تاریخ درج خبر : 1393/06/16
کد خبر : ۳۷۷۷۱۱
+ تغییر اندازه نوشته -

رسانه های محلی و راهبرد امنیت ملی

سایت استان: علیرضا سعید آبادی

راهبرد امنیت ملی در این نوشتار ، هنر بکارگیری همه جانبه و دقیق امکانات و توان اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و دفاعی کشور برای برآوردن اهداف امنیت ملی است.مفهوم امنیت ملی سه نسل را پشت سر گذارده است:نسل اول و مفهوم سنتی امنیت.نسل دوم و مفهوم مدرن آن.نسل سوم و مفهوم فرامدرن از امنیت و دوره جدیدی که از آن ، من به عنوان عصر امنیت های محلی نام می برم.این مفهوم آخر ، براساس دریافت های شخصی نویسنده از محیط پیرامونی ساخته شده و در جای دیگر ، مستقل بکار نرفته است.آنچه در نوشته های جدید با آن مواجه می شویم این است که امنیت یک مفهوم نسبی و درهم تنیده است.سطوح مختلفی دارد و چندلایه است.سطوح امنیت به ترتیب از پایین به بالا محلی ، ملی ، منطقه ای و جهانی است.در رهیافت های امروزی این سطوح به هم پیوسته هستند و هریک بر دیگری اثر می گذارند و تاثیر می پذیرند.امنیت در مفهوم سنتی ، شکننده و سخت افزاری است.در تحول مفهوم امنیت به تدریج از جنبه های سخت قدرت کاسته می شود و امنیت نرم افزاری معنا پیدا می کند.در دوره فرامدرن ، امنیت از انحصار دولت ها خارج می شود و مردم نقش تعیین کننده می یابند.بنظر نویسنده این چرخه در مرحله تکمیلی بوده و شرایط متفاوتی در راه است.محلی گرایی جای پررنگ تری در سلسله مراتب امنیت یافته است.امنیت محلی در دوره کلاسیک وجود داشته اما بدلیل سادگی راه های ارتباطی در آن زمان ، تاثیرات شگرفی برجای نمی گذاشته است در حالی که امنیت محلی در دوره فرامدرن و شرایط موجود با وجود فراگیری شبکه های پیچیده ارتباطی و تعدد عناصر هویت ساز فرهنگی ، همزمان از قابلیت های تهدیدزایی و ظرفیت های فرصت سازی بالایی برخوردار است.این امنیت های محلی هستند که امنیت ملی را می سازند.مردم به هویت محلی خود بیش از گذشته توجه می کنند.این واقعیت نه تنها قابل انکار نیست بلکه مستلزم برنامه ریزی است.نباید به خاطر برخی مخاطرات احتمالی از ظرفیت فرصت سازی در نواحی و مناطق مختلف کشور صرف نظر کرد.اگر محلی گرایی را تهدید بدانیم آنگاه بخشی از فرصت های پیش روی خود را از دست داده ایم.هیچ کدام از اقوام و خرده فرهنگ ها در ایران از ارزش های جامعه بزرگ و مادری روی گردان نیستند.آنها نقد دارند و گاهی حتی از محرومیت و نابرابری شکوه می کنند اما به ارزش های دینی و بومی کشور قویاً پایبندند.اقتدار حکومت مرکزی مبتنی بر رابطه مرکز و استان ها صرف نظر از محتوا و شکل سیاسی حاصل از انقلاب باشکوه اسلامی در ایران با حجم متنوعی از تهدیدهای بالقوه خارجی ، فی نفسه رابطه بدی نیست به شرط آن که از ظرفیت های محلی و برنامه ریزی های متناسب با آن غافل نشویم.برنامه ریزان ارشد کشور در تخصیص منابع به محلی گرایی مردم باید توجه کنند.در عصر برتری رسانه ، ارتباطات فراگیر باعث شده که سطح انتظارات مردم در مناطق نیمه برخوردار و نابرخوردار به مناطق برخوردار نزدیک گردیده و ما دیگر نتوانیم به بخشی از انتظارات جامعه بیش از حد و به بخشی دیگر از انتظارات ، کمتر از معمول بپردازیم یا این که اصلاً نپردازیم.