تاریخ درج خبر : 1393/08/24
کد خبر : ۳۹۶۶۰۲
+ تغییر اندازه نوشته -

ما محروم به دنیا می آییم

سایت استان: حسن غفاری عکاس مردم نگار هم‌استانی در سخنانی در نشست عکاسان تاریخ نگار در فرهنگسرای اسوه گفت: کهگیلویه وبویراحمدی ها محروم نگه داشته شده اند وبه آنها قبولانده اند که محرومند ،محرومیت همراه ماست ودر هر زمان ومکانی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد.

متن کامل سخنان وی در پی می‌اید:

در سیستان وبلوچستان مردمانی هستند که شناسنامه ندارند، زمین هایشان بیابانی وکویری است ،طوفان شن دارند وگویی همه سالش یک فصل دارد، این سرزمین تاریخ داردوتمدن اما امروزه فقیر است ومنابع محدود دارند گویی دراین سرزمین همیشه شب است ، مردمان آنجا اگر محرومند از روی فقر شان است.

unnamed

کهگیلویه وبویراحمد سرزمینی است ثروتمند ،چهارفصل، سرما و گرما بسیار دارد،شهری و روستایی و عشایری دارد، مایعات نفت و آب بسیار دارد، تاریخش جنگ آوری است وسخت کوشی برای غلبه بر طبیعت وجریان های اجتماعی .گویی در این سرزمین همیشه روز بوده است.
مردمان کهگیلویه وبویراحمد با سیستان وبلوچستان درباور شاهنامه همسو هستندوهر دو صفت مشترک اجتماعی ،محروم دارند اما این کجا وآن کجا ، مگر روز وشب با هم یکسانند ، انها سرزمین فقیر دارند ومحروم هستند،ما سرزمینی غنی از منابع طبیعی داریم و محرومیم .آنها با جبر وقهر طبیعت روبه رو هستند وما با فراوانی وبی لیاقتی، ما جهانی را نفت وگاز واز پی آن زندگی می دهیم.
با مقایسه این دو سرزمین می توان فهمید که کهگیلویه وبویراحمدی ها محروم نگه داشته شده اند وبه آنها قبولانده اند که محرومند ،محرومیت همراه ماست ودر هر زمان ومکانی به شکل های مختلف خودش را نشان می دهد ،ما محرومیت را حمل می کنیم وانگار ترک عادت نمی توانیم کنیم ، محرومیت یعنی جریان های شبه سیاسی فرسایشی که دلخوشی های کاذب قومی راسبب می شود ، محرومیت یعنی توقف فعالیت های عمرانی در سطح استان به دلیل کارشکنی های حزبی وجناحی ، عدم تحمل جناح مقابل واستفاده از فشارهای پشت پرده وگویش های دیکتاتورانه، مدیرانی که نوع اوری ندارند بجای بودن در راهروهای وزارتخانه وسطح استان به میزهایشان چسپیده اندواز مدیریت فقط مصوبات را می دانند، محرومیت یعنی فراموشی فرهنگ وهنر در همه اداره های استان ، سکوت در قبال تاراج منابع طبیعی به واسطه فقر مادی وفرهنگی ، مهاجرت روستائیان از شرایط نامطلوب آب ، محرومیت یعنی عدم خود باوری جوانان ،مهاجرت نخبه ها ، از یاد رفته گی شایسته سالاری ، محرومیت یعنی من وشمابا هم رفتارهای دوگانه داشته باشیم، محرومیت یعنی مدیری که انجام وظیفه اش منتی باشد تا ابد برما ، نماینده هایی که نمایندگی کردند ورفتند ودیوارنویسی های تبلیغاتیشان هنوز به جای خودشان روی دیوارها است، محرومیت یعنی انبوه جمعیت در معارفه ها ونپرسی اوکه رفت چه کرد وتو که می آیی ما حواسمان هست، رسانه هایی که خبرسازی نمی کنند خدمت رسانی مدیران می کنند، محروم یعنی من وشما که محرومیت را باخود حمل می کنیم ٬کم کم دارم شک می کنم نکند این درد موروثی باشد.

