تاریخ درج خبر : 1393/06/11
کد خبر : ۳۷۵۳۹۰
+ تغییر اندازه نوشته -

«فرصت طلبانی که با باد می‌چرخند»

dara

سایت استان: دارا کریمی نژاد

جامعه ایرانی سال هاست که عناصر ضد فرهنگی را بسان تیرهای زهر آگین عقل گریز، توسعه ستیز و شایستگی کش بر پیکر خویش تحمل می‌نماید. یکی از این تیرهای سه شعله که همچنان آتش بر خرمن فرهنگ ایران زمین زده،”ریاکاری”،”فرصت طلبی” و”تملق گویی” است. اگر به حسب حروف اول این واژگان، کلمه «رفت» را در این مقاله بکار ببریم بیراه نرفته ایم،چرا که در حقیقت بخشی از فرهنگ کهن بوم ما با همین «رفت» به یغما رفته است.تاریخ ایران از «رفت» حاکمان و اطرافیان آنها نمونه‌های زیادی دارد: «میرزا علی اصغر خان اتابک با سه پادشاه قاجار در قبل و بعد از انقلاب مشروطیت کار کرد و در نزد هر سه صدراعظم بود. وقتی ناصرالدین شاه در حرم حضرت عبدالعظیم ترور شد جنازه اش را با نمایش این که هنوز زنده است توی درشکه گذاشت و به کاخ سلطنتی برد و اولین کارش این بود که این شعر را برای مظفرالدین شاهی که سال‌ها منتظر جلوس بر تخت پادشاهی بود فرستاد:«چرا خون نگریم؟ چرا خوش نخندم؟ / که دریا فرو رفت و گوهر برآمد ». در این بیت هم تبریک وتسلیت وهم تثبیت شغل و تملق همه یکجا آمده است.در جای دیگر آمده که”قاآنی”برای زکام”حاج میرزا آغاسی” شعرمی گفت. بلافاصله با روی کار آمدن”میرزا تقی خان امیر کبیر”،برایش سرود:به جای ظالمی شقی نشسته عالمی تقی و… موارد فوق از موارد متعدد فرصت طلبی و ابن الوقتی در طول تاریخ است.از نظر لغوی اوپورتونیسم (OPPURTUNISME ) به معنی فرصت طلبی است که اصطلاح مناسب تر آن « ابن الوقتی » است. معنی وسیع تر آن نبودن بر یک عقیده و خط مشی سیاسی و اجتماعی است و به کسانی اطلاق می‌شود که برای حفظ منافع خود به اصطلاح معروف «نان را به نرخ روز می‌خورند» و خود را با هر شرایطی تطبیق می‌دهند. اینان همیشه طرفدار نظام حاکم و حزب و گروهی هستند که در موضع نیرومند تری قرار دارند که با چسبیدن به آن گروه در صدد کسب یا حفظ منافع خود هستند ولا غیر.آن‌ها با نسیمی به راست کج می‌شوند و با بادی به سمت چپ می‌افتند و اگر وضع حاکم و موجود را به سان گردبادی ببینند به دور خود می‌چرخند. این نان به نرخ روز خورها، نفع خود را بر هر عقیده و اصولی ترجیح می‌دهند زیرا نه عقیده ی محکمی دارند و نه اراده ای که بر سر آن عقیده محکم بایستند، جلوی پای خود و منافع کوتاه مدت خود را می‌بینند. جلال آل احمد در کتاب « یک چاه و دو چاله» عبارتی دارد با این مضمون: «وقتی دیوار باغ فرو میریزد سر و کله میوه چین‌ها پیدا می‌شود.» تعبیر دلنشین آل احمد در این گفته با ذکر این مثال متوجه فرصت طلبان و ابن الوقت‌هایی است که همیشه به گاه پیروزی از راه می‌رسند و غنیمت می‌طلبند و سهم می‌خواهند. آن‌ها حتی خود را مستحق ترین افراد در نصیب بردن از موفقیت می‌پندارند و در مقام صاحبان مجلس برای دیگران هم تعیین تکلیف می‌کنند و خط و نشان می‌کشند. جالب اینکه همین پهلوانان!! به محض مخاطره ای و بروز مشکلی سر در گریبان می‌برند و در یک چشم به هم زنی به سمتی دیگر می‌غلطند و بهترین تعبیر برای اینان این است که نه آدمند، که مستخدم دمند، تصویر مبهمی از شبه آدمند، این مومیائیان بر سینه زمان،تاریخ عبرتند، اینان گرچه نقد حال می‌ستانند،اما برپهلوی فرهنگ تیر می‌چکانند و کشتی توسعه جامعه را به گل می‌نشانند. آنها منتظرانی هستند که مصداق این ضرب المثل قدیمی هستند:

