تاریخ درج خبر : 1393/08/26
کد خبر : ۳۹۶۹۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

« زن نخ ریس »

سایت استان: محبوبه خادمی

(به بهانه‌ی ارایه مقاله درس تفکر اسلامی در سالن دوم دانشگاه شیراز)

هنر مدرن بر خاسته از مبناهای فرانظری مدرنیته است که در آن تلاش شده است تا جهان را تبدیل به بهشتی زمینی کند و انسان مالک و خدای این بهشت شود. جهان سکولار فرهنگ و هنر مخصوص به‌خود را خلق کرد. در این جهان سکولار، به‌تبع تحول‌هایی که در آن رخ داد تلاش بر این بود تا زن نیز از کنج عزلت، و نفر دوم بودن خارج شود؛ اما ذات زن که انسانیت وی بود، فدای عَرَض وی، یعنی جنسیت شد و آن‌چه که در جهان مدرن در آثار هنری به‌نمایش گذاشته شد همین عَرَض زنانه بود که به‌زن حالتی شیء ‎گونه داد و زن را از ساحت انسانیت خارج ساخت و در کنار کالاهای مصرفی برای مردان در بهشت مدرنیته قرار داد. برای اثبات این امر، چندان نیاز به اقامه نظریه و دلیل و برهان نیست. مطالعه‌ی سطحی هنرهای مدرن غربی به‌آسانی این امر را اثبات می ‎کند. زن در سینمای امروز غربی که هالیوود عالی ‎ترین سطح آن است چه رتبه و جایگاهی دارد؟ حتی هنرمندترین زنان این عرصه تنها به مدد زنانگی و عَرَض خود بقا و دوام خود در این عرصه را تضمین میکند. با افول زیبایی ظاهری و تضعیف سیگنال ‎های جنسی زن، از نقش‌آفرینی در این عرصه باز خواهد ماند و دیگر در این هنر جایگاهی نخواهد داشت.این به خودی خود صیغه ی هنر مردانه را تعریف میکند و نگاه جزیی و تک بعدی به زنان منجر می شود. هنر در طول تاریخ غالبا صبغه ای مردانه پیدا کرده و زنان را در مرتبه دوم قرار داده است. به اختصار می توان گفت این که عمده آثار هنری در طول تاریخ توسط مردان آفریده شده است، خود به خود، نقش زن را به موضوعی دست دوم بدل کرده است. البته مقصود از مردانه بودن اغلب آثار هنری این نیست که به مقوله زن در آن ها پرداخته نمی شود، بلکه این است که زنان در عمده آثار محور نیستند و فقط نقش مکمل مرد را ایفا می کند. در ادبیات داستانی و آثار سینمایی معمولا زن نقش دوم را در شکل گیری رویدادها بر عهده می گیرد و به ابزاری برای تحلیل شخصیت قهرمان اصلی، که عمدتا مرد است، مبدل می شود. صرف نظر از این مساله در آثار هنری، زنان از زاویه دید مردان معرفی، تعریف و تحلیل می شوند. نتیجه این روند آن است که در آثار هنری که هنرمندان مرد با محوریت زنان می آفرینند، تصویر زن از صافی ذهن مردانه ای که در پس کار وجود دارد، گذر می کند و این لزوما نه واقعیت نفس الامری بلکه واقعیت پدیداری است که در ذهن مرد شکل گرفته است. «مارگارته فون تروتا» فیلمسازی است که با گرایش های زنانه کار می کند. او می گوید این طبیعی است که مرد نگاه خود را در فیلم روایت کند. قدر مسلم اگر خواهران برونته، که شاهکارهایی مانند رمان «بلندی های بادگیر» و «جین ایر» را آفریدند، از جنس مذکر بودند و نتیجه کار، نسبت به آثاری که اینک وجود دارد، بسیار متفاوت بود، گرچه آثار زیادی را می توان سراغ کرد که موضوع زنانه ای داشته اند و مردان آفریننده آن هایند، مانند فیلم« بانویی از شانگ های» یا رمان «مادام بواری» از برجسته ترین آثار رئالیستی قرن نوزدهم فرانسه از «گوستاو فلوبر» یا برعکس آثاری که زنان ساخته اند اما محور آن ها مردان بوده اند، مانند «پیروزی اراده» لنی ریفنشتال که فیلم مردانه ای به نظر می رسد و قدرت آلمان نازی را تبلیغ می کند. همچنین آثار آگاتاکریستی و غیره، اما عمده آثاری که زنان هنرمند آفریده اند با پرداخت لطیف زنانه همراه بوده است. از این رو به این نکته تاکید می شود که اصولا نگاه زن هنرمند در پرداخت محتوا و زیبایی شناسی با مرد بسیار متفاوت است و از آنجا که عمده آثار را مردان آفریده اند میراث هنر بشری بیشتر