تاریخ درج خبر : 1393/06/11
کد خبر : ۳۷۵۳۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

قحط الرجال نماینده اصلاح‌طلب در کهگیلویه

سایت استان: صفا فضیلت

سال ۱۳۷۸ با در نظر گفتن عوامل انسانی،سیاسی،جغرافیایی و نظایر آنها در تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی تغییراتی انجام گرفت و بیست نماینده به نمایندگان مجلس افزوده شد مطابق با این اصل قانون اساسی در انتخابات دور ششم مجلس شورای اسلامی شهرستان کهگیلویه و گچساران که درانتخابات قبل صاحب یک نماینده بودند به صورت مستقل در انتخابات میتوانستند صاحب نماینده شوند. از سال۷۸ به بعد که حوزه کهگیلویه مستقل و صاحب نماینده شد تا ۱۳۹۰چهار دور انتخابات در کهگیلویه برگزار شد که در این چهار دوره چراغ نماینده اصلاحات در کهگیلویه خاموش خاموش ماند و مردم این دیار هیچگاه نماینده ای اصلاحطلب به مجلس نفرستاند به واقع سوال اصلی این مطلب اینجاست که چرا کهگیلویه از زمان استقلال حوزه رای گیری تا به حال موفق به فرستادن نماینده اصلاح طلب به مجلس شورای اسلامی نشد
آیا اصلاحطلب های کهگیلویه نسبت به رقیب سیاسی خود کمترند و تلاش کاندیدهای و رجل سیاسی برای گرفتن نماینده اصلاحطلب از این دیار افاقه نکرده است؟
یا اینکه اصلاحطلبان این دیار در اکثریتند و نبود انسجام در طیف سیاسیون اصلاحطلب و تشکیلات واحد و منفعت طلبی شخصی و قدرت پرستی برخی اشخاص و حضور همزمان چند کاندیدا از این طیف منجر به این وضعیت شده است؟
بی آنکه دیگر قلمی بنگارم و سطری بیفزایم آنانکه نیم نگاهی به حوادث از سال ۷۸تا ۹۳داشته اند بیدرنگ رجال اصلاحطلب این دیار را مقصر خواهند یافت و بر قحط الرجال اصلحاطلبان در این حوزه نمایندگی از سال ۷۸به بعد صحه خواهند گذاشت.
کسانی که خورده اطلاعاتی در حوزه علم سیاست داشته باشند بی شک به یاد دارند که انتخابات مجلس ششم گردهمایی اصلاحات در مجلس بوده است و در اکثر حوزه های نمایندگی کشور نمایندگان اصلاح طلب از صندوق های رای بالا آماده اند و اصلاح طلب ترین مجلس تاریخ ایران را شکل داده اند اما متاسفانه در شور اصلاحات و ریاست جمهوری محمد خاتمی نگین اصلاحات دیار کهگیلویه نتوانست از این فرصت استفاده کند و جاه طلبی و خودپرستی و عدم توجه به شرایط پیش آمده باعث شد تا از طیف اصلاحات دو کاندید هم وزن یعنی محمود منطقیان و قادر لاهوتی اعلام حظور کنند و در جریان رقیب کاندیدی قدرتمند به نام سید محمد موحد که سابقه دو دور نمایندگی مجلس را در کارنامه داشت قرار گیرد در آن روزگار که نه محکم مردم به طیف جناح راست را مردم دو سال قبل از انتخابات مجلس ۷۸ در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶به ناطق نوری کاندیدهای جناح راست زدند و خاتمی چپگرا را که کمتر پیشبینی پیروز انتخابات از وی میرفت به عنوان ریاست جمهور میدیدند و بدنه دولت را اصلاح طلبان شکل میدادند و فضای جامعه رنگ و بوی اصلاح طلبی داشت شرایط برای فرستادن نماینده ای اصلاح طلب از دیار کهگیلویه کاملا فراهم شده بود چرا که جریان راست به دلیل عملکرد ضعیف با بی مهری مردم مواجه شده بود .
اما فرصت به دست آمده را دو لیدر اصلاحات آن زمان محمود منطقیان و قادر لاهوتی که هنوز هم حاضر به پذیرش اشتباه خود نمی شوند و خود را زجر کشیده اصلاحات و گذر عمر در خدمت به اصلاحات میدانند با جاه طلبی و تحت تاثیر شیفتگی قدرت و عدم توجه به شاخص های اصلاح طلبی در کمال ناباوری از دست دادند . بی شک یک فرد عامی با فدرت تحلیلی اندک به این نتیجه خواهد رسید که دو کاندید از یک طیف به دلیل تقسیم رای از یک کاندید طیف مقابل به دلیل انسجام رای شانسی برای پیروزی نخواهد داشت (که اگر معتقد به قوم گرایی در انتخابات کهگیلویه باشیم باز هم وجود دو کاندید از یک طیف همان ایراد بر آنها وارد است) اما افسوس ما زمانی بیش خواهد شد که لیدر های اصلاحات منطقیان و لاهوتی دانسته در این وادی گام برداشتند و قدرت ،قوه تفکرشان را ضایع کرده بود .
