تاریخ درج خبر : 1393/06/29
کد خبر : ۳۷۸۳۲۹
+ تغییر اندازه نوشته -

«نقدی که به خطا رفت»

سایت استان: ایمان یعقوبی

تحلیل استاد گرانقدر جناب آقای “پیشوا” را درخصوص سخنان اخیر “سید باقر موسوی” از نظر گذراندم اما آنچه را خواستم نیافتم و آنچه خواندم از هیبت انصاف برون یافتم .

1-9
نگارنده نه در پی ترور شخصیت است و نه برآنست که از در مخالفت با آنچه عیان است قلم فرسایی نماید ، لیکن در مقام تحلیل , نقدی بر یادداشت استاد “پیشوا” دارد و اگر به حکمی رسید امید است بر پایه فرضی ناصواب و متعصبانه نباشد.
سخنان اخیر “سید باقر موسوی” این نام آشنای عرصه سیاست ، آنچنان که استاد بزرگوار جناب آقای” پیشوا ” فرمودند « موجی از بیم و امید و یأس را » به همراه داشت .
گروهی بیمناکند ؛ آنان که سالها بر سریر قدرت نشستند و خیاط سیاست ردای ریاست را بر قامتشان دوخت و البته چه نامبارک ردایی بود . آنان که دوران ریاستشان یادآور نظام ارباب و رعیتی بود اینک خائفند و البته حق دارند بیمناک باشند چون حیات سیاسی شان عاریه ای برای قدرتنمایی روسای بالادستی شان بود . “سید باقر” فقط اشارتی به مظالم سالهای اخیر داشت و گوشه ای از فساد اقتصادی و رانت خواری نزدیکان دولت مهر و عدالت را به قاب انتقاد تصویر کرد .
آنچنان که جناب “پیشوا” فرمودند : برخی ناامیدند , واقعیت این است که از فرط درماندگی , ناامیدند و دیگر امیدی به اصلاح امور ندارند . اگر بگوییم این نومیدی رهاورد مدیریت اصولگرایان است , تکرار مکررات خواهد بود و تکرار ملال آور است .
دسته سوم آنهایی هستند که سنت صبر و امید را پاس می دارند . آنان که سنت مدارند و قائل به تقدم تجربه , نیز روزنه امیدی در سخنان “سید” یافتند .
جناب آقای “پیشوا” زیرکانه می نویسند : « یاد دورانی که “سید باقر” یکی از تندترین اعضای هیأت 7 نفری واگذاری زمین در استان بود و افتخار داشت اراضی مالکین بزرگ را به نفع مستضعفین مصادره نماید »
اگرچه افراط و تفریط در هر شکل و زمان محکوم است اما برخی نیز بر این باورند که این امر معلول شرایط است . چون واقعیت امر بر نویسنده مشخص نیست , شایسته تر آن است که اگر “موسوی” همچون بسیاری دیگر به افراط رفته است , خویشتن خویش را به دادگاه وجدان و اخلاق برد و نیازی به طرح مسأله در انظار عموم نیست . زیرا در این صورت باید رفتار سایر شخصیتها در اوایل انقلاب هم مورد مطالعه قرار گیرد و معیار مناسبی برای سنجش رفتار اشخاص ارائه شود .
آنچه از فحوای کلام برمی آید این است که آقای ” پیشوا” بیش از آنکه قصد تمجید و بازخوانی خاطرات گذشته را داشته باشد کمر همت بر تخریب بسته و در پی آن است تا طیف خاصی از مردم را مقابل “موسوی” به عنوان نماینده فکری یک جریان سیاسی بنشاند . لیک همه می دانند “موسوی” با حمایت همه طبقات مردمی ردای نمایندگی را به تن کرد .
