تاریخ درج خبر : 1393/08/05
کد خبر : ۳۸۴۷۴۶
+ تغییر اندازه نوشته -

«آسیب‌ شناسی عزاداری محرم»

سایت استان: سعید کرمی

سخن به گزاف نگفته و کذب نخواهد بود اگر عظیم‌ترین نیروی اعتقادی و مذهبی ملت ایران را منشعب از مکتب عاشورا و مختوم به عشق حسین(ع) دانسته و مدعی شویم، تمام فتوحات گذشته تاکنون از جمله دفاع مقدس، مدیون محرم و متأسی از مکتب عاشورا است؛ که این مهم، از مصادیق بارز مودت اهل بیت و تعظیم شعائر الهی در ایران اسلامی است.
اما با وجود اینکه در هیچ مقطعی از سال چون دهه محرم، احساسات مذهبی جامعه فوران نکرده و قرابت ضمیر مردم با مکتب تشیع به اوج خود نمی‌رسد، آیا از این ظرفیت بالقوه و منبع بی‌نظیر، به نحو شایسته و بایسته استفاده می‌شود و این زلال بیکران در مسیری که باید، به جریان می‌افتد؟؟؟
واقعیات اما حاکی از آن‌است که این دریای عظیم اعتقادات، به‌قدری قربانی سوء تدبیر و فقدان مدیریت بوده و آنقدر در کویر لم‌یزرع تحریف، پراکنده شده است، که چهره حقیقی و ارزش واقعی خود را به میزان زیادی از دست داده و این رکن رکین اعتقادی درحال دگرگونی و تخلیه آرمانی است.
دردناک تر از مصائب دیروز اصحاب حسین(ع) و یارانش، تحریف و تخدیش خواسته یا ناخواسته اهداف حقیقی قیام کربلا و یا حداقل، انزوا و فراموشی محسوس آنها در برخی مراسمات مربوطه است؛ کیفیت مجالس و آمیخته شدن این آیین با خرافات و حرکات موزون و حتی ورود سبک‌های مبتذل در متن عزاداری و مداحی، و محتوای روضه‌هایی که کاملاً متعارض با شئون اهل‌بیت بیان می‌شود، تراژدی اسفبار عزاداری امروز است.
اگر من نوعی، از ماهیت کربلا بی‌خبر بوده و کنجکاو باشم که حسین(ع) را چرا کشتند؟، امام با چه منطق و هدفی، هفتاد و چند نفر را به جنگ سی و چند هزار نفر برده بود؟، اصلاً حرفش چه بود و چه می خواست و عاشورای 1400 سال پیش بیابان کربلا در عصر ارتباطات و دهکده جهانی قرن 21 میلادی چه حرفی برای گفتن دارد؟، تمام سال را هم اگر پای روضه‌ها بنشینم و گوش به فریاد مداحان بسپارم، آیا جوابی خواهم گرفت؟؟؟.
آیا این سیل مشتاقان و ظرفیت بالقوه‌ای که با میل و رغبت خود به این مجالس می‌آیند و عاری از بهره‌برداری و خالی از حقایق وجودی قیام کربلا و برکات عاشورا بر می‌گردند، ماحصل سوء مدیریت و بی‌برنامگی مسئولان فرهنگی و متولیان مذهبی ما نیست؟، آیا محرم نمی‌تواند به یک کارگاه پژوهشی و دانشگاه انسان‌ساز استکبار‌ستیز تبدیل شده و منجر به ارتقای فکری و فرهنگی آحاد و اقشار مختلف جامعه مسلمان ما شود؟؟؟.
آیا پیام نهضت کربلا و فضای محرم، با مدیریت فرصت‌ها و بهره‌وری باورها نمی‌تواند خیابان‌های ما را از گشت ارشاد و پلاکارد و بخشنامه‌های نمادینِ بی‌تأثیر مستغنی گرداند؟؟.
آیا مسیری که کیفیت عزاداری‌ها طی می‌کند، مسیر متعالی و آرمانگرایی بوده و سبک و سیاق حاضر، تبعات انحراف و انحطاط نداشته و نخواهد داشت؟؟.
آیا تمام واقعیت کربلا همین بود که دستان ابالفضل را بریدند و گلوی حسین را دریدند و فریاد می زد کیست مرا یاری کند و هیچ کس هم نبود؟، آیا یاری او بعد از کربلا و در عصر ما هیچ ما به‌ازایی ندارد؟، آیا کربلا جز اینها، فلسفه و نکته قابل ذکری که مقتضای روزگار وانفسا و افکار سردرگم انسان امروز را سامان دهد نداشته است؟؟.
پس “و ما رأیت الا جمیلا”ی زینب(س)، و خطبه‌ کوبنده سفیر بی‌نظیر نهضت کربلا، در کجای مجالس ما گم شده و منشور حسین، که “من برای اصلاح دین جدم رسول‌الله و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم” در کدام کوچه بن‌بست عزاداری رقصان و اصوات لرزان ما مشتبه و منزوی شده است، و نماز ظهر تیرباران عاشورا، کجای روزمره‌گی‌های ما مسخ و فراموش شده است؟.
