تاریخ درج خبر : 1393/08/05
کد خبر : ۳۸۴۳۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -

آیا در دوران صلح به سر میبریم؟

gholami

سایت استان: آرزو غلامی

زمان صلح به دورانی اطلاق می شود که جنگی در جریان نیست. جنگ به این معنی که دو دسته انسان با صلاح گرم و سرد به جان هم افتاده و منجر به تلفات جانی و مالی می شود. اما شاید بتوان معنای صلح را وسعت داد و از نگاهی وسیع تر به این سوال پاسخ داد که آیا ما، مردم ایران، اینک در صلح در کنار هم زندگی می کنیم؟
بی تردید در هیچ کجا نمی توان امنیت را صد در صد تضمین کرد چرا که ممکن است انسان در پشت پنجره ی امن ترین خانه دچار اصابت صاعقه ای شود و جان از کف دهد. حوادث قابل پیش بینی نیستند ولی قابل پیشگیری هستند. مانند اعمال راه های صحیح پیشگیری از وقوع جرم توسط نیروهای امنیتی حافظ جان افراد جامعه، و یا تربیت کودکان با سیستمی مطابق با واقعیت های روانشناسی روز، برای هرچه قانونمدار بودن و دوری از ارتکاب جرم و جنایت در آینده.معنای زندگی در صلح می تواند شامل احساس امنیت نسبت به عینیات باشد. حال با این تعریف نگاهی به زندگی صلح آمیزمان بیاندازیم. ما در عین حال که هیچ احساس خشونت، قهر و کینه ای نسبت به هم نداریم در کارخانه های لبنیاتمان از مواد اولیه غیر استاندارد استفاده می کنیم. بدون اعلام جنگ اقدام به ساخت بنزین سرطان زا می کنیم، در آسمان کشور، بیخ گوش خانواده و بستگانمان امواج پارازیت می پراکنیم و سونامی سرطان به راه می اندازیم،در زمان صلح در شرایطی که مردم گزینه ی دیگری برای انتخاب ندارند به هموطنانمان خودروهای غیر ایمن با قیمتی گزاف می فروشیم،و در جاده ها آن ها را به سمت قتلگاه هدایت می کنیم. فروش کالاهای بی کیفیت و مرغوب قلمداد کردن اجناس، در حالی ست که ابراز حسن نیت میکنیم. ما در صلح و دوستی تا حد امکان به یکدیگر دروغ می گوییم، تهمت میزنیم و فراموش می کنیم که از این دایره هیچ چیز خارج نمی شود و هر چند اگر تهمت، تبعیض, کلاهبرداری، خودخواهی و ظلم را به سوی دیگری برانیم اما فرزندانمان را مصون نمیکنیم. ما در صلح زندگی می کنیم اما ممکن است به ناگاه بدون هیچ زمینه و احتمالی بر صورتمان اسید پاشیده شود. مگر می شود کسی از عواقب چنین اقدامی آگاه نباشد!؟.در همین دوران صلح است که جیب عده ای قلیل بر سلامت عده ای کثیر ارجح است و برنج های مسموم وارد، تبلیغ و به فروش می رسد. ویا با ورود کالایی نامرغوب تولید کنندگان داخلی به مرز ورشکستگی می رسند. در دوران نوع دوستی مان عده ای رنج بیداری و زحمت درس خوان ها را نادیده میگیرند و به راحتی از بورسیه تحصیلی آنها استفاده میکنند. ویا ارقامی باورنکردنی یک شبه از جیب میلیون ها ایرانی به حساب یک شخص منتقل می شود. افراد نمی توانند همدیگر را ببخشند و بر تعداد پرونده های در نوبت رسیدگی در دادگاه ها و دادسرا ها هر سال افزوده می شود.یک تصادف کوچک رانندگی که عمدتا ناشی از خطا است و نه تعمد منجر به فریاد و ناسزا و دعوا میشود. به راحتی برای نشستن بر صندلی ریاست به همکارمان خیانت می کنیم. به سادگی وارد حریم خصوصی افراد می شویم تا جایی که بکلی فراموش کرده ایم که حد و مرز حریم خصوصی کجاست. ناظم مدرسه به شاگردان تجاوز می کند و خشکسالی رمق زمین را میگیرد.ما در دوران جنگ و ضرورت نیستیم اما اکثریتمان راحتی و تفریح مان را مهم تر از سلامت طبیعت و جنگل و آب میدانیم.
در زمان جنگ ایثار می کنیم ولی آیا در دوران صلح نسبت به هموطنانمان حداقل احساس مسئولیت را داریم؟
میزان احساس امنیت روانی و جانی در زمانی که صدای توپ و تانک و تفگ به گوش نمی رسد، سنجش صلح دوستی ماست. و بدست آوردن چنین امنیتی نیازمند قانون است. بی تردید تکیه بر وجدان عمومی نمی تواند تنها راه سلامت جامعه باشد. بخصوص آنکه ناچاریم بپذیریم در جامعه ای زندگی می کنیم که منفعت شخص به منفعت جمع ترجیح دارد. و همواره منیت مطرح است. پس برای درونی شدن احساس مسئولیت و احترام به اشخاص لازم است از اهرم قانون استفاده شود. و بی شک تاثیر گذاری این اهرم زمانی ست که خود قانون حریم و حرمت افراد را رعایت کند و بی جهت افراد جامعه را به گروه های هم سو و غیر هم سو و یا گروه های خوب و بد تقسیم نکند. ضرورت حرکت به سمت چنین جامعه ای امروز بیش از هر زمانی احساس می شود. جامعه ای که افراد آن نتوانند یکدیگر را هنگام بروز اشتباه و خطا ببخشند، جامعه خطرناکی ست. ما نمی توانیم فرزندانمان را به جامعه بسپاریم و نسبت به سلامتشان نگران نباشیم. همواره میترسیم که در معرض کلاهبرداری، سوء استفاده، تضیع حق، اعتیاد و یا حتی اسید پاشی قرار گیرند. ما به جامعه ای که ساختیم اعتماد نداریم. جنگی در کار نیست اما آیا در صلح زندگی می کنیم؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • همشهری می‌گه:

    رحیمی عزیز توهنوز معنی متحجر رانفهمیدی فقط باالفظ جهلا بازی می کنید،کجای حجاب داشتن متحجرانه است؟متاسفم برای این نگاه غلط…

  • دنا زاده می‌گه:

    باسلام خیلی ازکانته ابه نظر میرسه ساختگی وبرای کف زدن ،به به گفتن به نویسنده است…متاسفم

  • روهنده می‌گه:

    دل آقای عزیز ، اسلام نشانه دارد وتعریف آثار دارد ونتیجه اثر.آیا اگرکسی دزدی کند شما اورا نتیجه دینداری می دانید یا انحراف کسی که به دین درست عمل نکرد ؟داعش نه تنها درنزد انسان های آزاده بلکه نزد جوامع باالاصطلاح لائیک هم مردود است وغلط.وقتی می گوییم مسلمان یعنی کسی که دراندازه توانایی اش پیرو اسلام ناب محمدی(ص) باشدوگرنه مسلمان با خواسته اسلام تلقی نمی شود.چراما بجای اصلاح امور صورت مسئله راپاک می کنیم؟قرارنیست هرکس ادعا می کند ما درمذهب خود تردید کنیم.متاسفانه ما فراموش کردیم تاریخ تمدن ایرانی وهم اسلام را.یعنی نه ایرانی ماندیم ونه اسلامی بلکه دستخوش فرهنگ فیس بوکی شدیم…احزاب هم برای اهداف خود مارابازیچه قرارداند تابخاطر دنیای آنها ازدین مان عدول کنیم اگر خدافرصتی دراختیارما می گذارد حتی درحد یک کامنت دراین سایت سعی کنیم برای خدا حرف بزنیم ودلسوزی کنیم.امربه معروف یعنی همه باید احساس تکلیف کنند به نحو درست وبااحترام ،وهمه مراقب هم باشیم مثل یک خانواده بزرگ،وگرنه مگر می شود برای هرنفر یک مامور گذاشت؟همه ما ازداستان اسید باشی رنجیدیم ،اما ببنیم علت کجاست؟وکارشناسی حرف بزنیم ونه احساسی وتعصبی وجناحی…

