تاریخ درج خبر : 1393/08/12
کد خبر : ۳۹۰۵۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -

«اشغال سفارت، تسخیر لانه ی جاسوسی»

سایت استان: نصرالدین پارسه

یکی از مهم ترین اتفاقاتی که در حال وهوای انقلابی اواخر دهه پنجاه روابط دیپلماتیک ایران با کشور های غربی خاصه آمریکا را تحت الشعاع قرار داد و هنوز هم مشکلات ناشی از آن باقی مانده، اتفاقی است که از یک دید اشغال سفارت یک کشور و از نگاهی دیگر تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا است.
برای بررسی این اتفاق، ذکر این نکته ضروری است که تسخیر سفارت و ادامه ی تسخیر سفارت دو مقوله ی کاملا جدا از هم هستند. برنامه و هدف اصلی دانشجویان طبق گفته های خودشان و شواهد موجود، این بود که به مدت 3 روز سفارت را تحت کنترل خود در بیاورند، تا علاوه بر اینکه اعتراض و نارضایتی خود را از اقدامات آمریکا، به گوش جهانیان برسانند. با بدست آوردن اسناد موجود در سفارت از توطئه های احتمالی آنها بر ضد انقلاب ایران، آگاه شوند.
شاید اگر موضوع طبق برنامه و نقشه ی دانشجویان پیش می رفت بسیاری از تحریم ها، تهدید ها و مشکلات بعدی آن حادث نمی شد، چون که اقدام اولیه دانشجویان با توجه به انگیزه ها و دلایلی چون خاطرات کودتای سیاه 28 مرداد بر ضد دولت ملی دکتر مصدق، ترس از دسیسه چینی های آمریکا و خلق 28 مرداد دیگر، تلاش برای بدست آوردن غرور شکسته شده ی ایرانیان در زمان رژیم شاه و از همه مهمتر حضور شاه در آمریکا، چه بسا انجام این کار نه به عنوان یک کار سیاسی که توسط حکومت ایران برنامه ریزی شده، بلکه به عنوان واکنش و عکس العمل طبیعی گروهی از جوانان ایرانی برای جامعه ی جهانی و حتی خود آمریکایی ها کاملا قابل فهم بود. و شاید از قبل پیش بینی شده، اما آن چیزی که برای آمریکا، حامیانش و هم چنین جامعه ی جهانی غیرقابل درک بود و در ادامه باعث قطع روابط دو کشور شد نه مسئله ی اشغال سفارت بلکه ادامه ی آن تحت بازی های سیاسی طرفین و تبدیل آن از 3 روز به 444 روز بود.
هرچند در طول همه ی این سال ها مقاله ها و کتاب های بسیاری در مورد این حادثه به رشته ی تحریر در آمده اند، هم چنین خاطرات دانشجویان دیروز به عنوان بازیگران اصلی این بخش از تاریخ ایران (البته بیشتر به عنوان شروع کننده) پر است از پاسخ به چرایی و چگونگی انجام این کار.اما با این وجود هنوز که هنوز است شبهات و نقاط کوری در این حادثه وجود دارد که مرور بعضی از آنها خالی از لطف نیست:

1- بعضی ها عقیده دارند که دانشجویان این کار را برای تحت فشار قرار دادن دولت موقت انجام داده اند. اما این صحبت به طور کلی نمی تواند درست باشد. علی رغم اینکه دانشجویان تحت تاثیر هجمه های تبلیغاتی سنگین علیه دولت موقت دل خوشی از آن نداشتند، اما اولا، هسته های اصلی دانشجویان خود بارها و بارها این موضوع را رد کرده اند، ثانیا همه می دانیم حتی قبل از این اتفاق نیز مهندس بازرگان با ذکر دلایلی چون دخالت های بی جا و موازی کاری های بی رویه چندین بار استعفای خود را به امام تقدیم کرده بودند، اما هر بار به دلیل ممانعت امام از امضا استعفا، مهندس بازرگان از انجام این کار منصرف می شدند. با این وجود می توانیم به این کار به عنوان تسریع کننده ی استعفای نهایی دولت موقت نگاه کنیم، اما نه به عنوان یک عامل اصلی.
2- موضوع دوم، نوع انتشار اسناد بدست آمده از سفارت آمریکا است. موضوعی که بارها و بارها مورد اعتراض گروه های مختلف از جمله اعضای نهضت آزادی قرار گرفته است. برای مثال هاشم صباغیان (معاون نخست وزیر و وزیر کشور دولت موقت) در گفت و گویی که با روزنامه ی شرق داشته است، با پرسیدن سوال هایی چون: چرا هیچ سندی از روحانیون مبارز در سفارتخانه آمریکا کشف نشد؟ یا اینکه چرا اسنادی که مورد نظر یک گروه خاص بودند منتشر شدند؟ اعتراض خود را به چگونگی انتشار اسناد و برای چندمین بار نشان داده اند.
حتی خود ابراهیم اصغرزاده (طراح اصلی اشغال سفارت) اقرار میکند که در نوع انتشار اسناد تندروی ها و اشتباهاتی انجام داده اند که بعضا باعث آسیب رساندن به شخص یا گروه خاصی شده است.
3- آگاهی آقای موسوی خوئینی ها – نماد و رهبر معنوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – از برنامه ریزی های دانشجویان برای اشغال سفارت؛ خود آقای موسوی خوئینی ها توضیح داده اند و می دهند که دانشجویان نزد او آمدند. و از او درخواست کردند، که واسطه ی بین امام و آنها شود. تا نظر امام را در این مورد بدانند. اما ظاهرا آقای موسوی خوئینی ها علی رغم حمایت از انجام این کار دانشجویان، پیشنهاد آنها برای صحبت با امام را نپذیرفته اند. ظاهرا به این دلیل که اگر هم امام راضی باشند با توجه به مقام و مسئولیتی که دارند نمی توانند تا قبل از شروع، انجام این کار را تایید کنند، همین امر باعث شد که امام از این موضوع بی اطلاع باشند. اما نه آقای موسوی خوئینی ها و نه هیچ کس دیگر تا به حال به این پرسش پاسخ نداده اند که مگر امام مشابه همین کار را که توسط گروهی از دانشجویان چپ انجام شده بود رد نکرده و انجام کارهایی از این دست را به شدت محکوم نکرده بودند؟
در توضیح مورد اخیر؛ حدود چهار ماه قبل از تسخیر سفارت در 13 آبان (بهمن همان سال) گروهی از دانشجویان چپ با حمله به سفارت آمریکا تعدادی از کارکنان آن را به گروگان گرفتند، اقدامی که علاوه بر محکوم شدن آن توسط امام خمینی با اقبال عمومی نیز مواجه نشد. البته با حضور و دخالت به موقع آقای ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت) این موضوع ختم به خیر شد.
سوال ها و مباحث دیگری نیز قابلیت طرح دارند که برای جلوگیری از اطناب کلام از ذکر آنها خودداری می کنیم، هر چند کم لطفی است اگر یک مورد را فرو گذاریم. و آن مروری بر نوع روزگار گذراندن حلقه ها ی اصلی طراحان تسخیر سفارت است؛ آن که به عنوان طراح اصلی شناخته می شود ابراهیم اصغر زاده است، که شاید به اجبار فضا با خانه نشینی و تجارت روزگار می گذراند. هر چند پارسال ( تقریبا شش ماه پیش از داغ شدن تنور انتخابات خرداد 92) و در غیاب دوستان در فضای انتخاباتی رسانه ملی شانس حضور در یک مناظره تلویزیونی را یافت که اتفاقا خوش درخشید. دیگری محسن میردامادی، دبیر کل فعلی جبهه مشارکت (یکی از مهمترین احزاب اصلاح طلبان ایران) است، که روز های سال های اخیر را در زندان سپری کرده. و چه باک! که آن کسانی که با افتخار از 13 آبان می گویند، از بام تا شام میردامادی و دوستان هم فکرش را با انواع القاب ( فتنه گر و …) مورد لطف قرار دهند.
البته افراد دیگری هم بودند و هستند؛ چهره هایی چون حسین شیخ الاسلام، عباس عبدی، معصومه ابتکار و ..
منابع:
– ضمیمه روزنامه شرق(14/آبان/90)
– ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان
– ماه نامه نسیم بیداری

