تاریخ درج خبر : 1393/08/17
کد خبر : ۳۹۳۳۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -

تحریف تاریخ انقلاب؛ جوابیه «اشغال سفارت،تسخیر لانه‌ی جاسوسی»

با توجه به درج مقاله ای تحت عنوان «اشغال سفارت،تسخیرلانه جاسوسی» در سایت استان که حاوی اشتباهات تاریخی بود، برخود لازم دیدم که نکاتی را یادآور شوم.

نویسنده محترم مقاله در بند دوم از قول هاشم صباغیان مطلبی را تحت این عنوان که:«چرا هیچ سندی از روحانیون مبارز در سفارتخانه آمریکا کشف نشد؟»ارائه داده اند. در حالی  که روحانیون مبارز در سال 1366 یعنی 8 سال بعد از تسخیر لانه جاسوسی ایجاد شد، پس قاعدتا نباید سندی در این باره موجود باشد!

همچنین در بند سوم آمده است که: «چهارماه قبل از تسخیر سفارت در 13 آبان (بهمن همان سال) گروهی از دانشجویان چپ با حمله به سفارت آمریکا تعدادی از کارکنان آن را به گروگان گرفتند….البته با حضور و دخالت به موقع ابراهیم یزدی(وزیر امور خارجه وقت)این موضوع ختم به خیر شد.»

با خواندن این قسمت از مقاله یاد داستانی افتادم که: سخنرانی روی منبر می گفت: که یعقوب را خرسی در مصر روی درخت خورد. ظریفی پای منبرش گفت: حضرت استاد، ایشان یعقوب نبود یوسف بود.روی درخت نبود و ته چاه بود. مصر نبود ،کنعان بود .خرس نبود،گرگ بود و داستان از اول دروغ بود و کسی خورده نشده بود. آن عده دانشجویان چپ نبودند بلکه سازمان چریک های فدایی خلق بودند که حمله آنها دو ساعت بیشتر به طول نینجامید و در جریان حمله هم، کسی را گروگان نگرفتند زیرا وقت این کار را پیدا نکردند. همچنین تاریخ حمله آنها 25 بهمن 1357 یعنی 9 ماه قبل از تسخیر لانه جاسوسی بود،نه 4 ماه قبل. و حضور آقای ابراهیم یزدی هم در آنجا به دستور امام خمینی(ره) صورت گرفته بود.

نویسنده محترم در ادامه به خانه نشینی ابراهیم اصغرزاده اشاره کرده اند: « هر چند کم لطفی است اگر یک مورد را فرو گذاریم. و آن مروری بر نوع روزگار گذراندن حلقه ها ی اصلی طراحان تسخیر سفارت است؛ آن که به عنوان طراح اصلی شناخته می شود ابراهیم اصغر زاده است، که شاید به اجبار فضا با خانه نشینی و تجارت روزگار می گذراند.» اولین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در تاریخ 7 اسفند1377 در دولت اصلاحات برگزار شد.ابراهیم اصغرزاده هم جزءکسانی بود که به شورای اول شهر تهران راه یافته بودند. اصغرزاده که سخنران ثابت مراسم‌های دفتر تحکیم وحدت بود و حتی در دوم خرداد سال ۷۸ اعلام کرد که از بمب اتم هم خطرناک‌تر است، به دلیل اختلافات گسترده در شورای شهر اول تهران به جمع منتقدین اصلاح طلبان پیوست. عباس عبدی در آن روزها به طنز گفته بود که اصغرزاده می‌خواهد موشی در دیگ اصلاحات بیندازد و «انا شریک» بگوید! این اختلافات و چند دستگی میان اصلاح طلبان کار را به جایی رساند که دولت سید محمد خاتمی دستور به انحلال شورای اول شهر تهران میدهند و این اقدام به تعبیر یک روزنامه اصلاح طلب در آن روزها «بزرگترین خودکشی دولت اصلاحات بود.»که منجر به خروج و انزوای نیروهای اصلاح طلب شد. اما این اختلافات و کشمکش ها ی میان اصلاح طلبان همچنان ادامه داشت. نهایتاً در سال 1384 ابراهیم اصغر زاده به رغم همه صحبت ها و اندرزهای اصلاح طلبان مبنی بر انصراف و عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری وارد صحنه می شود و خود را رقیب آقای کروبی و معین معرفی می کند که این اقدام وی به جایی نمی رسد و کار به حذف و گوشه نشینی او میان اصلاح طلبان می شود.

