تاریخ درج خبر : 1393/07/02
کد خبر : ۳۷۸۶۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

به پاس خضوعی جان افزا

برای آنانی که بخشی از دوران زندگی شان با نام «دانشگاه یاسوج» گره خورده است، این کانون تحول نوستالژی غریبی است که در هر جای دنیا هم باشند «دغدغه دانشگاه» قوت لایموت یومیه آنان می شود.
کارمند، دانشجو و استاد نمی شناسد، جویا شدن احوال دانشگاه و تداعی روزهای تلخ و شیرینش داستان عجیبی است!
دولت مهرورز گذشته با تمام بی مهری به دانشگاه نگریست و فضای پرهیاهو و شاد و پرامید دانشگاه به فضایی خوف انگیز و پراسترس تبدیل شد.IMG_3530
آن روزها در جواب احوالپرسی از دانشگاه لبخندهای تلخی بر چهره ها نقش می بست و شانه ها بالا انداخته می شد و آهی از نهاد مخاطب بر می آمد که «دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم» خبری از محبت و مهر و دوست داشتن نبود! هوای آن روزهای دانشگاه یاسوج، بس ناجوانمردانه سرد بود و تلخ!! و اما…
این روزها مدیری جوان سکان دانشگاه را در دست دارد که حکایت ماندن یا رفتنش نقل محافل سیاسی و فرهنگی است. نکته قابل تامل در مدیریت دکتر شاپور رمضانی این است که اگرچه شیمی تدریس می کند و نه اخلاق اسلامی اما به معنای واقعی مبین و مروج اخلاق حسنه است. او انسان را رعایت کرده است.

چهره های بشاش و پرانرژی کارمندان و هیات علمی دانشگاه که از نزدیک با خروجی مدیریت او سروکار دارند نشان دهنده پایین آمدن دمای بدن دانشگاه است؛ دانشگاه تب داری که آن روزها حتی جواب سلام رئیس به کارمند به قیمت زعفران شده بود! اخم، ترس و شرم از عوارض مدیریت آن روزها بود.
این یادداشت به پاس خضوع و فروتنی دکتر رمضانی نگاشته شده است که اصالت و اخلاق را به دانشگاه بازگردانده است.
دکتر جان چه بمانی و چه بروی، برای همیشه ماندگار شده ای.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صادق آرامش می‌گه:

    درود بر جناب عسکری و قلم شیوا و روانش

  • احسان می‌گه:

    کوتاه اما زیبا.
    درود بر تو محسن عزیز!
    دکتر رمضانی آرامش و اخلاق را در این دانگشاه بی روح زنده کرد.
    به پاس تلاش هایش کلاه از سر برمیداریم و تحسینش میکنم.
    او مدرس شیمیست اما منادی اخلاق و کرامنت اسلامی و انسانیست.

200x208
200x208