تاریخ درج خبر : 1393/07/15
کد خبر : ۳۷۹۳۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

«دولت و مشکل تغییر شرایط و شناخت مشکلات اساسی»

سایت استان: نورمحمد حسینی سوق

بیش از یک سال است که مردم به امید عدالت و قسط بهتر از طریق اصلاح امور و تغییر شرایط وتلطیف فضای سیاسی کشور و بسامان کردن دستگاههای بوروکراتیک وهزاران امید و آرزو دیگر به صحنه آمدند و به قولی حماسه آفریدند..از دوم خردادماه تاکنون بنا به دلایل کاملا سیاسی کاندیداها، پیروزی خویش را حماسه نام نهادنند.حماسه دوم خرداد خاتمی ، حماسه سوم تیر احمدی نژاد،حماسه 24خرداماه روحانی ،عباراتی است که بارها و بارها از تریبون های سیاسی خطاب به مردم حماسه ساز باز گردانده شده است . حماسه دوم خرداد به تاریخ پیوست. برای نقد و بررسی آن باید مورخان واقع بین و آمارهای دقیق را به یاری طلبید.حماسه سوم تیر احمدی نژاد هم به تازگی به اتمام رسیده است و مردم حماسه ساز شیرینی ها و تلخی های آنها را هنوز احساس می کنند. از حماسه 24 خردادماه روحانی هم بیش ازیک سال گذشته است ومردم دارند در فضای این حماسه زندگی می کنند. به نظر من به حدی در فضای گفتمان سیاسی کشور به واژه ها ظلم واقع شده است که حد و حصری ندارد. واژهای چپ و راست ، اصول گرایی ، اصلاح طلب ، ظهور امام زمان، عدالت ،اعتدال ،سازندگی ،مهر گرایی ،مکتب ایرانی ،حماسه ،شایسته سالاری ،عقلانیت و……از جمله واژگانی هستند که مرتب در این چندسال توسط کارگزاران سیاسی گاه و بی گاه مورد استفاده قرار می گرفت،درحالی که نشد یکبار به جامعه دانشگاهی معانی دقیق این واژه ها را نشان دهند. به دلیل نداشتن مرزهای ایدئولوژیک ، چپ گرایان دهه اول انقلاب ،در مراحل بعد مواضع راست گرایی می گیرند و راست گرایان آن دوران مواضع چپ گرایی شدید می گیرند.برخی اصول گرایانی که در اوایل انقلاب در ابقای اصول اصلی انقلاب مثل ،ولایت فقیه ،شورای نگهبان ، رد صلاحیت ،محاکمه های خیابانی ،پاکسازی های شدید سیاسی وتسخیر سفارت خانه های خارجی و…..نقش اساسی را بازی می کردند در مراحل بعد اصلاح طلب شدندو سخن از تجدید نظر طلبی ،احترام به حاکمیت قانون وداشتن رابطه سیاسی با همه کشورها وتدوین گفتمان مدارا نمودند . برخی افراد که در دهه انقلاب ،دربرابر امام اجتهاد داشتند و اطاعت از امام را خفقان گرفتن می دانستند و مرگ های عقیدتی ومصادره کردن اموال و محاکمات خیابانی وتسخیر سفارت خانه ها و….را غیر شرعی می دانستند اکنون اصول گرایی محض شدند و فریاد اطاعت از ولایت ،مبارزه همه جانبه با اجانب و تسخیر سفارت خانه ها و خلاصه فریاد جنگ سر می دهند. از صندوق سازندگی تورم 50 درصدی و شکاف طبقاتی و واگذری پاترول ها و موبایل ها و ماشین های بسیار نوبه جای ماشین های از رده خارج و عدم استفاده از اموال دولتی و بذل و بخشش زمین های دولتی و رانتهای دولتی مجاز و ظهور طبقه مدیران مرفه و یقه سفید بیرون آمد. در کنار شعارهای آرام و مدارایی اصلاح طلبان ،تجدید نظر طلبی ، اعتصاب نمایندگان محترم ، خط شکنی های مدرن و خودزنی های عجیب ونهایتا تظاهرات خیاباتی و اعتراضات غیر مدنی و……جوانه می زند.مسائلی که نه با روح اصلاح طلبی سازگاری دارد ونه باروحیه فرد معقولی مثل خاتمی و فردمبارز معتقدی مثل کروبی . از زیر آستین صاحبان گفتمان امام زمانی و عدالت محوری ،مکتب ایرانی سر درمی آود و اختلاس های 3000 میلیاردی و قضایای معاون اول و تامین اجتماعی و مهم تر از تمرد تمام و کمال از ولایت فقیه و…..