تاریخ درج خبر : 1392/04/25
کد خبر : ۳۸۱۶۶
+ تغییر اندازه نوشته -

واژه ای به نام «ادالت»

سایت استان: سعید پرندوار

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود در سالهای دور از این آدمهایی زندگی می کردند به نام بشر ،این افراد دور هم و به صورت اجتماعی در ناز و نعمت زیست میکردند ،میگید نه مدرک رو کنید ،من که میگم اینجوری بوده ،بله اوضاع بشر خوب خوب بود و همه بیصدا دور هم میخوردند،مث الان نبود که یه عده بخورند ،و دوباره همون یه عده بخورند، حالا بقیه چیزی نخوردند زیاد مهم نیست،بله همه بیصدا دور هم میخوردند تا اینکه یکی از همون جمع فکری به نظرش رسید و یه دفعه در حالی که به سرعت باد دور بقیه میچرخید میگفت: یافتم یافتم بقیه گفتند :چی یافتی؟ طرف گفت:راه حل ،راه حل ،بقیه همدیگر را باتعجب نگاه گرده و گفتند:اینجا که همه چی حله ،این چی رو حل کرده .،طرف گفت: چی چی همه چی حله،فکر کردین در صلح و صفا نشستین دارین با هم می خورین هنریه ؟،بقیه هاج واج همدیگه را نگاه میکردن بعد گفتن :خوب چکار کنیم ،طرف گفت: ما یعنی بشر، نباید همه مث هم بخوریم ،بقیه گفتند:خوب بسته پیشنهادی ات چیه ،طرف گفت :سه طبقه میشیم ،طبقه بخور،طبقه کم بخور،طبقه نخور بعضی وقتها یه چیزی بخور ،بقیه همدیگررا نگاه کردند وگفتند:ما که به این وضع راضی هستیم همه هم مث هم میخوریم ،خوب طرف خودت توکدوم طبقه ای؟طرف گفت: خوب اینکه پرسیدن نداره،من به عنوان مسئول اجرا ،برای اینکه از مفاسد جلوگیری کنم وکسی بیشتر از سهمش نخوره جز هرسه گروه هستم و اگه روزی ببینم کسی بیشتر از حقش بخوره ، لای پرونده اش روباز میکنم به بقیه میگم، من دشمن مفاسدم ؟ بقیه همدیگر را با تعجب نگاه کردند و گفتند: عجب فکر بکری کردی ،این تکنیک اسمش چیه ؟طرف گفت:ادالت ،بقیه با تعجب گفتند:عدالت که این نیست، یه عده بخورند، یه عده کم بخورند ،یه عده هیچی نخورند ، طرف گفت:به تلفظ جمله دقت نکردین چون من گفتم ادالت نه عدالت ، تازه یه چیز دیگه من«ا ز طرف خدا قول میدهم روزی مردم می رسد» بقیه که به هوش و ذکاوت مرد شک کرده بودند تا میخورد اونو کتک زدند ولی داستان مرد ادالت محور را در کتابهای اجتماعی وحرفه وفن خود گنجاندند تا درس عبرتی باشد برای کسانی که مخالف این هستندکه همه با هم بخورند. «چند هزار سال بعد» مردی«غضنفر» نام که چون لوک خوش شانس بر مسند اجرا نشسته بود پنج روز مانده به دوران ریاستش کلماتی بر زبان میراند که بقیه را متعجب کرده و اورا با انگشت اشاره به هم نشان میدادندو همی می گفتند:این کسی است که مخترع گفتمان ادالت است، طرحهای بی نظیری دارد : طرح های او این بودندی: آموزش را رایگان میکنم،برای جوانانمان مهر مسکن میسازد،مسکنی نود ونه ساله که ماهی چند درهم ناقابل اقساط بیشتر نخواهد داشت ،او وام ازدواج میدهد کیسه کیسه سکه زر واشرفی ،او مخترع ازدواج آسان است،او برای هر نوزادمان یک ملایین درهم دست خوش خواهد داد،و به زنانمان حقوق کار در منزل میدهد،او بر سر سفره هامان پول نفت خواهد آورد و هر صبح و شام که از خواب بیدار میشویم صدای بلبل و بوی گل دیوانه مان خواهد کرد،او پراید را کیلویی میکند مث گوجه و پیاز با قیمتی بسیار ارزان،و ارز مرجع را به پایین ترین درصد خواهد رساند تا بتوانیم همه باهم بخوریم.چند صباحی نگذشت که مرد ادالت محور آنچنان دماری از روزگار طبقه بخور در آورد که یک شبه ثروتشان چند ده برابر شد و قیمت گوجه با موز یکی گردید ،بشر یا همان آدمها با خود گفتند چه کار میکنی :غضنفر ،همه اشعارت معکوس گردید اینکه عدالت نیست ،غضنفر گفت:من هم همین را تائید میکنم :این چیز«ادالت »است ونتیجه ادالت همین است که می بینید. بقیه گفتند:پس سهم ما چه میشود غضنفر گفت:از من باج می خواهید اگر لای پرونده تان را باز کنم باید فرار کنید در ضمن من«ا ز طرف خدا قول میدهم روزی مردم می رسد» ،از آن روز به بعد همه چیز خوب وعالی شد .

نتیجه اخلاقی:تا میتوانید دم از ادالت بزنید ،چیزیتان نمیشود…

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208