*سخنرانی حسن غفاری در نشست عکاسان تاریخ نگار در فرهنگسرای اسوه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سهیلا می‌گه:

    احسنت به همت بلندتان

  • یک نفر می‌گه:

    آره درسته هرکدوم از ما مسوولیم و ما اونقدر ترسو و ضعیف بار اومدیم و دچار احتیاط های بی معنی و پوچ اجتماع شدیم که کرخت و بی حس شدیم، درد رو فراموش کردیم چه برسه به درمان، شهامت مرده، شجاعت مرده، راستگویی جرات دم زدن نداره، ما عادت کردیم به مرگ تدریجی چون دردش کمتر از مرگ و شیون یکباره ست… حق ما اینطور پوسیدن و له شدنه، حق ما فقره، جنایت، بی عدالتی، فساد، عقده های عصبی و روانی، افسردگی، خمودگی، مرگ، مرگ برای هیچ برای پوچ برای دردهای تکراری، گرفتاری های مسخره… حق ماست.

  • ضامنی می‌گه:

    ما قبل از اینکه محروم اقتصادی باشیم محرومیت فکری داریم انگار خودمون هم بدمون نمیاد بگیم ما محرومیم پس مشکل در خود ماست . ما متاسفانه به حقوق خود در همه ابعاد آگاهی نداریم ومسئولین ،رسانه های جمعی هم هیچ نقشی در آگاهی رسانی نمیخوان داشته باشند چون اینطور راحت ترند . پس هرکس باید خودش بخواد

  • بیتا می‌گه:

    هنرمند باید دردمند مسئول باشد درود بر شما

  • مجتبي می‌گه:

    افرین به صلابت کلامت اما کوگوش شنوا

  • زرین می‌گه:

    با سپاس از استاد غفاری.
    بر آنم که یک عامل را که شاید مادر اکثر مصایب باشد در بررسی های اجتماعی کسی جدی نگرفته وآن جغرافیاست.
    اینکه یک قوم کجا هبوط کرده اند مهم است.
    یک نمونه سینمایی از آثار هیچکاک همیشه استاد.*فیلم روانی*یا سایکوز، مادامی که جاده از جلو آن هتل کذایی می گذشته همه چیز خوب و بر وفق مراد بوده،همینکه بزرگراه کمی آن سوتر افتتاح می شود هتل در گوشه ای پرت قرار می گیرد،و در این خلوت شوم است که آن جنایات هولناک رخ می دهد،،،
    …اینکه زاده آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی…
    و یا شعر تاب تاب تاب بازی بچه ها.
    خدا منو نندازی،،،،اگه یه وقت انداختی،،،، بنداز تو شهر بازی
    همه اینها می گوید که جغرافیا ی واقع شدن چه می تواند برویاند یا بخشکاند،،،
    و اینکه چون شمایی رحل اقامت به تهران می افکند یعنی غلبه بر همین جغرافیا که فقط توسعه می تواند شکستش دهد که نیست

  • دنازاده می‌گه:

    جناب غفاری باسلام.دغدغه هایت برای رشد وتوسعه این دیار ستودنی است اما گیریم که پدرتوبود فاضل …ازفضل پدر توراچه حاصل؟اینکه دیار کهگلویه مردان بزرگی باحماسه های ماندگار ،منابع دارد ودارایی های طبیعی درست…اماآیا فرزندان این دیار کهن چقدر لیاقت دارند؟بزرگی گفت:کر خوب مال سی چنش؟ کر لیش هم مال سی چنش؟نه خیر قبول ندارم که محروم نگهداشته شده ماخود دست اندرکاران کم کاری می کنیم(گرکه سائل تنبل است تقصیرصاحب خانه چیست….توضیح :پدرتو کنایه ازگذشتگان همه ماست اشتباه برداشت نشود.

  • محمود می‌گه:

    واقعا جناب غفاری هنرمند مسئولی هستند
    نمی دانم مخاطبان به خوبی متوجه صحبت های عالی ایشان شدند یا نه؟!!

200x208
200x208