بیرون می جهد . این جهت گیریها و خط بازیهای غیر متقارن و سوارکاریهای غیر اصولی ، همه رابهت زده می کند. مردم حماسه آفرین تا کی باید منتظر باشند تا شما سیاسیون وارد مرحله تحقق آرمانهای انقلاب باشید و چنین سرمایه های مادی و فرهنگی و حتی اجتماعی کشور را به استخدام باند های تهی از مرزهای ایدولوژیک موجود در نیاورند. برای اینکه مسئولین محترم و حماسه سواران ما فکر نکنند که ما واقعیت ها را نمی فهمیم لازم است به اقدامات اساسی این مدیران هم اشاره کنیم. در عصر سازندگی واقعا همه هم و غم مسئولین سازندگی بود و تا اندازه ای هم در انجام آن موفق بودند. در دولت خاتمی و عصر دوم خرداد ،توسعه سیاسی کشور و تلطیف فضای بین المللی یکی از اهداف عالیه دولت بود که در انجام آن موفق بود.در عصر احمدی نژاد تلاش زیادی شد تا به طبقه محروم جامعه توجه شود که به سبک خاصی این توجه صورت گرفت . در عصر سازندگی واقعا همه هم غم مسئولین سازندگی بود و تا اندازه ای هم در انجام آن موفق بودند. در دولت خاتمی و عصر دوم خرداد ،توسعه سیاسی کشور و تلطیف فضای بین المللی یکی از اهداف عالیه دولت بود که در انجام آن موفق بود.در عصر احمدی نژاد تلاش زیادی شد تا به طبقه محروم جامعه توجه شود که به سبک خاصی این توجه صورت گرفت .یا در همین عمر کوتاه دولت روحانی عزم دولت بر سالم سازی بخش بهداشت و سلامت بود و در کمترین زمان هم تا اندازه زیاد خوب پیش رفت. ولی این ها تنها یک اقدامات اصولی ولی ساده در برابر آن عظمت حضور مردم کوچک بوده است. به عبارتی مزد حضور مردم این کارهای ساده و سطحی نیست .مردم حماسه ساز منتظر حماسه و بل اعجاز قلعه بانان حماسه اند. فرمول قلعه بانانی حاکمی که به فکر مردم و فرهنگ مردم ارزشهای مستتر در آن باشند در تاریخ موجود است.بچه های ابتدایی در کتابهای تاریخی خویش می خوانند زمانی که حاکمان به مردم بی توجه باشند و خدا را از یاد ببرند و ارزشهای الهی را فراموش کنند و خاصگرایی حاکم شود به جه بلایی گرفتار می شوند. مردم نیک می دانند که سیستم اداری کشور حالتی دارد که به حالت اتومات برخی کارها اجرایی می شود. اگر بودجه کشور بالا رود بودجه عمرانی بیشتر می شود و بخشهای زحمتکش عمرانی عمران و آبادانی بیشتری انجام می دهندو حقوق کارمندان پرداخت می شود . بر خوان نعمت نفت نشستن و میلیارد دلار و ریال را توزیع کردن مدیریت نیست. مدیریت اصلاح ساختارها ست . مدیریت تلفیق عوامل تولید به بهترین و پرمنفعت ترین شیوه است .مدیریت روزمرگی و صرفا شیفت مدیریت از چپ به راست و سپس از چپ به راست نه با روح انقلاب سازگار دازد و نه علم آن را امضا می کند. مسئولین بدانند مشکلات و معضلات کشور چیزهای دیگری است که این مشکلات باید مدیریت شوند.معضلات کشور بر دو دسته هستند که بخشی خارجی و برخی داخلی هستند. اگر کسی بگوید اینها با هم ارتباط ندارند یاوه گفته است. مشکلات بین المللی ما صدها سر دارد و مشکلات داخلی ما چند سر . مثلا تحریم بین المللی بزرگترین مشکل ماست که یکی ازدلایل آن هسته ای است .این قضیه ممکن است حل شود وممکن است هم حل نشود. که معجونی از آمریکا و اسرائیل و عربستان و آلمان و انگلیس و فرانسه و…در این قضیه دخیل هستند . ولی مشکلات داخلی کشور ما که مشکلات اساسی و بنیانی وزیر بنایی می باشند فقط در دست قوه مجریه و قضائیه و مقننه است و بس. این مشکلات عبارتند از فساد سازمانی و اداری ،تبعیض ،بی عدالتی ،فقر و بیکاری . باید به این نکته اشاره کنیم که در هر جامعه ای این مشکلات وجود دارند وهیچ جامعه ای نیست که از این مشکلات نداشته باشد.