مردانه است تا زنانه. علت دیگر این که چرا هنر بیشتر مردانه است شاید این باشد که جوامع قدیمی اصولا جوامعی مردسالار بوده اند (گرچه هم اینک نیز عمدتا چنین است). پیش از ظهور نهضت ها و نظریه هایی که اعاده حقوق اجتماعی و آزادی های فردی را برای زن مطرح کرده اند (از جمله نهضت های فمینیستی که پا را از حد اعتدال بیرون نهادند و زنان را بر مردان ارجح دانستند) زنان، شهروندان درجه دو شناخته می شدند ; بنابراین هنرمند خواسته یا نا خواسته موظف می شده است که نسبت به طبقه بندی منزلتی و ارزشی مرد و زن در جامعه بی اعتنا نباشد. در طول تاریخ، عمده آثار هنری همواره متاثر از قدرت مادی دربار، سرمایه داران و متمولان شکل گرفته است و عمدتا مردان سردمدار جریانات یاد شده بوده اند و زنان که فاقد این شئون بوده اند، نتوانسته اند مغناطیس نیرومندی در جذب هنر و آثار هنری به سوی خود باشند. می توان تصور کرد اگر جای زن و مرد در تاریخ عوض می شد هنری شکل می گرفت که قطعا با هنر موجود در تاریخ متفاوت بود. در هر صورت بحث مبسوط در این مقوله را به فرصتی دیگر واگذار و به مروری بسیار گذرا بر نحوه انعکاس زن و موضوعات زنانه در تاریخ هنر بسنده می کنیم. درک صحیح موضوع نحوه انعکاس زن در هنر منوط به توجه به این نکته کلیدی است که چگونه این حضور، اصولا متاثر از تعاریف بنیادین و فرهنگ جوامعی بوده است که محیط بر هنرمندان بوده اند. بنابراین نحوه ترسیم زنان در هنر عملا آینه ای از نحوه اندیشه جوامع مختلف در مورد آنان است. در زیر به چند طبقه بندی محوری اشاره می شود: 1- نگاه اسطوره ای به زن در گذشته های دور به زن به مثابه مظهر زایش و حاصلخیزی «Fertility» می نگریستند. تاریخ این فکر حداقل به ده تا پانزده هزار سال پیش از میلاد بازمی گردد. در دوران پارینه سنگی زمانی که انسان بر سر زنده ماندن با طبیعت در جدالی سخت بود آثار هنری با محوریت زن خلق شد که آن ها را می توان اولین حضور زن در هنر تلقی کرد. زن در این آثار در قالب رب النوع و به مثابه مظهر زایش و تداوم نسل انعکاس یافته و تشابه این وجه از شخصیت وی با طبیعت و زمین به عنوان منبع زایش سبب شده است که انسان های آن دوران نوعی رابطه متافیزیکی بین زن و طبیعت قائل شوند. از آن دوران واژه مادر نه تنها به والده انسان (زن) بلکه به سر منشا خلق و ولادت هر چیزی مانند مادر طبیعت، مادر گیتی، مام میهن و غیره اطلاق شده و در ادبیات انسانی رواج یافت. در هنر سرزمین های گوناگون الهه هایی یافت می شوند که در اصطلاح به آن ها الهه باروری گفته می شود. الهه های باروری از نظر شکل و شمایل زن هستند و منشا زایش طبیعت به شمار می آیند. مجسمه های کوچک اندام باروری یافت شده در اروپای شمالی و سایر نقاط که به حدود 10تا15 هزار ق.م تعلق دارند، شاید از اولین نمونه های آثار هنری اند که با موضوعیت زن خلق شده اند. این آثار که در نزد باستان شناسان به ونوس اشتهار دارند و معروف ترین نمونه های آن ها ونوس ویلندورف است، یا فاقد چهره اند یا خطوط چهره آن ها به ندرت نشان داده شده است. تاکید نکردن بر رئالیسم در ساخت چهره سبب شده است کارشناسان این گونه تلقی کنند که آن ها انعکاس فرد یا افراد خاصی نبوده اند بلکه مظهر یک فکر، مفهوم یا اعتقاد یعنی همان زایش، خلق و حاصل خیزی بوده اند. نمونه های مشابه الهه یاد شده در تمدن های دیگر به وفور وجود دارد. در ایران باستان مردم معتقد به الهه های باروری و فراوانی بوده اند. آناهیتا، الهه آب از اساطیر معروف ایرانی است که در کسوت زن ظهور یافته تنهاست. در هنر لرستان یکی از آثار مفرغی زنی را نشان می دهد که در حال زایش یک انسان است، این اثر بسیار عجیب و قدر مسلم دارای کارکردهای زیبا شناختی نبوده و مانند یک طلسم بر نقش مادر به عنوان منبع خلقت تاکید