به هر حال آب رفته به جوی برنخواهد گشت و باید تجربه گذشته چراغ راه آینده میشد . و از اشتباه گذشته درس می گرفتیم انتخابات مجلس سال ۷۸با همه فراز نشیب هایش گذشت و اصلاحاطلبان کهگیلویه با دلگیری از رهبران خود چشم به انتخابات مجلس هفتم که سال ۸۲برگزار شد دوخته بودند تا این بار نماینده ای اصلاح طلب را به مجلس بفرستند شور و شوق انتخابات سال ۸۲به پا شده بود که زجر کشیده های اصلاحات به قول خوشان دوباره پا جای پای سال ۷۸گذاشتند و کپی برابر اصلی از انتخابات دور ششم را درانتخابات مجلس هفتم ترسیم نمودند و با شکافی بزگتر از شکاف سال ۷۸انتخابات سال ۸۲ را کلید زدند جنگ منطقیان و لاهوتی برای کسب قدرت بدون توجه به مردم اصلاحطلب و تشنه فرستادن نماینده اصلاحطلب به مجلس تمامی نداشت و کار را به جایی کشیدند که شکافی عظیم در بین مردم به عنوان ابزار قدرت خود کشیدند و کینه و دشمنی را در بین اصلاحاطلبان ایجاد نمودند .
آنها خود را معیار اصلاحات قرار دادند و اصلاحطلب های متحد را به دو شقه و دو شکاف ودو طیف منطقیانی و لاهوتی تبدیل نمودند و از کوزه های شکسته آب میخوردند
آری نتیجه انتخابات مجلس هفتم سال ۸۲در دیار کهگیلویه قبل از اعلام نتایج برای همه اصلاحطلبان به جز منطقیان و لاهوتی اظهر من الشمس بود و از روز آشکار تر
سید محمد موحد دوباره پیروز انتخابات بود و بازنده واقعی را باید مردم دانست نه منطقیان و لاهوتی چرا که منطقیان و لاهوتی دوباره توانستند مردم را دور خود جمع کنند اما مردم نتوانستد دلیل شکست در انتخابات مجلس ششم را تحلیل کنند و دوبار در همان مسیر گام برداشتند و بیچاره مردم که شش ماه تلاش نمودند به امید پیروزی اصلاحات در کهگیلویه انتخاباتی که میزان آرای دو کاندید اصلاحطلب روی هم ۱۵هزار رای بیشتر از رقیب قوی خود یعنی سید محمد موحد بود که نشان از آرای بشتر اصلاح طلبان در این دیار مینمود اما منطقیان و لاهوتی آن را به باد دادند.
تنشهای بعد از انتخابات از سوی طرفداران کاندیدهای مغلوب که شکست دوباره اصلاحطلبان را از رقیب خود برنمیتابیدند به اعتراض و ناآرامی کشیده شد که باعث شد که در دور بعد و مجلس هشتم سال ۱۳۸۶هر دو کاندید اصلاح طلب یعنی لاهوتی و منطقیان رد صلاحیت شوند تلاش هر دو کاندید برای احراز صلاحیت تا روزهای پایانی نزدیک به انتخابات ادامه داشت و همه را امیدوار میکردند که تا لحظات پایانی صلاحیت خود را کسب خواهند نمود و به هیچ چیز جز گرفتن صلاحیت خود فکر نکردند . و کمتر اندیشه ای در این مورد داشتند که اگر صلاحیت آنها احراز نشود اصلاحطلبان باید چکار کنند گویی تمام اصلاحات در آنها جمع شده بود که اگر صلاحیتشان احراز شد دوباره در انتخابات شرکت بکنند و شکست بخورند و اگر صلاحیت شان تایید نشد هم انتخابات برایشان اهمیتی ندارد اصلا اصلاحات را بازیچه دست خود نمودند. به هر حال هردو رد صلاحیت شدند و نتوانستند صلاحیت خود را احراز نمایند در انتخابات مجلس هشتم سال ۸۶و در نبود سید محمد موحد در حوزه کهگیلویه که به حوزه انتخابی بهبهان نقل مکان کرده بود بهترین فرصت فراهم شد تا در نبود کاندیدای قدرتمند رقیب نتیجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان رقم بخورد . چرا که در طیف رقیب دو کاندیدبا اندیشه راست نزدیک به هم یعنی علی محمد بزرگواری و مژدهی وجود داشتند که طیف مقابل را دچار پراکندگی آرا می کرد به همین دلیل کافی بود لاهوتی و منطقیان رد صلاحیت شده که در این چند سال طرفدارن اصلاحات را که سال هاست دو دسته و دو شقه کرده بودند و دور خود جمع نمودند اطراف یک کاندید اصلاحطلب انسجام دهند تا شاید پایانی دهند بر اشتباهات سابق خود و پیروزی اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم هر چند که هر دو با فرصت سوزی و امید واهی برای گرفتن صلاحایت فرصت بدست آمده را در حضور عدم وجود کاندید قدرتمند طیف مقابل یعنی سید محمد موحد و کاندیدهای ضعیفی چون بزرگواری و مژدهی از دست دادند و زمان کوتاهی تا انتخابات مانده بود و در این زمان کم انسجام اصلاحات و حامیان خود مشکل بود اما به هر حال پایان دادن به شکاف اصلاحات منطقیانی و لاهوتی و حمایت قاطع هر دو نفر از کاندید اصلاحطلب آن روز یعنی لطیف رستاد میتوانست در نبود کاندید مقتدر از طیف مقابل کارساز گردد حضور هر دو نفر به صورت متحد در نطق های انتخاباتی و بیان سخنانی کوتاه در حمایت از کاندید نوظهور اصلاحات میتوانست افاقه نماید اما این دو اصلاحطلب فرصت سوز در این دور هم درست عمل نکردند و حمایت قاطع و سریح از کاندید اصلاحات نداشتند گویی رد صلاحیت باعث شده بود دل و دماغی برای چسبیدن به انتخابات نداشته باشند و چون خود در گردونه انتخابات نیستند انتخابات برایشان اهمیتی آنچنانی نداشته باشد