ولی باید اذعان داشته باشیم که روح تشیع علوی با این معضلات ولو اندک سازگار نیست.باید بپذیریم به همان اندازه ای که این مشکلات در جامعه ما وجود داشته باشد به همان اندازه از سبک مدیریت علوی بدور هستیم.این واقعیت را مردم به خوبی احساس می کنند. مردم ما شاید نهج البلاغه نخوانند و مفسر آیات قرآن نباشند ولی همین که ببینند مدیری پارتی بازی می کند و در اداره ای فساد وجود دارد و ….می دانند این سبک علوی نیست .این ها باور مردم و جز فرهنگ این عوام حماسه آفرین است. به نظر شما مدیران، چقدر زحمت دارد و چه اتدازه زمان می برد که سازمانهای اداری شما نه به مرز سلامت برسند که فعلا بعید است بل به مرز فساد کمتر نزدیک شوند.فساد سازمانی شاخصی است که فقط در زمان مناظره به آن استناد می شود و بعد از آن از خاطره ها می رود تا مناظره بعدی . چندین سال است که رهبری جامعه فریاد تبعیض زدایی را هم ارائه داده است ،چقدر طول می کشد که شما تبعیض را در جامعه به حداقل برسانید..جرا مردم هنوز به میزان زیادی احساس تبعیض دارند. بی عدالتی و فقر و بیکاری آنقدر در جامعه موج می زند که به گفته مسئولین محترم هر سال آمار آن بالاتر می رود . کی می خواهید در این جامعه بیکاری را ریشه کن کنید. چه معجزه ای می طلبد تا مردم احساس کنند شما قصد ریشه کن کردن بیکاری را دارید.ولی بدانید تا زمانی که مردم احساس می کنند در این جامعه برای اقلیت ممتاز حماسه سوار همواره کار موجود است ولی برای اکثریت حماسه ساز کاری وجود ندارد مفاهیم بالارفتن رشد اقتصادی و کاهش تورم و…. را نمی فهمند. درست است که گروههای فشار به دنبال مناصب سیاسی هستند. عده ای به دنبال ابقا و عدهای به فکر عزل و عده ای به فکر نصب و…. هستند.دلیل این قضایا هم بسیار معلوم است .یک قاعده ساده می گوید هرکسی که در انتخابات پیروز شد عزل و نصب نماید.ولی باور کنید حاصل این عزل م نص بها باید با دغدغه مردم واصلاح امور تطابق داشته باشد..مردم تا کی شاهد باشند در دستگاهی اضافه کار میلیونی و امکانات آنچنانی وجود دارد و در دستگاهی دیگر حقوق ها به ملییون هم نمی رسد. مردم تا کی شاهد باشند عدهای به راحتی کار پیدا می کنندو عده ای سالهاست که بیکاری دین و ایمان آنها را ضایع کرده است. مردم تا کی شاهد باشند که امکانات دولتی و رانت های دولتی مورد سوء استفاده قرار گیرد.تا کی می خواهید با فرمول های منسوخ وکمک های 50 هزارتومانی جلوی سیل فقر بایستید.تاکی باید دستگاهای اداری ما آنقد ناکار آمد باشند که برای رهایی از این نا کارآمدی حتی نمی توانند به بخش خصوصی هم اتکا نمایند. برخی از بزرگان سیاسی در روزهای اخیر به حق اعلام کردند که مردم برای شکم و پول و… انقلاب نکردند.ولی ایشان باید بلافاصله باید اعلام کنند که مردم برای اجرای عدالت علوی قیام نمودند.شهدای زیادی را تقدیم نمودیم.درست جنگ را به همین دلیل به ما تحمیل کردند. استاد شهید مرتضی مطهری، فلسفه ی بعثت انبیا و ارسال رسل، و به عبارت دیگر فلسفه ی بعثت و رسالت، را در رابطه ی محکم و ناگسستنی و دین و دنیا و رابطه ی تنگاتنگ دنیا و آخرت جستجو می کرد و در واقع فلسفه ی بعثت انبیا را در دو مقوله مهم مورد تحلیل و تبیین قرار می داد:

1. شناخت خدا و نزدیک شدن به او

2. برقراری عدل و قسط در جامعه بشری

اصول گرایان ما به جای اصرار و پافشاری بر روی مسائل دست چندم که البته مهم و ارزشمند هستند باید به فکر این آرمانهای اصلی بگردند باور کنید حل این مسائل اساسی و طراحی در خصوص حل این مشکلات هیچ ربطی به شرایط بین المللی و تحریم و هسته ای ندارد. تنها شرط تحقق آن ،پیوند اخلاق مدیریت با آرمانهای علوی و ارزشهایی است که برای تحقق آنها شهدای زیادی را قربانی نمودیم.به امید آنروز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سیدمجید پرهیز می‌گه:

    “بر خوان نعمت نفت نشستن و میلیارد دلار و ریال را توزیع کردن مدیریت نیست. مدیریت اصلاح ساختارها ست”
    جناب دکتر دست مریزاد، خوب، جامع و کامل گفتیید، هر چند تفاوت دیدگاه شاید باشد ولی ما هنوز در ساختار قانون اساسی مرددیم. ما نمایندگان قانونگذارمان یک بار قانون اساسی را مطالعه نکردند، شاید هم رییس جمهور ما مطالعه نکرده باشد.
    اگر بیاد داشته باشید سند توسعه را با چه هزینه ای نوشتند و تدوین کردند اما الان اگر از مسئولین ما بپرسید میگن سند توسعه چی هست؟
    ساختار نشات گرفته از یک مطالعه میدانی و پژوهشی چامع صورت میگیرد اما شما بروید در کل دانشگاه و دستگاههای ذیربط بگوئید پژوهش در جواب می گویند بابا ول کن دلتون خوشه ها؟
    چرا؟ چون صندلی محکمی را مالک شده و حاضر نیست از دست بدهد.
    ما در کشورهای توسعه یافته می بینیم که هزینه گزافی صورت میگیرد تا شایسته ها را شناسایی کنند ولی در دیار ما بدون هزینه ناکارآمدها انتخاب می شوند و باید وضع همین باشد که می بینیم.
    عدل علی را بی خیال شو به اصل بودا و یهود هم کمین نمی بندیم.
    به هر صورت زیبا بیان داشتید انشاالله حداقل مطالغه شود.

  • صیاد می‌گه:

    عالی بود

  • بصیر می‌گه:

    احسنت بر آقای دکتر حسینی، این فریادها را هر چه بلندتر باید سرداد. رسالت یک مسلمان آگاه همین است. باید از منظر اسلام به نقد مدیران نظام پرداخت، نه از منظر لیبرالیسم غرب.

200x208
200x208