  • دال می‌گه:

    ما امیدواریم جهان بر مدار دینداری بچرخد. مذهب ما امید جهانی برتر وامن را بشارت داده است .اما انچه در جهان امروز میبینیم به زعم ما شیعیان که مذهب واقعی نیست .شما فرقه ها وگروه های تروریستی مثل داعش را ببینید .اینها اد عا دارند اسلام ناب ما هستیم ..بوکو حرام ها همین مسلک را دارند . خدا کند ما هم دیگر را حداقل در نوشتن انتقادات تحمل کنیم و انگ لا مذهبی به هم نزنیم و خود را صاحب حق در همه ی امور ندانیم تا بتوانیم برای جامعه ی امروز وفردایمان چاره اندیشی کنیم.

  • روهنده می‌گه:

    خدمت آقای سوفیا بادب ..نمیدونم شما ازکجا زخم خوردی ؟پس خود تو که نوشته چه ربطی به دین داره به دین فحاشی کردی؟توواقعا مطلب رانمی گیری البته چون کینه توزانه کامنت می گذاری.شما یک کلمه فحاشی درجوابیه من پیدا نمی کنی.اینکه نوشتم ربطی نداره فکرکردم با افرادنکته بین حرف می زنم .این ربطی نداره درواقع یک پیام بازنشانی وتفهیم پاردوکسی است که به خانم غلامی بگویم واقعا همه چیز به همه ربط داره وگزینشی اظهار نظر نکنیم ومی خواستم امربه معروف را گوشزد کنم.ومنظورم عدم احترام به ایشان نیست.خدمت آقای گمنام عرض کنم:اینکه من از شبکه های اجتماعی انتقادمی کنم هدفم عدم استفاده وبسته حرف زدن نیست،من از اینکه بعضی ها از آزادی شبکه ها ی اجتماعی فتح الفتوح ساختند انتقاد کردم.وفکر نمی کنم هرکس وارد شبکه های ابتذال اجتماعی شود فکرش باز می شوداگر هم بازبشه …نوش جان.خدمت آقای دل..عرض کنم:من از دین ودینداری گفتم نه از کسانی که لباس دین پوشیدند جهت حرفم با همه است من گفتم درسایه دین انسان سعادتمند وجامعه مدینه فاضله می شود نگفتم بنام دین ،بله درست است همیشه ازدین استفاده هاشدقبول دارم.ونگفتم قانون راکناز بگذاریم بلکه معتقدم قوانین موضوعه کافی نیست بلکه مکمل هستندآفرین دین عین قانون والبته حقیقت قانون واحیای حقوق بشریت است.بله امربه معروف باید باروش صحیح خودش پیاده شود ولی همه البته دراندازه توانایی واهلیت.من فراموش نکردم جهان روبه تغییر است بلکه معتقدم جهان برمدار دینداری وبیداری اسلامی درحال تغییراست .منذائقه کسی رابه طرف خودم دعوت نکردم بلکه بسوی دینداری دعوت کردم.اعتدال واژه مهمی است که بارها درقرآن آمده(خیرالا مور اوسطها…)امااگراعتدال درمسیر پراگماتیسم قرارگیرد می شود ماجرای حکمیت وتصمیم ابوموسی ها.دل آقای عزیز من نه اهل حزب بازی ام ونه اهل جناح پرستی بلکه نگاهم ریشه ای وکلی است.اما عرض کنم استراتژی گفتگو ،واعتدال راهم تجربه کردیم وداریم زیرچتر اعتدال فعلی آقایون چرت می زنیم وبه هم می رسیم.سعه صدر وکظم غیظ جا دارد ومکان ،تشخیص اینکه کجا کظم غیظ کنیم وکجا باسعه صدر هم حکایتی دارد…..دل آقا من نه بی نزاکتن ونه فحاشی کردم اما سعه صدر وکظم غیظ خودت راجاگذاشتی.من هیچگاه به هیچ کس حتی به دشمن فحاشی نمی کنم…