نکته ناگفته آن است که استاد در مقام راوی خاطرات نفرموده اند که : آیا خود ایشان عضو شورا بوده اند یا صرفا نقل قول نمودند ؟ اگر ایشان نیز در شورا عضویت داشته اند , این نقد تلخ و زیرکانه دامان راوی را نیز می گیرد , و اگرنه , چنین به قطعیت و غیر مستند سخن راندن ره انصاف نیست .
« سرنوشت آن ایام تغییر کرد و “سید” از حالت اولیه انقلابی , مردمی مبدل به یک فرد سیاسی گردید و در برخی موارد از اقدامات قبلی خود عدول کرد »
1 – لحن نوشتار به گونه ایست که گویی سیاسی بودن فی نفسه امری ناپسند است و با فراست خاص صفت سیاسی بودن را در تضاد با مردمی بودن معرفی می نمایند .
2 – تغییر لازمه زندگی است , اگر تغییر در جهت اصلاح باشد امری پسندیده است . آنکه تغییر نکند دچار فساد فکر می شود و به ورطه جزم اندیشی فرو می افتد . اگر افکار “سید باقر موسوی” بعد از سالهای به قول جناب “پیشوا” تندی و افراط دستخوش تغییر شده است , این تحول موجبات تحسین نگارنده را نیز فراهم آورده است . آنچه”استاد” از آن غافل مانده است آن است که ؛ در گذار تدریجی مراحل مختلف انقلاب ؛ تمایل و حرکت به سمت عقلانیت و نظام مندنمودن ساختار فکری و پی ریزی شالوده های فرهنگ جامعه امری لازم است , اگرچه شور در انقلاب بر شعور سیاسی می چربد لاجرم چنین سیری در روند بعد از انقلاب گریز ناپذیر است . آنچه جناب “پیشوا” را رنجانده است حرکت از شور انقلابی به شعور سیاسی بوده است و ایشان تغییر را عدول از آرمانها و استحاله فکری تفسیر نموده اند . فراموش نکنیم انتخاب “سید باقر موسوی” به عنوان نماینده مردم در مجلس در همین دوران گذار صورت گرفت و جای تعجب است که ایشان را غیر مردمی بنامند .
” پیشوا” بر این باور است : « نوک حمله متوجه آقای “تاجگردون” نماینده محترم گچساران و باشت ؛ “حاج زارعی” نماینده محترم بویراحمد و دنا , “دکتر خادمی” استاندار محترم بوده است »
هر شهروندی در انتقاد از مسئولین محق و آزاد است ؛ استاندار و نمایندگان محترم استان نیز ازدایره نقد و انتقاد برون نیستند و البته عملکرد این بزرگواران نیز به حق جای انتقاد دارد . اما “موسوی” نقدی کارشناسانه بر عملکرد مسئولین استان داشت و همگان را به همدلی و مسئولیت پذیری بیشتر دعوت نمود ، عجیب که این سخن باعث نگرانی شده است . کسی که مسئولیت می پذیرد نباید از انتقاد گریزان باشد.
در حالی که مردم فهیم استان به واسطه فرهنگ والا و درایت شان از هرگونه موضوعی که موجب طرح اختلافات قومی شود اعلام برائت می کنند و خود را قومی واحد می دانند وارد نمودن اتهام دامن زدن به اختلافات قومی و قبیله ای علاوه بر طنز ظریف نویسنده نوعی فرافکنی و فرار به جلوست و اصولا پرداختن به این موضوعات کوتاه ترین راه برای عرض اندام و ایجاد تنش سیاسی و رویارویی قومی است . هر چند جناب “پیشوا” ؛ “سید باقر موسوی” را از آن برحذر می دارد اما خود به صراحت در چند مورد بدان پرداخته است و برعکس آنچه ادعا می کنند خود به دامان ناسیونالیسم فرو افتاده اند .
