تاریخ درج خبر : 1393/07/22
کد خبر : ۳۷۹۸۲۲
+ تغییر اندازه نوشته -

شایسته سالاری چیست؟

سایت استان: امیر صفادوست

شایسته سالاری نظام حکومتی یا اداری است که در آن انتصاب ها و مسئولیت ها با اثبات توانایی و هوشمندی اشخاص (شایستگی آنها)؛ متناسب است. شایسته سالاری، به خودی خود، شکلی از حکومت نیست، بلکه بیشتر نوعی ایدئولوژی است که به قوانین کلی عدالت، اشاره دارد. این قوانین، به تشریح شایستگی افراد می پردازد (ارو، بولز و دورلاف، 2000). پایه و اساس شایسته سالاری بر تدوین و تبیین مفهوم شایسته، قرار دارد. مفهوم واژه‌ی “شایستگی” کاملا با نگاه ما نسبت به جامعه خوب در ارتباط است. براین اساس دو رویکرد کاملا متفاوت برای تعریف اصطلاح شایستگی وجود دارد.

1- شایستگی به عنوان مفهومی ثابت و قطعی

2- شایستگی به عنوان مفهومی انعطاف پذیر که کاملا براساس ویژگی های شایسته (دانش، مهارت، هوشمندی و…) تعریف می شود.

به طور کلی مفهوم شایستگی، وابسته به چیزی است که ما آن را فعالیت خوب می دانیم. از دیدگاه یونگ (1985)، شایستگی عبارت است از هوشمندی و تلاش، براین اساس، انسان شایسته در هر سن شدیدا، آماده تحصیل دانش است و وسواس شدیدی نسبت به شرایط، نمره آزمون ها و توصیف هایی که از وضعیت او ارایه می شود دارد. با توجه به مطالب پیش گفته؛ شایسته سالاری، تنها، گسترش سیستم پاداش دهی به افراد شایسته می باشد. در تعاریف مختلف شایسته سالاری، شایسته سالاری در سطح کلی جامعه (حکمرانی) و شایسته سالاری سازمانی، مورد توجه و بررسی قرار داشته اند. حکمرانی موضوعی است درباره نحوه تعامل دولتها و سایر سازمانهای اجتماعی با یکدیگر، نحوه ارتباط اینها با شهروندان و نحوه اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده. حکمرانی فرایندی است که از آن طریق جوامع یا سازمانها تصمیمات مهم خود را اتخاذ و مشخص می کنند چه کسانی در این فرایند درگیر شوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند. سیستم حکمرانی، چارچوبی است که فرایند متکی بر آن است. بدین معنی که مجموعه ای از توافقات، رویه ها، قرارداد ها و سیاستها مشخص می‌کنند که قدرت در دست چه کسی باشد، تصمیمات چگونه اتخاذ کردند و وظایف چگونه انجام و ادا می‌شود. چهار بخش اصلی جامعه که می توانند هر یک به نوبه خود در انجام امور و حکمرانی تاثیر گذار باشند، عبارتند از: کسب و کار، مؤسسات جامعه مدنی(شامل سازمانهای داوطلب و بخش غیر انتفاعی)، دولت و رسانه (صانعی، 1385) . لوئیس فرچه، دیدگاهی درباره حکمرانی دولتی ارائه کرده و معتقد است که حکمرانی فرایندی است که از آن طریق مؤسسات، کسب و کارها و گروههای شهروندی، علائق خود را بیان می‌کنند، درباره حقوق و تعهدات خود اعمال نظر کرده و تفاوتهای خود را تعدیل می کنند. همانگونه که از این تعریف بر می آید، حکمرانی خوب، به چیزی بیشتر از دولت خوب نیازمند است. سایر بازیگران نیز نظیر کسب و کارها و رسانه، در بهبود و کیفیت زندگی و رفاه کلی گروههای مختلف ذی نفعان تأثیرگذارند. در واقع، حکمرانی بطور کلی شامل شش گروه از ذی نفعان می‌شود که عبارتند از: شهروندان، سازمانهای داوطلب، کسب وکار، رسانه، سطوح بالاتر دولت و پارلمان بعلاوه سطوح بین المللی و مقامات دولتی(وارث، 1380). از این دیدگاه؛ شایسته سالاری دیدگاهی است که براساس آن شهروندان از طریق نظامهای آموزشی مدرسه ای و دانشگاهی وباتلاش و کوشش فراوان ،استعدادهای خود را شکوفا کرده و درنهایت ،درجامعه فارغ از طبقه اجتماعی‌، ثروت، نژاد، قومیت و جنسیت برای تصدی مناصب مختلف ،تنها بر اساس شایستگی ذاتی برگزیده میشوند (بولتن 1993). از دیدگاه پرس و تسو (1994)شایسته سالاری سازمانی، مجموعه فعالیت ها و روش هایی است که از طریق آن افراد، براساس شایستگی برای کار در سازمان ها گزینش شده و صرفا بر اساس توانایی ها و مهارت های آنها است که به آنها پاداش و ترفیع تعلق می گیرد. شایسته سالاری سازمانی یعنی افراد شایسته را در مشاغل ومناصب مرتبط به خودشان که توانمندی انجام آن را دارند قراردهند تا بتوانند بر حسب شایستگیهای خود در پیشرفت فردی و سازمانی موثر واقع شوند. مدیریت بر مبنای شایستگی، رویکردی منسجم و هماهنگ برای اداره سرمایه های انسانی در بلند مدت است. براساس این رویکرد، مجموعه مشترکی از شایستگی های مرتبط با راهبردهای کلان سازمان تدوین می شود. تحولاتی مانند بلوغ و توسعه یافتگی کارکنان و ظهور دانش در تمام عرصه ها، دانش محور شدن فرآیندهای سازمانی و ضرورت توسعه دانایی در تمام سطوح سازمانها، نرخ رشد بالای فناوری های نوین، افزایش نقش و مسئولیت اجتماعی دولت ها وسازمانها در پاسخگویی به شهروندان و افزایش ضریب اهمیت سرمایه اجتماعی و سرمایه های انسانی در فرآیند رشد و توسعه کشور ها ، توجه مدیریت سازمانها را به شایسته سالاری معطوف کرده است. در این میان سازمان هایی موفق هستند که افراد را با بهترین قابلیت ها و شایستگی ها جذب، نگهداری و پرورش دهند از خدمات آنها در بهترین پست های سازمانی استفاده کنند ( دهقانان ، 1386 ). نظام شایسته سالاری سازمانی، عبارت است از نظامی که در آن مزایا وموقعیتهای شغلی تنها براساس شایستگی و نه بر مبنای جنسیت،طبقه اجتماعی،گروه قومی یا ثروت به افراد تفویض میشود. یک نظام شایسته سالار کمک میکند تا سازمانها به اهداف خود نائل آیند و زمانی که ساخت سازمانی به شیوه مطلوبی انجام پذیرفته باشد، افرادی که عملکرد خوب ومثبتی داشته اند پاداش خود را دریافت کرده و شرکت را ترک نخواهند گفت. پایه و اساس شایسته سالاری سازمانی، این است که شایستگی افراد را میتوان بوسیله پارامترهای قابل سنجش و دقیق مانند آنچه دربالا گفته شد اندازه گیری نمود.دریک بررسی مقدماتی با توجه به سه شاخص کارایی ، کیفیت و رقابت، بود یا نبود شایسته سالاری را دریک سازمان میتوان بررسی نمود.کارایی و کیفیت پایین میتواند نشان دهنده اداره یک سازمان بوسیله افراد ناشایست باشد. نبود انگیزه رقابت میتواند بی ارزش بودن پیروزی در رقابت باشد.زیرا عوامل دیگری برای اعطاء امتیازات، ارزشمند تلقی میشوند. دوعامل توانایی و تلاش نیز میتواند بعنوان دو شاخص شایستگی مطرح باشد، مشروط بر آنکه هدفها روشن، مفید، سازمان نگر و قابل قبول باشد(ریچاردسون، 2008). نتیجه کلی :شایسته سالاری به شیوه ای از حکومت یا مدیریت گفته میشود که دست اندرکاران برپایه توانایی و شایستگی شان برگزیده میشوند و نه برپایه قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی.درجوامع شایسته سالار ،نگرش های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی،حزب سالاری و غیره مطرود است. نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب درمکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی به عمل آید (ارو، بولز و دورلاف، 2000). شایسته سالاری فرایندی است که از شایسته گزینی آغاز شده و به شایسته پروری و شایسته پردازی ختم میشود و این روند پیوسته در حال تحول است. این فرایند در ارتباط متقابل با نظام اداری و شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه قرار دارد.حال خودتان قضاوت کنید آیا اکنون شایسته سالاری محلی از اعراب دارد؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اصلاحاتی بدون گرایش طایفه ای می‌گه:

    با تشکر از مدیریت سایت و همه دوستان آگاه ….. سیاست در شهر دهدشت را با هیچ معیاری نمیشه سنجید و مقایسه کرد فقط دو ماه ÷یش از انتخابات و یک ماه ÷یش از شروع سال ت…صفاجان خوب گفتی ..شایسته سالاری یا طایفه سالاری در دهدشت

  • صفادوست می‌گه:

    در جواب کامنت برزو!
    کافر همه را به کیش خود پندارد!!!
    مهمترین نکته در این مطلب این است که این حس کاملا نا خود آگاه است به این معنی که فرد به کلی از آن بی اطلاع است پس عادلانه نیست که او را به خاطر چیزی که از آن اطلاعی ندارد سرزنش کنیم. پس زمانیکه صفتی را به کسی نسبت می دهیم آگاه باشیم که آیا خودمان را پنهان نمی کنیم؟

    امیدوارم با آگاهی از این مکانیزم خود را بیشترو بهتر بشناسیم و در جهت زندگی و ارتباط سالمتر تلاش کنیم.

  • خورزو خان می‌گه:

    جناب برزو مگر فقط صفادوست فرهنگی هست؟ لطفا به دیگران توهین نکن ! عصر دنیای ارتباطات و تکنولوژی است! کمی دقت کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • برزو می‌گه:

    چرا من احساس میکنم این آقای فرهنگی که کامنت میزاره خود آقای صفا دوست هستش؟؟؟/ واقعا چرا؟؟؟/

  • اصلاح ظلب می‌گه:

    شایسته سالاری یعنی اینکه باید ساداتی باشی ساداتی بودن از ایثارگری اصلاح طلبی اصولگرایی سابقه درخشان مدیریتی پاک دستی مهمتر است کافی است ساداتی باشی ومیرزا فلان حمایت کند هر رقیبی که باشد تخریب تهدید وازرده خارج میشود….

  • فرهنگی می‌گه:

    با سلام و درود فراوان بر دست اندر کاران سایت وزین استان که این زمینه را فراهم می نمایید که از نظرات و دیدگاه علمی دوستان به خصوص همکار عزیزمان جناب صفادوست بهره مند شویم. انشا الله در انجام رسالت خودتان همواره موفق سر بلند باشید!

200x208
200x208