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شاهد می‌گه:

    به عرض طرفدار دانشجوی شاهد ماجرا برسانم این ترّهات را هم شاه تا زمانی که زنده بود و هم امروز فرح و رضا پهلوی شبانه روز در رسانه‌های ضد انقلاب به طور مفصل می گویند. شما هم حرفی بیش از اراجیف آنها نداری. هر چه میخواهد دل تنگت بگو. تاریخ و ملت ایران با خذف شاه و نظام شاهنشاهی پاسخ پهلوی و امثال شما را دادند. فرصت بحث علمی و نشان دادن بی پایگی این سخنان که:” او در جنگ اکتبر ۷۳ از مصر حمایت کرد.سیاستهای او دیگر برای شرق و غرب سودی نداشت.آنها بدنبال نظامی بودند که منافعشان را تامین کند” در این مختصر نیست. ولی به عنوان یک هم وطن از ارتجاع برخی از افراد متأسفم. حسرت خوردن برای حکومت پهلوی، افزون بر بیسوادی، نماد بارز ارتجاع است. چنین نگاهی فقط شایستۀ بازماندگان ناآگاه حکومت پهلوی و معدود غرب‌زده‌هایی است که حکومت پهلوی را مجری دیدگاه خود میدانند و نه هیچ ایرانی آگاه و شرافتمند دیگری. به هرحال شاه و شاهنشاهی به تاریخ پیوستند و جامعۀ ایرانی از این مرحلۀ تاریخی گذشت. اگر کسانی به هر علت با نظام کنونی مشکل دارند، راه آن حسرت خوردن برای پهلوی و تعریف و تمجید از آنها نیست. با این کار فقط عِرض خود می برند و زحمت دیگران می دارند و در همین حسرتِ بی نتیجه هم خواهند مرد. خداوند همۀ ما را به فهم درست و راه راست هدایت کند.

  • طرفدار دانشجوی شاهد ماجرا می‌گه:

    شاه ایران داستانش جداست .او در جنگ اکتبر 73 از مصر حمایت کرد.سیاستهای او دیگر برای شرق و غرب سودی نداشت.آنها بدنبال نظامی بودند که منافعشان را تامین کند.متاسفانه خیلی حرفها را نمیتوان زد.جناب شاهد ساکت بشی بهتره.

  • شاهد می‌گه:

    جالب توجه به اصطلاح دانشجوی شاهد ماجرا! طرفه آنکه شاه ایران برای بقای دیکتاتوری خود به دوستی با آمریکا نیاز داشت!!! همینجور نظریه پردازی کنی می ترسم چشم ببرت!

  • دانشجوی شاهد ماجرا می‌گه:

    امریکا با بمب اتم ژاپن را ویران کرد.اما همین ژاپن پس از جنگ جهانی بخاطر منافعش دست دوستی به سوی امریکا دراز کرد.امریکا هم دست ژاپن را گرفت .تا ژاپن امروز بزرگترین قدرت اقتصادی جهان شده است و موی دماغ خود امریکا!!
    تفاوت کره شمالی و جنوبی را ببینید .تا پی به تفاوت دوستی و دشمنی با امریکا ببرید.

