تاریخ درج خبر : 1392/04/26
کد خبر : ۳۷۷۲۷
+ تغییر اندازه نوشته -

عیب می جمله بگفتی/ هنرش نیز ….

سایت استان: امید نوروزی اصل

در روزهای گذشته مطلبی با عنوان ” کلماتی که از خجالت آب شد و چکید” به قلم رهزاد خدیش و در نقد جلسه انجمن اهل قلم در دهدشت در سایت استان منتشر شد که واکنش هایی را در پی داشت.

3333333333

آقای امید نوروزی اصل از مخاطبان سایت استان و از اعضای انجمن اهل قلم با ارسال یادداشتی به نوشته فوق واکنش نشان دادند.

متن یادداشت در پی می آید:
جلسه ی انجمن اهل قلم دهدشت به مناسبت “گرامیداشت روز قلم” با عنوان ” کلماتی که می چکد” هنوز به سرانجام نرسیده بود که انتقادات تند و تیز تعدادی از دوستان آغازیدن گرفت. در قسمت پایانی حین پاسخگویی به سوالات، جوانی بر آشفت و با اینکه ایشان از سوی دکتر کزازی و مجری و تعدادی از حضار، دعوت به ارائه نظر خود شده بود، با اهانتی سالن را ترک نمودند. از نظر ما حرجی نیست لابد این جلسه انجمن، سبب ضایع شدن اوقات مبارکشان شده بود. اما انتقادات محترمانه تعدادی از دوستان در سالن همایش خاتمه نیافت و در بیرون و روزهای بعد از آن استمرار یافت. آخرین آن – تا این هنگام- در سایت محترم ک. ب قلمی/ کی بوردی و وارد فضای عمومی / مجازی شد. جهت احترام به همه ی دوستان منقد لازم دیدم نکاتی را بی پاسخ نگذارم.
1- این بنده حقیر دائما بر اهمیت نقد در جلسات مختلف و با حضور دوستان گونه گون تاکید فراوان داشتم و دارم. نقد، گوهر مدرنیه و بزرگترین هدیه آن به جوامع انسانی است و هر نظر و پیشنهاد و هر کنش و واکنشی باید با سمباده نقد صیقل بخورد تا آثار سوء احتمالی آن برای انسانهای دیگر- که به شدت هم آسیب پذیرند- به حداقل ممکن برسد. اضافه کردن هر گونه پیشوند و پسوندی به نقد، ممکن است آن را از حیز انتفاع ساقط نماید و آن را ناکارآمد کند یا منقد را در معرض سانسور خودآگاه و ناخودآگاه قرار دهد.
اگر دیواری یا ساختمانی معیوب است سزاست که تیشه بر ریشه آن زده ، بلکه از نو بنایی مستحکم و ایمن برپا شود. نظرات و عقاید و کنش ها اگر معیوب باشند، نیز باید چنین شوند تا سالم و سازنده شوند. بنابراین از هر نقدی باید استقبال کرد. لازم به ذکر است که اگر نقد گوهر مدرنیته است، یکی از ارکان مدرنیته و از ویژگیهای انسان مدرن، استفاده از عقل استدلالی برای رسیدن به گزاره های قابل دفاع است . پس خود نقد هم باید مبتنی بر استدلال عقلانی و نه بر اساس احساسات و هیجانات باشد.
2- برویم سراغ نقد آقای خدیش که در همین سایت (سایت استان) منتشر شد: ایشان می فرمایند: ” جناب کزازی از همان ابتدا که در پشت تریبون ظاهر شد انگار فهمیده بود که این جلسه چندان جدی نیست” .
سوال این است که قبل از آقای کزازی چه اتفاقی افتاده بود که ایشان به این نتیجه رسید که این جلسه نه جدی بل شوخی ای بیش نیست؟ با کدام استدلال و کدام صغری و کبری به این گزاره رسیده اید که کزازی به چنین برداشت ذهنی ودرونی رسیده اند؟ گیریم که ایشان برداشت و تصور خود را – ولو نادرست- در مورد نام شهر بیان نمودند چطور می توان از این نتیجه گرفت که پرداختن ایشان به این ایده ناشی از شوخی و سخیف بودن جلسه است؟ عقل سلیم با کدام منطق و استدلال می تواند نتیجه بگیرد که شخصی در حد کزازی و یا هر فرد دانشگاهی معتبر دیگر در یک جمع متکثر و البته ناشناس کیلومتر ها راه ناهموار را در اقلیمی نامناسب طی طریق نموده است تا باب شوخی را بگشاید؟