مقالۀ “اشغال سفارت، تسخیر لانه جاسوسی” در ادامه به محسن میردامادی و عباس عبدی اشاره می کند. «دیگری محسن میردامادی، دبیر کل فعلی جبهه ی مشارکت(یکی از مهمترین احزاب اصلاح طلبان ایران) است که روزهای سال های اخیر را در زندان سپری کرده و چه باک! که آن کسانی که با افتخار از ۱۳ آبان می گویند، از بام تا شام میردامادی و دوستان هم فکرش را با انواع القاب ( فتنه گر و …) مورد لطف قرار دهند. »آقای میردامادی دبیر حزب منحله ی مشارکت در جریان کودتای همان فتنه 88 نقش به سزایی داشتند و قرار نیست که به خاطر خدمات و فعالیت های گذشته شان برای آن ها در مقابل قانون مصونیت ایجاد کنیم. زیرا که می دانیم تاریخ اسلام پر است از ریزش سابقه داران و سرداران پیامبر که در غربت اسلام در مقابل امام علی ایستادند و بعضی هم امام را تنها گذاشتند.

و اما عباس عبدی که ایشان را از دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی دانسته اید، فروز رجایی فریکی ازدانشجویان پیرو خط امام در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ است. او خاطرات جالب و متفاوتی درباره آن روزها دارد. رجایی فر که نقشی برای عباس عبدی در جریان تسخیر لانه جاسوسی قائل نیست توضیح میدهد:« دلیل من این است که من وعبدی هم کلاس بودیم، هم رشته بودیم و هم سال بودیم یعنی من تمام پسرهایی که در ماجرای لانه بودند را نمی شناسم اما بچه های پلی تکنیک و به خصوص آقای عبدی را که هم رشته بودیم در رشته پلیمر و تقریبا تمام درس هایمان با هم مشترک بود، خوب می شناختم. آقای عبدی دوست میردامادی بود. جزو بچه های مسجدی و اعضای انجمن اسلامی دانشکده بود اما اینکه در میان آن ۴۰۰ نفری که از گروگان ها نگهداری کند حضور داشته باشد یا خدمات جانبی را انجام دهد، این چنین نبود و من اصلا یادم نمی آید که ایشان را زیاد دیده باشم شاید هم گاهی به خاطر اینکه دوست امثال میردامادی بود به لانه رفت و آمد داشت. من از یکی از دوستان مشترکمان که الان هم عضو حزب مشارکت است، پرسیدم که چرا من عبدی را به خاطر نمی آورم؟ کوکبی را یادم می آید شما را یادم می آید پس چرا عبدی یادم نمی آید؟; که ایشان گفتند به دو دلیل: یکی اینکه عبدی کار می کرد و به همین دلیل روزها به جهت اشتغال در لانه نبود واز طرفی چون خانواده داشت لذا شب ها در لانه نبود، با این شرایط ایشان جزو بچه های لانه و حداقل جزو فعالین لانه که مثلا کار خاصی کنند نبودند.»

از بیش از400  دانشجویی که در تسخیر لانه جاسوسی نقش داشتند شما چند نفر را می شناسید که از آن راه برگشته باشند؟(که اتفاقا آقای اصغر زاده و میردامادی  هنوز هم در موضع گیری هایشان در خصوص مساله تسخیر بر همان عقیده ای هستند که سال 58 بودند).