آیا معروف مفقودی که فقدانش گلوی حسین را درید و منکر مشهودی که بنیانش دستان عباس را برید، به معادل امروز و ترجمان زندگی عصر جدید، تبیین و تفسیر می شوند؟.
آیا در مراسمات عزاداری امروز، لقمه‌های حرام و نامشروعی که تیغ‌ها را بر اهل‌بیت پیامبر(ص) فرود آورد، با شرایط امروز جامعه قیاس و با مقتضیات زمان، توصیف و گوشزد می‌شوند؟
آیا اقامه و حفظ ارزشهای اصیل دین مبین و مبارزه با تحریف شرع متین، که دو انگیزه قیام خونین کربلا بود، در مقایسه با شرایط روز جامعه و جهان و به زبان امروز، برای مشتاقان مکتب حسینی تبیین وتشریح می شود و افکار ناآگاه جامعه، از میزان نزدیکی و تناسب انحرافات دیروز با افتخارات امروز آگاه می شوند؟؟؟
امروزه اشعار مداحی و متون روضه‌ها، به میزان زیادی عصاره مفید و مؤثر خود را از دست داده‌اند و مداحانی که می‌خواهند، خلأ احساسی و فقدان محتوای اجرای خود را با بلبشوی فیزیکی پرکنند، با مدعیاتی موهن، خشکی چشم و صدای ضعیف حضار را از دوری دلها با مهر و دوستی اهل‌بیت دانسته و بدتر اینکه گاها حلال زادگی مستمعین ساکت را هم زیر سؤال می‌برند.!
بی‌شک من نوعی با فریاد مداحی که ادای عزاداران را درآورده و با هق‌هق مصنوعی روضه می خواند، نه تنها تحریک احساسات و تقویت اعتقادات نمی‌شوم، که از آن شیون نمادین و روضه کاسبکارانه بیزار و گریزان خواهم شد، که “آن سخن کز دل نیاید لاجرم بر گل نشیند”.
در برخی محافل عزاداری امروز، نه تنها فلسفه قیام کربلا آنچنان که باید تبیین نشده و روحیه حق‌طلبی و غیرت باطل ستیزی مردم برانگیخته نمی‌شود، که گاهاً آنقدر چهره تابناک این قیام انسان‌ساز، دره‌التاج مکتب و حصن حصین مذهب، مخدوش و مشوش می‌شود که ارزش این واقعیات اسلامی و حقایق انسانی را کاملاً مغایر و متعارض با عصاره اصیل و الهی خود تعریف و تا سطح موهنِ “سیه چشم کمون ابرو، و پریشان موی خوش هیکل” تنزل می‌دهند، و استحکام معنوی و بار محتوایی محرم، فدای زیبایی اجرا و مسخ در ریتم بیان مداحان می‌شود.
برخی روضه‌هایی که در مجالس بیان می‌شود، نه تنها هیچ استناد تاریخی ندارند، بلکه تفسیر و تحلیل محتوای آنان می‌تواند نمونه بارز توهین به اصحاب کربلا و حتی خدشه عمیقی بر کیان تشیع باشد که مهار این بحران، مستلزم نظارت مضاعف بر حسن اجراء و تصفیه محتویات و روضه‌های مجالس مذهبی است.
مکتب حسین و نهضت عاشورا، این بیرق آزادگی و عزت و جوهره انسانیت، منقوش غرورآمیزی بر تارک تاریخ است که توصیف خالصانه آن، وجدان‌های خفته را بیدار و ظرفیت‌های نهفته را آشکار ‌می‌سازد، و بی شک فلسفه اش هرچه باشد، طرحی اقتصادی برای رونق نام و نان مداح و مداحی نبوده است.
مخلص کلام و عصاره بیان این نوشتار آن‌است، که باید انحراف در معارف عزاداری و تحریف در ماهیت نهضت کربلا به طور جدی مهار شده و با تعیین حدود و شئون مراسمات محرم، فضایی که هر سال رقص جدیدی از سینه‌زنی و سبکی از زنجیرزنی اختراع و عرضه می‌کند شکسته شود، و از برخی مداحان که ارزش اعتقادات اصیل مردم و بستر پهناور محرم را تا سرحد دکان آب و نان و نردبان نام تنزل داده‌اند، و برای یکی دو ساعت مداحی، ارقام میلیونی طلب می‌کنند، خلع ید و سلب صلاحیت شود؛ باشد که در این بحبوحه اسلام ستیزی، بازگشت به ارزشهای کربلا و احیای حقیقی پیام عاشورا، نهضت حسینی را بار دیگر به منصه ظهور نشانده و به خدمت اهداف عالیه و نجات‌بخش اسلام عزیز درآورد. انشاءالله.
در پایان لازم می‌دانم مراتب ارادت قلبی خود را نسبت به پیرغلامان حقیقی و مداحان واقعی اهل‌بیت (ع)، ابراز داشته و ضمن اعتراف به جایگاه اصیل آنان که با نفس گرمشان، بکاء بر اهل‌بیت را زنده نگه داشته و زنگار از دلها می‌زدایند، شوکت خدمات ایشان را از برخی موصوفات این مکتوب مبرا بدانم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مختار می‌گه:

    باسمه تعالی
    به حق آقای کرمی در مورد حقانیت موضعش خوب دفاع می کند بنده فقط بسنده می کنم که تمامی دوستانی که این مطالب را می خوانند فقط یک بار خوب دوباره می گویم خوب ترجمه فارسی زیارت عاشورا را بخوانند یا شرحی بر آن را آن وقت هر قلب زنده ای می فهمد کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا یعنی چه و چگونه حسین ع خواست تا ابد تا تاریخ هست و هستی چگونگی راه حق شاخص باشد البته در این عصر الحق بهانه ها بنی اسرائیل ترند از زمان خودشان.
    یا حق

  • ناشناس می‌گه:

    برادر کرمی دست شما درد نکند مطلب خوبی بود کاش قلم شیوای شما صرف این مطالب میشد نه تخریب رقیبان سیاسی یادمان باشد که مخالفان امام حسین اولین کاری کردند تخریب ایشان بود پس اگراعتقادداری قلمت را به دنیا نفروش چندتا مسلمان را با این قلم نواختی بخاطر پست اداری دنیا…نمی ارزد

    • سعید کرمی می‌گه:

      با سلام و ادب خدمت مخاطب ناشناس
      باور بفرمایید بنده کوچکترین منافعی از سیاسیون استان نداشته و انشاالله نخواهم داشت و پناه می برم به خدا اگر روزی به ناحق قصد تخریب و تضعیف کسی را داشته باشم.
      علی ایحال اگر موردی بوده که ادعای شما را ثابت کند بفرمایید بنده حتی الامکان اصلاح می کنم و مشتاقانه پوزش می طلبم.
      یاحق

  • دال می‌گه:

    سلام. لابد تو هم درد دین داری . بله .امروز انچه در مراسمات عزاداری میبینیم فقط پوسته ی عزاداری است حتی خود عزاداری واقعی هم نیستند .خوب به خاطر دارم که در کتاب حماسه خسینی ی استاد مطهری خواندم که باید به خا طر تحریف ها ی زیادی که در اصل واقعه ی کرببلا روی داده است باید عزا گرفت .کربلا واقعیت انکار ناپذیر تاریخ است اما تحریف ها متاسفانه جای اصل را گرفته اند . ثانیا مداحان بسیار بی سوادهستند .دلخوشی بیشتر اینها ارایه ی اوازشان است تا از این طریق به نان ونام ونوایی بر سند .البته سفره ی امام حسین گسترده است وهر کسی در حد خویش از این سفره بهره میبرد .اما واقعیت و حقیقت عاشورا درس ها وپیام های عاشورا است که من هم معتقدم این روز ها کمتر به انها پرداخته میشود ویا اگر طرح شوند جنبه سیاسی میگیرند . ثالثا فضاهای فیزکی عزادار ی در استان ما واستان های محروم کیفیت مطلوبی ندارند .فضا های باز عامل بی نظمی وبروز حرکات نا مناسب بعضی جوانان لاابالی وبی بند وبار میشود .رابعا برای اینکه محتوای نوحه ها و مداحی ها با اصل حادثه تناسب وسازگاری وهما هنگی داشته باشد باید کارشناسان مطلع ومذهبی به فکر راه و چاره ای باشند و در این مورد تدبیری صایب بیندیشند که این کار زمان میبرد .