3333333
کزازی بیش از یک ساعت صحبت نمود و جمع در سکوت فرو رفته و به نظر سراپاگوش بودند. محور اصلی بحث ایشان هم قلم بود چرا که ایشان به مناسبت روز قلم دعوت شده بود. ارتباط ارگانیکی هم بین صحبت های به ظاهر متنوع ایشان وجود داشت. البته تخصص ایشان ادبیات حماسی و اسطوره است. تعدادی از دوستان انتظار داشتند موضوع صحبت بر مدار این حوزه های تخصصی می چرخید تا ارزش بحث افزون تر می شد. اما این نظر محترم آنهاست. جمع حضار شرکت کننده متنوع و متکثر بودند و شاید اگر ادبی و فنی صرف می شد برای بقیه ناخوشایند تر می بود.
در دعوت از جناب کزازی دو چیز برای ما حائز اهمیت بود: اول نفس حضور کزازی در شهرستان برای ما مغتنم بود.( دوستان این را ناشی از عقده حقارت و خودکم بینی به حساب نیاورند و یا دچار خودبزرگ بینی مفرط نشوند) به هر حال کزازی شخصیتی نه بی نظیر، اما شهره و محبوب هستند و ادبیات و گویش ایشان منحصر به فرد است. دو دیگر این که این” سبک گویش” به عنوان یک “درس گفتار” برای همشهریانی که از خیل مشتاقان زبان فارسی دری هستند ارائه گردد.
جناب خدیش همانند تحلیل گران مسابقات ورزشی می فرمایند:” کزازی در حد و اندازه ی اشتهارش ظاهر نشد”. تو گویی که چست و چابک بودن ماهیچه های ایشان را ارزیابی می فرمایند! دوست گرامی! اهمیت کزازی در بیان آهنگین سخنش و پرهیز از به کار گیری کلمات غیر فارسی است. در این همایش، سخنرانی ایشان آیا غیر از این بود؟
جناب خدیش در بخش دیگری می فرمایند: ” (کزازی) پس از استراحت، دوباره پشت تریبون رفته و این بار سخیف تر جلسه را ملاحظه فرمود چرا که اولین سوالی که خوانده شد این بود که کزاز به چه معناست و آیا واژه ای عربی نیست؟”
دو نکته در این جا قابل ذکر و بل تامل است اول اینکه گیریم همه سوالات پرسیده شده “سخیف” بودند. پرسش این است مگر انجمن این سوالات را از خورجین خود برون آورد؟ تقصیر انجمن در این ماجرا کجاست؟ سوالاتی بود که حضار محترم پرسیدند و برای احترام به پرسنده ها بر حسب تصادف، مجری محترم یک به یک خواند.
دوم این که به نظر بنده -این معلم کوچک تر از همه -هیچ سوالی را نباید سخیف شمرد. اتفاقا اگر باب مبارک نقد باید باز باشد باب سوال هم مبارکتر است و هم باید گشوده تر باشد. موضوع بحث کزازی معادلات دیفرانسیل ، مکانیک کوانتم یا اقتصاد بازار آزاد نبود که پرسیدن معنای نامش در ادامه بحث،سخیف باشد بلکه ایشان معلم ادبیات فارسی است و یک لغت شناس. موضوع بحث ایشان نیز ادبی و در واقع زبان و لغت شناسی بود. اتفاقا سوال به جایی بود. بنده که به اسم کزازی زیاد بر می خوردم و معنای آن و عربی یا عجم بودن آن را نمی دانستم از پرسنده محترم سپاسگزارم.
