسامح حاصل نمی شود.همه باید در این گفتگو به حساب بیایند و احساس کنند که در این امر مشارکت داشته و نظر خویش را بی دغدغه بیان کنند.
-نکته دیگر این است که فرض کنیم همه مردم ایران سنت گرا بوده و نوگرایان در حداقلی ناچیز و قابل اغماض هستند و بنابراین نیاز به گفتگو و تامین توافق آنان نیست.دراین صورت نیز نحوه کنونی برخورد سنت گرایان راه به جایی نخواهد برد و خود با دست خود کاری می کنند که نتیجه آن نه تنها ناخواسته که منفی هم هست.فرض کنید فردی ارزش عفاف را منکر و در عمل هنجارهای نمایاننده آن را نقض نماید.اما اگر این شخص به ارزشهای دیگر معتقد و عامل باشد،با برچسب و تخطئه نه تنهاهمنوا نخواهد شد که ارزشها و هنجارهای دیگر را نیز تخطئه خواهد کرد.به این ترتیب دامنه کجروی او گسترده تر و امکان سرایت آن به دیگران بیشتر می شود.چرا چنین می شود؟به این دلیل که با اعمال فشار اجتماعی به جای تشویق و قانع سازی،تصور”خوب بودن” فرد از خویش را مخدوش و او را به جایی می رسانید که باور می کند ادم بدی است.درواقع وقتی عزت نفس افراد جامعه به هردلیل و علتی مخدوش شوند زمینه کجروی انها به حالت تصاعدی بیشتر می شود.پس عزت نفس عایق کجروی است.و فرد را در برابر ناهمنوایی با ارزشها و هنجارها ضمانت می کند.اما وقتی با اعمل فشارهای اجتماعی این عایق ترک بردارد و شکسته شود راه ناهمنوایی و کجروی او هموار تر و از این پس کل نظام هنجاری را نادیده می گیرد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهبهان می‌گه:

    .رسول خدا – صلّی الله علیه و آله : زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست.«کنزالعمال/ ج 16/ ص 392»
    2.پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله : دو گروره از دوزخیان را دیدم که در این زمان هنوز نیامده اند … زنانی که پوشیده ولی برهنه اند …. سرهایشان را مانند کوهان شتر برجسته می کنند، اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای بسیار زیاد به مشام می رسد، استشمام نمی کنند. «میزان الحکمه/ج1/ص530»

    3.رسول خدا – صلّی الله علیه و آله: در آخر الزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که پوشش دارند اما برهنه اند و بر سرهایشان بر آمدگی مانند کوهان شتر خراسانی وجود دارد … پس آنان را لعنت کنید که ملعونند. «صحیح مسلم /ج6/ص168»

  • سارا می‌گه:

    باطن بی عفتی
    یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند:
    روزی با جناب شیخ رجبعلی خیاط از درب منزلشان خارج شدیم و من متوجه شدم که یک زن بی حجاب و بد لباس در مقابلمان است.سرم را پایین انداختم .شیخ فرمودند:«نگاهش کن!» من گفتم :آقاجان، او بی حجاب است.فرمودند:«گفتم نگاهش کن!» سرم را بالا آوردم و دیدم که آن زن در جریانی از مواد مذاب گرفتار است و بدنش پر از چرک و خون است و از موهای او چرک و کثافت، قطره قطره به آن مواد مذاب می ریخت. هر قطره که می افتاد انگار بنزین آتش می گیرد و منفجر می شود و او سوخت.همین طور که می دیدم شیخ فرمودند:«بس است، سرت را پایین بینداز.»متوجه شدم که شیخ با تصرف در چشمانم، دیده های برزخی من را گشوده بودند تا باطن عمل آن زن را به من بفهماند.منبع:کتاب کمیای محبت، محمد ری شهری
    یکی از شاگردان نقل می کنند:روزی به خدمت شیخ رجبعلی خیاط می رفتم.در راه یک خانم خوش قد و بالا و زیبا رو را دیدم و فوراً نگاهم را بر گرداندم و استغفار کردم. نزد شیخ رسیدم و همین که شیخ مرا دیدند فرمودند:((همین که شما چشمتان را از آن خانم بر گرداندید، خداوند برایتان یک قصر زیبا با یک حور، به زیبایی آن خانم ایجاد نمود، فقط مواظب باش خرابش نکنی!)) منبع:کتاب کمیای محبت، محمد ری شهری

  • سارا می‌گه:

    یکى از علماء مشهد مى فرمود:روزى در محضر مرحوم حجه الاسلام و المسلمین سید یونس اردبیلى بودیم ، جوانى آمد و مسئله اى پرسید و گفت : من مادرم را دو روز پیش دفن کردم و هنگامى که وارد قبر شدم و جنازه مادر را گرفته خواستم صورت او را روى خاک بگذارم کیف کوچکى که اسناد و مدارک و مقدارى پول و چک هائى در آن بوده از جیبم میان قبر افتاده ، آیا اجازه مى دهید نبش قبر کنیم تا مدارک را برداریم ؟ و تقاضا کرد که نامه اى به مسئولین قبرستان بنویسند که آنها اجازه نبش قبر بدهند.ایشان فرمود: همان قسمت از قبر را که مى دانید مدارک در آنجاست بشکافید و مدارک را بردارید و نامه اى براى او نوشت بعد از چند روز آن جوان را دوباره در منزل آقاى اردبیلى دیدیم ، آقا از او پرسیدند: آیا شما کارتان را انجام دادید و به نتیجه رسیدید، او غمناک و مضطرب بود و جواب نداد بعد از آنکه دوباره اصرار کردند گفت :وقتى من قبر را نبش کردم دیدم مار سیاه باریکى دور گردن مادرم حلقه زده و دهانش را در دهان مادرم فرو برده و مرتب او را نیش میزند!! چنان منظره وحشتناک بود که من ترسیدم و دوباره قبر را پوشاندم !از او پرسیدند: آیا کار زشتى از مادرت سر مى زد؟گفت : من چیزى بخاطر ندارم ، ولى همیشه پدرم او را نفرین مى کرد زیرا او در ارتباط با نامحرم بى پروا بود و روگیرى و حجاب نداشت و با سرو روى باز با مرد نامحرم روبرو مى شد و بى پروا با او سخن مى گفت و در پوشش و حجاب رعایت قوانین اسلامى را نمى کرد با نامحرمان شوخى مى کرد و مى خندید و از اینجهت همیشه مورد عقاب و سرزنش ‍ بود.

  • مبینا می‌گه:

    مولا علی (ع) می فرمایند : من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم به او گفتم : پدر و مادرم به فدایت ، چه چیزی شما را به گریه واداشته است ؟ حضرت فرمود : ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم . از همین رو برای آن آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود:۱-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، و مغز سرش می جوشید . ۲-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود ، و حمیم در حلق او می ریختند .۳-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید . ۴-زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند . ۵-زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود . ۶-زنی را دیدم کر و کور و لال ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغزسرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص می بود . ۷-زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند ، در حالی که در تنوری از آتش بود . ۸-زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهائی از آتش جدا می کردند . ۹-زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالی که روده هایش را میخورد . ۱۰-زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود .۱۱-زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند. بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید. زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرداما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، بدنش را برای مردم زینت میکرد. آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد .اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، از همبستر شد ن با شوهرش خود داری میکرد. آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی نموده است. و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و پس از جنابت و حیض غسل انجام نمی کرد و در نمازش سستی میکرد. اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه دار میشد و به شوهرش نسبت می داد. آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند ، خود را بر مردان عرضه میکرد. اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت ، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود. آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود . آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند ، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد. عیون الاخبار الرضا جلد ۱ صفحه ۲۴۹ ، بحارالانوار جلد ۱۰۳ صفحه ۲۴۶ .

  • ناشناس می‌گه:

    یعنی از آنهمه سرمایه های نفت و گاز و منابع نظامی و پولی که در اختیار جناح راست است, چقدرش نصیب این حضرات پایین رده کامنت نویسی می شود که در تمام رسانه ها حضور دارند و به شکلی روبات مانند اینطور مطالب را منتشر می کنند؟!
    خیلی کمش! سر سوزنش حتی! رسیده اش را خورده اند و لوهیده اش به شما رسیده. وگرنه آنهایی که پول و پله ای به هم می زنند و به کشورهای دیگر دنیا می روند هرگز حال و حوصله شان نمی شود…
    من برای زن و حقوق انسانی اش -هر طور که خودش بخواهد- احترام قایلم. تمام! حالا هی کتاب هایی که خودت هم نخوانده ای بیار بذار اینجا. ختم کلام.

    • شکوری می‌گه:

      جناب ناشناس
      چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید
      وقتی حرفی برای گفتن نداری پس……

  • گچساران می‌گه:

    1) « خواهران ما در حالى که چادر خود را محکم برگرفته ‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏کنند… هدف‏دار در جامعه حاضرشده ‏اند.» (رییس جمهور شهید محمد على رجایى)

    2) «اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.»(شهید محمد حسن جعفرزاده)

    3) «مادرم… من با حجاب و عزت نفس و فداکارى شما رشد پیدا کردم.»(شهید غلامرضا عسگرى)

    4) «شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏کشاند.» (شهید على رضائیان)

    5) «از خواهران گرامى خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»
    (شهید على روحى نجفى)

    6) «و تو اى خواهر دینى‏ام: چادر سیاهى که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.»
    (شهید عبدالله محمودى)

    7) «خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»
    (شهید على اصغر پور فرح آبادى)

    8) «به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت کنید.».
    (شهید حمید رستمى)

    9) «خواهرم: حجاب تو مشت محکمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»
    (شهید بهرام یادگارى)

    10) «یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.»
    (شهید صادق مهدى پور)

    11) «از تمامى خواهرانم مى‏خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»
    (شهید سید محمد تقى میرغفوریان)

    12) «خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»
    (شهید حمید رضا نظام)

    13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»
    (شهید محمد کریم غفرانى)

    14) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان مىکشید.»
    «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»
    (سردار شهید رحیم آنجفى)

