تاریخ درج خبر : 1393/06/15
کد خبر : ۳۷۷۶۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

نگاه شمال – جنوب به آتش سوزی جنگل ها

سایت استان: جواد حیدریان

اگر توجه رسانه‌ها به اخبار آتش سوزی‌ جنگل و همینطور قاچاق چوب و تخریب منابع طبیعی شمال ایران با میزان توجه آنها به گستره در حال تغییرِ اکوسیستم زاگرس را در نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد هنوز رسانه‌ها فهمی از اهمیت توسعه پایدار ندارند. نکته بسیار با اهمیت این ماجرا در مفهوم عدالت و پایداری رسانه پنهان است که متاثر از نگاه منفعت گرایانه و تفکر بهره بردارانه ای است که سالیان سال بر ذهن مدیریت ایرانی حاکم بوده است. با این حال رسانه‌ها نیز در دام این تفکر ناپایدار افتاده اند و توجه بیش از حد به یک سوی طبیعت، بی توجهی مفرطشان به سوی دیگر طبیعت را به دنبال دارد. واکاوی مفهوم توسعه یافتگی نشان می‌دهد؛ عدالت جزئی جدایی ناپذیر از این فرایند است و دولت – ملت‌های توسعه نیافته از عدالت کمتری در حیات اجتماعی خود برخوردارند!

IMG10293234 شمال کشور به دلیل اهمیت اقتصادی جنگل‌ و منابع طبیعی، بیش از پیش مورد توجه رسانه‌های کشور بوده است. توجهی که برای گستره جنگلی جنوب و جنوب غرب کشور دیده نمی‌شود. باید پشت این پدیده، اندیشه دولتِ اقتصاد محور را دید که حتی ناخواسته فعال ترین رسانه‌ها و فعالان محیط زیستی کشور را همراه خود دارد. نگاهی بهره بردار که جنگلهای شمال ایران را بالقوه داری اهمیت اقتصادی می‌داند چرا که برای او این منابع قابل خرید و فروش است اما جنگل‌های زاگرسی به دلیل ارزش کم داد و ستد و ارزش بهره بردارانه ناچیز، کمتر مورد توجه حفاظتی و رسانه ای بوده اند. اگرچه ارزش‌های اکولوژیک غیر قابل جبرانی دارند!
برای اثبات این فرضیه، نگاهی به «قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع» مصوب بهمن سال 1348 شمسی نشان می‌دهد تا چه اندازه جنگلهای زاگرسی مورد بی مهری و بی توجهی تفکر بهره بردار و ناپایدار دولتی بوده که امروزه خود را در سیمای رسانه‌ها هم نشان می‌دهد. کنش‌های سیاسی دهه 40 و شکل گیری غائله جنوب و قیام عشایر اگرچه در تصویب مصوبه‌هایی این قانون که «دارای یک ماده و بیست و دو بند» بود بی تاثیر نبوده اگرچه حالا نشان می‌دهد چه رسوایی بزرگی برای قانونگذاران وقت ایران به حساب می‌آید- بر اساس این قانون، بی توجهی به مناطق جنگلی زاگرس به خصوص در غرب و جنوب غرب ایران در همان سالها آغاز شد.
«گسترش چرای بی رویه دام در طول سه تا چهار دهه در جنگل‌های بلوط، گسترش کشت در سطح وسیعی از زیر اشکوب جنگل، تخریب و بهره برداری توسط روستاییان و عشایر برای مصرف سوخت و…»از مهمترین تخریب‌های چند دهه بدون نظارت بعد از قانون جنگل بود که زاگرس را به حال خود رها کرد و امروز با مرگ قطعی مواجه شده است.
اما توجه رسانه‌ها و کنشگران در روزهای اخیر به آتش سوزی در پارک ملی گلستان – که البته یکی از با ارزش ترین گنجینه‌های اکوسیستمی ایران به حساب می‌آید – به اندازه‌ای زیاد بود که برای آن جنجال‌های زیادی به راه انداختند و کمپین‌های متعدد برای حفاظت شکل دادند. بی شک این فعالیت‌ها در جای خود با اهمیت و دارای ارزش فوق العاده ای است اما آیا این رفتار در برابر بی توجهی به نابودی مطلق زاگرس، نوعی ناپایداری و بی عدالتی نیست؟ آیا با از بین رفتن جنگلها و منابع طبیعی و سپس تنوع زیستی زاگرس، تمام ایران ارزش زیستی خود را از دست نمی‌دهد و هزینه‌های هنگفت اقتصادی به جا نمی‌گذارد؟ آیا سناریوی تفکر پوسیده و البته از مد افتاده «بهره بردارانه» که روزی قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل را مصوب کرد و زاگرسی را به حساب نیاورد و دل به مناطق خوش چوب شمال خوش کرد حالا از سوی رسانه‌ها در حال تکرار نیست؟

*سرمقاله ابتکار – پنجشنبه 13 شهریور 93

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208