تاریخ درج خبر : 1393/07/05
کد خبر : ۳۷۸۸۰۹
+ تغییر اندازه نوشته -

هفته دفاع مقدس و جای خالی سرود و شعرهای بومی استان

سایت استان: فریدون هاشمی

بار دیگر در هفته ای که به یاد دفاع مقدس نامگذاری شده است در صدا و سیمای استان شاهد پخش مصاحبه٬ مستندها٬ تصاویر و فیلم های مختلف درباره نقش مردم استان در هشت سال نبرد و جنگ و حضور دلاورانه در جبهه های پیکار با دشمن متجاوز بوده ایم. Sher-Defa-Moghadas1

سال های التهاب و اضطراب و امید و دلهره و دعا و اشک و خون. سال های خداحافظی های بی بازگشت. نامه های بی تمبر و پاکت. که باری اگر جویای احوال این حقیر هستید باری به حمدالله سلامتی کامل برقرار است و جز دوری شما ملالی نیست که آنهم امیدوارم بزودی زود دیدارها تجدید گردد.!

سالهای شروه و نوحه. گونه های زخمی و چارقدهای مشکی. سال های تبدیل قبرستان به گلزار شهدا. سال های شب حمله٬ عملیات٬ سنگرساز بی سنگر٬ پیشانی بند٬ فانسقه٬ قناصه٬ آر پی جی هفت٬ بمباران هوایی٬ کمپوت و کنسرو٬ قلک های پلاستیکی٬ سرودهای حماسی٬ مانور٬ رژه٬ اعزام٬ لباس خاکی٬ حمام صحرایی٬ چفیه٬ غواص٬ پیشمرگ٬ شناسایی٬ برادران سپاهی٬ بسیجی٬ پاتک٬ شهید٬ جانباز٬ ریش٬ پیراهن های سفید٬ تسبیح و انگشتر٬ دعای کمیل٬ آهنگران٬ کویتی پور٬ کربلا کربلا ما داریم می آییم٬ بسوی گلشن حسینی می رویم٬ هی جر هی جر جنگ دینه٬ داینی داینی وقته جنگه٬ حسین حسین شعار ماست٬ راه قدس از کربلا می گذرد٬ هویزه و طلائیه٬ فاو و پد خندق٬ فکه٬ دهلاویه٬ سه راه مرگ٬ مین٬ منور٬ سیم خاردار٬ کمین٬ عقب نشینی٬ محاصره٬ آزاده٬ شیمیایی٬ گاز خردل٬ ماسک٬ هواپیما٬ خلبان٬ قایق٬ خرمشهر٬ خدا٬ وصیت نامه٬ همسر شهید٬ بنیادشهید٬ امام٬ قطعنامه٬ چیفتن٬ اف چهارده٬ خاکریز٬ مرز٬ سازمان ملل٬ اتحادیه عرب٬ متجاوز٬ جام زهر٬ بازگشت آزادگان٬ بوی پیراهن یوسف… همه اینها پراکنده و خونین از جلوی چشمهایمان می گذرند و محو می شوند.

همه ی چیزهایی که صدا و سیما گاهی نشان می دهد و گاهی پنهان می کند تا چیزهایی بشنویم و نشنویم. یاد لبخندهایتان بخیر بچه ها. یاد زخم هایتان بخیر. صداقت هایتان. عشق و امید و شور و شوخی و جوک هایتان٬ یاد فوتبال بازی هایتان زیر تیر و ترکش بخیر. یاد کفش های پاره٬ لنگ های نازک٬ شامپوهای آبکی٬ نان های کپک زده بخیر. یادتان بخیر بچه های ساده دل ساده پوش ساده گوی. از آن سال های دور به یادگار سرودهایی داشتم که در اعزام نیروها به جبهه یا برای شهادتشان و یا در سوگ شان در کنار خانواده هایشان خوانده بودم. سرودهای حماسی و سترگ که هر روز تکرار می شدند و باصدای کودکانه با لهجه لری امید بخش و آرامش دهنده بودند. سالهاست در صدا و سیمای این استان منتظرم از آن شعرها و سرودها نشانه ای بیابم و چیزی بشنوم اما دریغ و درد و افسوس. انگار صدا ها گم شده اند. شعرها و سرودها در حافظه این صدا و سیما پاک شده٬ گم شده٬ خط خورده٬ فراموش شده است. راستی٬ آقای صدا و سیما ! کو آنهمه سرودهای بومی که در همه آن سالها خواندیم و شنیدیم و شور و حال گرفتیم؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208