داشته است. در هنر هخامنشی که اولین حلقه از هنر ملی ایران است، تصویر زن بسیار به ندرت دیده می شود، در هیچ کدام از نقش برجسته های این دوره در تخت جمشید یا سایر نقاط تصویری از زن به چشم نمی خورد، که به احتمال بسیار قوی ریشه های اخلاقی و مذهبی داشته است، اما در دوره اشکانی و ساسانی تحت تاثیر فرهنگ یونانی تصویر زن در هنر ایرانی مجددا ظهور پیدا می کند که در بسیاری از موارد اسطوره ای است. در کرت باستان الهه های باروری یافت شده که احتمالا مورد پرستش بوده اند و به آن ها الهه های ماری لقب داده اند. بت های سیکلادی از جزایر سیکاد در دریای مدیترانه و آفرودیت الهه عشق و زیبایی در فرهنگ هلنی یا ونوس در فرهنگ رومی به صورت زن تجلی کرده اند. در یونان باستان حضور زنان در انواع هنرها از جمله ادبیات منظوم و منثور و همچنین هنرهای تجسمی بسیار رواج داشته است. گرچه خلوص اثیری زنان در هنر یونانی به اندازه هنر سایر تمدن های شرقی مانند ایران نیست همچنان جنبه اسطوره ای خود را حفظ کرده است. همان گونه که ملاحظه می شود تصویر اسطوره ای از زن در هنر، اولین یا از جمله اولین انواع نخستین پرداخت و حضور زن در هنر است. 2- حضور زن در شمایل های مقدس: ظهور ادیان ابراهیمی تصویر خاصی از زن را در آثار هنری رقم زد. زنان مقدسی که ویژگی عمومی آنان طهارت، پاکی و دوری از گناه است، جای اسطوره های سابق را گرفتند. زنانی چون آسیه همسر فرعون، حضرت مریم (س) مادر عیسی و حضرت فاطمه زهرا (س) از مهم ترین و معروف ترین آنان اند. پاکی و دوری از گناه در خصوص حضرت مریم (س) در فرهنگ مسیحی غالبا در خصوص باکره بودن او معنی می یابد. این زنان که موضوع آثار هنری بسیاری بوده اند بی پیرایه ترین، زیباترین و بی شائبه ترین حضور را در آثار هنری بازتاب می دهند. تصویر زن در قالب شمایل مقدس عمدتا متعلق به هنر مسیحیت است و تقریبا اکثر آثار هنری مربوط به این موضوع با محوریت حضرت مریم (س) به وجود آمده است. 3- تصویر جنسیتی از زن بیشترین حضور زن در هنر به دوران جدید، یعنی زمانی که فناوری، چاپ و تکثیر را میسر کرد، تعلق دارد. چاپ آثار هنری، انقلابی در افزایش حضور زن در هنر بود که با سایر اختراعات مانند رادیو، سینما، تلویزیون و غیره امتداد یافت. به موازات این اختراعات، جنبش های فمینیستی و غیرفمینیستی پدید آمدند و نظریه هایی در خصوص اعاده حقوق زن شکل گرفت که تصویر دگرگونه ای را در ذهن بشر ایجاد کرد : زنان در عرصه های اجتماعی فعال تر شدند و در صحنه های عدیده ای حتی گوی سبقت از مردان را ربودند. پا به پای ارتقای منزلت اجتماعی زن در غرب، منزلت حضور وی در آثار هنری بسیار افت کرده است. در قرون جدید، که اروپا همواره ادعای اعاده حقوق زن را یدک می کشیده است، چنان تصویر و منزلتی از زن را شاهدیم که نه تنها تامین کننده حقوق او نیست، بلکه به قهقرا فرستادن شخصیت انسانی او و به بازی گرفتن انسانیت و معنویت اوست. در زمانه ای که برخی جنبش های فمینیستی از برتری زنان بر مردان سخن می گویند در هنر خاصه سینما و تلویزیون گاه زن به یک کالای کاملا تجاری تبدیل و مانند یک سکه در لابه لای مناسبات سرمایه داری دست به دست می شود. هویت زن در این ماجرا در حد جلب مشتری، از طریق زیبایی جسمانی و صوری کاهش یافته است. به تحقیق در طول تاریخ هنر، چهره زنان تا بدین حد قبیح، پست و غیرحقیقی تصویر نشده است. اگر زمانی زن الهه و رب النوع بود که زندگی انسان (چه مرد و چه زن) تحت ویژگی های شخصیتی او تعریف و معنا می شد و اگر زمانی مجنون در فراق لیلی سر به بیابان می گذارد و فرهاد در غم از دست دادن شیرین تیشه بر سر می کوفت و عشق به یار، مظهر عشق به خداوند متعال بود اینک این موجود لطیف بدل به ابزار طرب و عیش شده است. نگاهی گذرا به آثار تلویزیونی شبکه