    «و تو ای خواهر دینی ام، چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است.»(شهید عبدالله محمودی)

    «خواهرم! محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» (سردار شهید رحیم آنجفی)

    توصیه ای که به خواهران دارم این است که اگر می خواهند خون شهیدان را پایمال نکنند این است که حجاب خود را حفظ کنند.( شهید آبیاران)

    «خواهرم! سرخی خونم را نزد سیاهی چادرت به امانت می گذارم، پس امانت دار خوبی باش.»(شهید مصطفی ردانی پور)

    «خواهرم! حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»(شهید بهرام یادگاری)

    «ای خواهرم قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من.» (شهید محمدحسن جعفرزاده)

    «مادرم… ! من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.» (شهید غلامرضا عسکری)

    «حجاب اسلامی خود را کاملاً حفظ کنید چون که حجاب تو ای مادر و ای خواهر کوبنده تر از خون من می باشد.»(شهید فرامرز حقگو ، شهید ظهر عاشورا)

    «خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهد شد.» (شهید علی اصغر پور فرح آبادی)

    «خواهرم! زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.» (شهید محمدعلی فرزانه)

    «خواهران عزیز، حجاب خود را حفظ کنید، شما باید در مقابل شایعه پراکنی ها و بی حجابی ها مبارزه کنید و رسالت زینبی را در جامعه ایفا کنید.»( شهید علی اصغر عدالتیان)

    «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند .» (سردار شهید رحیم آنجفی)

    «خواهرم! از بی حجابی است اگر عمر گل کم است، نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمیدرضا نظام)

    «یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور )

    «از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.» (شهید سیدمحمدتقی میرغفوریان )

    «اما پیامم به جوانان عزیز:خواهران و برادران! جبهه ها را خالی نگذارید و جهاد اکبر را هم فراموش نکنید، از نفسهای شیطانی دور باشید و به نامحرم نگاه نکنید. خواهران، حجاب خود را حفظ کنید.»( شهید میرطاهر سرمست زاده)

    «خواهرم امیدوارم که برای من گریه دشمن شاد نکنید و در انجام فرایض دینی و حجاب اسلامی کوتاهی نکنید.»(شهید علی اکبر حسن بیگی)

  • ندا می‌گه:

    خانم یا آقای (م.شکوری)خدا خیرتون بده که اطلاع رسانی کردید.کاش این مطلب را من ده سال پیش خونده بودم….رضایت امام زمان برهرچیزی ارجحیت داره

  • م.شکوری می‌گه:

    مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد ذکر خاصی را بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (ع) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم،در حالی که اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمودند: «چرا این گونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل ایشان باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من به دنبال شما بیایم!»بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.»
    منبع:کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 3 ، ص 158.

    • ناشناس می‌گه:

      یعنی زنی که هفت سال! از خونه ش بیرون نیومده تا کسی نبیندش؟! با هیچ بنی بشری هم معاشرت نداشته. سفر و دید و بازدیدی هم نرفته. برای اینکه نامحرم نبیندش؟! خدا روزیت رو جای دیگری بده برادر من.
      یعنی بنده خدا ای حرفه تی مادر و عیال محترمت (که امیدوارم سایه شو همیشه بالی سر خت و بچیه لت بوهه) بزنی نون وت نین بخری! ای حرف سی چنت خوبه؟

      • شکوری می‌گه:

        ناشناس عزیز .چون مبلغان دینی ما به طور کامل اطلاع رسانی نکرده اند.حق را به شما می دهم که این طور قضاوت کنید.دراحادیث آمده است که زمانی که امام زمان(عج)تشریف بیاورند واحکام ومعارف دینی را برای مردم بگویند همانند زمانی است که پیامبراکرم(ص) به پیامبری برگزیده شد ومعارف دین را برای عرب جاهلیت ذکر کرد.یعنی در آخرالزمان مردم این قدر با دین فاصله گرفته اند که حرام های خدا را حلال کرده اند.جهت اطلاع بیشتر مطلب زیر را بخوانید.سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست همه چیز را میداند .سوره احزاب آیه 32 : ای زنهای پیغمبر چون شما شرافت یافتید به اینکه زن پیغمبر شدید مثل یکی از سایر زنان نیستید پس اگر پرهیزکار و ترسناک از معصیت خدا و فرمانبر دار خدا و رسول او هستید نرمی و نازکی مکنید در گفتار خود با مردان اجنبی که طمع کند در شما آنکه در دلش مرضی از امراض شهوت انگیز و بگوئید گفتاری که پسندیده خدا و رسول است .سوره احزاب آیه 33 : و قرار گیرید در خانه های خود و اظهار نکنید زینت و پیرایه های خود را مانند اظهار و خودنمائی زنان در زمان جاهلیت .سوره نور آیه 30 : بگو ای پیغمبر برای مومنین که بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آنها روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام ، این چشم پوشیدن و حفظ عورت کردن پاکیزه تر است برای ایشان از بی باکی البته خدا آگاه است به آنچه میکنند .سوره نور آیه 31 : و بگو برای زنهای مومنه که آنها هم بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آن روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام و ظاهر نکنند زینتهای خود را مگر آنچه هویدا و ظاهر است از زینت چون لباس ، و باید بیندازد مقنعه های خود را بر گریبانهای خود که گردنشان پوشیده شود و ظاهر نکنند زینتهای دیگر خود را مگر از برای شوهران خود یا پدرها یا پدرشوهرها یا پسران یا پسرشوهران یا برادران یا پسر برادران یا پسر خواهران یا زنان اهل دین خود ، یا کنیزان خود اگرچه هم دین ایشان نباشند یا کسانیکه بی حاجتند به زنان (چون ابلهان که برای طعمه در پی انسان آیند یا کودکانی )که (از امور جنسی )اطلاع ندارند و باید نزنند زنان پاهای خود را بر زمین تا اینکه دانسته شود آنچه پنهان میدارند از زینت خود ( مثل خلخال و غیره که چون دستبند در پا میکردند ) و توبه کنید بسوی خدا همه شما ای گروه گروندگان شاید شما رستگار شوید.احادیث درباره حجاب و روابط بین زن و مرد .مولا علی (ع):اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد. بحارالانوار جلد 74 صفحه 291 .رسول خدا (ص):بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند)زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند ، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. بهشت جوانان صفحه 468 .مولا علی (ع) می فرمایند : من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم به او گفتم : پدر و مادرم به فدایت ، چه چیزی شما را به گریه واداشته است ؟ حضرت فرمود : ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم . از همین رو برای آن آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود:1-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، و مغز سرش می جوشید . 2-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود ، و حمیم در حلق او می ریختند .3-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید . 4-زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند . 5-زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود . 6-زنی را دیدم کر و کور و لال ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغزسرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص می بود . 7-زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند ، در حالی که در تنوری از آتش بود . 8-زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهائی از آتش جدا می کردند . 9-زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالی که روده هایش را میخورد . 10-زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود .11-زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند. بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید. زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرداما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، بدنش را برای مردم زینت میکرد. آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد .اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، از همبستر شد ن با شوهرش خود داری میکرد. آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی نموده است. و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و پس از جنابت و حیض غسل انجام نمی کرد و در نمازش سستی میکرد. اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه دار میشد و به شوهرش نسبت می داد. آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند ، خود را بر مردان عرضه میکرد. اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت ، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود. آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود . آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند ، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد. عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 249 ، بحارالانوار جلد 103 صفحه 246 .حضرت محمد (ص) : خانمها نباید در وسط جاده حرکت کنند ، فقط می توانند در کنار دیوار و حاشیه جاده و خیابان حرکت نمایند. ( خانمها نباید جلب توجه کنند و در وسط خیابان ها و جاده نباید راه روند و در کنار دیوار و حاشیه جاده و خیابان حرکت کنند ) گزیده کافی جلد 5 صفحه 163 حضرت محمد (ص) : هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند ( عطر بزند ) و سپس از خانه خارج شود ، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت ، تا وقتی که به خانه برگردد ، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد. گزیده کافی جلد 5 صفحه 163 ، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 559
        .امام صادق (ع) : اگر مردی غیرت ندارد ، دل او وارونه است. گزیده کافی جلد 5 صفحه 174 .مولا علی (ع) : ای مردم عراق ، شنیده ام بانوان شما در جاده ها حرکت می کنند و با تنه زدن به مردان راه خود را می گشایند ، شما حیا و آزرم ندارید ؟ گزیده کافی جلد 5 صفحه 174 .حضرت محمد (ص) : کسی که با زن نامحرمی دست بدهد ، در روز قیامت در حالی می آید که دستهایش به گردنش بسته شده است . آن گاه دستور می رسد او را به جهنم ببرید. ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607.حضرت محمد (ص) : کسی که با زن نامحرمی شوخی کند ، در مقابل هر کلمه ای که در دنیا به او گفته است ، هزار سال حبس میشود.( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) و اگر مردی زنی را با رضایت او از راه حرام در آغوش بکشد ، ببوسد ، یا با او نزدیکی کند یا شوخی کند و با آن زن گناهی انجام دهد ، آن زن همان قدر گناهکار است که مرد گناه کرده و اگر مرد به زور این کارها را انجام دهد ، گناه هر دو به عهده مرد است. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 607.حضرت محمد (ص) : کسی که چشمانش را از نگاه حرام به زنی پر کند ، خداوند در روز قیامت چشمانش را با میخهای آتشین و آتش پر مینماید و تا زمانی که خداوند بین مردم حکم می نماید ، به دین حالت (واهد بود.آنگاه دستور می رسد که او را به جهنم ببرید.( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 615 .حضرت محمد (ص) : خداوند عزوجل از زنی که چشم خود را از غیر شوهر یا غیر محرم خود پر کندخیلی خشمگین می گردد ، و بدون تردید اگر چنین کند ، خداوند تمام کارهای نیک او را از بین می برد.و اگر در بستر غیر شوهرش بخوابد ( زنا کند ) به عهده خدای متعال است که پس از عذاب نمودن او در قبرش ، با آتش او را بسوزاند.( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 615 .حضرت محمد (ص) : بهترین مسجد برای زن کنج خانه است. نصایح صفحه 37 حدیث 686 .مولاعلی (ع):پیوسته امت مسلمان به راه خیر قدم می نهند ، تا زمانی که از فرهنگ و آداب ورسوم (مانند پوشیدن لباس و غذا خوردن و …)از کافران تقلید نکنند.و اگر در آداب از بیگانگان پیروی کردند خداوند قادر آنان را ذلیل می گرداند. بحارالانوار جلد 79 ( 76 ) صفحه 303 باب التجمل و اظهار النعمه.امام صادق (ع) : خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم ، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید بهشت جوانان صفحه 477 ، وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 279 .حضرت محمد (ص) : کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد ، از ما نیست نهج الفصاحه صفحه 509 ، بهشت جوانان صفحه 167 .از این احادیث درمیابیم که در همه مسائل مخصوصا مساله حجاب و روابط بین زن و مرد که بحث ما است نباید از جوامع غربی تقلید کنیم و نگوییم چون در جوامع غربی وضعیت حجاب و روابط بین زن و مرد رعایت نمی شود ما هم رعایت نکنیم .حضرت محمد (ص) : شیطان به حضرت موسی (ع) گفت : ای موسی ! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن ( تنها مباش ) ، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند ، مگر این که من همراه آن دو هستم.(و خودم شخصا آ ن د و را برا ی گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم )بحارالانوار جلد 13 صفحه 350 ، جلد 63 صفحه 251 ، جلد 72 صفحه 197 ، جلد 104 صفحه 48 .حضرت محمد (ص):برای زنی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد روا نیست روز یا شب مسافرت نماید در حالی که ( مرد محرم ) و شوهرش همراه او نباشد. بهشت جوانان صفحه 470 .امام صادق (ع) : نگاه کردن به زنان نامحرم تیری از تیرهای مسموم شیطان است ، وای بسا که یک نگاه باعث حسرتی طولانی گردیده است. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 569.حضرت محمد (ص) : پیغمبر اکرم (ص) نهی فرمودند از اینکه زن بدون اجازه شوهر از منزل بیرون رود ، و چنانچه بیرون رفت ، همه فرشتگان آسمان و همه جن و انس همگی او را لعن و نفرین کنند ، و نهی فرمودند از اینکه زن خود را برای غیر شوهرش بیاراید و آرایش کند ، که اگر چنین کاری کند بر خداوند است که او را با آتش بسوزاند ( در صورتیکه که توبه نکرده باشد ) ، و نهی فرمودند که زن نزد غیر همسرش یا خویشان محرمش بیش از پنج کلمه در صورت ناچاری سخن بگوید من لایحضر الفقیه جلد 5 صفحه 308 ، امالی شیخ صدوق مجلس 66 صفحه 423 .حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت علی (ع) نقل فرمود که : روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود :چرا از او رو می ‌گیری، او که تو را نمی‌بیند ؟ فاطمه (س) عرض کرد : او مرا نمی‌بیند ، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند . رسول خدا فرمود: ( شهادت می دهم که تو پاره تن منی ) روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید : نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است ؟ اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه (س) رسید. فاطمه (س) فرمود : نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ند هد) وقتی رسول خدا (ص) این سخن را شنید ، فرمود: { فاطمه پاره تن من است } امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید : بهترین کار برای زنان چیست ؟ فاطمه (س) پاسخ داد :بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند ، رسول خدا فرمود:( فاطمه پاره تن من است ) رسول خدا (ص) بعد از ازدواج حضرت فاطمه (س) کارها را بین او و علی (علیه السلام ) تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه (س) و کارهای خارج از منزل با علی (ع). فاطمه (علیها سلام) می‌فرماید : هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد. روزی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به اسماء فرمود : چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بد ن او معلوم است. اسماء گفت: من که در حبشه بودم ، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند. سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه (علیهاسلام) نشان داد.حضرت فاطمه (س) بسیار خوشحال شد و فرمود : این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند ، دیگر معلوم نمی‌شود مرده ، مرد است یا زن . و فرمود : پس از مرگم ، مرا در همین تابوت بگذارید. بحارالانوار، جلد 43، صفحات 91 ، 92، 93 ، 54 ، 81 ، 189.رسول خدا (ص)فرمود :زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است .امیرالمومنین (ع) در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود : با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد.از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان از خانه جلوگیری کن، زیرا مفا سد ی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرا نت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آ مد نداشته باشند.ام سلمه می گوید :روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم : یا رسول الله ، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند پیامبر (ص) فرمود : آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟. امام رضا (ع) در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت : نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک وفساد است(بحارالانوار، جلد 103 باب 61 و 62. بحارالانوار، جلد 104، باب 91 ).رسول خدا (ص) فرمود : هرکس به نامحرم نگاه کند، خداوند چشم او را روز قیامت از آتش پر می‌کند ؛ مگر اینکه در دنیا توبه کند. و نیز فرمود : همه چشم‌ها در روز قیامت گریانند مگر چشمی که در دنیا از ترس خدا بگرید و چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و چشمی که د ر را ه خد ا شب را تا به صبح بید ا ر باشد. و نیز فرمود : نگاه به نامحرمان تیری است مسموم از تیرهای ابلیس. هر کس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز د ا رد، خداوند ایمانی به ا و عطا فرماید که شیرینی آ ن را در قلبش حس کند. و نیز فرمود : زنا برای همه اعضای انسان وجود دارد : زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان و زنای دست، لمس بدن نامحرمان است وامام صادق علیه السلام فرمود :هر کس نامحرمی را دید و چشم خو د را به طرف آ سما ن بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد. بحار الانوار جلد 104، باب 91، ص 31 تا 42.امام باقر (ع):سخن گفتن با زن نامحرم ، ازدامهای شیطان است. مستدرک الوسائل جلد 14 صفحه 273
        .حضرت محمد (ص):نابود شدن (جهنمی شدن )زنان امت من بخاطر دو چیز است :1.علاقه به طلا(و مال دنیا ) 2.لباسهای نازک و بدن نما ، و نابود شدن (جهنمی شدن ) مردان امت من در ترک علم (یعنی دنبال فهمیدن دین و احکام آن نمی روند ) و جمع آوری مال (جمع آوری مال از راه حلال مشکلی ندارد ، در (صورتیکه که ما را از آخرت نیز غافل نکند ، و تا آنجایی که وسعمان می رسد به فقیران کمک کنیم ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 431 .