رسانه های محلی نقش متوازن کننده را در مدل موردنظر نویسنده ایفا می کنند.این مدل برچند پایه استوار است:اول ، هویت رسانه های محلی امری حتمی است و آنها را باید رفیق و نه رقیب رسانه های مرکز دانست.دوم ، برنامه ریزان ارشد کشور برای رسانه های محلی علاوه بر نقش فرهنگی باید کارکردهای اقتصادی ، سیاسی و دفاعی قائل شوند.سوم ، رابطه رسانه های محلی و امنیت ملی یک رابطه ظاهری و تاکتیکی نبوده بلکه عمیق و راهبردی است.چهارم ، رسانه های محلی پیشتاز عرصه های دفاع نرم و توسعه پایدار در کشور هستند.پنجم ، برخی مدیریت های سیاسی و اجرایی در استان ها از محدودسازی رسانه های محلی دست بردارند و اثرگذاری آنها را درچارچوب های ملی و فراملی و بالاتر از حدود قدرت و حیطه اجرایی خود ببینند.ششم ، مسئولان فرهنگی ، سیاسی ، امنیتی و اقتصادی کشور برای استفاده از ظرفیت های فرااستانی رسانه های محلی در زمینه معرفی و تبلیغات واقعی استان ها در گستره سراسری و حتی فراملی از آنها استقبال و استفاده کنند و نه این که کار آنها را مخل امنیت ، مزاحم مسئولیت های خود و نوعی موازی کاری بدانند.من معتقدم امنیت محلی پیش درآمد امنیت ملی است.همگان می دانیم که ناسیونالیسم مبتنی بر قومیت در ایران کاربرد و خواهان زیادی ندارد مگر این که ما با ندانم کاری به آن فرصت رشد بدهیم.ارزش های دینی و بومی فراوانی داریم که تمامی بخش های کشور را با یکرنگی خاصی در طول تاریخ و بویژه تاریخ معاصر و در فضای انقلاب اسلامی و دوران طلایی دفاع مقدس به یکدیگر پیوند داده و توانسته همه آحاد جامعه را برای رسیدن به هدف واحد و وحدت کلمه یکی سازد.شنیدم یک مقام مسئول اخیراً گفته که رسانه های محلی به مسائل کلان ، کاری نداشته باشند و محلی بمانند.این به معنای آن است که مردم در استان ها به موضوعات کشور ، کاری نداشته باشند.مردم از طریق رسانه ها اطلاعات موردنیاز خود را دریافت می کنند و رسانه های محلی این اعتبار را نزد مردم دارند و مرجع آنها هستند و متولیان فرهنگی کشور برخلاف توصیه یادشده باید از فرصت سازی رسانه های محلی در جهت اجماع سازی و وحدت بیشتر استفاده کنند نه این که آن را نادیده بگیرند و بخواهند تضعیف کنند.
راهبرد امنیت ملی در حوزه رسانه بویژه رسانه های محلی نیاز به بازنگری اساسی دارد.رسانه های مرکز و رسانه های محلی نباید در طرح ریزی های راهبردی کشور به جای اولویت بخشی به مسائل صنفی و نگاه بلندمدت در برنامه ریزی های رسانه ای ، در سایه دولت ها و شخصیت ها حرکت کنند.پویایی ، هدایت گری و پیشتازی رسانه در ایران رابطه مستقیم با حل درست این مسئله دارد و درغیراین صورت ، رسانه در کشور ما نقش های دست چندم و جایگاه نازل خواهد یافت.البته تاثیرپذیری رسانه های محلی از دولت ها و شخصیت ها نسبت به رسانه های مرکز به نظر من به دلیل دوری از کانون های قدرت و ثروت به مراتب کمتر است و از استقلال و ابتکار عمل بیشتری برخوردارند و بحمدالله با انسجام درونی ، هماهنگی ، تبادل نظر و کار گروهی بیشتر بایکدیگر درچارچوب ایده خانه رسانه های محلی ایران رشد گسترده تری نیز در آینده نزدیک می یابند.
