تاریخ درج خبر : 1393/06/25
کد خبر : ۳۷۸۱۶۲
+ تغییر اندازه نوشته -

«از ویدیو دیروز تا ماهواره امروز»

سایت استان: سعید کرمی

جنگ نرم واستحاله فرهنگی مقوله ای است که از سالیان پس از انقلاب اسلامی به صورت جدی تر از ماقبل آن و به انحای مختلف علیه کشور ما اعمال شد و به تعبیر مقام معظم رهبری “شبیخون فرهنگی” نام گرفت. امروز هم در بین مسئولان رده های مختلف، تهاجم فرهنگی و تعابیر گوناگون آن کلید واژه های معمول و کلیشه های تکراری است که ضرورت مبارزه کاربردی و تدبیر مقابله راهبردی با آن به ندرت از قاب دوربین و پشت تریبون فراتر رفته و در میدان عمل می نشیند.
اگر فرآیند تهاجم و تخریب فرهنگی که واقع شده و همچنان در حال وقوع است را با نگاهی خالی از غرض و عاری از مرض واکاوی کرده و تمام فراز و فرودهای آن را فارغ از تعارف و تعصب جمع بندی نماییم، تمام این فجایع را قبل از آنکه محصول تهاجم فرهنگی بدانیم، معلول تغافل فرهنگی و تکاهل در اقدامات بایسته و شایسته مسئولین مرتبط با امر فرهنگ در ادوار مختلف خواهیم یافت.
اگر چه پیشگیری از انحراف و ابتذال فرهنگی به هیچ وجه با توسل مطلق به جبر – فراتر از معیار قانونی و میزان معقول – کارساز نبوده و تنها مستلزم اقدامات بنیادین فرهنگی است، و غالب مسئولین مرتبط نیز به این حقیقت اذعان دارند، اما به راستی مصداق کار فرهنگی در جامعه ما کدام برنامه عملی مشهود و محسوس بوده و آیا میزان اقدامات انجام شده و سیاست های اتخاذی در مقابل هجمه وارده بر فرهنگ ما قابل قیاس بوده و خواهد بود؟
مصداق کار فرهنگی از نگاه مسئولین را نمی دانم اما امروزه ایشان از ماهواره به عنوان بارزترین مصادیق تهاجم فرهنگی یاد می کنند که البته ادعای بی ربطی هم نیست و مبرهن است که مخرب ترین سلاح و بُرنده ترین تیغ دشمن در جنگ نرم فرهنگی ،رسانه های مجازی و در رأس آن ماهواره های آشکار و نهانی است که پشت بام های ما را به خود مزین کرده و برنامه های القائی آنان حس کاذب روشنفکری و توهم شوم نواندیشی را بر بخش زیادی از اقشار آگاه و ناآگاه جامعه مستولی و ” الاَْغْلَـلُ فِى أَعْنَـقِهِمْ وَ السَّلَـسِلُ یُسْحَبُونَ” را در قالب “جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ” در منظرشان ترسیم می کند .
شرح و بسط اهداف ماهواره در ایران و تبیین چگونگی اشاعه تحریف در عقاید دینی و ترویج خرافات مذهبی و القای حس پوچی شرع و شریعت و مذهب در شبکه هایی که حتی ادعای اسلام وتشیع کرده و با نام های مقدس هم فعالیت می کنند، برای آنانکه که مدعی استفاده از شبکه های مجاز ماهواره هستند، مثنوی هفتاد من کاغذ است و مباحث کارشناسی پیرامون آن در این مختصر نمی گنجد، و از آْنجا که احساس می شود مخاطبین این مکتوب و مقالات، خود بر ماهیت ماهواره و نفس برنامه های آن در جوامع مسلمان و بخصوص ایران اسلامی اشراف و آگاهی لازمه را دارند، از ورود به تحلیل مقولات فوق الذکر اجتناب می کنیم.