        • ناشناس می‌گه:

          فقط یک نکته را به شما عرض می کنم.
          ببین! حرف شما اینست؛
          “دراحادیث آمده است که زمانی که امام زمان(عج)تشریف بیاورند واحکام ومعارف دینی را برای مردم بگویند همانند زمانی است که پیامبراکرم(ص) به پیامبری برگزیده شد ومعارف دین را برای عرب جاهلیت ذکر کرد…”
          مطمئن باش وقتی یک گروه اینطور با یک پیش فرض توهین آمیز – و بدون استدلال- در مورد طرف های روبروی خود وارد می شود و آنها را همانند دوره ای تاریخی جاهل می داند, ” کار به جنگ می کشد”
          آنوقت تو باید بمب بگذاری زیر پای ده تا آدم مثل خودت, آن یکی هم به روی ده تا آدم مثل تو مسلسل بگیرد.
          این وسط فقط بازار نفت و اسلحه و کسانی که خودشان آن عقب می ایستند و دستور حمله می دهند رونق می می ماند و بس. چطوری دلت را خوش می کنی به گفتن اینکه مردم در زمان ظهور جاهل هستند؟ با کدام استدلال؟ من سر سوزنی دین و ایمان در تو نمی بینم. اما میل به قدرت و تهاجم و زورگویی می بینم. این چه دین و مذهبی ست که سر دشمنی با مردم و روزگار خودش دارد؟ کار سختی ست که هم به پروردگار بزرگ ایمان داشته باشی و هم به مخلوقاتش احترام بگذاری؟ هیچ فکر کرده ای آن آدم بی معرفتی که خودش را خلیفه نام نهاده و در عراق صد تا صد تا آدم می کشد, نسبت به تو همین باوری را دارد که تو به سایر هموطنانت داری؟!
          دین را با مهربانی و صلح برگزار کن. نان سرزمین مادری ات را بخور و حرمت نمکی که با دیگر آدمها می خوری را نگه بدار و برای جنگ و کشتار لحظه شماری نکن.
          پیام آخر
          همیشه سلامت و برقرار باشی.

          • شکوری می‌گه:

            جناب ناشناس ،امام صادق«ع» مى فرمایند: «اذا خرج القائم یاتى بامر جدید و کتاب جدید و سنه جدیده و قضاء جدید»؛ اثبات الهداه، ج 3، ص 83؛ الغیبه نعمانى، ص 235، ح 22.؛ «هنگامى که قائم ظهور مى کند، فرمان نو، کتاب نو، روش نو و دادگاه (قضاى) نو مى آورد».در حدیث دیگرى نیز آمده است: «اذا قام القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله فى بدو الاسلام الى امر جدید»؛ ارشاد مفید، ح 2، ص 384؛ کشف الغمه، ح 2، ص 465.؛ «هنگامى که قائم قیام مى کند، امرى جدید مى آورد، همان گونه که رسول خدا«ص» در آغاز اسلام به امرى جدید دعوت کرد».حال ممکن است این پرسش به میان آید که منظور از امر، کتاب، روش و قضاى جدید و نو چیست؟ آیا چیزى غیر از؛ کتاب و قضاى فعلى مى آورد؟!در پاسخ گفتنى است: تعبیر به نو و جدید، اشاره به این است که انقلاب مهدى یک دگرگونى اساسى است، نه روبنایى. از این رو جامعه خیال مى کند، چیز جدیدى غیر از آیین فعلى است؛ در حالى که اسلام واقعى را بیان مى کند.مشکلات کاستى هایى که در عصر حاضر و قبل از ظهور دیده مى شود، عبارت است از:
            1. احکام و معارف و فراوانى از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته به عللى (مانند پایین بودن سطح فرهنگ مردم و یا نبود زمینه آن) بیان نشده است.
            2. تعالیم و احکامى از قرآن و اسلام فراموش شده و از یادها رفته است و براى مسلمانان ناآشنا است.
            3. اصول و احکام فراوانى دچار تحریف و دگرگونى معنوى یا موضوعى گشته است.
            این تحریفات، توجیه ها، تاویل ها، انحراف ها و پیرایه ها بسیارى از باورهاى اسلام ناب را تهدید مى کند و ساخته هاى ذهنى مدعیان دین به عنوان باورهاى دینى ترویج مى شود!!
            4. بدعت هایى در دین گذاشته مى شود و احکامى از قرآن و اسلام بر طبق میل مردم بیان مى شود که روح اسلام ناب از آنها بى خبر است!!
            این پیرایه ها و بدعت ها، اسلام را طورى کرده که اگر امام آنها را از اسلام بزداید و حقیقت دین محمدى را آشکار سازد، مردم عوام خواهند گفت: این یک چیز جدیدى است، نه اسلام! در صورتى که اسلام واقعى همین است و امام آموزه هاى دین را مطابق اسلام اصیل مطرح مى کند. او بدعت ها را باطل مى کند و احکام خدا را همان گونه که صادر شده، ظاهر مى نماید و حدود اسلامى را بدون سهل انگارى اجرا مى کند، از این رواست که چنین برنامه اى براى مردم تازگى دارد. البته آنچه که او مى آورد، همان است که حضرت رسول اللَّه و اهل بیت پیامبر بیان کرده اند و شیعه نیز آنها را از طریق عترت معصومین دریافت کرده است.
            امام صادق«ع» در این باره مى فرماید: «یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیه و یستأنف الاسلام جدید»؛ الغیبه نعمانى، ص 230، ح 13؛ بحارالانوار، ج 52، ص 352، ح 108.؛ «(مهدى) بر طبق شیوه رسول خدا«ص» رفتار مى کند و آنچه از نشانه هاى گذشته باشد، از میان مى برد، همان گونه که پیامبر نشانه هاى جاهلیت را از بین برد. پس از ریشه کن ساختن بدعت ها، اسلام را از نو پیاده مى کند».هم چنین آمده است: «لایترک بدعه الا ازالها و لا سنه الا اقامها»؛ «هیچ بدعتى نیست، مگر آن که (مهدى) آن را (از پیکر اسلام) مى زداید و هیچ سنتى نیست، جز این که آن را بر پا مى دارد» وسائل الشیعه، ج 25، ص 436؛ ارشاد مفید، ج 2، ص 385..
            درباره کتاب تازه نیز باید دانست که این مسئله، به معناى آوردن قرآن دیگر نیست، بلکه آن حضرت اهداف و برنامه هاى اصیل قرآن را بیان کرده و تفسیر واقعى آیات را بیان خواهد نمود: «لو قدقام قائمنا… استانف بکم تعلیم القرآن و شرایع الدین و الاحکام و الفرائض کمال انزل الله على محمد«ص»»؛ «وقتى قائم ما به پا خیزد… و سخنگوى ما سخن بگوید، قرآن و احکام دین را همان گونه که بر پیامبر نازل شده است از نوبه شما مى آموزد» اثبات الهداه، ج 3، ص 56، ح 628؛ بحارالانوار، ج 2، ص 247.پس این درست نیست آن حضرت دین جدیدى مى آورد، بلکه او همه را به دین واقعى و سیره و سنت پیامبر«ص» و اهل بیت پاک او دعوت مى کند و حتى در قضاوت و حکم رانى نیز چنین عمل مى کند؛ هر چند براى دیگران تازه باشد. البته شکل حکومت آن حضرت (حکومت جهانى)، نحوه اداره جهان، تحقق برنامه ها و اهداف والاى پیامبران و اولیا، بهبود کامل وضعیت مردم، گسترش توحید و یکتاپرستى در جهان، حاکمیت عدالت و قسط و انتخاب افراد بسیار شایسته و کاردان براى حکومت و… بى نظیر و بى مانند است.
            امام صادق«ع» مى فرماید: «زمین با نور پروردگار روشن مى شود و در زمین مکانى باقى نمى ماند که در آن غیر خدا عبادت شود… و کنه دین براى خدا است، هر چند کافران را بد آید» کمال الدین، ج 2، ص 345؛ بحارالانوار، ج 51، ص 146، ح 15.در حدیثى آمده است: «زندگان آرزو مى کنند که مرده ها مى دیدند عدل و اطمینان و خیر بسیارى را که خداوند به ساکنان زمین رساند» بشاره المصطفى، ص 250 ؛ آثار الصادقین، ج 29، ص 268.و «خداوند به دست قائم زمین را زنده مى کند… زمین زنده مى شود و مردم آن حیاتى نوین مى یابند، بعد از مرگشان» بحارالانوار، ج 34، ص 325..