هریک از نواحی و مناطق کشور در طرح های آمایش سرزمین البته اگر این طرح ها فقط بر روی کاغذ نباشند دارای شرایط عمومی و اختصاصی بوده و صاحب آن چیزهایی هستند که دارند و یا می توانند داشته باشند.البته نفت به عنوان اصلی ترین منبع درآمد مردم کشور یک کالای استراتژیک است و به همه نسل ها تعلق دارد ولی این مانع از آن نمی شود که عوارض ناشی از آن برای مردم مناطق نفت خیز نادیده گرفته شده و جبران نگردد.ضرورت ارایه پیوست های فرهنگی در برنامه ریزی پروژه ها و اجرای طرح های کشور که همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است نشان از اهمیت چنین الزامات و پیوست هایی دارد و محتاج همه جانبه نگری در برنامه ریزی های ملی است.درواقع ، استراتژی به دنبال ترسیم راه های محتمل برای تبدیل برنامه های نوشته شده به عمل سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و دفاعی است.راهبرد امنیت ملی نیز از این قاعده مستثنی نیست.این راهبرد باید ظرفیت افزایش قوت ها و فرصت ها و کاهش ضعف ها و تهدیدها را به خوبی داشته باشد.نرخ بیکاری ، آمارهای جمعیتی ، وضعیت زیرساخت ها ، مساجد و اماکن مذهبی ، طرح های عمرانی ، بهره وری سرمایه انسانی ، آبادانی روستاها ، مزیت های نسبی ، صادرات و واردات ، تاسیسات صنعتی ، کشاورزی مدرن ، توسعه پایدار و کیفی ، تعاونی های مردمی ، سرمایه گذاران محلی ، شرکت های دانش بنیان ، سطح پوشش تحصیلی ، جمعیت دانشگاهی ، تولیدات علمی ، رشد کمی و کیفی رسانه ها ، مراکز فرهنگی و هنری ، میزان سواد اطلاعاتی ، سطح رفاه مردم ، خرده فرهنگ های محلی ، میراث های فرهنگی ، مشارکت های مردمی در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس فهرستی از اولویت های موردنظر نویسنده در سطح مناطق و نواحی مختلف کشور است که براساس آنها می توان به شناخت دقیقی از وضعیت موجود و مطلوب کشور در استان ها دست یافت.من درجایگاه استراتژیست های امنیت ملی در کشور نیستم اما اگر بودم به همه اطمینان می دادم و ثابت می کردم که رسانه های محلی برای کاستن از ضعف ها و افزایش قوت ها در سطح داخلی و کاستن از تهدیدها و افزودن بر فرصت ها در محیط خارجی در طرح های امنیت محلی و در ادامه آن طرح های امنیت ملی نقش بسیار تعیین کننده و کم نظیری می توانند ایفا کنند به شرط آن که برنامه ریزان ارشد کشور دستی از نزدیک بر آتش داشته باشند و واقعیات و امنیت های محلی را به خوبی درک کنند.بی توجهی به محلی گرایی مردم می تواند باعث هدرروی سرمایه های ملی گردد.یکی از اصلی ترین راه های ایجاد توازن بین محلی گرایی و کلان نگری در نواحی و مناطق مختلف کشور استفاده بهینه از ظرفیت های راهبردی رسانه های محلی است.این رسانه ها ، گسترده ترین و نزدیک ترین سطح تماس را با مردم و نخبگان جامعه دارند.هرچه در راه های جذب مشارکت مردم و نخبگان سراسر کشور و نه فقط مرکز موفق باشیم از مخاطرات ناشی از دشمنی دشمنان بیشتر در امان هستیم.نمونه بارز این موازنه در دوران طلایی دفاع مقدس مثال زدنی و فراموش نشدنی است.وحدت کلمه و همسویی اقوام و مردمان نقاط مختلف کشور برای دفع خطر خارجی که اسلام و ملت و کشور را در آن زمان به طور جدی ، تهدید به نابودی کرده بود برگ زرینی از تاریخ معاصر است که با التزام عملی به اسلام و رهبری دینی ، مردم توانستند با سربلندی از آن عبور کنند.من معتقدم دولت های گذشته نتوانسته اند از ظرفیت های گفتمان دفاع مقدس در پیشبرد برنامه های توسعه ملی به خوبی استفاده کنند و این ذخیره الهی تاحدود زیادی بکر و دست نخورده مانده که درصورت وجود اراده قوی در این دولت و یا دولت های بعدی به شرط آن که نگاه همه جانبه و راهبردی نسبت به مقوله امنیت ملی و توسعه داشته باشند و سعی کنند به کمک رسانه های محلی ابعاد و آثار پربرکت دفاع مقدس را به خوبی به جنبه های غیرنظامی زندگی مردم تسری دهند به تدریج قابل بهره برداری و پیاده سازی می گردد و برای استفاده نسل های آینده کاربردی تر و ماندگارتر خواهد شد.در مدل معروف نان و توپ که یکی ، نماد اقتصاد و توسعه و دیگری ، نماد امنیت و آرامش است اصل بر این بوده که برای نیل به توسعه ملی باید توازن بین این دو مقوله همیشه برقرار باشد.اقتصاد ضعیف و توسعه ناپایدار ، امنیت را به خطر می اندازد و امنیت پایین ، زندگی و نان مردم را از آنها می گیرد.باوجود تحول مفهوم امنیت ، این مدل با قدری اضافات هنوز کاربرد دارد.رسانه های محلی یکی از اصلی ترین راهبردهای ایجاد این موازنه هستند.رسانه های محلی در نواحی و مناطق مختلف کشور عزیزمان ایران اسلامی که هرکدام ویژگی های مشترک و منحصربه فردی دارند می توانند از راه های مستقیم و غیرمستقیم که تفصیل آن در فرصت این نوشتار نمی گنجد و بیشتر به نکات کلیدی آن در اینجا بسنده شد ضریب امنیت نرم و توسعه پایدار را افزایش دهند و قدرت ملی را تقویت کنند.استفاده همه جانبه از ظرفیت رسانه های محلی در مناطق و نواحی مختلف کشور ، امنیت محلی را به سطح حداکثری می رساند و امنیت ملی به بالاترین مرتبه که شایسته نظام اسلامی است ارتقا می یابد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • در حال حاضر محتوا و غنای رسانه های محلی بسی بیشتر از رسانه های سراسری است.