ساعت 10 صبح ۱۳ آبان ۱۳۵۸ کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب ، دانشجویان پیرو خط امام که در حدود ۴۰۰ دانشجو از دانشگاههای شریف و پلی تکنیک(امیرکبیر) و ملی(شهید بهشتی) و تهران بودند،‌ در یک حرکت هماهنگ با شعار «الله اکبر» به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت کردند و جاسوس خانه آمریکا را تصرف کرده و حماسه عظیمی آفریدند که حضرت امام خمینی آن را، انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند تا این روز، روز مبارزه با استکبار باشد. حماسه‌ای که امام خمینی(ره) آن را «انقلاب دوم» نامید. این ماجرا 444 روز ادامه یافت که حدود 400 دانشجوی دختر و پسر با عنوان «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» در این مدت از لانه جاسوسی در برابر دشمن دفاع می‌نمودند. از میان آنها تعداد 35 نفر در طول جنگ تحمیلی یا بعد از دفاع مقدس و یا حتی به دست منافقین کور دل به شهادت رسیده‌اند. برای نمونه شهید فضل الله میرعابدینی ( اوّلین شهید دانشجویان خط امام) شهید دکتر رحمان دادمان ( وزیر راه و ترابری) شهید محسن وزوایی ( فرمانده گردان حبیب لشکر حضرت رسول) شهید عباس ورامینی ( رئیس ستاد لشکر حضرت محمد رسول الله(ص)) شهید غلامحسین بسطامی:( فرمانده سپاه سوسنگرد) و شهید حسین علم الهدی.

در پایان انتظار میرود که قلم به انصاف بریم و مطالعات خود را نسبت به تاریخ انقلاب افزایش دهیم تا موجبات انحراف تاریخ انقلاب را فراهم نیاوریم. من الله توفیق.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رضائی نژاد می‌گه:

    خدایا چکارکنیم!!!!!!!!نکنه تمام مقالات ارائه شده به همین نحو نوشته شده اند؟؟؟؟؟؟ فقط یه ادرس به من بدین که برم قسمت تاریخ انقلاب مغزم را ریست کنم.والا بخدا

  • دانشجوی شاهد ماجرا می‌گه:

    خوشبختانه هنوز گویندگان هستند اندر عراق – و….. هنوز شاهدان عینی آن وقایع زنده اند و اینگونه تاریخ به بیراهه میرود .وای بر آیندگان و کسانی که میخواهند صحت و سقم مسائل تاریخی را از قلم اینگونه نویسندگان دریابند.تسخیر سفارت امریکا طرح حزب توده بود و حمایت چپها و مجاهدین . هر چند توسط دانشجویان مسلمان انجام گرفت.نتیجه ای هم جز خسارت و ویرانی و ……..برای این مملکت نداشت.هر چند برای عده ای سود فراوان داشت.

  • معاون وزیر می‌گه:

    کمال تشکر وامتنان از روشنگری عالمانه ای که به رشته تحریر درآوردید.نباید مهلت داد که تاریخ تحریف گردد.اگرغدیر تحریف نمی شد،عاشورایی اتفاق نمی افتاد…انشاءالله پیروز وسربلند باشید جناب آقای موسوی

  • نصرالدین پارسه ( نویسنده ی مقاله " اشغال سفارت، تسخیر لانه ی جاسوسی") می‌گه:

    با سلام خدمت نویسنده ی متن جناب اقای موسوی

    اینکه نوع نگاه افراد مختلف به یک حادثه ی تاریخی متفاوت باشد، کاملا طبیعی است و برای این پاسخ دهنده کاملا قابل درک.
    اما چیزی که برایم عجیب به نظر می رسد این است که چرا با فریاد و پرچم وامصیبتای ” تحریف تاریخ انقلاب” وارد میدان می شویم؟ چرا هزینه کردن از مفاهیم ارزشمند انقلاب و جامعه؟
    اقای موسوی عزیز مطمعن باشید: اگر این برادر احتمالا کوچک تر شما، بیشتر از شما دغدغه ی انقلاب و درد مردم جامعه اش را نداشته باشد کم تر از شما ندارد.

