تاریخ درج خبر : 1393/06/30
کد خبر : ۳۷۸۴۲۳
+ تغییر اندازه نوشته -

«از سپاه گچساران تا حصر آبادان»

سایت استان: دانیال پرندوار

امروز در زندگی روزمره ی شهری چنان فعالیت های اجتماعی سریع و بدون توقف می گذرد و چنان تکنولوژی صفحات اجتماعی جهان را متحول کرده که شاید نسل های امروز در سن پیری خاطره ی خاصی برای تعریف نداشته باشند، ولی در چند سال قبل در این مرز و بوم اتفاقاتی رخ داده که شاید تا سالها برای افرادی که در آن رشادتها و ایثارگریها حضور داشته اندخاطره برای گفتن وجود داشته باشد، گاهی وقتی پای صحبت رزمندگان جنگ تحمیلی می نشینم این احساس را دارم که گویا آن 8 سال زمان متوقف شده بود، و انسانها و کلیه عوامل جور دیگری بوده است و شاید این برداشت من باشد لذا در این روزها که هم زمان است با سالگرد آغاز جنگ رژیم بعثی علیه کشورمان این مطالب را برای دوستان جمع آوری نمودم.

scan0001 (2)
وقتی سوال می پرسم از رزمندگان اولیه و اولین تشکیلات سپاه در استان (کهگیلویه و بویراحمد) به اسامی ای که هم اینک نام و نشانی از آنها نمی بینم بر می خورم گویا آنها را خداوند برای مقطع خاصی آفریده بود که همانند یک پل برای یک ملت انجام وظیفه کرده و اینک هر چقدر از آن دور می شویم خاطره آن محوتر می شود .اولین افرادی همچون 1- حسین رضایی 2- محسن ظهیر نژاد 3- حاج علی فضلی – حسین پروین ((فرمانده سپاه)) حسین دقیقی فرمانده بعدی سپاه که بعدها” برادرانش وحید وحمید دقیقی نیز از گچساران راهی جبهه شدن و به شهادت رسیدند” آقای اسلاملو مسئول آموزش سپاه که اکثراً بچهای تهران ، همدان و قم بودند.اولین تشکیلات رسمی سپاه در استان عبارت بود ار بچه های غیر بومی و بومی.بچه های بومی از جمله آقای عبدی پور – شهید صابری – راهی – حاج مختاری –
در شهر (دهدشت) بچه های سپاه اهواز مستقربودن ودرشهر(یاسوج) روحانی (شهید میثمی )و چند پاسدار از شیراز کارهای نظم انضباط این تشکیلات را انجام می دادند.
این تشکیلات ساده اما سرشار از ایمان واخلاص بعدها در عملیات های مهم کشور نقش بی بدیلی داشته اند. در اولین اقدام شروع به جذب نیرو نمودند، در مورخه 3/7/58 اولین پاسدارهای استان 1- حاج یانس پرور 2- شهید فریبرز پناهی – 3- شهید خدامراد مرادی 4- هجیر پرندوار 5- شهید امیر علیزاده 6- شهید خدامراد مددی 7- شهید نوراله یزدانپناه 8- نوراله بی خشت 9- حداد یزادنپناه آموزش دیده شده و مجددا گروه دوم جذب گردید تا جایگزین گروه اول گردد گروه دوم 1- شهید دریا کش 2- محمدرشید دولتخواه 3- شهید حسینقلی پریوند 4- اردشیر دانشی 5- عبدالنبی نیک اختر 6- آقای فایز مسلم 7- محسن عبدالشمند 8- شهید محمد اسلامیان