  • یک شهروند می‌گه:

    سلام به شما
    بگذراید قبل از طرح نقد بر نظراتتان از شما برای این مطلب که فرموده اید تشکر نمایم؛
    “….لبته نفت به عنوان اصلی ترین منبع درآمد مردم کشور یک کالای استراتژیک است و به همه نسل ها تعلق دارد ولی این مانع از آن نمی شود که عوارض ناشی از آن برای مردم مناطق نفت خیز نادیده گرفته شده و جبران نگردد….”
    ——————————————————-
    جناب سعید آبادی،
    1- ایده و دیدگاه جنابعالی در مورد توجه و احترام و سرمایه گذاری بر هویت های بومی (تاریخی-سرزمینی) مردمان ایران زمین قابل تقدیر است.
    2- طرح مسله “در هم تنیدگی امنیت محلی با امنیت ملی” نیز موضوعی در خور توجه و منطقی است.
    3- سپردن سهمی از امنیت ملی به “مردم” و نهادهای غیر دولتی نیز موضوع در خور توجه ست که فرموده اید.
    اما آنجایی را که برای مساله امنیت محلی راهکار و روش و جهت و سمت و سویی (عمدتا سیاسی) مشخص می نمایید, چندان نمی پسندم. زیرا اینطوری با عوض شدن دولت ها و تغییر خط و مشی های سیاسی هر بار فشاری بر مردمان بومی و فرهنگ های محلی برای همسان سازی خود با دولت مرکزی وارد می شود و نهایتا پس از چند بار دست به دست شدن دولت ها و حاکمیت ها چیز در خوری از فرهنگ و هویت های محلی باقی نمی ماند که بشود بعنوان سرمایه احتماعی در بحث امنیت از آن بهره برداری نمود.
    بهتر است راهکارها و رویکردهای محلی توسط خود اجتماعات محلی معلوم شود. تعیین کنندگان رویکردها نیز بهتر است عمدتا غیر وابسته به دولت ها و حاکمیت باشند تا احتمال سو استفاده از قدرت برای تاراج دستاوردهای بومی به حداقل ممکن برسد.
    بنابراین بنیاد نظریه شما را قبول دارم, اما در مورد روش و شیوه دست یابی به نتایج این ایراد را مطرح می کنم که اگر قرار باشد حکومت های مرکزی خط و مشی های محلی را تبیین نمایند, در کنار مدرنیزاسیون شاهد یک جور فرایند یکسان سازی سیاسی نیز در پاره فرهنگ ها خواهیم بود تا اینکه در نهایت طعم و رنگ محلی یرزمین های ایران از میان خواهد رفت و ایرانیان احساس تعلق خود به یک سرزمین مشخص را از دست خواهند داد و چه بسا وقتی از حکومت زمان خود ناراضی باشند, این نارضایتی را به بی تفاوتی به سرزمینشان نیز تعمیم دهند و اساس امنیت ملی را تضعیف نمایند.
    بنابراین جدای از رسانه های دولتی که باید باشند رسانه های محلی می بایست,
    1- مستقل و خصوصی باشند
    2- مستقیما و بدون دخالت و توصیه های دولتی با مخاطب محلی خود مرتبط باشند.
    3- به جا یاینکه دولت مشخص نماید رسانه ها چه خروجی داشته باشند, رسانه ها آزادنه -و به سهم خود- وضع موجود و چالش ها و فرصت ها را به دولت ها و سایر بخش های مدنی تفهیم کنند.
    سپاس از شما.

200x208
200x208