های اروپایی – آمریکایی و آثار سینمایی و تیزرهای تبلیغاتی آنها به خوبی این واقعیت را آشکار می کند که جذابیت عمده این آثار مبتنی بر استعدادهای زیبایی اندام و جنسی زنان طراحی شده است. در جهان سرمایه داری امروز تبدیل زن به یک کالای فریبای تجاری یا بهتر بگوییم یک چاشنی خوش طعم، که هر خوراکی را به مشتری غالب می کند، فاجعه ای است که زیر گوش نظریه پردازان دفاع از زن و جنبش های اعاده حقوق زنان اتفاق می افتد. یکی از خصوصیات ذاتی و محوری سرمایه داری این است که ماهیت هر چیز را در چرخه داد و ستد محک می زند و ارزش هر چیز، حتی معنوی ترین آن را، در میزان توانایی بازاریابی و جلب مشتری می داند. در این میان زن، هدف درجه اول کمپانی ها و سرمایه داران در فروش بیشتر شده است. همان گونه که اشاره شد نحوه تبلور و حضور زن در آثار هنری هر قوم و فرهنگ مبتنی بر نحوه تفکر آن قوم در خصوص زن است. نگاهی به تاریخ هنر غرب یادآور می شود که پابه پای تقویت سکولاریسم، از دوره رنسانس بدین سو، نحوه انعکاس زنان در آثار هنری نیز تغییر کرده و حتی آثار هنر مذهبی را دچار خلا» معنوی کرده است. نحوه ترسیم حضرت مریم (س) در آثار هنر بیزانسی و هنر مسیحیت غربی در قرون وسطی با هنر دوره رنسانس را مقایسه کنید. گفته می شود اولین مجسمه های زنان را پراکسیتیلس هنرمند یونانی آفرید. به تحقیق در هنر باستان هیچ مکتبی به اندازه هنر یونان تا بدین حد به ترسیم زنان و مردان علاقه نشان نداده است. به دلیل استفاده سوداگرانه از زن در آثار سینمایی و حاکمیت نگاه مردسالار در سینما، عده ای از منتقدان و سینماگران زن در آثار نوشتاری خود، با نقد سینمای مردسالار، این سوال را مطرح می کنند که آیا اصولا زیباشناسی خاص زنانه در سینما وجود دارد یا خیر؟ بنابراین به غیر از جنبه های محتوایی سینما، این سوال مطرح است که ویژگی های زیباشناختی فرم سینما تا چه حد ملهم از خصوصیات روانی و روحی زنان است. گرترود کخ در مقاله «نگاهی دیگر به جنبه های فمینیستی سینما» می نویسد نظریه فیلم فمینیستی انگلو آمریکایی به خصوص در فیلم های کلاسیک روایی هالیوود، نقش تعیین کننده نگاه را به اثبات رسانده است. مطابق این نظریه، نگاه دوربین عمدتا مردانه و مردسالار است. این نگاه مردانه، نگاه تماشاگر را کاملا در اختیار می گیرد و منحرف می کند و در دایره ادراک حسی مردانه محبوس می کند. ظاهرا حاکمیت نگاه مردانه در سینما و تاثیر این نگاه بر جنبه های زیباشناختی به قدری است که بسیاری از زنان سینماگر ناخودآگاه در موقعیت مردان فیلم خود را روایت می کنند، این مساله در اثر سینماگران مونث کشورمان نیز که تعدادشان کم نیست دیده می شود. بحث درباره نحوه حضور زن در هنر و به خصوص سینما و ادبیات بسیار پردامنه است، بنابراین پرونده «هنر مردسالار» برای تحقیقات بعدی همچنان گشوده باقی می ماند، اما آنچه لازم است در پایان در خصوص هنر معاصر ایران بر آن تاکید شود این است که هنر واسطه ای زیباشناختی است که رابطه مستقیمی با محتوای آن دارد. شخصیت زن در بسیاری از آثار ادبی و سینمایی ایرانی ارتباط ضعیفی با شخصیت پردازی زن مطابق اندیشه های انسان شناسانه و دغدغه های واقعی زنان امروز جامعه دارد و گاه این ارتباط کاملا قطع شده است. دیدگاه ‎هایی که نسبت به‌مقوله‌ی زن وجود دارد با توجه به گفتمان حاکم در هر فرهنگی شکل می ‎گیرد و از این ‎رو در فرهنگ ‎هایی نظیر فرهنگ ‎های غربی که گفتمان سکولار و مادی ‎گرا در آن‌ها غالب است زن بیش‌تر به مثابه‌ی یک کالای لوکس مورد توجه قرار می ‎گیرد و هرچه این کالا پرزرق و برق ‎تر باشد بیش‌تر در عرصه‌ی اجتماعی وارد می ‎شود و بدیهی است که در چنین نگرشی تنها جسمانیت زن مورد توجه قرار می ‎گیرد، نه هویت او و در نتیجه، عزت و کرامت او پایمال می ‎شود..

