تاریخ درج خبر : 1393/06/13
کد خبر : ۳۷۷۵۴۵
+ تغییر اندازه نوشته -

«تئاتر؛ از زندان تا پارک»

سایت استان: رهزاد خدیش

شبهایی که گذشت پارکهای معلم و ساحلی یاسوج لحظاتی متفاوت را در خود تجربه کرده است. مردمی که از محیط دلگیر خانه ها به هوای پاک و شفاف پارکها پناه می برند به ناگاه می بینند عده ای در گوشه ای از پارک با لباسهای متفاوتی به عملی غیرمعمول مشغول اند. یکی یکی – ناخودآگاه یا خودآگاه – به سمت بازیگران کشانده می شوند تا آنان را از نزدیک ببینند و حرفهایشان را بشنوند. اگر کسی بخواهد انکار کرده و بگوید تئاتر چیزی غیر از این است روی سخن این گفتار با او نیست!

ShowImage
صد البته که آنچه اجرا می شود و نحوه ی اجرای آن، هویت تئاتر را تشکیل می دهد ولی تئاتر، هنری است که بدون مخاطب تعریف نمی شود و مخاطب آن نه تنها دست اندر کاران آن نیستند بلکه مردم عادی می باشند که به زندگی روزمره خود مشغول اند و هر کدام نقشی متفاوت را بازی می کنند.
تئاتری که در پلاتوها و سالن جشنواره ها زندانی شده است هیچ رسالتی را برنمی تابد و تنها خاصیتش آفرینش بازیگران بهتر و فربه تر است. گویی تمامی رسالتش این است که به همگان بفهماند زندگی یعنی تئاتر و لاغیر. اگر کسی زندگی سرشار از لذت و سرخوشی و تفریح و سرگرمی و ماشین و خانه و پول و فلسفه و هنر و سیاست و عشق و … می خواهد می بایست یا کارگردان خوبی باشد یا نمایشنامه نویس خوبی، یا بازیگر خوبی، یا طراح صحنه ی خوبی، یا نورپرداز خوبی و یا داور خوبی.
تئاتر اما رسالتش هرگز این نبوده و آدمیان آن را به قصد چنین نمایش مسخره ای از خود نیافریده اند. تئاتر و هر هنر دیگری قرار است فریاد بزنند ما می توانیم در هر جایگاه و پایگاهی باشیم ولی از زندگی خوبی برخوردار باشیم، زیرا زندگی خوب حق طبیعی هر انسانی است.
اداره کل ارشاد اسلامی استان دو جشنواره ی متفاوت را طی این ده روزه ی اخیر تجربه کرده است. یکی از این جشنواره ها در سالن و پلاتوی ارشاد زندانی گردید و مخاطبین آن گروههای دیگر تئاتر بودند که به انتظار زمان اجرای نمایش خود نشسته بودند. خودشان اجرا کردند، خودشان دیدند، خودشان داوری کردند، خودشان نقد کردند، خودشان به خودشان جایزه دادند و خودشان برای خودشان سوت کشیدند. آمدند و زدند و خوردند و کشتند و سوختند و رفتند. به راستی تاثیر این اجراها چه بوده و کدام مخاطبی به غیر از جامعه ی تئاتر آنها را دیده است؟ مگر غیر از این است که داوران تئاتر می بایست مخاطبان آن باشند؟ تئاتری که همزمان برای یک پزشک، یک کارگر ساختمانی، یک ورزشکار، یک معلم، یک کارمند، یک مهندس، یک آخوند و یک (هر چیز دیگر) با هم اجرا نشود پیامی برای کسی ندارد و جز ابتذال به سمت و سوی دیگری نخواهد رفت.
جشنواره ی دیگر اما تحت عنوان تئاتر خیابانی سر از پارکهای سرشار از زندگی درآورد و پشت میله های زندان سالن و پلاتوی ارشاد نماند. این که اداره ی ارشاد چرا آن یکی را زندانی می نماید و این یکی را به شلوغ ترین جاهای شهر می فرستد خود حکایت دیگری است که فرصت پرداختن به آن نیست.
آنچه مرا وادار به نوشتن این سیاهه نمود استقبال مردم از این اجراهای خیابانی بود. مردم اعم از زن و مرد و کودک و نوجوان و پیر و جوان گرداگرد این بازیگران حلقه می زدند و با تمام وجود به حرفهایشان گوش جان می سپردند و از این سرگرمی به طرز غریبی لذت می بردند. مردم تئاتر را می فهمند، با آن سرگرم می شوند، سرشار از آگاهی و لذت می شوند، می خندند، گریه می کنند و در نهایت آن را به داوری می نشینند و از آن تاثیر می پذیرند. تئاتری که می خواهد خود را به محک داوری بگذارد باید به میان مردم بیاید تا مردم آگاهی و لذت خود را به عنوان جایزه ی جشنواره به آن اهدا کنند.
تئاتر اما مدام در گوشم زمزمه می کند:
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت ….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شب جنون می‌گه:

    باسلام جناب اقای رهزاد…ارزوی توفیق روز افزون…متن خوب وکاملی ارائه دادین..حالا چرا ایقد ازجناب ثقلین ناراحت شدی بنده خداکه منظوری نداشته هههههههه..بچه که زدن نداشت ایطوری توپیدی بهش من ترسیدم چ برسه به اون بنده خدا

  • رهزاد می‌گه:

    جناب انصارالثقلین!نمیدونم چراوبه چه مناسبتی این کامنتو گذاشتین.هرگزازبابت آن ازشما سپاسگزاری نخواهم کرد چون هیچ ربطی به موضوع یادداشت بنده ندارد

  • یک شهروند می‌گه:

    سلام دوباره به شما و سپاس
    با آنچه فرمودید موافقم.
    نگرانی ام – بعنوان یک مخاطب عام – این بود که نباید نگاه و نظام حاکم رسمی بر هنر (که ویژگی اش محافظه کاری در خلاقیت و افراط گری در بازی با شکا هاست) باعث به حاشیه رانده شدن و در نهایت از میان رفتن دیگر سلایق متفاوت در هنز شود.
    هر نگری در هنر باید برای فتح خیابان ها تلاش کند, اما همزمان باید سهم خود را نیز از اعتبارات و حق داوری و فرصت برای نمایش در پلاتو ها مطالبه نماید.
    شاد باشید.

  • انصارالثقلین می‌گه:

    با سلام خدمت جناب خدیش/هنوز که هنوز است زمزمه دلنشین دعای کمیل شما که درمسجد صاحب الزمان(عج)دهدشت می خواندید،را به خاطر دارم وهروقت نام شما را در جایی می بینم یا می شنوم اول چیزی که درذهنم خطور می کند صوت زیبا و حزین دعای کمیلتان است.انشاءالله موفق وپیروز باشید

  • رهزاد می‌گه:

    درودبرشهروندعزیزوفهیم!
    ازنوشتع ی بسیارزیباوگیرایتان بی نهایت سپاسگزارم…امادوست عزیز!من باتیاترسالنی مخالف نیستم وآن رادرتقابل باتیاترخیابانی قرارنمی دهم.ازنظرمن تیاترمی بایست ابتدابه خیابانهابیایدوبامردم ارتباط برقرارکند تابتواندمخاطبانی ازجنس مردم برای خود دست وپاکند سپس آنان رابه سالنهادعوت کرده وهنرخودرابرای آنان به نمایش بگذارد نه اینکه درسالنهازندانی شودوبابهانه قراردادن مخاطب خاص وفاصله ی ذهنی کارگردان ازمردم و…هرگزبامردم ارتباط برقرارنکند.
    یادمان باشدسالنهاوپلاتوها زندان نیستندبلکه ازآنان زندانهای شیک ومجللی ساخته اندتاتیاتررادرآنها خفه کنند واین دقیقن آن چیزیست که جامعه ی تیاترمی بایست هوشمندانه درک کند…چه حاصل آن زمان که تیاتربتواندجهانی شبیه به دنیای واقعی مردم خلق کند امانتوانداین جهان رابه آنان نشان دهد؟!
    سخن آخر: تیاتراگرازخیابانهاشروع شودوبه میان مردم بیاید دراندک زمان کوتاهی باانبوهی ازمخاطب به سالنهاوپلاتوها می رودولی اگربه بهانه های واهی درسالنها زندانی شودوبه خیابانهانیاید هرگزروی مخاطب رانخواهددید!مخاطبی که تیاتربه آن نیازدارد وبدون آن تعریف نمی شود.