  • حیدری می‌گه:

    خطاب به روهنده
    ادب مرد به ز دولت اوست

  • دال می‌گه:

    باسلام خدمت دوستمان روهنده ..شما که سنگ مذهب را چهار اتشه به سینه میزند یه چیز را فراموش کردید وان این است که باید در چنین فضایی علمی بحث کرد . فحاشی وبی نزاکتی جایی ندارند ..دردهی اجتماع را بیان کردن که جرم نیست .چطور به خانم غلامی میگویید به تو چه .این واژه مال کم حوصله ها و کسانی است اهل جدل سیاسی اجتماعی نیستند .نکته ی بعدی ایناست که فرمودید اختلاس ها ناشی از بی دینی است . کاملا موافق هستم که دیندار واقعی اهل اختلاس نیست . اما برادر گرامی مگر همین اختلاس هایی که صورت گرفته از ناحیه چه کسانی است ایا همه به اصطلاح بی دین اند . شما بهتر از ما میدانید که اختلاسها در دوره ی چه کسانی صورت گرفته .بله انهایی که از همه ادعای دینداری بیشتری داشتند .پشت دین وبه اسم دین چه ها که نکردند . .بعد شما درس مذهب را یاداور میشوید ..کی گفته امر به معروف بذ است . شک نیست که جامعه همیشه محتاج این فریضه است اما ایا این مهم از عهده ی هرکسی بر می اید . .نه هر که سر بترشد قلندری داند ..کنار گذاشتن قانون نشانه ی دینداری نیست .دین خود قانون است ..بنده معتقدم شما یک چیز ذیگر را هم فراموش کرده اید و ان سیر رو به رشد ودر حال تغییر جهان وجوامع گوناگون است .عزیز من همه ی مردم ایران وبسیاری از نقاط دیگر دنیا مثل من و جنابعا لی فکر نمی کنند .اصلا مشی ومرام انها با ما متفاوت . .ما که نمی توانیم ذایقه ی همیه ی مردم دنیا را به سوی خود جلب کنیم ..شما کمی سنجیده تر حرکت کنید تندروی ره به جایی نمی برد ..مشی امامان ما اعتدال ..گفتگو ..سعه ی صدر ..حلم ..کظم غیظ و.. ..بوده است

  • بی کلاه می‌گه:

    با سلام
    آقای روهنده
    در اروپا و امریکا مردم به دلیل امر به معروف نکردن و استفاده کاملا آزاد از شبکه های اجتماعی به روز سیاه نشسته اند و در بدبختی کامل بسر می برند.
    همه افسرده شده اند و کم کم روی خواهند اورد به اسید پاشی تا عاقبتشان بخیر شود. و …
    خانم غلامی شما هم لطفا از شبکه های اجتماعی استفاده نکنید چون گناه دارد. فکرتان را کمی بسته، آکبند و بدونه مطالعه دنیای امروز کنید تا مثل دوستمان آقای غلامی به ایده آل ها برسید.
    با احترام به عقاید آقای روهنده

  • گمنام می‌گه:

    سلام،
    هر گونه اختلال در بدن انسان، سیستم ایمنی بدن را در حرکتی هماهنگ و منسجم برای مقابله با آن وا می دارد. تنها زمانی که سلول های خودی تحت تأثیر عامل محرک ها ناسازگار شوند و توده های سرطان را شکل دهند، این سیستم مختل می شود. اختلالی که منجر به مرگ بدن می شود. اختلال در دنیای ماده همیشه وجود دارد؛ چون خاصیت ماده تغییرپذیری است و این تغییر هم می تواند مثبت باشد و هم منفی. باید به موقع و به جا عامل های تغییر منفی چه در منشأ صدور و چه در ماهیت و دلیل صدور آن ها شناخته و با آن ها مقابله شوند. قبل از آن که این عامل ها محرکی شوند برای تشکیل توده های سرطانی. بدن کشورمان را دوست بداریم و بیشتر اندیشه کنیم … والعاقبه للمتقین.

