تاریخ درج خبر : 1393/06/18
کد خبر : ۳۷۷۹۱۷
+ تغییر اندازه نوشته -

استانداری که دست روی دست نگذاشت

استاندار کهگیلویه و بویراحمد اگر چه یکی از بدشانس ترین استانداران ادوار استان بوده و در زمانی سکان مدیریت استان را به دست گرفته که کیسه اعتبارات دولت خالی است و بدهی های زیادی از گذشته مانده، اما در این مدت نشان داده که یکی از خوش فکرترین استانداران نیز می باشد.IMG_2853

کمبود اعتبارات و بدهی های مانده از گذشته باعث نشده سید موسی خادمی دست روی دست بگذارد و ناله کند و به امید گشایشی در کار فروبسته اعتبارات دولتی بماند و یا به دنبال سرگرم کردن مردم به حواشی در این وضعیت باشد.
او با علم به مشکلات موجود و راه برون رفت از آن، همانگونه که بارها گفته است به دنبال جذب سرمایه گذارانی از جنس شبه دولتی است. در شرایطی که دولت طبق قانون نمی تواند سرمایه گذاری کند و بخش خصوصی استان هم آن توانمندی لازم را ندارد، خادمی تمام توانش را گذاشته تا پای این موسسات و سازمانها را به استان باز کند. نشان به آن نشان که خادمی از زمان حضورش در استان بارها به دفتر این موسسات و سازمانها در تهران رفته و یا آنها را به استان آورده تا این خواست را تحقق ببخشد و البته در این راه موفق نیز بوده است.
اگرچه در این راه نباید از دلسوزی، تلاش و همت فرزندان این استان در تهران و همراهی آنها با خادمی چشم پوشی کرد که بخشی از این موفقیت ها محصول این همراهیها و تلاشهاست.
هفته گذشته شاهد حضور سید قاسم حسینی قائم مقام صندوق توسعه ملی کشور و یکی از فرزندان شایسته این استان در یاسوج بودیم که قطعا برکات این سفر در آینده نمود خواهد یافت.
دیروز نیز مسئولان سازمان اقتصادی کوثر و فرزندان شایسته و گرانمایه این استان در این سازمان به دیار خود سفر کردند تا در نشستی مشترک با مسئولین استانی، مسیر اجرای تفاهم نامه سرمایه گذاری 200 میلیارد تومانی این سازمان در استان را هموار کنند.
حضور مهندس پناه، مهندس نرگس نژاد و دکتر آرام فرزندان دلسوز و شایسته استان در این نشست و بررسی سرمایه گذاری این سازمان در بخش های مختلف کشاورزی، صنعت و معدن، آب، عمران شهری و…. در استان نوید بخش روزهای خوبی برای استانی است که عزمش را برای خروج از محرومیت جزم کرده است.
اما به طور قطع نجات استان از گرداب توسعه نیافتگی تنها وظیفه استاندار و تیمش و مدیران کهگیلویه و بویراحمدی تهران نشین نیست و همه هم استانی ها باید در این مسیر قدمی بردارند. همه باید فکر کنیم که ما نیز در این مسیر چه کمکی می توانیم به توسعه استان کنیم. من بقال، کفاش، باغدار، کشاورز، خبرنگار، مدیر، معاون، سرایدار، کارمند، روستایی، شهری، عشایری، دامدار، هنرمند، صنعتگر، پزشک و … چگونه می توانم گامی برای توسعه و تعالی فرهنگی، عمرانی، اقتصادی و … استان بردارم؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • جواد می‌گه:

    یا نمیزدین یا هم همه مطلب را میزدین.آقای مدیر سایت این یک جور دزدی هستش

  • ع مردانی می‌گه:

    آقای دکتر خادمی می توانست بعنوان دومین استاندار بومی قوی بدرخشد. چرا که تجربه مدیریت داشت و با خم و پیچ های مدیریتی در این استان آشنا بود. آقای خادمی ضریب هوشی نسبتا خوبی دارد و حرف مردم را خوب درک میکند و در عین حال از حمایت هر سه نماینده نیز برخوردار است بنابراین می توانست از همان بدو ورود اسب مراد را عالی به جولان درآورد و کاری کند کارستان. اما دیدیم که نکرد. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چواب این چرا را هیچ کس بهتر از خود ایشان نمیداند.
    او از همان روز اول از خود سلب اختیار کرد و عنان مدیریت را بدست نمایندگان سپرد و تیم مدیریتیش را خود انتخاب نکرد. بعبارتی از آقای خادمی میتوان بعنوان کاشف مدیریت سهمیه ای در استان نام برد چون او برای اولین بار با سهمیه بندی کردن مدیریت ها در بین نمایندگان بطور رسمی اختیار قوه مجریه را به قوه مقننه واگذار نمود و با به رسمیت شناختن سهمیه بندی مدیریت ها عملا شایسته سالاری و مدیریت مبتنی بر خرد و تجربه را منکوب ، منزوی و یا متواری کرد .بدیهی ست که مدیرانی که بر اساس خرد ، تجربه و توان مدیریتی انتخاب نشدند نمی توانستند بار آقای خادمی را به سر منزل مقصود برسانند و لذا او اینک همراه با یک تیم مدیر یتی نسبتا ناکارآمد و ضعیف آنهم توام با رکود اقتصادی و نبود اعتبار با سیلی از انتظارات و توقعات مردمی مواجه شده که به نظر می رسد عبور از چالشها ی متعدد ناشی از خواسته ها و انتظارات مردمی برای وی چندان آسان نباشد.
    بهر تقدیر عکس العملهای مردمی کم و بیش حکایت از آن دارد که آقای دکتر خادمی بعنوان دومین استاندار بومی ناخواسته در بلای فرصت سوزی گرفتار آمده و متاسفانه میرود تا شانس مدیریت بومی در استان بار دیگر در عرصه ملی ناکام جلوه داده شود.
    پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
    خوش بیاسای زمانی که زمان اینهمه نیست
    سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
    که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

  • ناشناس می‌گه:

    با حلول حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود!!!!!!!!!! مشک آنست که ببوید نه انست که عطار بگوید!!!!!!!!!!!!!! خدا کند اثر مثبتی از ایشان ببینیم!

  • جواد می‌گه:

    خداقوت.احساس ایکنم ویقیه نوشتین ایخاسین به کامه ……… خودتون اشاره کنین.بنده هم به نوبه خودم ای کار خداپسندانه دکترخادمی و همه کسانی که بانی این کار هستند را به فال نیک میگیرم و به همشون خداقوت میگم.

200x208
200x208