اصرار عجیب به رویارو کردن موسوی و تاجگردون , دو چهره برجسته اصلاحات استان به نوبه خود قابل تأمل است تا آنجا که تخصیص بودجه استانی و انتصاب مدیران کل را دستاویز مناسبی جهت این مهم می یابد و به راحتی آنرا به انتخاب دکتر “خادمی” به عنوان استاندار , مرتبط می کند و ناخواسته خوانندگان را به شک وا می دارد که نقش جناب مهندس “تاجگردون” در انتخاب استاندار چه بوده است . و بدینسان هم استانی های عزیز شهرستانهای “کهگیلویه” و “گچساران” و … را به مخالفت با موسوی ترغیب نماید .
آقای “پیشوا” باز هم فراتر می رود و جناب “زارعی” را نیز به معرکه وارد می سازد تا حملات خود علیه “موسوی” را گسترده تر سازد و مردم و مسئولین را به مواجهه تمام قد با ” موسوی” فرا می خواند , آنهم بر اساس فرضی که خود در ذهن دارند .
در خصوص پیروزی جناب آقای “زارعی” همه میدانند که ایشان وامدار آرای اصلاح طلبان است و عجیب است که منتقد از آن چشم می پوشد . نویسنده از یک سو جانب آقای “زارعی” را می گیرد و از دیگر سو عجولانه به ضایع شدن حقوق برخی افراد در امر انتصاب مدیران شهرستان بویراحمد و دنا خرده می گیرد تا ضمن وارد نمودن “زارعی” به کار و زار به عنوان یک ضلع مثلث مقابل موسوی , به آرامی راه خود را از وی جدا می نماید و آشکارا در ارودگاه “تاجگردون ” خیمه می زند و در آخر “زارعی” را بازنده معرفی می کند .
در ادامه نویسنده منتقد جناب آقای “تاجگردون” را برنده نزاعی خود ساخته می نامند و مدعیست :« تعدادی از اصلاح طلبان “تاجگردون” را به میانه روی و تمایل به کارگزاران متهم می کنند» . که البته صحت و سقم این اتهام بر نویسنده روشن نیست و استاد می بایست مصداقی برای اثبات آن بیان می کردند .
آقای “پیشوا” آشفته از هر دری سخن می گوید و سراسر نوشتارشان مملو از این آشفتگی فکریست و افکارشان باری به هر جهت است . مشخص نیست در قامت یک منتقد به چه منظور تمام جناح ها و گروهای سیاسی را با خود همراه می کند. سپس در پایان داستان مبهم خویش به افزایش محبوبیت “تاجگردون” و افول ستاره اقبال “موسوی” رأی می دهد و روحیات ناسیونالیستی خویش را عریانتر می نماید و مردم استان را آشکارا به چند منطقه قومی تفکیک می کنند و راه سیاسون استان را از هم سوا می نمایند . ما براین باوریم که مهندس “تاجگردون” از مهره های کلیدی و کارآمد استان است و محبوبیت وی نیز موجب خوشحالی است .
چناب “پیشوا” ادعای غیر کاریزماتیک بودن “موسوی” را بارها از اساس نقض می کند از آنجا که اذعان دارد سخنان “سید باقر موسوی” موجی از بیم و ترس و امید را به همراه داشت و معترف است خبری در راه است . آیا چنین موجی از بیم و ترس و امید توسط یک فرد عادی و غیر مردمی در جامعه رخ می دهد ؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حق می‌گه:

    الحق که جناب یعقوبی عزیز زیبا نگاشته اند پسر خاله ای که بیش از 15 سال به خدمتش نرسیده ام
    و اما آقای خادمی با بی تجربگی همه را ناامید کردند و خود رای و متکبر استان را به بیراهه برده اند و حق اصلاح طلبان را به زیر پا گذاشته و فقط فامیل خود را که هیچ تجربه مدیریتی نداشته انتصاب نموده اند والبته ایشان حتما با رای فامیلهایشان استاندار شدند و به وزارت کشور معرفی شدند و این نشان از ندانم کاری های آقای زارع و … هست

  • م می‌گه:

    سید باقر آدمی است فکری .او صاحب اندیشه است .علوم سیاسی خوانده است با زیر و بم های فرهنگ ایلی و طایفی کاملا آشناست.سکوت چند ساله سید باقر سکوتی علی وار بوده .الان هم علی گونه است که سکوت را شکسته چون آنچنان که از گفته هایش پیداست متوجه یک بی عدالتی محض شده است.برای او همه شهرهای استان عزیز است.رشد و توسعه گچساران و باشت دهدشت چرام و بهمئی سی سخت و یاسوج به یک اندازه او را خوشحال می کند. چیزی که سید باقر را آزار داده عدم توزیع عادلانه اعتبارات بین شهرستانهاست .او از توزیع نامتوازن این اعتبارات بدون لحاظ کردن موقعیت و جایگاه هر شهر ناراضی است و میگوید جدای از حساسیت های ایلی و منطقه ای به شهر یاسوج بعنوان مرکز استان توجه نکرده اند.برای او یاسوج یا باشت یا دهدشت فرقی ندارد. اگر باشت یا دهدشت هم مرکز استان بود باز سید باقر خواهان توسعه ی باشت و یا دهدشت متناسب با جایگاهش می شد.او با تاجگردون هم مشکلی ندارد در بحث هایش همیشه از نیروهای بومی که در سطح ملی درخشیده اند پشتیبانی و حمایت می کند و قطع یقین از اینکه آقای تاجگردون به یک چهره ی ملی تبدیل شده بسیار راضی و خرسند است.به نظر می رسد که نارضایتیش بیشتر از آقای خادمی باشد. دکتر خادمی دومین استاندار بومی استان است. موفقیت او به استمرار مدیریت بومی کمک میکرد و عدم موفقیتش نیز نقطه پایانی است برای مدیریت بومی در استان.شاید چیزی که سید باقر را نگران کرده است عدم موفقیت دکتر خادمی در اداره ی امور استان باشد.چون استمرار مدیریت مقتدارنه ی بومی آنهم مبتنی بر عدالت برای سد باقر بسیار حائز اهمیت است.سیدباقر موسوی یک اصلاح طلب خالص بدون غل و غش است. او تا کنون در سلامت کامل نفس زندگی کرده و هیچگاه برای کسب معیشت های آنچنانی با کس و ناکس وارد معامله و زد و بند نشده است. بواقع سید باقر یکی از داشته های ارزشمند استان است که در سطح ملی بارها درخشیده و صاحب نام است و ابدا به فکر تقابل با آقای تاجگردون نبوده و نخواهد بود بلکه در عین پشتیبانی و حمایت از همه چهره های مطرح هم استانی از جمله از آقای تاجگردون خواهان وحدت رویه و اتحاد توام با عدالت در منطقه می باشد.

  • ناشناس می‌گه:

    انصافا نقد منصفانه ای بود

  • حق گو می‌گه:

    جناب یعقوبی سلام
    چه به جا نوشته اید ولی کاش کمی ساده تر می نشتید
    تا بر همگان روشن می شد تناقضات و ……. اقای پیشوا
    ….. که از جهاد شروع کرد و حالا بر سید جهادی می تازد و
    زیرکانه دنبال تشکیل جبهه ای علیه سید است بدون اینکه خود متضرر شود
    این کمال بی انصافی است که وکیلی چنین قضاوت نماید
    خدا را شکر که قضاوت مردم غیر از پرونده سازی وکیل است.
    یعقوبی جان خوب می نویسی پس همیشه بنویس جانا سخن از
    زبان ما می گویی

  • علی می‌گه:

    سید باقر موسوی هیچ اختلافی با تاجگردون ندارد و هردو از سرمایه های جنبش اصلاح طلبی در استان هستند من گچسارانی هستم و به هردوی انها افتخار میکنم

  • ناشناس می‌گه:

    نقدپرمایه ای بود

  • حق می‌گه:

    موسوی ، تاجگردون ، منطقیان ، لاهوتی و جناب رستاد همه برای اصلاحطلبان استان محترمند.

200x208
200x208