  • دانشجوی شاهد ماجرا می‌گه:

    عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی. اگر امریکا در بعضی موارد نظیر کودتای 32 به ایران خیانت کرده است.که البته در این مورد گول انگلیس را خورد.ولی در بسیاری موارد به ایران خدمت کرده است.اگر التیماتوم ترومن به استالین نبود حالا استانهای آذربایجان و اردبیل را نداشتیم.ضمن اینکه در روابط بین الملل دوست و دشمن دائم نداریم. منافع دائم وجود دارد.گذشته را نباید بهانه قرار داد. در صد سال اخیر همه کشورهای دوست امریکا پیشرفت کردند ولی مخالفینش به پسرفت دچار شدند.سران دیکتاتور برای بقای حکومتشان به دشمنی با امریکا نیاز دارند.همه مسائل در همین یک نکته نهفته است.بقیه بهانه است.

  • علی از دهدشت می‌گه:

    در جواب شاهد ماجرا
    اگه بخواهیم تاریخ خیانتهای کشورهای بیگانه ب ایران رابررسی کنیم تهاجم وخیانتهایی ک روسیه وشوروی سابق به ایران داشتند قابل مقایسه با خیانتهای آمریکا نبوده ونخواهد بود.
    ازنظر من متهم کردن نویسنده مقاله به مطالعه بیشتر (اطلاعات کم) کار درستی نبوده
    من پیشنهاد میکنم اگر میخواهیم در مورد خیانت کشوری بیگانه مطلبی رابنگاریم خیانت کشورها را باهم مقایسه ای کنیم
    البته باید توجه داشت روابط فعلی کشورها بی توجه به آن چیزیست ک قبلا بین آنها رخ داده است. اگر صحبتهایی اینچنینی میشنویم تنهت بهانه هایست ک به درد عوام میخورد.
    هرکسی ک قبول ندارد روابط کشور خودمون را باکشورهای دیگر مقایسه نماید.
    “کسی که بخواهد بماند، میماند واگرتصمیم بر رفتن گرفته باشد بهانه اش را پیدا میکند”
    متشکرم

  • شاهد آن روز می‌گه:

    جناب آقاى پارسه به خاطر حفظ آبروى قلم خودت تاریخ خیانت امریکا به این ملت را اول خوب مطالعه کنید بعد شرایط آن روز رادقیقآ بررسى نمائید دوباره حرکتهاى برادرانم آقایان موسوى خوئینى ها ، اصغرزاده ومیردامادى …… وسایر دوستا ن رادرطول انقلاب بررسى کنید خوب که اشرافیت پیدا کردید آن وقت درمورد تسخیر لانه جاسوسى امریکا اظهارنظر فرمائید من هم اهل دیار شماهستم در تهران اگر راغب هستید دراین خصوص باهم صحبت کنیم

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    تقریبا همیشه اینگونه است. روایت بخشی از تاریخ برای بهره برداری خاص و انحراف واقعیت
    …و انقلاب که فرزندانش را می بلعد

  • گمنام می‌گه:

    سلام،
    آیا چالش میان جهان غرب و انقلاب اسلامی به عواملی سطحی چون تسخیر لانۀ جاسوسی بر می گردد!؟ انقلاب اسلامی حرکتی است در اعتراض به نظام حاکم بر جهان. نظامی که اغلب کشورها تحمیل قدرت آن را پذیرفته اند، هرچند با ایدئولوژی و نظام فرهنگی آن کشورها مطابقت نداشته باشد. نظامی که نزدیک به چهار قرن زمان برد تا توانست این حاکمیت را از آن خود کند. نظامی که از آبشخور کسانی معدود تغذیه می شود تا دنیا را آن گونه که می خواهند پیش ببرند! انقلاب اسلامی یک انقلاب است. انقلاب خواهان تغییر و تحول در ماهیت جریان حاکم است و جریان حاکم این ناهمگونی جریانی را بر نمی تابد و از قدرت خود استفاده خواهد کرد تا جریان تغییر را با خود هم سو کند و برای این کار، راه ها بسیار است، بهانه ها فراوان، سنگ اندازی ها و اشکال تراشی ها بی رویه. چالش میان جهان غرب و انقلاب اسلامی، چالشی ریشه ای و ایدئولوژیکی است. بیشتر اندیشه کنیم … والعاقبه للمتقین.

200x208
200x208