scan0009
اولین تشکیلات قدرتمند سپاه در استان و کشور آغاز به کار نمود که منشاء اثرات بزرگی در استان هم زمان با کل کشور بودند. سپاه استان به مرکزیت (گچساران) قبل از آغاز جنگ در( سال 1358 در کردستان و سقز) حاضر بوده و به مقابله با ضد انقلاب پرداخته در (سال 1359 در جبهه قصر شیرین) و مجدداً در (سال 1359 در منطقه بانه کردستان) حضور داشته و در عملیات چهارم هم زمان با آغاز جنگ در سال 1359 تشکیلات کوچک ولی منسجم سپاه استان ((گچساران)) بعد از آغاز جنگ عراق از طریق بندر ماهشهر و بوسیله لنج و هواگراف از طریق “خسرو آباد” و “ذوالفقاری” و رودخانه “بهمن شیر” وارد منطقه (آبادان) شدند، مدافعین شهر حساس ترین و استراتژیک ترین منطقه شهر یعنی “فیاضیه” آبادان را در اختیار بچه های سپاه استان قرار دادند.
مسئول عملیات آقای “سردار علی فضلی” بوده و به چهار دسته به فرماندهی حاج محسن عدالتمند 2- شهید خدامراد مرادی 3- شهید امیر علیزاد و 4- آقای هجیر پرندوار سازماندهی شدن و با مقاومت چند ماهه مانع تکمیل محاصره آبادان و تصرف آن بدست ارتش عراق گردیداند این در شرایطی بود که خود این رزمندگان در خاطرات خود نقل کرده اند که فرماندهان آن روزهای سپاه از نقش پررنگ آنان تجلیل فراوان نموده اند و بارها خود این رزمندگان شجاعت و پایداری را مدیون لطف خداوند دانسته اند در شرایطی که بسیاری از ادوات جنگی برای آنها نا آشنا بوده است ، چنانکه آقای “پرندوار” نقل می کند : وقتی “اصلحه ژ 3 “به ما تحویل می دادند (شهید امیر علیزاد) به شوخی می گفت تفنگ کنگره کنگره ای بدرد نمی خورد تفنگ برنو به ما بدهید که صاف و یکدست باشد. علی ایحال ما نسبت به همه شهداء و ایثارگران احساس دین می نماییم لذا بیان این خاطرات که از زبان همان ایثارگران نقل گردید فقط برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره آنان می باشد.
متاسفانه مسئولان امر، به جای جمع آوری خاطرات و کارامد کردن و به روز کردن آنها و بر پایی یادمانهایی در محل آن عملیات ها و محل شهادت دلاوران هم استانی “شناساندن این الگوهای قابل لمس برای جوانان این استان” با اختصاص مبلغی برای برگزاری یادواره شهدا بصورت سالانه که هم اینک بسیار در سطح پایین می باشند و هیچ بار فرهنگی نداشته و صرفاً برای “عملکرد ادارات ” برای گزارش قابل استفاده است.
طرح خوب (راهیان نور) که بصورت استانی برگزار می گردد را باید تخصصی نموده و شهدای استان را به جوانان معرفی نمایند وگر نه کیست که شهید “خرازی” ، شهید “همت”، شهید”باکری “وغیره…. را نشناسند و یا ایثارگری آنها را انکار کند. هیچکس منکر اقدامات و جان فشانی های آنها نمی باشد، ما مردم این استان باید شهیدان خود را معرفی کنیم شهیدانی همچون پناهی ، علیزاد ، مرادی ، جهان ناصری و غیره …..که از بچه های “تهران” و “قم “و “مشهد “هیچ کم نداشته اند اما بخاطر غفلت ما در استان خودمان نیز ناشناخته می باشند حتی سپاه استان بجای نقش تصاویر این عزیزان تصاویر شهدای والامقام سایر نقاط کشور بر روی دیوار خود نقش کرده اند . ما باید این روحیه احترام به خود را با لا ببریم بجای آنکه دیگران را از خود بالاتر بدانیم.
فریبرزها ،امیرها،خدامرادها، جهان هایی ….که در خانه های خود نماندند و برای جهاد از خانه های خود بیرون آمدند و نگفتند که “خوزستان “و یا” کردستان” استان ما نیست هر گاه به استان ما و شهر ما آمدن می جنگیم همه جای وطن را خاک خود دانسته و در سرمای جان فرسای کردستان کوه های(قندیل ،دالاهو)را به ستوه آوردند و در گرمای سخت خوزستان بیابانهای(هویزه سوسنگرد، شط علی ،دشت عباس) را با شجاعتی مردانه پیمودند واینک هر گاه به این مناطق پا می گذاریم اگر خوب دقت کنیم عطر یاد آنها را در این مناطق استشمام می کنیم ،صدای “لبیک یاحسین” انها هنوز به گوش میرسد و تا زمانی که این روحیه ی یک دلی و یک رنگی بر پا باشد کشور ما همچون این 30 سال که با سربلندی از کوران حوادث و سختی ها گذشته . انشالله در ادامه نیز چنین خواهد بود و پاسدار خون این شهیدان باشیم و پرچم انقلاب اسلامی با رهبری ایت اله خامنه ای به دست امام زمان(عج) برسانیم.

خداحافظ زمین لاله پرور بلند بالا قدان چون صنوبر
بنازم قامت ایستاده تان را وطن دوستان هر ازاده تان را

شادی روح شهدا صلوات

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فرهاد می‌گه:

    ممنون دانیال جان بسیار لذت بردیم از متن زیبا و متینتان..امیدوارم به خود بیایم و به ارزشهامون ارج بنهیم…و کاش بعضیا به جای غرض ورزی و تفرقه از عزیزانی که در راه صیانت از خاک وناموس خود قدمی برداشتند حداقل با احترام یاد کنند…
    یاد و خاطرشان تا ابد گرامی

  • بنده خدا می‌گه:

    باسلام .نمی دانم منظور برادر رزمنده مبنی بر اطلاعات صحیح چیست خواهش می کنم برادر نکته سنج لطفا جواب دهید.

  • رزمنده می‌گه:

    برادرم پرندوار انشالا برادرانى که به شما مشاوره داده اند حداقل اطلا عات صحیح رابه شما برادرخوش ذوق مى دادند

  • سعید پایدار/ شورای اسلامی شهریاسوج می‌گه:

    در این روز و روزگار و این دنیای وانفسایی که بهترین خاطرات و حماسه های این ملت را به دست فراموشی سپرده شده از جناب پرندوار که خالصانه و عاشقانه بار دیگر خاطرات قهرمانان شهید هم استانی را زنده نمودند سپاسگزارم .

    ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
    چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
    ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
    چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
    ما برای آنکه ایران
    گوهری تابان شود
    خون دلها خورده ایم
    خون دلها خورده ایم
    ما برای آنکه ایران
    خانه خوبان شود
    رنج دوران برده ایم
    رنج دوران برده ایم
    ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
    چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم
    ما برای نوشیدن شورابه های کویر
    چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
    ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
    خون دلها خورده ایم
    خون دلها خورده ایم
    ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
    رنج دوران برده ایم
    رنج دوران برده ایم

  • غلام صادقی می‌گه:

    سلام سالهاگذشت.از ان روزی که این عکسها را درکنار هم گرفتیم . این یک ساختمان گل وخشتی است که بعنوان خط اول محسوب می شد .که یک دسته نیروی پیاده در ان مستقر بودیم. و در ان مکان که قبل از جنگ مرغداری بود. چند سنگر در درون ان زده بودیم. و در هر سنگر کف ان چوپنبه قرار داده بودیم .بعضی از وقتها که از خواب بیدار می شدیم چون نزدیک رودخانه بهمنشیر بود زیر چونپنبه ها اب گرفته بود واب بالا امده بودیم./اینجا جبهه فیاضیه بود/ وجلویمان منطقه صنعتی شیر پاستوریزه بود که در دست دشمن بود. فرماندهی این مقرکه در ان مستقر بودیم به عهده برادرمان هجیر پرنده وار بود. وهر روز باید گزارشات و امار مجرویین وشهدا را به فرمانده محور برادرمان علی فضلی میداد.اول صبح بود که برادر هجیر پرنده وار امد وباصدای بلند فرمودند که به خط شوید.بعد از امار وسرشماری ناگهان گفت الله اکبر. خودش است.به ایشان گفتم کی را میگی گفت رحمان کجاست. چند لحظه فکر کردم/وگفتم حاجی خودت می دانی که رحمان درویشی هر روز می روند و لباسهای خودش را میشویند. درهمین لحظه نصرالله وامیر علیزاده وخود من وچند نفر دیگر گفتند.لباسهایی که میخواستیم بشوییم نیست وهمه فهمیدند که دوباره رحمان لباسها را برده کنار جویی ابی که از رودخانه می اید بشوید./هجیر پرندوار به من اشاره کردند وبا ایشان از مقر خارج شدیم.وبه جایی که رحمان وبچه ها برای شستن لباسها می رفتند راهی شدیم.به چند متری ان محل که رسیدیم دیدم لباسها تکه تکه و خون الود به اطراف پرتاب شده.نزدیک تر شدیم دیدیم دو پا قطع شده ویک پنجه دست کنار نهر پرت شده. یک پا که ده سانت بالای زانو و دیگری یک پای کامل از بدن جدا شده بود.بچه ها خبر دار شدند و بدنبال قطه های بدن شهید اطراف را جستجوکردند.واندکی کم از بدن این شهید را جمع اوری کردند و به شهرستان گچساران فرستادند.علت شهادت اثابت خمپاره 60 به کمر ایشان بود. چه عزیزانی در این عکسها می باشند.که به شهادت رسیده اند. برای شادی روح امام شهدا وشهید رحمان درویشی وتمامی شهدا جنگ تحمیلی صلوات.

  • فرزند بلاد شاپور می‌گه:

    این اقا درست وبه حق میفرمایند شهدا قهرماناان ملی هستند البته متعلق به همه مردم ایران هستند وکسی حق ندارد انها به نفع جناح خود مصادره کند وباید با احترا م در خور شان یاد انها را گرامی داشت

  • صداقت می‌گه:

    سلام و درود خدا بر نگارنده‌ی مطلب فوق
    ای‌کاش من وامانده از قافله را که روزی در کنار شهدا و ایثارگران نامبرده بودم بعد از چند سال خدمت در این استان، غیربومی نمی‌خواندند/ ای‌کاش به حرمت خون شهدا و پاسداران عزیز انقلاب اسلامی دست از بومی و غیربومی برمی‌داشتند و بیشتر به اخوت و برادری فکر می‌کردند/ چرا به مسئولیت‌پذیری مدیران لایق این استان که در پایتخت و استان‌های دیگر قبول مسئولیت می‌نمایند همه لرها افتخار می‌ کنند ولی بنده و امثال بنده که با عشق و علاقه در این استان خدمت نموده‌ایم به چشم یک اجنبی نگریسته می‌شوند/بیایید همان‌طوری که خدمات مستر هانس اتریشی جامعه‌شناس را افتخاری برای استان میدانید به هم‌زبان، هم‌کیش، هم دین و مذهب خود رحم کنید و کم بگویید فلانی گرمسیری است و… یا غیربومی است خدا به همه‌ی ما رحم کند و به راه راست هدایتمان نماید/از مدیرمسئول محترم که حال و هوای جبهه و صفا و صمیمیت آن زمان را تداعی نمود ،تشکر و قدردانی می‌نمایم.هفته دفاع مقدس را تبریک می گویم و امیدوارم عین آن زمان همه ی ما جبهه ای و رزمنده باشیم.

200x208
200x208