  • سوفیا می‌گه:

    خظاب به روهنده:
    احیانا جناب عالی این زبان فاخر آغشته به فحاشی را از دین تان گرفتید؟!!
    شما یا مطلب را نمی گیرید یا نمی خواهید بگیرید نویسنده چه می گوید
    اصلا چه ربطی به دین و غربی شدن و این مسائل دارد؟! شما مثل اینکه خیلی خوشتان می آید هر فساد و معضل و مشکلی را به دین بچسبانید و بعد هم یک متهم درجه یک پیدا کنید و هر تهمت و ناسزایی بگویید

  • روهنده می‌گه:

    سرکارخانم غلامی باسلام…یادتون باشه شما از تابوهای شکسته دردولت اعتدال حرف زدید ،وبه رواج فعالیت درفیس بوک ازدولت فعلی تمجید کردید، درمطلب دیگری امربه معروف رازیرسئوال بردی و….مسائلی ازاین قبیل.اگریادت باشه من حدیثی ازائمه معصومین (ع) برایتان نوشتم که اگر امربه معروف ونهی ازمنکر نشود (وفرهنگ این اصل حیاتی ازبین رود)آتشی که ازمنکرات بپا می شود دامن همه راخواهد گرفت، بنا براین تازمانی که فرهنگ ودستورات اسلامی درجامعه ای حاکم رفتارما نشود امنیت به جامعه نمیرسد.زحمت بکش درفیس بوک وتابوهای شکسته ای که هنر آقایون است امنیت را جستجوکن.تازه اولشه هرچه غربی ترشویم جنایتها بیشتر ومتنوع تر خواهند شد.انشاا…که خداماراازشر فرعون درون و فاکتورهای ضد فرهنگ دیکته شده ازغرب درامان دارد.بعدش خانم غلامی به توچه ربطی داره که جامعه چه خبره؟توچکار به امنیت مردم داری ؟آزادی رو بچسب….توکه مخالف امربه معروف بودی…تازه داریم به حرف دین می رسیم…..خانم غلامی اگراختلاس می بینیم،اگرانواع فسادرامشاهده می کنیم،کلاهبرداری وهزارزهرماردیگه …همه از فاصله گرفتن از دین است.زیرااین ارادت به خدا وائمه اطهار (ع) است که به ما یادمی دهد کجا باید انجام دهیم وکجا نباید انجام دهیم.نه قانون ونه جبر ونه تنبیه نمی تواند برای ما مدینه فاضله درست کند بلکه اینها مکملی برای تامین امنیت جامعه است.شما می بینید درجبارترین حکومت ها بدترین ظلمهاست ودر دموکراسی ترین فرهنگ ها انواع سوءاستفاده پوپولیسمی وجحود دارد.تنها جامعه خدامحور می تواند سعادتمند گردد ولاغیر.

  • گمنام می‌گه:

    خدمت خواهر خوبم سلام مطالب خیلی عالی گفتید واقعا احسنت وبرای خانم مثل شما حجاب برازنده تر است .خوب بود پوشش خوبی داشته باشید خیلی مطالبتان عالی است .