تغاری بشکند ماستی بریزد/ جهان گردد به کام کاسه لیسان

شاعران همانند جامعه شناسان حوزه فرهنگ به این پدیده تلخ فرهنگی پرداخته اند، که از آن جمله می‌توان به خواجه حافظ شیرازی اشاره داشت. حافظی که شاعر درد است و درد او ریا و عدم صداقت و اخلاص ریاکاران و متظاهران روزگار اوست. در شعر او انسانها دو گونه اند، گروهی اهل تزویرو ریا و گروهی پاک و بی غل وغش. تقابل این دو گروه در برابر هم، به نوعی تقابل فرشته در برابر انسان، در روز ازل است.گروهی از انسان‌هایی که اطراف حافظ را پر کرده اند، شیخ،واعظ، مفتی و محتسب هستند که به علت تزویر، در مقابل حافظ قرار می‌گیرند و تمام شعر حافظ صحنه ی جدال فکری و انتقاد به ریاکاری و دنیامداری و دین فروشی آن هاست.

می خور که شیخ و حافظ و مفتی ومحتسب/ چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند
صوفی شهر بین که چون لقم شبهه می‌خورد/ پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

در سپهر سیاست ایرانی به دلیل عدم توسعه سیاسی ونبود مرز روشن میان جریانات سیاسی، با تغییر دولت‌ها موجی از خواسته‌ها و مطالبات فضای سیاسی کشور را در برمی‌گیرد که همگی با تابلوی خدمت به مردم به میدان می‌آیند. در این شلوغ کاری سیاسی، بازار لابیگری‌ها گرم تر از پیش می‌شود تا خواسته افراد را به صورت هدفمند پیگیری کنند.
این بندبازان سیاسی که در پیش بینی و رصد کردن هوای سیاسی، تکنولوژی پیشرفته سازمان‌های هواشناسی را هم پشت سر گذاشته اند،جهت استفاده از مزایای قدرت و کسب منافع شخصی با شعار دروغین «مستقل» بودن (که هیچ مبنای عقلانی و فکری ندارد )با دغل کاری درهر دوره به رنگ و لباسی درآمده و خود را منتسب و هوادار جریان سیاسی حاکم معرفی می‌کنند.دوره ای با ژست روشنفکری و تفکرات مدرن «فوق اصلاح طلب» می‌شوند و در دوره ای دیگر در کلام و شعار از تمام مرزهای اصولگرایی نیز فراتر می‌روند و در شرایط کنونی کشور، خود را نماد و تجلّی اعتدال معرفی می‌کنند. این تشنگان خدمت(!)و مشتاقان ادای وظیفه(!) در دوران اصلاح طلبان،اصولگرایان و امروز اعتدالگرایان همواره در صف اول پذیرش کرسی ریاست بوده و از فرط علاقمندی به خدمت در این مسیراز هیچگونه تعامل(!) و زد و بندی پروایی ندارند. اما آنچه که قابل تامل است عمل صاحبان قدرت در گزینش و انتخاب افراد برای تصدی و ریاست بر سازمان و یا ارگانی خاص است. بدون شک،افرادی که نه براساس شایستگی و لیاقت خویش،بلکه براساس شم تیز فرصت طلبی، مقام و منصبی را تصاحب می‌کند یقینا نمی‌تواند تمام نیروی خود را در راستای خدمت به مردم متمرکز کنند.زیرا چنین اشخاصی بدهکار رانت دهندگان و افرادی هستند که سکوی پرتاب آنها به جایگاه جدید شده اند و حال که به نوایی رسیده اند تازه باید در پی جبران آن باشند. افراد شایسته و بالیاقت هیچ گاه حاضر نیستند برای رسیدن به چنین موقعیت‌هایی ملاحظات اخلاقی را زیرپا گذارند. درنتیجه وقتی سازوکار انتخاب مدیران براساس شایسته سالاری و بدور از هر رابطه ای انجام پذیرد خروجی عملکردها،خدمت صادقانه خواهد بود. اما اگر شیوه رسیدن به قدرت خارج از چارچوب اخلاقی و صحیح آن صورت پذیرد، یقینا نتیجه هم مانند مقدمه خراب از کار درخواهد آمد. شاید بازخورد عملکرد نهادها و سازمانها خود بهترین نشانه از رویه انتخاب مدیران در آن دستگاه‌ها باشد.آنچه عیان است،این است که به واسطه حضور همین عناصر خرد زائل کن و ضد توسعه، جامعه ایرانی نتوانسته بر مدار توسعه یافتگی قرار گیرد.برای برون رفت از این مهم و آن هم توسع انسان محور،باید از این «رفت» (ریاکاری،فرصت طلبی،تملق)،رخت بربست.

