تاریخ درج خبر : 1393/06/19
کد خبر : ۳۷۷۹۲۳
+ تغییر اندازه نوشته -

«یک بام و دو هوا»

سایت استان: رهزاد خدیش

(پیرامون اتفاقات جلسه شورای آموزش و پرورش کهگیلویه)

apkb

دکارت فیلسوف فرانسوی می گوید: در میان انسانها هیچ چیز به اندازه عقل به مساوی تقسیم نشده است. آنچه انسانها را از هم متمایز می سازد نحوه استفاده از عقل است. هگل هم در جایی می گوید: همه چیز را همگان می دانند و همگان هنوز به دنیا نیامدند!
اگر در گوش تک تک افراد یک جامعه این دو جمله‌ی ساده فرو رود و بدان ایمان پیدا کنند می توان امیدوار بود که آن جامعه آماده پذیرش دموکراسی است. اما مردم را سیاسیون می‌بایست به سمت دموکرات بودن پیش ببرند چرا که دموکراسی یک اتفاق سیای است، نه دینی و اخلاقی و علمی و …
سیاست در ایران و به خصوص در استان ما به کلی معنایی برعکس خود گرفته است. از نظر ما سیاست یعنی نگهداشتن جایگاه و پایگاه خود در میان مردم به هر وسیله ممکن! چه هدف وسیله را توجیه کند چه نکند، این برداشت از سیاست کاملاً غلط است و همه‌ی ما متاسفانه دچار این برداشت غلط هستیم. حتی اگر هدف ، وسیبه را توجیه کند. در این برداشت از سیاست، هدف، هدف غلطی است و امری غیرانسانی تلقی می شود. متاسفانه سیاستمداران ما که همه چیز را تعیین می کنند حتی – سلام و احوالپرسی‌هایمان را – گرفتار همین برداشتند و با همین تلقی از سیاست، سیاسی شدند و سیاسی ماندند و سیاسی می میرند. ما هم با همین تلقی آنها را سیاسیون خوبی می دانیم.
آنچه بیش از همه از رهگذر این برداشت از سیاست ضربه می خورد نظام بوروکراتیک و اداری جامعه است. از آنجا که دولت مجموعه بوروکراتیک بزرگی است از تمامی نهادها و ادارات، هر شخصی که در گوشه ای از این نظام قرار بگیرد برای ماندن خود به هر وسیبه ای چنگ می زند. آنچه تا کنون در ایران همگان شاهد آن بودیم این واقعیت است که با تغییر رئیس دولت، تمامی افراد در تمامی گوشه های این نظام اداری بزرگ جابه جا شده اند چرا که هدف رئیس دولت، ماندن در جای خود است و به زعم خود، تنها زمانی می تواند به این هدف دست یابد که افراد همسو با عقلانیت خودش را در اختیار داشته باشد. به همین دلیل ساده سیستم غارت مشاغل بر جامعه ایران حاکم شد و هر جناح سیاسی که به قدرت می رسد از نهاد ریاست جمهوری شروع می کند و تا پایان دوران ریاست جمهوری حتی در میان سرایه داران مدارس به دنبال نیروی همفکر و همسو با خودش می گردد.
این روند زشت و نامطلوب در زمان دولت اصلاحات تا حدودی تعدیل شد و حداقل در بخشهایی از امپراطوری دولت، شایسته سالاری مطرح و تا حدودی اجرا شد. اما زمان دولت مهرورز، مهرورزی مساوی شد با تک صدایی محض و هر صدای دیگری بی مهری تلقی می شد و در نطفه خفه گردید. در دولت مهرورزی، رئیس جمهور حتی افرادی را که همسو با خود تشخیص می داد و به صندلی وزارت یا معاونت تکیه می دادند گاهی به دلیل صدای خفه ای که از او بیرون می آمد و باب طبع رئیس نبود به راحتی کنار می گذاشت و شخصی همسوتر را برمی گزید و بدینسان در طول دوران هشت ساله‌ی ریاست جمهوری اش به عزل و نصب وزیران مشغول بود. وزیران هم رویه رئیس را در پیش گرفتند و مدیران نیز ادامه دادند.
رئیس جمهور روحانی این رویه زشت را نپسندید و به ملت ایران قول داد با کلید آمده است نه با داس. اما وقتی وارد ساختمان ریاست جمهوری شد خیلی زود متوجه شد که دولت قبلی چنان نظام بوروکراتیک دولت را یک‌صدا کرده است که کلید او هیچ قفلی را باز نمی کند.
شکی نیست که روحانی با حمایت بی دریغ جریان اصلاح‌طلبی و هوشیاری مردم به قدرت رسید و به همین دلیل، هم اصلاح‌طلبان و هم مردم از وی انتظارات زیادی دارند و بر اوست که پاسخ این اعتماد را به درستی بدهد.
اما جریان سیاسی حاکم قبل از وی، چنان فضا را مسموم ساخته است که هر اقدامی از طرف روحانی، ممکن است با مخالفتهای زیادی مواجه گردد، چرا که در خود بدنه دولت، مخالفان بیشماری وجود دارد که هدفشان جز سنگ اندازی و بهانه تراشی چیز دیگری نیست. این مخالفتها تنها برای اینکه ثابت کند دولت تدبیر و امید، هیچ تدبیری ندارد و نمی تواند امید را زنده نگه دارد به هر عملی متوسل می شوند و حرکت رو به جلوی روحانی را تعبیری دیگر می کنند و با آن ساز مخالف می زنند. درست است که روحانی با شعار اعتدال به میدان آمده و کلید را جایگزین داس نموده است ولی برای رسیدن به اعتدال در نظام اداری، می بایست افراد زیادی جابجا شوند. همانطور که قبلاً اشاره شد، کار عجیبی که دولت مهرورز انجام داد یک صدا کردن سیستم اداری بود و روحانی برای رسیدن به اعتدال در این سیستم می بایست حرف و حدیثهای زیادی را به جان بخرد. هم اکنون هر نیرویی که از طرف روحانی عنوان مدیر را به خود می گیرد اصولگرایان آن را با بوق و کرنا علم کرده و ادعا می کنند دولت به دنبال سیاسی کاری است و شایسته سالاری را فراموش کرده است. سوال اینجاست که رئیس جمهور روحانی، تاکنون کدام نیروی شایسته را درو کرده است و آیا اساساً دولت قبل از او، نیرویی شایسته و کارآمد به کار گماشته بود که اینک روحانی او را در جای خود ثابت نگه دارد؟
آموزش و پرورش یکی از مهمترین ارکان یک جامعه است و در واقع بنیاد هر نظامی بر آموزش و پرورش آن استوار است. دولتی که بیشترین توجه خود را معطوف به این رکن نماید مشخصاً دولتی است که می خواهد سرمایه ای جاودان از خود، به ارث بگذارد.