    • رحیمی می‌گه:

      گمنام عزیز !حقا که متحجری(استان اگه اینو باز نگی حسابس عصبانی میشم از دستت)

  • اسماعیل.م می‌گه:

    تمام مشکلات ریشه در تفسیر سلیقه ای و تعصبی از قانون و یا طرح قوانین سلیقه ای دارد. که این موضوع باعث اعمال تفسیر از کلماتی مانند خودی و غیر خودی و امثالهم در سالهای اخیر شده است تا آنجا که اصل معنا گم شده است.
    تبعیت از قانون و حمایت از قانون شاید تا حدودی بتواند امنیت را در جامعه بیشتر کند ولی نه. تفسیر و برخورد سلیقه ای .

  • دال می‌گه:

    Lخیلی از دغده هایی را که مطرح فرمودند دغدغه ی همه ی جامعه ی ماست .بی شک اگر ملاک قانون باشد وقانون پذیری را تجربه کنیم نه قانون گریزی را ویا با اهرمهای قدرت وسیاست قانون را دور نزنیم ونزنند این همهئ مشکل نداشتیم .وقتی در گذشته وحال قانونگذران خود قانون را دور زذه اند ومیزنند وخواهند زد .همین مشکلات هست وخواهد بود .همه کس را دنداتن را به ترشی کند شود .الات قاضیان را که به شیرینی .سعدی علیه الرحمه

  • گمنام می‌گه:

    سلام،
    معصوم(علیه السلام): «آن چه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آن چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند».
    ابتدا جنگ درونیمان را سامان دهیم، پیش شرط هر اصلاح و تغییری، اصلاح و تغییر خود است. تنها باید توجه کرد که مبنای اصلاح و تغییر صحیح انتخاب شود.

  • یسنا می‌گه:

    با درود . دست مریزاد. مقاله بسیار خوبی بود دوست عزیز.

  • محمد اهواز می‌گه:

    عالی بود درود بر شما و همه اصلاح طلبان

  • ناشناس می‌گه:

    این سال ها, میان مردم حتی اگر جنگی به آن معنای مرسوم در کار نباشد؛ دست کم “رقابتی” بسیار شدید و طولانی مدت بر سر قدرت در جریان است. و از کجا معلوم که تبعات و خسارات یک رقابت سخت بیشتر از تلفات جنگی کوتاه مدت نباشد؟! بعنوان مثال ارزش پول ملی ایران را با ارزش پول سوریه و اوکراین که درگیر جنگ داخلی هستند با هم مقایسه کنیم.
    از طرفی در بسیاری از جنگ ها در طول تاریخ قواعدی از سوی دو طرف متخاصم رعایت می شد. قواعدی نظیر صرف نظر کردن از کشتار اسیران و یا کشتار افسران مافوق و یا امان دادن به نمایندگان و سفرا و نامه رسان ها و نیروهای امداد و … اما در این رقابت از نوع ایرانی که در آن قواعد را برندگان تعیین می کنند, هیچ گروهی به طرف مقابل رحم نمی کند. نه فروشنده به مشتری و نه کارمند به ارباب رجوع و نه سواره به پیاده و نه کارخانه دار به کارگر و نه شهروندان به یکدیگر و نه گروه های سیاسی رقیب به همدیگر ترحمی ندارند. انگار برای هر ایرانی هدف سیبل مقابلی به نام یک ایرانی دیگر است.
    چقدر شنیده اید که شهردارهای کشورمان به وقت برکناری و یا پایان دوره ولخرجی های بی حساب و کتاب می کنند تا شهردار بعدی را با انبوهی از کم و کسری ها مواجه کنند؟ هر بار رئیس جمهوری به سر کار می آید از تحویل گرفتن “خرابه ای” از نفر قبلی خود سخن می گوید! یادم هست عین همین حرف را یکی از روسای قوه قضاییه نیز به زبان آورده بود.
    ما درگیر جنگ با خودمان نیستیم؟ هستیم؟! راستش را بخواهید بدبختی های این رقابت بر سر همه چیز میان ایرانی جماعت آنقدر شدید است که آن پرسش را کم رنگ جلوه می دهد. متاسفم که این را می گویم, اما کاش همان جنگ بود! دست کم اتحاد میان ایرانی ها میاورد. میل به زندگی و حرکت میاورد. اما این رقابت غیر انسانی و بدون قاعده دارد تمام انرژی و امید و انگیزه های ایرانیان را از میان می برد. حداقل اگر جنگ می شد ما ملت ایران همه مان یا می بردیم یا در شکست با هم همدرد می بودیم. حداقل دست ما آلوده به جنایتی قابل گذشت و توجیه پذیر می شد. اما مثل حالا نمی شد که مستی و شادی و غرور یک عده از مردم به قیمت خواری و حقارت باقی مردم ایران تمام شود.