  • ظریف اسلامی می‌گه:

    هیج رویدادی در تاریخ تکرار نمی‌شود. هر رویدادی در بستری زمانی-مکانی رخ می‌دهد که با گذر زمان برای همیشه از میان می‌رود. هیچ «عبرتی» از تاریخ نمی‌توان گرفت. ایده‌ی عبرت گرفتن از زندگی گذشتگان، در اندیشه‌ی تاریخی جدید، کمابیش منسوخ است.
    هیچ رویداد یا شخصیت تاریخی، الگو یا اسوه نمی‌تواند باشد. مفاهیم و اندیشه‌ها تاریخی‌اند و نمی‌توان از درون رویدادها یا زندگی شخصیت‌هایی تاریخی، مفاهیم و ارزش‌هایی بیرون کشید که به روزگار ما تعلق دارند.
    «عدل علی» و «ستم‌ستیزی حسین» هیچ ارتباطی با مفهوم عدل و آزادی در روزگار ما ندارند. عدل و آزادی در سده‌ی اول هجری در جزیره العرب و عراق و شام با درک جدید از این دو مفهوم بیگانه است.
    توهم الگوپذیری از شخصیت‌های تاریخی، اسطوره‌های ویران‌گر و فاجعه‌زایی می‌آفریند. سازمان‌ها و رهبران سیاسی با بهره‌گیری از این اسطوره‌ها، توده‌ها را بسیج یا سرکوب می‌کنند. این اسطوره‌ها ارتباطی با «حقیقت تاریخ» ندارند و تنها به کار مشروعیت‌بخشیدن به موقعیت و سیاست سازمان‌ها، حکومت‌ها و رهبران سیاسی دارند.

    • سعید کرمی می‌گه:

      با سلام و احترام
      کاش منبع مطالبتون را هم می فرموید ولی قطعا منشأ آن نظریات نوین روانشناسی و تفکرات مادیگرایانه است که به لحاظ دوری از منش و خط فکری ما دور از انتظار هم نیستند.
      در مورد اینکه هیچ رویدادی در تاریخ تکرار نمی شود تردیدی نیست اما تشابه رویدادها قابل انکار نخواهد بود و همانطور که در متن هم عرض شد تأثیر زمان در این رابطه آن است که آنچه در زمان امام و در اسلام ناب محمدی (ص)، انحراف محسوب می شد امروز نه تنها به چشم انحراف نمی آید که حتی افتخار مرتکبین آنهاست.
      اگر رویداد و شخصیت تاریخی نمی تواند الگو باشد لابد شما تعریف جدید از عناوین نامبرده تهیه فرموده اید که بسیار مشتاقیم بدانیم الگو و اسوه از دیدگاه شما چیست و چه می تواند باشد.
      اگر چه شرایط زندگی و اوضاع جامعه در مقایسه با سده اول هجری به کلی دگرگون و متحول شده است اما سیره و منش تمام ائمه اطهار برای تمام اعصار بشریت حرفی برای گفتن و فعلی برای عمل دارد همچنان که امام صادق فرمودند: “حلال محمد همیشه تا روز قیامت حلال است و حرام او همیشه تا قیامت حرام است، غیر آن نخواهد بود و غیر او نخواهد آمد”.
      و اما پاراگراف آخر شما اگر چه تا حدودی واقعیت بوده و امر بعیدی هم نخواهد بود، اما این موضوع دقیقا همان چیزی است که ضرورت معرفت نبوی و علوی و حسینی را بر عزاداری های بی محتوا و ادعای بی عمل پیروی از اهل بیت، ارجحیت می دهد و اگر انسان به اهداف قیام و منطق سیره اهل بیت دست یابد، هرگز قربانی این بازیها نخواهد شد.
      یاحق

200x208
200x208