اتفاقا اگر نیک بنگریم سوالات بعدی هم پر بیراه که نه و به جا بودند. این که پرسیده شود: “جناب کزازی آیا شیوه ی گفتاری شما در منزل نیز چنین است؟” انصافا سخیف است؟ آیا این سوالی نیست که با دیدن تصویر کزازی از مخیله قریب به اتفاق آشنایانش می گذرد؟ اتفاقا خود ایشان هم گفتند که هر جا می رود این سوال به ایشان اصابت می کند. چطور این سوال را اگر همشهریان ما – مثل سایر هموطنان دیگر- طرح نمایند جلسه ی انجمن اهل قلمش سخیف می شود؟!
باری بخش پایانی نوشته جناب آقای خدیش- که فرصت دیدن ایشان برای این جانب همان روز واقعه فراهم شد- اگر نگویم “سخیف” است، عجیب و پاسخ دادن به آن برای من دردناک و البته دور از شان انجمن است پس می آورمش و در می گذرم. ملاحظه بفرمائید:
” این که راننده یا مجری تنها به دلیل اینکه از دوستان سیاسی ما هستند، انتخاب شوند در شان اهالی قلم نیست. اصلاً بی تعارف بگویم راننده، مجری و پرسنده این جلسه (آنگونه که در این جلسه نشان دادند) در حد واندازه های برگزاری یک برنامه جنگ شادی در یک مدرسه راهنمایی در دورافتاده ترین نقطه کشور هم نبودند.”
***
3- جناب کزازی از حضور در شهرستان و شرکت در این جلسه بسیار مشعوف و مسرور بودند. اصرار داشتند که پوستر و فیلم همایش برای ایشان ارسال شود تا در آرشیو شخصی و بعد در سایت اینترنتی ایشان ذخیره گردد. در ضمن به ما قول دادند دعوت ما را برای جلسات احتمالی بعدی پذیرا هستند. به ایشان پیشنهاد دادیم در اسفند ماه امسال اگر فرصت برگزاری جلسه ای پیرامون نوروز و اسطوره های ایرانی فراهم شد مهمان ما باشند که ایشان استقبال نمودند. امید است این فرصت فراهم شود.
4- دوستانی که از دور دستی بر آتش دارند چندان بر مصائب و مشکلات برگزاری این جلسات واقف نیستند. از سرو کله زدن با مسئولین اجرایی تا دعوت میهمانان ، تهیه بلیط پرواز ، جابجایی و اسکان ایشان ، تبلیغات همایش ، فراهم کردن مقدمات ، پیدا نمودن عوامل اجرایی و کمکی و …. همه ی اینها در نظرشان چون نوشیدن خنکای آبی است که در جلسه به خوردشان داده می شود همچنان که فرو رفته اند در صندلی راحتی.
در این چهار سال جناب کرامت کریمی بار انجمن اهل قلم را یک تنه بر دوش کشیدند و دهها جلسه فرهنگی و ادبی در این دوران صعب و سخت به راه انداختند. شاید به نظر معدودی از دوستان هدیه یکصد هزار تومانی اداره ارشاد به جناب کریمی – که در نقد جناب خدیش کنایه آمیز به آن نیز اشاره رفته بود – اتلاف بیت المال باشد. چه باک! ” گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن ….”

