تاریخ درج خبر : 1393/07/08
کد خبر : ۳۷۸۹۳۷
+ تغییر اندازه نوشته -

نمایی از سه دانشگاه در ساعت ۸ صبح

سایت استان: خدیجه مظاهرپور

– ساعت ۸ صبح کلاس درس دانشگاه تهران : دانشجویان تک رقمی و رتبه های برتر کنکور تا حداکثر رتبه­ی هزار (۱۰۰۰) و برندگان المپیادهای علمی و ادبی همگی قبل از شروع کلاس ، در کلاس های درس خود نشسته اند و استاد که پروفسوری کامل و جامع و بهترین در رشته و تخصص خود است وارد کلاس می شود. سکوت و آرامش کامل برقرار است و توجّه دانشجویان مطلقاً به استاد و سخنان اوست. هر چند دقیقه یک بار سؤال و جواب هایی از درس مربوطه ، مابین استاد و دانشجویان رد و بدل می شود. بعد از کلاس، عده ای از دانشجویان برای تحقیقات علمی خود به کتابخانه می روند یا مشغول بحث و صحبت با اساتید مختلف می شوند. عده ای دیگر به دفتر مجله یا اتاقهای احزاب و تشکلهای دانشجویی برای فعالیت های سیاسی و فرهنگی می روند و عده ای دیگر نیز برای خرید کتاب در کتاب فروشی ها پراکنده اند. خلاصه هر کدام به نوعی درگیر فعالیتهای علمی ، سیاسی و فرهنگی اند و وقت سر خاراندن ندارند. از اهداف و برنامه های آینده آنها که سؤال بپرسید ، هر کدام برای آینده خود برنامه های طولانی مدت و متعددی دارند و برنامه اکثریت آنها ادامه­ی تحصیل تا مقطع دکتراست. وقتی از انگیزه آنها سؤال می کنی، با آرزوها و اهداف بزرگی از طرف آنها مواجه می شوی. یکی می خواهد پزشکی حاذق شود ،دیگری مخترع ، برخی شیمیدان و فیزیکدان ، برخی فیلسوف و وکیل و وزیر و برخی در اندیشه نجات بشریت از چنگال بی عدالتی و استکبار و اسارت و جبر محیط و زمانه هستند. تجربه ثابت کرده که بسیاری از آنها در رسیدن به اهداف و خواسته هایشان موفق بوده اند.در دل به هوش و ذکاوت و استعداد آنها غبطه می خوری و دلت می خواهد جای آنها باشی و از همنشینی و هم صحبتی با آنها به خود می بالی!

– ساعت ۸ صبح کلاس درس دانشگاه اصفهان : دانشجویان تا حدّی درسخوان و تا حدی باهوش با رتبه های بین هزار تا ده هزار(۱۰۰۰۰-۱۰۰۰) کم کم وارد کلاس درس می شوند و اساتید تا حدّی مسلط و تا حدّی با انگیزه و تا حدّی معتبر نیز با اندکی تأخیر بعد از آنها وارد کلاس می شوند. بعد از ورود استاد نیز هر چند دقیقه یک بار ، یکی از دانشجویان از راه می رسد. استاد مشغول تدریس و همچنین خاطره گفتن از گذشته های دور و نزدیک و دانشجویان نیز تا حدّی مشغول گوش دادن به سخنان استاد و پرسیدن سؤالات درسی و یا سؤالات بی ربط و خارج از درس و برنامه هستند. در این بین هر از گاهی صدای پچ پچ دانشجویان و صدای زنگ موبایل یکی از دانشجویان نیز شنیده می شود و کلاس درس به این ترتیب پایان می پذیرد.

بعد از کلاس درس ، عدّه ای از دانشجویان برای تقویت قوا به بوفه­ی دانشکده سرازیر می شوند. عده ای دیگر همراه با جمع دوستان مشغول صحبت در مورد امور روزمره و مسایل زندگی شان هستند. عده ای نیز مشغول مطالعه دروس ساعات قبل و بعدشان هستند.از برنامه آینده آنها که سؤال می پرسی ، عده ای می خواهند ادامه تحصیل بدهند ، عده ای دیگر برنامه شان پیدا کردن شغلی نان و آب دار و بعد هم تشکیل خانواده است . عده ای نیز هنوز تصمیم خاصی برای آینده شان ندارند و بلاتکلیف اند که چه می شود! دوست داری از این جمع بیایی بیرون ، چرا که آنقدرها که باید و شاید مصمم و جدّی نیستند!