  • زرین می‌گه:

    بی گناه زندانی است.آزادش کنیم

  • یک شهروند می‌گه:

    رهزاد گرامی!
    درود بر شما…
    1- آنچه درباره تئاتر خیابانی گفتی, جای تامل داشت. اگر “تئاتر” برای خلق جهانی شبیه به دنیای واقعی مردم قدم به خیابان بگذارد و آنجا بتواند “توجه” و “واکنش” مردم را به خود جذب کند, قابل قبول است. اما وقتی موضوع/مکان/سبک و محتوای تئاتر متفاوت از دنیای زنده و واقعی شهر باشد و درنتیجه میان موضوع و صحنه ی نمایش ناسازگاری باشد, نتیجه رضایت بخش نخواهد بود.
    2- درباره تئاتر در سالن و پلاتو,
    ببینید, یک مسله مهم در تئاتر ساختن فضایی است که محتوای نمایش در آن رخ می دهد. گاهی وقتها صحنه باید فضایی در گذشته/آینده و یا مکان هایی خاص را تداعی نماید که امکان بازتولیدش در بیرون وجود ندارد. هرینه های ساخت و برچینی آن در برون گزاف است و امکان مراثبت و نگهداری از آن نیز در بیرون وجود ندارد. بنابراین وجود پلاتوهای مجهز و وانمند (و نه سالن های موجود در استان ما) این اجازه را به کارگردان می دهد تا بتواند صحنه و فضای رخ دادن موضوع نمایش را به شایستگی بازنمایی کند. آنچه خیلی وقتها در خیابان ها و میادین و پارک ها امکان پذیر نیست.
    از طرفی موضوع نور/صدا/سکوت/امکان تمرکز مخاطب بر موضوع نمایش و برخی دیگر از ضرورت ها وجود دارند که در “پاره” ای ار موارد استفاده از پلاتو ها را برای برگزاری تئاتر گریز ناپذیر می نمایند.
    3- بنابراین ایرادی ندارد اگر شما تئاترِ روز را به خیابان ببرید و تئاترهای دیگر را در سالن اجرا نمایید. میان این دو مقوله تضادی وجود ندارد و آنها در برابر همدیگر قرار نمی گیرند و لازم نیست برای تایید آن یکی, دیگری را نادیده بگیرید.
    4- درباره مخاطبان تئاتر؛
    مخاطب حرفه ای و خاص را نادیده گرفتن و به جمع مردمان کوچه و بازار رفتن, هم حکایت از دلگیری شما از اصحاب تئاتر دارد و هم میل درست شما به گسترش سطح اثردهی و بازپراکنی تئاتر!
    اجرا در میان مردم نیز دلگیری های خاص خودش را خواهد داشت و کارگردان باید متوجه “فاصله” ذهنی میان خود و مردم باشد. تا مبادا تئاتر از به قول شما “زندانِ سالن های بی کیفیت” به درآید و به “سیاهچالِ بی کیفیتی” در محتوا فرو افتد و پس از مدتی همان احساس “آهویی در طویله خران” به کاگردان و بازیگران تئاتر دست دهد.
    البته همان اولش هم گفتید که روی صحبتتان با انهایی که جور دیگری فکر می کنند نیست. اما من تئاتری نیستم. “یک شهروند” هستم. همانی که شما به خاطر من به خیابان میایی. می دانستم که اگر بگویم توجه میکنید و اگر بنویسم می خوانید. بنابراین به خاطر من و شهروندانی مانند من به خیابان بیایید, اما به جای جدال با خواستگاه و بنیاد خود (سالن های تئاتر) به من و مای شهروندان بیاموزید که با حضورمان در سالن ها نمایش هم پول به سوی هنر تئاتر سرازیر کنیم و هم بخشی از قدرت زیاده از حد داوران و کارگردانان را بگیریم و تعادلی در جایگاه مخاطب تئاتر ایجاد کنیم.
    شاد باشید.

  • خرامین می‌گه:

    افرین بر رهزاد . مطلب جالب و پر مغزی بود

200x208
200x208