  • کربلای 5 می‌گه:

    باعرض سلام خدمت آقای تفضلی و محسن.بنده نقدم برروی جمله ای است که دربالا به آن اشاره شد (”درایران زنی که چادر دارد درقیاس با زنی که روسری به سر داردالزاما عفیف تر نیست”.)واز دید ونظر شخصی خودم این مطلب را نوشتم .اگه هم در جمله آخری جسارتی به آقای تفضلی شد وباعث رنجیده خاطر شدن ایشان گردید عاجزانه معذرت می خواهم .بنده فقط خواستم با این جمله یاد دوران سراسر نور ومعنویت دفاع مقدس بیفتیم.اخلاص ومعنویت آقای تفضلی دردوران دفاع مقدس بر هیچکس پوشیده نیست.انشاءالله که ادامه دهنده راه شهدا وهمرزمانش در دوره آخرالزمان باشد وخداوند متعال عاقبت به خیری را برایشان رقم بزند.اگر رشادتهای آقای تفضلی وامثال ایشان در دوران دفاع مقدس نبود امروز امنیت ایران مانند امنیت همسایگانش بود .

  • محسن می‌گه:

    کربلای 5سلام .برداشت شما با نظر نویسنده کاملا متفاوت است ، ایشون هرگز چنین سخن نرانده که روسری ارجحیت داره یا چادر و بالعکس یا اینکه یکی خوب است یکی بد و…… کمترین ردی از ارزش داوری نویسنده در مطلب پیدا نیست .بنا براین استنباط یا استخراج یا …… جنابعالی محل تامل است. لطفا بازخوانی توام با مداقه و به دور از تعصب بفرمایید و اگر هم لازم شد چند بار این کار را انجام دهید. ضمن اینکه باید گفت نگارنده را می ستایم به پاس مطلب زیبایشان.

  • کربلای 5 می‌گه:

    وقتی مطلبتان را خوندم جاخوردم.به خصوص این جمله را که فرموده بودید:”درایران زنی که چادر دارد درقیاس با زنی که روسری به سر داردالزاما عفیف تر نیست”.چادر به سرداشتن مقدمه ای بر عفیف شدن است.چون که صد آید نود هم پیش ماست.خلاصه کلام اینکه اگه روسری بهترازچادر بود حضرت زهرا(س)هرگز چادر نمی پوشیدن چون معصوم بودندوهیچ گناهی مرتکب نمی شدند و نماد ومجسمه عفت درجامعه محسوب می شدند.خود بهتر می دانید که حضرت زهرا(س)درمقابل مرد نابینایی که وارد خانه حضرت شدند هم چادر به سرکردند.چادر داشتن یک نوع حصار امنیتی ایجاد می کند که باعث می شود در درجه اول دیگران به گناه نیفتندودر درجه دوم خود شخص.شاید شخصی عفیف باشد ولی اگرچادر به سرنکند ،زیبایی ها و برجستگیهای بدنش باعث انحراف هزاران جوان در دوران حیاتش می گردد که این انحراف وفساد در دراز مدت دامن خود او و خانواده اش را هم خواهد گرفت،براساس این شعر:چو بد کردی مشو ایمن زآفات *که واجب شد طبیعت را مکافات……..دوست عزیز،اگر درشبهای عملیات دردوران جنگ یکی از همرزمانت این مقاله را بهت نشان می داد وبهت می گفت :نظر من درمورد عفاف و حجاب این نوشته است.شما چی بهش می گفتی؟حرفهایی راکه به اون همرزم می زدی را به عنوان نظر بنویس…

    • تفضلی می‌گه:

      -چادر پوشیدن یک رفتار است،رفتار معنادار.در قاموس جامعه شناسی به رفتار معنادار عمل (action)می گوییم.علاوه براین چادر بسرگذاشتن عمل اجتماعی.یعنی با توجه به دیگران انجام می شود.پس باید به معنایی که زن باچادر پوشیدن درنظر دارد آگاه شویم.آیا عمل او عقلانیت ارزشی را نشان می دهد واو چون باور دارد چادر پوشیدن خوب است، ان را انجام می دهد یا عمل او عقلانی معطوف به هدف است،وبرای کسب نفع یا دفع ضرری که محیط اجتماعی اعمال می کند،آن را انجام می دهد؟فرد تبعیت می کند چون ممکن است پاداشی دریافت کند و نیز برای رهایی از مجازات این کار را می کند.تبعیت از هنجارها نوعی همنوایی است که ناشی از قدرت بیرونی است و دخلی به باورهای ارزش شناختی افراد از جمله زنان ندارد.این نوع همنوایی ربطی به فرهنگ و باورهای مشترک ندارد.و تا جایی تداوم دارد که قدرت بیرونی مجبور کنند حاضرباشدبنابراین به محض غیاب قدرت بیرونی یا ضعف آن عمل تغییر می کند.به این ترتیب زنی که زیر فشار قدرت بیرونی چادر می پوشد، ممکن است نه تنها چادر را نماد عفت تلقی نکند که حتی در میزان عفاف نسبت به زنی که مانتو پوش است درمرتبه پایین تری قرار داشته باشد.بنابرین نمی توان گفت هرچادر پوشی الزاما از مانتو پوش عفیف تر است.پدیده هایی مانند تظاهر، ریا وفریب در چنین بسترهایی محقق می شود.حمل یک نماد به منظور فریب دیگران در جامعه ما امر ملموس و شناخته شده است.

200x208
200x208