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • از اعضاي انجمن می‌گه:

    سالهای اول قشر متعهدی مثل یاری و مرحوم دانایی و… جلسات را شروع کردند که خیلی خوب بود ولی بعدا حضور بچه های پر توقع و بی تعهدی در انجمن شروع شد. یادم می اید یکی از خانم ها …. وبرخی دیگر (حدود 6-7نفر) که حدود سالهای 78 بعد آمدندانجمن، در اشعارشان حتی به خدا هم رحم نکردند و شرح مسائل عاشقانه شان را به طور شفاف بیان می کردند.این کارکردها فوق العاده بد بودکه سبب خروج افراد اصیل از انجمن شد.امروز مسئولین انجمن همه متعهد و اهل قلم اند و جایی برای روشنفکرمابان هوس باز نیست.

  • ببخشید. منظور از باسابقه ترین انجمن شعر دهدشت است.

  • با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستانی که قلم فرسایی نمودند و در راه ادبیات وهنر این استان خار به خاطر خویش فرو نمودند…
    طنز نویس نیستم ولی گاهی دیدن بعضی چیزها وشنیدن حرف هایی فکر میکنم اگه طنز نویس خوبی بودم به تفصیل می نوشتم اما حیف// در مورد جلسه اهل قلم دهدشت حرف هایی پرتاب شد که جای تفکر دارد…با سابقه ترین انجمن ادبی استان است که همه دوستان بهتر میدانند چه مصاعبی از سر گذرانده است // این دوستانی که در مورد هر اتفاق ادبی در این استان قلم فرسایی میکنند کی و کجایند….. دلیل همکاری بی وقفه اداره ارشاد با دوستان ادبی و فرهیخته اهل قلم و دیگر تشکل های ادبی نا امید شدن از انجمن شعر دهدشت در سال های اخیر است که دلایل ویژه دارد… بگذریم از مدیریت های ……دست همه دوستان اه قلم درد نکنه .. جای قدر دانی و تشکر دارد شاید این گونه جلسات همه را راضی نکند که الزامن هم همه نباید راضی باشند ولی سپاسگذاری لازم است. دوستانی که اتش بیار معرکه میشن بر این قضیه اگاهی ندارند که نوشتن رنج عجیبی است و خاصیت نوشتن ایجاد چالش در فضاهای مختلف می باشد و اینکه نقد اقای خدیش باعث کلی حرف زدن ها و نقدها شده و همین کافیست و کسانی که از نوشتن توقع بیجا دارند تا کار درگیری های خیابانی نکشد انگار راضی نمی شوند/ در هر حال کسی بی احترامی و توهین را شایسته نمیداند// ادب مرد به از دولت اوست…

  • بماند می‌گه:

    ر…. خ….. اینجو هم ول نیکنی؟
    بسه ته!
    با اسم واقعیت بیا تا هویتت آشنا بشه؟
    نه با پاپتی و قیطروس و اینها
    آدم باش
    دست از سر سایتهای استان بردار

  • قیطروس گروپ می‌گه:

    آفرین
    آفرین

    آبگوشت میخوریم و شنا میکنیم
    در آب سرد سرد
    و ماهیان
    قاه قاه می خندند و شنا میکنند
    در آب سرد سرد.

  • عدالت می‌گه:

    به قول فامیل دور:
    به بعضی ها (که کامنت میزارن} باید گفت در دهنت رو ببند!
    همین!

  • عدالت می‌گه:

    همه میدانند کیانند که جلسات را به هم میزنند.
    قشر روشنفکر اهل شلوغ کاری و خود را مطرح کردن نیستند اهل ادبیات و هنر هستند و همیشه به همه مسائل با عدالت نگاه کرده اند
    کسانی که جلسات را به هم میزنند از قدیم ید بالایی توی این کار دارند و این بار با سو استفاده از رفتار یک نفر که اون روز بابت مطرح نکردن سوالش ناراحت شد خود را انسانهای بزرگوار جا میزنن!
    روشنفکران دهدشت بسیار برای مردم دهدشت واستان زحمت کشیده اند و هیچ وقت هم دنبال سهم خواهی نبوده اند
    جلسه ندیده هم نیستند
    چه جلسات بزرگی که با شکوه و استقبال بی نظیر مردم برگزار کرده اند که شاید در هیچ جایی از کشور شاهد آن نبوده اید
    و چه استادان بزرگی که به این جلسات آمده اند
    اگر سواد آموزش و پرورشی ندارند از روی آگاهی بوده و نه ناتوانی چرا که بارها ثابت کرده اند هر وقت اراده کنند به دانشگاه میروند و همیشه هم در همه جای کشور و بیرون از کشور مطرح بوده اند و به نیکی ازشان یاد کرده اند
    هیچ کس نمی تواند انگی به روشنفکران دهدشت بچسباند چرا که همگی ثابت کرده اند انسانهای بزرگواری هستند و هیچ وقت هم شرافتشان را نفروخته اند
    نه مزد بگیر هستند و نه مزدور
    به فکر اصلاح خود باشید عزیزان

  • پاپتي/كاربر هميشگي سايتهاي استاني می‌گه:

    خوب است دوستانی که کامنت میزارن یه بار کامنتشون را ویرایش و چک کنند بعد بفرستند! تو اکثر کامنتهای بالا غلط املایی زیادی وجود داره!
    در ضمن یادآور شوم کسانیکه تو همایش کزازی در دهدشت شلوغی و سر و صدا کردند به خراب کردن همایشها و جلسات دهدشت مشهورند و معروف! حتی لیست این دوستان را انجمن یاران مانا نوشته و از ورود اینها به سالن در برنامه هاش جلوگیری می کنه! و حتی همایشهای دانشگاه آزاد دهدشت اینها اجازه ورود ندارند!
    متاسفانه اشتباه انجمن اهل قلم به نظر من اجازه دادن به این دوستان برای ورود به سالن بود که البته با روحیه تساهل و تسامح اعضا هم قابل توجیه میتواند باشد !
    خوب است سایت استان نگاه ویژه ای به این قضیه داشته باشد و رسانه این جور دوستان مورد دار نشود .عصر دنا تو این قضیه خوب کار می کند.

  • رسول می‌گه:

    اخ سی محسن خرامین .چه ربطی داشت به مقاله ی نوروزی اصل .بارسا مقاله را اشتباهی گرفته فکر کنم.

  • عضوانجمن اهل قلم می‌گه:

    آقای نوروزی میشه بفرمایید فلسفه سپردن تنجمن اهل قلم وانجمن تخیلی شاهنامه به حاج کریمی چیست؟میشه بفرمایید شماوحاج کریمی که اصطلاحا خودرااصلاح طلب میدانید واداره ارشادی که خودت بهترمیدانی افکاراصلاح طلبی رات چه میداندچه نسبت سیاسی واندیشه ای باهم دارید؟آقای نوروزی همه که نادان نیستند بالاخره تشت رسوایی درویی ازبام خواهدافتاد.همه میدانند چه خبره.فعلا هدیه 100هزارتومانی چاجی مبارک باشه. الگوی من درنقد همین آقای آرام هست .

  • پارسا می‌گه:

    اگر محسن خرامین می خواهد استاندار شود منم می خواهم رئیس جمهور شوم

  • قیطروس 8 می‌گه:

    گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید/
    گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
    حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
    / ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

    مرسی مهندس جان

  • افشين می‌گه:

    سلام جناب نوروزی/
    بسیار خوب بود/

  • پاپتي می‌گه:

    درود جناب نوروزی اصل/

  • محسن می‌گه:

    نوروزی جان قبول که نفس برگزاری این جلسات مهمه و هم چنین باید از تخریب و توقع زیاد پرهیز کرد اما شما در مقاله تان باید به ارزش و اهمیت نقد و دیالوگ نیز اشاره می کردید . که فقدانش در جلسات شما به چشم می آید . بعد دلیل حضور سیاوش نریمان را نیز باید توضیح می دادید.

  • قیطروس می‌گه:

    امید زیبا بود مثل همیشه رندی قاطیش بود

  • سعید می‌گه:

    احسنت

  • شهروند قدر شناس می‌گه:

    احسن خوب بود و قابل تقدیر جناب نوروزی

  • رها می‌گه:

    جناب آقای نوروزی ضمن اینک بنده هم با همه نقد آقای رهزاد موافق نیستم ولی به نقد شما ایراد دارم ، همچنانکه حق دیگران است به نقد من ایراد بگیرند:
    یکم- جواب شما بشتر توجیه گرایانه بود و چیزی بر اصل قضیه نیفزود.شما هم اقرا می کنید که کزازی باید در موضوع تخصصی خودش صحبت می کرد که به قول شما با این همه زحمت و هزینه ایشان فقط در موضوع قلم که زیاد هم نتوانست جمع را اقناع کند صحبت کردند.
    دو دیگر ایکه:این جلسه هم از لحاظ شکلی و هم محتوا اشکال دارد.اگر انجمن مستقل است چرا باید به خاطر کمکهای چندرغاز ارشاد این همه سایه دولتی و وابسته بودن برآن حاکم باشد.
    انجمن اهل قلم را در دهدشت کسانی بنیان نهاددند که به ارزش قلم ایمان داشتند ولی در این دوره انجمن اسیر دست وپا بسته ای بوده که ارشاد صرفا به خاطر ایکه بگوید ما هم انجمن داریم آن را نگه داشت و اعضا هیچ اختیاری نداشتند.

200x208
200x208