    خوشبختانه یا متاسفانه نویسنده ی این سطور آن قدر درگیر مسایل علمی و دانشگاهی اش است که وقتی برای پرادختن به حواشی متن برایش باقی نمی ماند، پس این حقیر را با بسیاری از مطالبی که شما بیان داشته اید کاری نیست ( فارغ از درست یا غلط بود نشان) و انها را در نقض یا مرتبط با نوشته ی خویش نیافتم. به جز توضیحی کوچکی در مورد ان بخش تحریف تاریخ انقلابش.

    حضرت عالی با انتخاب تیتر ” تحریف تاریخ انقلاب” مثلا خود را حافظ تاریخ انقلاب معرفی کرده و نوشته ی ” اشغال سفارت، تسخیر لانه ی جاسوسی” را در تناقض با تاریخ دانسته اید.
    هر چه در متن و نوشته تان گشتم مطلب و دلیلی در جهت اثبات این ادعا و اتهامتان که کم اتهامی نیز نیست پیدا نکردم، به جز دو تا اشاره:
    1- مسیله ی مصاحبه ی اقای صباغیان و روحانیون مبارز را مطرح کرده اید:
    یک اینکه خوشبختانه به لطف وجود سایت های اینترنتی و فرم الکترونیکی نشریات کشوری؛ مصاحبه ی اقای صباغیان حاضر است، و در صورت امکان همین جا برای دوستان خواننده اپلود خواهم کرد.
    نکته ی دوم و مهم تر اینکه؛ بر خلاف نطر شما اتفاقا اقای صباغیان کاملا به جا این واژه ی ” روحانیون مبارز” را به کار برده اند و منظورشان نه مجمع یا حزب خاصی که مقصودشان این بوده که روحانیونی که قبل و بعد از انقلاب مبارزه می کردند. ( شبیه اینکه بگویند روشنفکران مبارز، بازاریان مبارز و…). و آن چیزی که شما مدنظر داشته اید و در سال 1366 ایجاد شده است، ” مجمع روحانیون مبارز” می باشد و اتفاقا با همین اسم کامل هم شناخته می شود و نه روحانیون مبارز. توجه به همین نکته ی کوتاه برای خوانندگان محترم کافی خواهد بود که بدانند ادم سطحی نگرتر چه کسی است؟ اقای صباغیان؟ یا ان کس که داعیه ی ” حافظ تاریخ انقلاب بودن” را دارد؟

    2- موضوع حمله ی دانشجویان چپ در بهمن ماه را مور اشاره قرار داده اید:
    بنده با ذکر این مفهوم که در بهمن ماه و چهار ماه قبل از اشغال اصلی سفارت این اتفاق توسط بعضی از دانشجویان چپ حادث شده بود، چند نکته ی اصلی را مورد اشاره قرار داده ام ، که این اتفاق با اقبال عمومی مواجه نشد، مورد تایید امام خمینی قرار نگرفت و اینکه با حضور اقای ابراهیم یزدی ختم به خیر شد.
    شما مثلا در اثبات خلاف واقع بودن این اشاره ها با تاریخ انقلاب نوشته اید ” آن عده دانشجویان چپ نبودند بلکه سازمان چریک های فدایی خلق بودند” . باید خدمت جناب تان عرض کنم که “سازمان چریک های فدایی خلق” گروه های مارکسیستی بودند که از اتحاد دو گروه چپ زیر زمینی تشکیل شده بود و البته جدایی ها و داستان های دیگری که در ادامه دارند. پس این نیز با چپ نامیده شدن انها تناقضی ندارد. و اتفاقا در منابع مختلف و معتبر و نشر یافته در همین اب و خاک از انها( افراد حمله کننده ) با اسم دانشجویان چپ نام برده شده و می شود.
    در ادامه با بیان اینکه 9 ماه قبل از 13 ابان بوده نا 4 ماه قبل نوشته اید :” و حضور آقای ابراهیم یزدی هم در آنجا به دستور امام خمینی(ره) صورت گرفته بود.”
    باذکر این نکته که درست است این اتفاق 9 ماه قبل اتفاق افتاده نه 4 ماه قبل. اما بار دیگر باید خدمتتان عرض کنم این حرف تان نیز که مثلا در اثبات خلاف گویی نوشته ی نگارنده امده است، اتفاقا به عکس خود در اثبات ادعاهای اصلی می باشد: که اولا موضوع به هر حال با حضور اقای ابراهیم یزدی ختم به خیر شده است و دیگری اینکه همین دستور امام خمینی برای پایان دادن به این حادثه، خود نشان دهنده ی مخالف بودن حضرت امام با این حرکت است که در متن بنده نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