اما ضمن اینکه هرگز تبعات مخرب ماهواره را کتمان نکرده و ضرورت آگاه سازی مردم پیرامون خطرات آن را نفی نمی کنیم، لذا با تمام این اوصاف تردیدی نیست که ما هرگز نخواهیم توانست تکنولوژی ماهواره را به عنوان یک واقعیت علمی از جامعه برچینیم، و بسیار خوش باورانه و ساده لوحانه است اگر فکر کنیم میتوان تمام آحاد و اقشار جامعه را به طرد و تحریم آن ترغیب نمود؛ لکن خواه و ناخواه ماهواره چه مثبت و چه منفی، هم اکنون در کشور ما به وفور استفاده می شود و یقینا همیشه مخاطبان خود را نیز خواهد داشت، لذا ضرورت و اقتضای امروز این است که به جای انفعال فرصت سوز و اکتفا به مواضع دفاعی، استراتژی تسخیر ماهواره و اینکه چگونه برگ برنده و شأن ابزاری این تکنولوژی را جهت تقویت و ترویج اهداف فرهنگی خود در ید اختیار بگیریم طراحی و ترسیم شود.
از این حقیقت روشن نباید غافل بود که ماهواره و تبعات ناشی از آن تنها مشکل مرزوبوم ما نیست و تمام کشورها و جوامع مختلف، حتی آنهایی که این ابزار را به ما تحمیل کرده و بر علیه ما استفاده می کنند نیز ازآن متضرر شده و همچنان که فرهنگ ما بواسطه شبکه های معاند غربی و یهودی تخریب و تحریف می شود، اهداف سلطه طلبانه آنان نیز می تواند با تمهیدات ماهواره ای ما دچار اختلال و گرفتار اضمحلال شود.
به تعبیر بنده ماهواره اسب راهواره ای است که هر عقیده ای را بر پشت خود سوار کرده و در هر میدانی قدرت تاخت و تاز دارد و این هنر سوارکار است که چگونه از آن سواری بگیرد و آن را در چه میدانی به تاخت درآورد؛و چنین استنباط می شود که امروز ماهواره هم تهدیدی جدی برای فرهنگ اسلامی است و هم فرصتی افتخاری و توفیقی اجباری برای ترویج جهانی و تشریح مشروعیت آن، و حتی می تواند ابزاری کارآمد برای تضعیف و حتی فروپاشی فرهنگ منحط غرب و صهیونیسم باشد.
ماهواره به عنوان تکنولوژی انکارناپذیری که بیش و پیش از خدمت، استعداد خیانت نیز دارد، تنها یکی از علل و اسباب تخدیر و تضعیف فرهنگی جامعه ماست و نه تنهاترین تهدید آن، و شاید دغدغه امروز ماهواره چیزی فراتر از دلهره دیروز ویدئو نباشد؛ اما تردیدی نیست که علت العلل و مسبب الاسباب بحران مذکور، تغافل و تسامح و تکاهل دست اندکاران ذیربط در اتخاذ تصمیمات و اقدامات مقتضی در حوزه فرهنگ است.
تبیین و تشریح مضرات و تهدیدات ماهواره اگر چه در جای خود لازم و مثمر به ثمراتی بوده ولی هرگز کافی نخواهد بود، اما اینکه چه راهکارهای موثری برای مقابله با این جنگ نرم اندیشیده و چه گزینه های قانع کننده و جایگزینی برای برنامه های ماهواره ای و دفع تبعات آن فراهم کرده ایم، نکته اساسی و حیاتی این غائله است، و بدیهی است اگر محدوده تفکرات و تحرکات ما تنها به بقاء شاکله اسلام و ابقای فرهنگ اسلامی محدود و محصور شود باخته ایم و خواهیم باخت، که حتی برای حفظ آنچه داریم هم چاره ای جز ترویج و گسترش آن نخواهد بود.