  • ابراهیم از سی سخت می‌گه:

    ممنون از قلم زیبایتان….. همونطور که بیان کردید الان زمان جنگ نیست و صلح با فکتورهای مختلفی سنجیده میشه… که الان داریم به مرحله ای نزدیک میشیم به مرحله ای که سوپاپ اطمینان ها(یارانه ها, سبد کالا, دادگاه های سالیانه) هم از بار فشار(روانی, جسمی, اقتصادی) نمی کاهد…… سعی نمیکنیم که مسایل را حل کنیم همیشه و در همه زمان ها صورت مسایل را پا کردیم افسوس که بعد از این سوالات سوال مشابه هم داریم

  • علی می‌گه:

    ممنونم از محتوای مقاله شما.ولی کاش لطف می کردید املای کلمه “صاعقه”رو صحیح مینوشتید.

  • ساکن جهنم می‌گه:

    آنچه اکثر یک جامعه متمدن را می سازد هرگاه لقمه ها حرام باشد این شیوه ها عادی است هرگاه دروغ جای صداقت بنشیند و از مسئول به زیر دست برسد مثل بمب می ترکد و جنایت از نوع زبانی روحی و عملی جایی محبت و رافت و کردار نیک را می گیرد و این میراث جاهلیت است . احسنت به این روشن بینی در شب تار . اتحاد همیشه الگو می خواهد وقتی همه چیز الگو که حنایش رنگ باخته اعمال سودجویان شده زیر کدامین اصل با هم باشیم تا دنیا را تکاتن دهیم . از کنار اسیدپاشی ما به راحتی همچون گردو غبار می گذشتند تا از جنوب به سمت پایتخت رفت هشدار ملی و بین المللی به صدا در درآمد ما اگر بخواهیم می توانیم.

  • امیر طاها می‌گه:

    با سلام
    درود برتو بعضی وقتی یک نگرانی کوچک اعصاب خانواده ها را درب داغون میکند مثل بحث اسید پاشی در اصفهان که کلیه ذهن ها را به خود مشغول نموده است. منتظر مطالب بعدی هستیم بنویس. خوبه

  • مردی ازلیشترگچساران می‌گه:

    سلام واقعا عالی بود احسنت اینهم از اون دسته مسائلی که اصلا بهش توجه نمیشه .

  • حمید می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما بزرگوار.
    اگر دقت کرده باشین در دهه های پیشین (سال های 68 تا 85 ) امنیت بسیار خوبی در کشور حاکم بود مردم ارامی داشتیم فرهنگ بسیار خوبی داشتیم حرمت ها به خوبی حفظ میشد اما متاسفانه در جامعه امروزی روز به روز فرهنگ ما ایرانییانی که تمدنی کهنه داریم دارد از بین میرود گزچه بیگانگان بیشترین سهم را در این وضعیت دارند ما باید نذاریم ریشه فرهنگ اصیل ایرانیمون از بین بره ما روز به روز داریم به سمت غرب پیش میریم فرهنگ ما روز به روز داره غربی میشه این مقاله شما بحث کردن زیاد داره من الان نمیتونم بازش کنم چون میشه یه کتاب باید از طریق صدا و سیما میزگردهایی با موضوع فوق تشکیل داد و بحث کرد انشالله روزی بشه که همه ما در امنیت کامل باشیم

200x208
200x208