*منبع:روزنامه ابتکار- سه‌شنبه 11 شهریور93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    کاش هیچ وقت وارد سیاست نمیشدین …که الان تن به چنین حقارتی بدین واقعا آبروی اصول گراها رو خریدی

  • چوپان می‌گه:

    میشه بفرماییدجناب دکترکدوم دانشگاه میخونه وشهریه چقدرمیده؟ماهم بریم بخونیم؟یاآکسفوردومیشیگانه؟

  • کارمند می‌گه:

    درود برشما آقای دکتر .کاشکی اونهایی که به افراد فرصت طلب (عضوحزب پرچم فرودگاه) این مقاله رابخوانندوملاک عمل قرار دهند.
    مادریک دستگاهی(م ع پ) کار می کنیم که در زمان دولت قبلی اصولگرا
    بود وپست رئیس (معاونت داشته ) الان با جازدن خود بعنوان اصلاح طلب درپستش خودش ابقا کرده و معاونین خودشرا از اصولگرا انتخاب کرده و برای حفظ پستش واردزدو بندهای سیاسی شده است و با معامله و واگذاری پست سازمانی مسئولین واحدها به افراد غیر واجد شرایط برای تثبیت موقعیت خود سوء استفاده میکند !!

  • طیبی سوق می‌گه:

    درود اهورائی بر شما که از تبار پاکان و نیک سیرتان هستی . غزل گفتی و در سفتی و گل گفتی استاد .قصه این منفعت طلبان بسان کسانی است که در یک بزرگراه راهنمای سمت چپ را میزنند ولی به سمت راست میپیچند و در این مسیر نه تنها به خود بلکه به دیگران نیز آسیب میرسانند از آن جهت به خود آسیب میرسانند که در دراز مدت هیچ گروه و دسته سیاسی به آنها اعتماد نمی کند و به جامعه نیز آسیب میرسانند زیرا ریا کاری و دورویی را در جامعه ترویج میدهند

  • اعتدال می‌گه:

    باسلام چقدر زیبا وزیبنده نوشتی واقعیت استان خصوصا شرکت ……استان ….. و …… دهدشت

  • حیدری می‌گه:

    بعضی از دوستان کامنت گذاشته اند که چرا افراد با تحصیلات علوم انسانی کمتر در مناصب مدیریتی حضور دارند دلیلش اینه که در کشور ما افراد با استعداد در رشته های پزشکی و مهندسی تحصیل می کنند نه در رشته های علوم انسانی. از همون مقطع تصیلات دبیرستان تا همه سطوح تحصیلات عالی این انتخاب حکمفرماست.

  • دلدار می‌گه:

    جناب دکتر انچه دراین استان حاکم است حفظ قدرت سلیقه ای ،قومی وقبیله ای است .فرصتی پیش تادرپشت نام ……حکومت کنند . ای کاش رضا شاه دوباره فرصت برگشتن داشت تا بار دیگر دست آنان را دراستان کوتاه می کرد.

  • اصلاح طلب قدیمی می‌گه:

    جناب کریمی نژاد بجای این مطالب بهتر است یک کانون فکری با حضور اشخاصی همچون خود جنابعالی و آقای دکتر چمن و آقای دکتر دهبانی و آقای رضاتوفیقی و آقای سیف السادات تشکیل دهید و اجازه ندهید جریان فکری بیش از این آسیب ببیند.

  • مردان چرام می‌گه:

    آقای دکتر کریمی نژاد استا استادان جامعه شناسی کشور میباشد و واقعا جایگاه ایشان الحق والنصاف میبایست حداقل فرماندار منطقه یا یکی از مدیرکل های مهم استان بشوند من خودم چند سال پیش شاگرد ایشان بودم و اساتید خوبی تربیت کردن این عزیز ؛ براشون همیشه از درگاه خداوند آرزوی سلامتی و خوشبختی رو دارم .ارادتمند شما محمود …….