حضور کوتاه و زمان اندک برای تبلیغ لطیف رستاد به عنوان تنها کاندید اصلاحات در انتخابات دور هشتم مجلس در کهگیلویه برخلاف ادوار گذشته که از این طیف دو کاندید حضور داشتند و کسب رای بالای ۳۵هزار که هرچند نتوانست به مجلس راه یابد نشان داد مشکل اصلاحات تعدد کاندیدا و شکاف از سوی کاندیدها در میان آرای اصلاحطلبان بوده است.
به هر حال ناکامان انتخابات مجلس هشتم باز هم اصلاح طلبان در کهگیلویه بودند.
انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی در سال ۹۰برگزار شد نکته جالب انتخابات این دور در کهگیلویه نبود کاندید شاخص از سوی اصلاحطلبان بود چرا که لاهوتی و منطقیان با علم به اینکه رد صلاحیت خواهند شد در انتخابات شرکت نکردند و با حضور مداوم و پی در پی خود در انتخابات سال های قبل اجازه رشد به یک کاندید شاخص برای جریان اصلاحات هرگز نداده بودند. از نکات جالب در این انتخابات امکان پیشبینی راحت برای پیروز انتخابات بود برای همگان قابل پیشبینی بود که علی محمد بزرگواری نماینده پیروز دور قبل دوباره به مجلس راه خواهد یافت .
از دیگر نکات قابل بیان این انتخابات عدم هرگونه تلاش از سوی منطقیان و لاهوتی به عنوان شاخص های اصلاحات (به قول خودشان) جهت انسجام رای اصلاحطلبان و عدم تشتت و پراکندگی رای آنها بود . گویی از ترس اینکه مبادا نماینده ای شاخص در جریان اصلاحات شکل گیرد که از هیبت و کبکبه و دبدبه آنها کاسته شود عدم وجود کاندید اصلاحطلب در نبود خودشان را بر بودن کاندیدا اصلاحطلب در این انتخابات ترجیح دادند .
از اشتباه فاحش این دوره از انتخابات ناامیدی کامل اصلاحطلبان برای رسیدن به قدرت بود و اکثر لیدرهای اصلاحطلب تشنه قدرت که امیدی برای پیروزی در انتخابات نمی دیدند با دعوت از کاندید طیف مقابل یعنی بزرگواری به همه آرمان ها ،افکار و داشته های خود پشت پا زدند.
انتخابات مجلس نهم در کهگیلویه با شکستی دیگر برای اصلاحات پایان پذیرفت و همگان به انتظار انتخابات دور دهم مجلس سال ۹۴نشسته اند .
آیا سرانجام کهگیلویه خواهند توانست نماینده ای اصلاح‌طلب در مجلس به خود ببیند ؟
تحلیل آینده با نگاهی به شرایط امروز حاکم در کهگیلویه میتواند آسان باشد . بعد از پیروزی ریییس جمهور نزدیک به اصلاحطلب که با سبد رای اصلطلبان به کرسی ریاست جمهوری تکیه زد و ساختار قدرت در نقاط مختلف کشور به نفع اصلاحطلبان جابجا شد . کهگیلویه و بخش های اطراف آن با بی مهری دولت مردان مواجه شد و گویی در این مناطق رییس جمهور هنوز احمدی نژاد است در کهگیلویه هنوز جنگ نیروی منطقیانی و لاهوتی حکم فرماست و هیچ یک از دو لیدر حاضر نیست کسی از حامیان طرف مقابل به قدرت برسد و در این بین بزرگواری از شکاف به دست آمده نهایت استفاده را برده است و قدرت را همسوی خود برای پیروزی در انتخابات آینده ترسیم نموده است .گویی زمین و زمان ،منطقیان و لاهوتی ،دولت وقت ،استاندار ،بزرگواری و همه کسانی که که از اشتباهات گذشته درس نگرفتند و هنوز در بازی منطقیان و لاهوتی سرگردانند هرگزاجازه نخواهند داد کهگیلویه نماینده ای اصلاحطلب به خود ببیند . تنها راه اصلاحطلبان کهگیلویه این است به بازی منطقیان و لاهوتی پایان دهیم و با عبور از آنها روی شخصی دیگر که جز به منافع اصلاحات توجهی نداشته باشد به اجماع رسید
باید از خواب غفلت بلند شد تا شکستی دیگر را در کارنامه اصلاح‌طلبان کهگیلویه ثبت نکرده ایم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمدی می‌گه:

    اصلاحیه متن فوق ،درشرایط فعلی چنانچه یک نفر از طرفین به نفع دیگری کنار نرود.

  • محمدی می‌گه:

    باطرح مساله توافق نظر دارم،لیکن نحوه عنوان بایستی باحرارت کمتر وباسعه صدربیشتری بیان میشد،این دو شخص هزینه‌های زیادی متحمل شدند وبدون از رضایت طرفین نتیجه ای حاصل نمیشود.مع الوصف باتوجه به بازاریابی سیاسی اینجانب در شرایط فعلی چنانچه یکنفرازطرفین به نفع دیگری کنار ورود،جناب آقای میرمحمدی فرماندار اسبق کهگیلویه که سابقه روشنی در کهکیلویه دارند پیشنهاد میگردد،انصافا ایشان فرد محبوب و شایسته ای است

  • بیراحمد می‌گه:

    در بویر احمد هم قحط الرجال نماینده اصلاح‌طلبی میباشد
    در بویر احمد هم قحط الرجال نماینده اصلاح‌طلبی میباشد
    در بویر احمد هم قحط الرجال نماینده اصلاح‌طلبی میباشد

  • یاسوج می‌گه:

    چرا کامنتها را حذف میکنید.شما که اسمتون باصطلاح رسانه است

  • حیدری می‌گه:

    قحط الرجال نیست مگر نیروهای خوشفکر مثل آقای دکتر چمن دکتر دهبانی پور و آقای دارا کریمی نژاد نیستند؟

  • سلام می‌گه:

    ای گپل قدیمیین، بره جایی فکر نونته بکن

  • محمدی می‌گه:

    چاره ای جز به عرصه آوردن یک چهره دانشگاهی و محبوب مثل آقای دکتر چمن نیست البته اگر بنای دوستان اصلاح طلب بر کار بزرگ و عالمانه باشه.