تغافل از درد و تکاهل در درمان مؤثر فرهنگی و اولویت بسیار ضعیف آن در برنامه های اجرایی مهمترین بیماری حوزه فرهنگ است و مادامی که در بین مسئولان ما تفاوت و حتی تعارض میان معیارهای فرهنگی وجود دارد، و هرکس حدود و ثغور بایسته های فرهنگی را مطابق نگاه فردگرایانه و سلایق شخصی و جناحی خود تعریف و ترسیم می کند، و خطوط قرمز هر مسئولی فرسنگ ها با دیگری فاصله دارد، فرهنگ ما قالی هزار بافنده ای است که منقوش به افراط و تفریط است و در این بافته نامیمون کمترین اتهام را می توان به ماهواره و امثالهم نسبت داد.
همه خوب می دانیم مردم سلحشور ایران ادامه نسل همان شیرزنان عفیف و غیورمردان نجیبی هستند که زمانی با زور سرنیزه و حتی به بهای خونشان هم چادر از سر و حجاب از تن برنداشتند(کشف حجاب رضاخانی)؛ اما اکنون دگرگونی به جایی رسیده که نسل جدید ما تا سرحد عصیان کشیده شده اند و حتی توسل به جبر هم نمی تواند این وارثان حماسه های ملی و نهضتهای اسلامی و مفتخر به مفاخر بزرگ جهان اسلام را متقاعد به رعایت بایسته حجاب و عفاف شرعی نماید و آنهم نه در خفقان مذهب که در سایه سار انقلاب حقیقتا اسلامی و بی بدیلی که مهمترین هدف و دستاورد آن، تقابل و غلبه آموزه های اصیل اسلام و فقه پویای تشیع بر فرهنگ منفور و هرزه پرور غرب بود، و آیاعامل این مصیبت و تضعیف فرهنگی جز سهل انگاری در صیانت از گنجینه نفیس اعتقادی جامعه و نظام گسیختگی حوزه فرهنگ چه می تواند باشد؟.
در حالی که دیروز وجب به وجب مرزهای ما با خون طاهر و مطهر هزاران شهید پاکباخته صیانت شد، امروز در بستر جنگ نرم و انفعال غافلانه ما، دشمن فارغ از کوچکترین تلفات و با صرف کمترین هزینه -نسبت به جنگ نظامی- بیشترین دستاورد را از آن خود کرده و ضربات مهلک و شاید جبران ناپذیری را نه به مرزهای فیزیکی که به بنیان اندیشه ها و مرزهای اعتقادی جوانان ما وارد می کند؛ و این سیاسان کهنه کار به خوبی بر این امر واقف اند که اگر ریشه اندیشه ها را خشکانده و به ابتذال بکشانند، به تصاحب مرزهای فیزیکی نیازی نخواهند داشت و این سیاست بُرنده و برگ بَرنده را در آندلس مسلمان به خوبی تجربه کرده و به یاد سپرده اند.
مخلص کلام اینکه زخم فرهنگی امروز ما نه تعریف می خواهد و نه توجیه و تنها محتاج عمل است ولاغیر، و عمل نیز نه معرکه گیری و نقالی و اشک تمساح است و نه نصب بنر و پلاکارد و پنهان شدن در پشت آن؛ لذا از آنجا که اسلام برای تمام اقشار و اعصار، سرشار از منطق و غنی از برهان است، هجمه امروز مستلزم آن است که اولا رویکرد فرهنگی مسئولین ما از جنبه تئوریک به برنامه های عملی مبدل شود و ثانیا اسلام شناسان پخته و غواصان اندیشمند علوم مختلفه اسلامی باید به زبان روز و با درک مقتضیات زمان در بستر دنیای اطلاعات و فناوری ارتباطات، تهاجم وارده و شبهات مطروحه را با براهین مستدل و دلایل مستند نه تنها در جامعه که در منظر جهان دفع و رفع کرده و شجاعانه و آگاهانه نجاتگری سبک زندگی اسلامی را به اثبات رسانده و با ایجاد سدی محکم، این سیل متخاصم را مهار و به خدمت آبیاری و شکوفایی دشت فرهنگی کشور درآورند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آینده می‌گه:

    کاملا با نظر جناب کرمی موافقم چون من شنیدم سابقا حتی با رادیو هم مخالفت می شد و می گفتند حرام است اما اکنون چیز دیگری است

200x208
200x208