  • دهدشتی می‌گه:

    فکر می کنم دیدن این تصویر نشاندهنده این است که بعضی اصلاح طلبان تشنه توجه اصولگرایان هستند و اگر شرایط جور شود بدشان نمی آید از طریق حاج آقا پستی بهم بزنند.حیف که ما هیچی حالیمون نمی شه. امثال منطقیان و لاهوتی فقط باید به هم اعتماد کنند نه به این دوستان فرصت طلب.
    http://dehdashtweb.ir/wp-content/uploads/IMG_0629.jpg
    و
    http://dehdashtweb.ir/wp-content/uploads/IMG_0622.jpg
    و
    http://dehdashtweb.ir/wp-content/uploads/IMG_0684.jpg

  • عظیم بنام می‌گه:

    جناب دکتر شجاعت و شخصیت شما بر همه ثابت شده… به چندین نفر مثل شما نیازمندیم

  • مه قلی سوق می‌گه:

    نیاز نیست خود نگارنده جناب کریمی نژاد هم در موقعیت باد قرار گیرند حزب بادند

    • خوبانی می‌گه:

      مه قلی یا بی خبری یا جز« رفتی» کریمی نزادی که ما سالها می شناسیم همیشه بر خلاف جریان آب و باد حرکت کردند.ایشان سخت ترین آزمونها را پشت سر گذاشتند.نیازی به تعریف من و تحریف شما ندارند.

  • گل بي منت بارون می‌گه:

    دوستان عزیز من که ایشان را تائید کردم و خدای ناکرده هیچ گونه تند روی یا توهینی در ادبیات بکار بده شده از طرف اینجانب نمی باشد ولی به طور خاص در شرایط کنونی با توجه وضعیت مردم شهرستانهای این حوزه با تاکید بر اقتصادی و سیاسی اعلام نظر نمودم . ما چهره ای نظیر اقای دکتر تاجگردون ( که کم نداریم )که علاوه بر سیاست و مدیریت در حوزه اقتصاد یک کارشناس به تمام معناست و کسی نه در دولت و نه در مجلس از هر طیف مخالف ایشان نمی باشد مفید برای کشور و استان و شهرستان حوزه انتخابیه اش می باشد را می خواهیم ایا به عنوان یک انسان ازاد و متعلق به این حوزه حق اظهار نظر دارام یا نه ایا درد و عدم سایه سالها نبودن یک نماینده مجلس که برای همه دوران چه نماینده باشد و چه نباشد بر سر این حوزه سنگینی نمی کند ما را عذاب نمی دهد پس بیائیم دور از احساس تصمیم واقعی بگیریم . من هم دلسوزم عین خودت نگاه به دور وبرت نکن اگر دروغه یا بد گفتم راهنمایی فرمائید.

  • گل بي منت بارون می‌گه:

    سلام
    ادم خوب و با ارزشی هستی اما نه برای نمایندگی مجلس چون نماینده مجلس در وحله اول تهران را بایستی خوب بلد باشد دوما منطقه ما نیاز به یک چهره سیاسی و اقتصادی و با توان مدیریتی بالا و انگیزه انجام کار مفید برای شهرستان را دارد نه ادبیات و جامعه شناس بقولی نیاز به منجی دارد و در پایان خوب نگاشتی و ما همه هم استانیها را دوست داریم و براشون ارزوی سلامتی می نمائیم.

    • 111 می‌گه:

      گل بی منت و بارون بلد نیستی نقد کنی، مجبور که نیستی.

    • جمعی ازدانشجویان دکتر می‌گه:

      گل بی منت بارون :اولا مشکل کشورهای جهان سوم این است که کسانی که علوم انسانی خوانده اند، در راس مدیریت نیستند و کسانی که پزشکی یا فنی خواندند عهده دار مسولیتها شدند.
      دوم اینکه اکثر روسای جمهور و نمایندگان کشورهای توسعه یافته حقوق و اقتصاد و جامعه شناسی و… خوانده اند
      سوم اینکه دکتر کریمی لیسانس و فوق لیسانس تهران خوانده اند و تهران را از هر جهت می شناسند
      چهارم اینکه با بزرگان سیاسی و اجرایی در تهران در تماس اند
      پنجم اینکه ایشان هم حقوق خوانده اند و هم جامعه شناسی و هم کار اجرایی

      • دانشجوی پزشکی می‌گه:

        دوستی که بعنوان جمعی از دانشجویان کامنت گذاشته ای لازم است بدانی که پزشکان از نخبه ترین و با استعدادترین افراد هر جامعه ای هستند و به همین دلیل وقتی وارد سیاست و مدیریت می شوند از بقیه سبقت می گیرند نمونه های فراوان دنیا را ببینید از دکتر ماهاتیر محمد تا دکتر بشاراسد تا دکتر ولایتی و دکتر معین خودمان تا دکتر سروش که دکترای داروسازی دارد حتی وقتی وارد ادبیات می شوند مثل استاد شهریار که دانشجوی پزشکی بوده و از همه اینها مهمتر حکیم بوعلی سینا. این افراد غالبا هوش و استعداد بالا و دید گسترده دارند و قدرت خلاقیتشان بالاست.