  • 90 می‌گه:

    دوست عزیز بسیار عامیانه قلم زدی ولی باز هم دست مریزاد که چسارت به خرج دادی و دل نوشته ای برای بعضی که سودای قدرت به سر دارند بدون حضور لاهوتی و منطقیان/ ولی دوست عزیز اگر بنا باشد در کهگیلویه یک کاندیدای اصلاح طلب برای انتخابات 94 باشد، فقظ با حشور یکی از این دو عزیز امید به موفقیت هست

  • ربانی می‌گه:

    با تشکر از مقالتون،من اصول گرا هستم اما جا دارد به شما بگویم دوستان،کدام اصلاحات؟دیگه اصلاحاتی نمانده است،آیا همین سران اصلاحات که از اطرافیان نزدیک منطقیان بودند همانهایی نیستند که از بزرگواری که از سرسخت ترین اصول گراها است حمایت کردند؟حالا همین نان به نرخ روز خور ها ادعای اصلاح طلبی هم میکنند.شب شعر و شاهنامه خوانی راه می اندازند،به چه رویی؟اصلاحات در کهگیلویه فقط ادعا بود.

  • آذرکیش می‌گه:

    قضاوت آقای فضیلت در مورد آقای منطقیان به دور از اخلاق هست وی تحت فشارهای شدید در دوره های قبل اعلام حضور کردند

  • دهدشت10 می‌گه:

    سلام – مطلب خوبی را اشاره کردی اما- مشکل اصلی شهرستان کهگیلویه این است که متاسفانه هنوز تفکر طایفه ای دارند(بویراحمدی – طیبی – سید – دشمن زیاری و بهمئی و…)و باز هم متاسفانه نخبه گان و تحصیل کرده های ما هم این تفکر غلط را دارندو به دیگر افراد جامعه سرایت می دهند
    تا زمانی که تحصیل کرده و نخبگان فرا طایفه فکر نکنند امیدی نیست

  • ش ر می‌گه:

    با نظرتون موافقم بزرگترین اشتبان منطقیان حمایت از رستاد بود چون گزینه اصلاح طلب تری هم در صحنه بود

  • پ می‌گه:

    باید نیروهای توانمند و جوان وباسابقه اجرایی و مدیریتی جایگزین شوند اگر قحط الرجال است قحط العین که نیست چشمانمان را بازکنیم ورود افرادی مثل دکتر چمن به صحنه باعث دلگرمی مردم و امیدواری به پیشرفت شهرستان کهگیلویه خواهدبود

  • صداقت می‌گه:

    دست گلتون درد نکنه ولی اقای فضیلت این مطالب تا الان–بیش از صد بار به صورت کتبی وشفاهی از طرف دوست ودشمن اصلاح طلب وغیره طنین انداز شد اما کو گوش شنوا انشاء الله این بار باهماهنگی هسته مرکزی دراستان ودلسوزان اصلاحات درمناطق مربوطه تصمیم جدی گرفته شود

  • 111 می‌گه:

    من خودم اصلاح طلبم اما اصلاح طلبانی که سمبلشون ……. و ……. است باید به همین بلا گرفتار شوند.فکر کنم این دو طیف اصطلاح ((تفرقه بینداز و حکومت کن )) را نفهمیده اند. از آن طرف خداییش یه کم انصاف به خرج دهیم این دو نفر کجای پرستیژشان به نمایندگی مجلس می خورد؟

  • عظیم می‌گه:

    سلام. مقاله ی بسیار جالب کامل و پر از حقیقت بود تشکر از شما

  • شیرفرهاد می‌گه:

    قبل ازاینکه گچساران وکهگیلویه هم ازهم جدابشن هم نماینده اصلاح طلب نبود.فقط دردور اول وسوم.

  • احمدی می‌گه:

    اصلا قضاوت درستی نکردی،شخصاً از نزدیک دیدم منطقیان از رستاد حمایت کرد،در دور بعد هم اصلاحات به این نتیجه رسیده بود که کسی را معرفی نکند،ولی دوره های قبل با شما هم عقیده هستم، انشاالله که متحد شوند.

200x208
200x208