    کاش ما بالاخره روزی یاد بگیریم اتهام ها را بدون ملاحظه به کار نبریم و این فرهنگ غلط برچیده شود. و اینکه کاش اگر بار دیگر در صدد پاسخ گویی به این متن برامدید به جای صغری و کبری چیدن و ربط دادن شقیقه های مختلف به همدیگر تنها با ذکر دلایل تاریخی درصدد اثبات این ادعای خود برایید که متن را تحریف تاریخ انقلاب نامیده اید. که مطمعنا اگر به این شکل منطقی خلاف تاریخ بودن اشاره ای در این نوشته را به اثبات برسانید همین جا اعلام خواهم کرد و خواهم پذیرفت. در غیر این صورت اگر اتهام بی اساس دیگری دیدم با تمام احترام یا مجبورم سکوت پیشه کنم یا اینکه هم چون آن نویسنده ی طنز نویس مجازی نویس به میدان خواهم امد.
    با تشکر
    نصرالدین پارسه

    • ناشناس می‌گه:

      نصرالدین دوباره داری خراب میکنی اینو که گفتی الان هست که سر کله موسوی دوباره پیدا بشه.خیلی داری خرابترش میکنی

      • هومان می‌گه:

        وات یور فاز ناشناس محترم؟ خودت سرت را زیر برف کرده ای حداقل با این نوع نظر دادنت به مخاطبین سایت توهین نکن، انها خود همه چیز را متوجه می شوند. مردم را هالو فرض نکنید لطفا.

  • ناشناس می‌گه:

    گاهی کسی به هرنحو میخاهد اظهارنظری کرده باشد که نگارنده متن فوق اگرازاین ازاین قماش نباشدسطحی اظهارنظرنظرکرده است منظورازکلمه روحانیون مبارز درمقاله قبلی تشکل مجمع روحانیون نبوده بلکه افراد فعال روحانی قبل ازانقلاب بوده که درمبارزه حضورداشته اند وحتی دراسناد متعدد امده که برای جلوگیری ازکشتارمردم توسط رژیم شاه وفشاربران رژیم جلساتی رابا نمایندگان سفارت امریکا برگزار کرده اند وازهمه مهمتر اسمان ریسمان بافتن و استناد به یک مصاحبه عضو ناشناخته برای اثبات امری است خوب است نگارنده توصیه پایانی نوشته خودش را کمی اویزه گوش قراردهد

    • ناشناس می‌گه:

      فرموده اید که:«حتی دراسناد متعدد امده که برای جلوگیری ازکشتارمردم توسط رژیم شاه وفشاربران رژیم جلساتی رابا نمایندگان سفارت امریکا برگزار کرده اند.»گر سندی راجع به این موضوعی دارید و یا دیده وخوانده اید ارائه دهید ممنون میشویم

      • ناشناس می‌گه:

        سند1خبرگزاری فارس 17/4/93شهیدبهشتی به هایزر جه گفت سندشماره 359 29اکتبر1979سفارت امریکا

        • ناشناس می‌گه:

          مطالعه کردم اینکه چیزی نگفته بود
          تازه بسیاری از حقایق رو هم روشن کرئه بود

200x208
200x208