  • سید می‌گه:

    سلام.جناب دکتر گل گفتی و در سفتی.
    اول از زبان حافظ دعا میکنم که:من و هم صحبتی اهل ریا دورم باد/از گرانان جهان رطل گران ما را بس.بعدش هم از قدیم گفتند که گربه محض رضای خدا موش نمیگیرد.خدا کنه که این دلسوزی ها و قلم زدنها محض رضای خدا و خدمت به مردم بخصوص از صحنه رانده های اصلاح طلب باشه که فعلا چاره ای جز سکوت ندارند.درست میفرمایید، انسان همیشه از کسانی که شریک دزد و رفیق قافله آن رنج دیده.یا به قول خواجه شیراز:زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب /اینهمه با همه در ساخته ای یعنی چه؟.جوابی جز عقب ماندگی و ذلت نیست.باید تدبیری اندیشید به جای فرصت طلبی و فرصت سوزی. از شرایط پیش آمده فرصت سازی کردکه:قدر وقت آر نشناسد دل و کاری نکند/بس خجالت کاریم حاصل اوقات بریم.فرصت راغنیمت بشماریم با گذاشتن دارا نویسنده مقاله جای داور در شعر حافظ. مذاق دوستان را خوش کنیم،که خیلی بی ربط به موضوع نیست.
    واعظین کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
    چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
    گوییا باور نمی دارند روز دوای
    کاین همه قلب دولا در کار “دارا”میکنند

  • هزاران آفرین برشما باد . چقدر زیبا نوشتی واقعیت روز استان بخصوص آموزش و پرورش را .استاد عزیز و دوست داشتنی . جا داره اشاره کنیم درباره حال و روز فرصت طلبان و تملق گویان این روزهای استان
    سعدی چه زیبا گفت:
    گرت مملکت باید آراسته مده کار معظم به نوخاسته
    به خردان مفرمای کار درشت که سندان نشاید شکستن به مشت
    نخواهی که ضایع شود روزگار به ناکار دیده مفرمای کار …

    امام علی (ع) در نهج البلاغه علل سقوط دولت ها را درچهارچیز ازجمله ضایع کردن مسائل اساسی و خود مشغول کردن به فروعات ، حاکم کردن ارازل وفرومایگان وکنارزدن افاضل وشایستگان در عرصه مدیریت ذکر کرده اند.

    پروین اعتصامی چه زیبا سرودند
    تمام کارهای ما نمی بودند بیهوده
    اگر در کار می بستیم روزی کاردانی را
    ولی حیف و صد حیف که دنیا و پشت لیشله عزیزم …

  • دشمن تملق می‌گه:

    هزار بار افرین بر شما .اما این بیچارهها گناهی ندارند زیرا از یک زمانی به اینطرف خمیر مایه وجودی ما را تغییر دادند وبه تملق ودیگر مشتقات ان عادت دادند.

  • دانشجو می‌گه:

    درود استاد زیبا نوشتی و افتخار می کنیم در محظر شما جامعه شناسی خواندیم

  • هنرمند می‌گه:

    خسته نباشیدخدمت اقای دکتر .مطلب زیبای شما که برامده ازتفکر ازادانیشی شماست مصداق عینی اتفاقات عینی در استان ماست

  • شاهد می‌گه:

    جناب دکتر کریمی نژاد شما واقعیات امروز جامعه را گفتی و چقدر عالی این را بیان کردی .احسنت بر شما که همواره بر آرمان و عقیده خود استوار هستی .م.فق باشی

  • ا--ف می‌گه:

    با شما که شاخص فکرییتان اصلاح طلبی ویکرنگیست موافقم .دوست گرام

  • استادیان می‌گه:

    دکتر دارا کریمی نژاد از تبار شجاعت و غیرت و اقتدار است
    انقلاب ها محصول ذهن روشن فکران و نخبگان هستند و فرصت طلبان استفاده کننده و آلوده کننده این محصولات هستند.خواه اصلاح طلب حاکم باشند. خواه اصولگرا یان

  • 111 می‌گه:

    حیفم میاد که این مطلب زیبا را بارها و بارها نخوانم اما جناب دکتر عزیز این دردها به این راحتی درمان نخواهند شد. اینان عقده هایی هستند که سال هاست بر دلهایمان سنگینی می کنند و کجاست رسواگر شجاعی که به خاطر حفظ موقعیتش با این طیف هماهنگ نشده و پته ی آن ها را روی آب بریزد؟

200x208
200x208