در راستای سیاستهایی که دولت اعتدال در پیش گرفته است در سطح مدیران و معاونین آموزش و پرورش – اگر چه خیلی دیر –تغییراتی حاصل شد. دامنه‌ی این تغییرات به ادارات شهرستانی هم رسیده است و بالتبع به انتخاب مدیران سطوح مختلف. عده ای با این تغییرات موافق نبوده و دلیل مخالفتشان را هم اینگونه بیان می کنند که آموزش و پرورش محل سیاسی‌کاری نیست و انتخاب سیاسی مدیران به آموزش و پرورش لطمات جبران ناپذیری می زند! از این دایه های مهربانتر از مادر که هدفی جز سیاسی کاری و دفاع از دولت مهرورزی و سنگ اندازی در مسیر اعتدال و اصلاحات ندارند باید پرسید آیا در دولت مهرورزی این اتفاق به نحو بسیار ناشایستی اتفاق نیفتاد؟ چرا در همان زمان فریاد اعتراض برنیاوردند؟ اگر به دنبال نمونه میگردید باید گفت اولین مدیرکل دولت مهرورز در استان آقای علی‌محمد دانشی بود که خود رئیس حزب موتلفه در استان بوده و هست. یا رئیس آموزش و پرورش کهگیلویه (دهدشت) جناب آقای خبره که مسئول ستاد احمدی نژاد در کهگیلویه بود که در یک روز، حکم برکناری دو معاونت را امضا کرد. آیا اینها سیاسی نبودند؟ چه صدای اعتراضی در آن دوران برخاست؟ آیا اعتراضی صورت گرفت؟ فریاد وامصیبتایی که آموزش و پرورش دولت اعتدال در کهگیلویه را سیاسی می داند و مدیر جوان آن را سیاسی‌کار می داند در آن زمان کجا بود؟
این که مدیر حق دارد معاونین خود را خود انتخاب کند و با تیمی کار کند که می تواند با آنان بر سر یک میز بنشیند امری بدیهی است ولی اینکه در زمانه ای که جناح متبوع سیاسی مان حاکم است تغییرات را خوب بدانیم و آن را بپذیریم و در دوران حکومت رقیب، تغییرات را مذموم بدانیم تلاشی مذبوحانه است جهت فرافکنی و سرپوش نهادن بر اتفاقاتی که در آموزش و پرورش دولت نهم و دهم رخ داد. اتفاقاتی که چه زود تشت رسوایی اش زده شد و چه دیر ویرانه های آن آباد خواهد شد!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • […] منبع خبر: سایت استان کهگیلویه و بویراحمد […]

  • علی می‌گه:

    جناب اقای نویسنده در آموزش وپرورش دهدشت کلید بولدزر تغییرات از طیف های سیاسی خارج شده وتغییرات ازجناح وفکرگذشته وبیشتر ایلی وطایفه ای شده است به طوریکه هرفرهنگی که ازایل مقتدربویراحمد است درجای خود ابقا شده وظلم عظیمی به سادات رضاتوفیق وحوزه ثلاث (دشمن زیاری-طیبی وبهمئی )شده وهرفردی باهرتفکری حتی اصلاح طلب واعتدال گر ازایلات غیر بویراحمدی قلع وقمع شده است ومتاسفانه عقاید سال 1342و قبل از آن براداره فرهنگ دهدشت حکمفرما شده است جهت حفظ احترام فرهنگیان عزیز که معزول شدند از ذکر نامشان خودداری میکنم

200x208
200x208