– ساعت ۸ صبح کلاس درس دانشگاههای گچساران : دانشجویان با رتبه های صد هزار(۱۰۰۰۰۰) به بالا و بعضاً پذیرفته شده­ی بدون کنکور ، در راهروهای دانشگاه در رفت و آمد و گذران وقت هستند. استاد که معمولاً فارغ التحصیل کارشناسی ارشد یا دانشجوی دکترای یکی از دانشگاههای پول بده ، مدرک بگیر است و رشته­ی تحصیلی اش چندان با رشته و واحدهای تدریس اش همخوانی ندارد ، با ۱۵ تا ۳۰ دقیقه تأخیر وارد کلاس درس می شود و با کلاس خالی از دانشجو مواجه می شود. بعد از گذشت چند دقیقه از شوک وارد به استاد در اثر این عمل ، کم کم دانشجویان از راه می رسند و تا آخر ساعت کلاس تقریباً تعداد دانشجویان تکمیل می شود. لازم به ذکر است در هر جلسه تعداد بسیار زیادی از دانشجویان غایب نیز وجود دارد. سر کلاس عده ای از دانشجویان بی خوابی های روزها و شبهای گذشته خود را جبران می کنند و هر چند دقیقه یکبار با صدای تذکر استاد ، از خواب می پرند! در این بین هر از گاهی سؤالاتی بی ارتباط به درس و کلاس و همینطور سؤالاتی در مورد نحوه و تعداد سؤالات امتحان میان ترم و پایان ترم و نحوه­ی نمره دادن استاد ، راههای جلوگیری از افتادن از یک درس و مشروط نشدن نیز پرسیده می شود. از انگیزه و هدف آنها از تحصیل که سؤال می کنی ، معمولاً با جواب هایی از قبیل : رفع بیکاری ، یافتن شغل بهتر ، داشتن مدرک دانشگاهی به هر طریق ، اجبار خانواده و اطرافیان ، چشم و هم چشمی و رو کم کنی دوستان و فامیل و آشنایان و در نهایت هم خستگی و پشیمانی شان از تحصیل در دانشگاه مواجه می شوید! در دل به حالشان تأسف می خوری و دوست داری هر چه زودتر از جمع آنها بیرون بیایی ، چرا که افکارت با آنها همخوانی ندارد و از جنس آنها نیستی!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمدمحمدزاده--گچساران می‌گه:

    خواهر محترم.
    موضوعی راکه تحت عنوان نمایی ازسه دانشگاه نوشته اید
    کاملا تاییدمیکنم چون همه این محیط هاراتجربه کرده ام وبه چشم دیده ام.کاردانی وکارشناسی تهران واصفهان بوده ام و
    دوره ارشد رابدلیل اشتغال ونداشتن وقت در دانشگاه آزاد خوزستان(اهواز)طی کرده ام وبهمین دلیل حرف شماراکاملا
    می فهمم.اما دلیل آن دانشگاهها نیستندبلکه خود دانشجویان هستندکه خودراجدی نمیگیرندووقتی درجایی مثل دانشگاه شهیدبهشتی تهران قبول میشونداحساس دیگری دارندتااصفهان شیرازویاگچساران.وبزبانی دیگرشخصیت خودرا
    درنام دانشگاه جستجومیکنندنه درخود.واین فاجعه است.زیرا وچه بسا فارغ التحصیل دانشگاه آزادباسوادترازدانشجوی دانشگاه دولتی باشدولی احساس تنبل ترین دانشجوی دولتی راندارد.
    لذا این دانشجوست که به دانشگاه هویت میدهدنه شهرونام دانشگاه.

  • جواب ناشناس می‌گه:

    چی شده همه دانشگاه تهرانی شدن؟منظور خانم مظاهرپور از دانشگاه تهران دانشگاهیه که در میدان انقلاب واقع شده و جای رتبه اول های کنکوره.منظورشون دانشگاه ازاد یا پیامنور یا علمی کاربردی تهران نیست که همه مدعی هستید دانشگاه تهران درس خوندید

  • ناشناس می‌گه:

    البته ما که در همین دانشگاه تهران درس خواندیم به این شدت و غلظتی که ایشان بیان کردند نبود. ولی واقعیتی انکار ناشدنی است سطح کیفی دانشجو و استاد . اما سیستم ارزشیابی در کشور بعضا همین سیستم دانشگاه گچساران را بیشتر می پسندد

  • محمد دورقی می‌گه:

    این سه اپیزود گویا که برشی موجز و مستند گونه از سه دانشگاه کشور هستند بیانگر جامعه شناسانه محیط و قابلیت دانشگاه ها ی مختلف و دانشجویان آنهاست. موضوع بکر و قابل تاملی ست. اما کاش جملاتی که قضاوت نویسنده در مورد کیفیت و قابلیت این دانشگاه ها بودند حذف می شدند و نویسنده با نقل تصویری محض ، قضاوت را بر عهده خواننده می گذاشت.

  • خوشمان آمد. جدی و منطقی

  • ناشناس می‌گه:

    حقیقت گر چه تلخه ولی باید پذیرفت

  • رهزاد می‌گه:

    واقعیت تلخیست که نه میتوان برآن گریست ونه به آن خندید!

  • حق می‌گه:

    دانشگاه های استان کهگیلویه و بویراحمد رو لطفا با بقیه دانشگاه ها مقایسه نکنید

  • ناشناس می‌گه:

    هدف از نوشتن همچین متنی واقعا چه بوده؟
    یک نوشته کاملا کوچه بازاری و مطابق میل همان کوچه بازاریها

  • حر می‌گه:

    چقدر واقعی بود و امیدوارم اثرگذار هم باشد. واقعیت تلخی که از دید مسؤ لین پنهان است. درود بر شما خانم مظاهر پور

  • .... می‌گه:

    آیا شما نظرتان این است که هوش و استعداد و بقیه موارد در دانشجویان دانشگاه های تهران بسیار بالاتر از اصفهان و سپس تصاعدی هوش و استعداد نزول می کند در دانشجویان گچساران و امثال گچساران ؟
    واقعا متاسفم از این نوشته و طرز فکر

    آیا شما در همین دانشگاه ها اساتیدی که سر وقت کلاس تشکیل بدهند ندید و یا دانشجوی پیگیر
    آیا شما نظرتان این است که چون شهریه می دهی قطعا اساتید هم جبران می کنند؟

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    کاش همیشه اینطور منطقی و زیبا می نوشتید.
    چقدر واقعی بود و امیدوارم اثرگذار هم باشد.
    احسنت هم برای این نوشته عالی می تواند کم باشد.

200x208
200x208