پی نوشت:
زن نخ ریس، نگاره ای از یک نسخه خطی مقامات حریری، مکتب عباسی، قرن ششم ه. ق. این اثر از این جهت اهمیت دارد که به هویت مستقل و قابلیت های فردی زن توجه شده است. و با تصویرگری از یک کار عامیانه و روزمره، آن را با ارزش کرده است. زن در این اثر با هیئت عوامانه خود دارای مقام ارزشمند انسانی بوده و در حال انجام یک کار اجتماعی و روزمره خود است. در این اثر زن هم به عنوان مادر و هم عضو مؤثر و خدمتگزار در جامعه دیده می شود.

وبلاگ محبوبه خادمی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    انچه ما درباره ی زن میگوییم یا دیگاه خود ماست ویا دیدگاهها ی اندیشمندان ماست . از منظر مذهب اسلا م زن و مرد دو رکن اصلی اجتماع بشری هستند ..یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی …وهریک ویژگی های خاصی دارند ودر بعضی خصوصیات با هم تفاوت دارند.بنابرین خلق هستی اراده کرده است زن ومرد را به وجود اورد وبه هر یک توانایی هایی داده است .مردان را محکم تر و قوی تر وزنان را لطیف تر .یکی را نان اور ویکی را نان خور ..در باب مقو له یهنر خانم هاباید گفت در جوامع غربی با جامعه ی ما تفاوت هایی وجود دارد .در غرب برای زنان محدودیت نیست ولی در جامعه ی ما وبسیاری از جوامع شرقی محدودیت هایی هست که عمدتا به نفع زنان ختم می شود .محدویت باعث می شود زن در اجتماع راحت تر صاحب شغل وکار شود . فیزیک ظاهری بدن زن در صورنی که استتار نشود ممکن است برایش خطر افرین شود .بعبارت دیگر این محدودیت ها مصونیت زا است . چون زن باید وارد اجتماع یشود وباید کار کندبهتر است که حریمی داشته باشد ..در ایران باستان نیز زنان در پرده بود ه ا.اما انچه بیش از هر چیز دیگری شان ومنزلت زنان را کاهش می دهد عملرد نا درست بعضی از زنان است که جایگاه خود را نشناخته اند .در حیطه ی هنر نیز هنر مندان زن هم در جوامع شرقی اخلاق محور وهم جوامع غربی نقش شایته برای زنان بازی نکردند .در حقیقت این خود زن است که خود وجایگاه خود را نادیده میگیرد.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    ناشناس گرامی بحث خوبی را مطرح کرده است هرچند با کمی خوش باوری و دفاع چربتر به سمت مدرنیته.
    سرکار خانم خادمی هم هنوز هیچ جوابی به سوال اساسی ناشناس نداده است که اینورش را دیدی آنورش را چرا نمیبینی یا بهتر بگوییم انکار میکنی؟ به قول بیطرف محترم می شود ماری کوری هم بود هرچند در اقلیت است و البته همیشه درستی و راه نیکو در اقلیت بوده و همین هم درد امروز جهان ماست و راه درمانش هم آگاهی که نمی دانم کی حاصل خواهد آمد؟
    سرکار خانم خادمی مشخص است که راه به روشنایی آگاهی دارد اگر حتا به آن مسلط نشده باشد و این ایشان را در این وانفسای امروز جامعه ما در زمره ارزشمندان قرار میدهد.
    بنظر این حقیر البته ایشان خوب به بحث سرمایه داری پرداخته است ولی دچار خلط مبحث شده و مدرنیته و سرمایه داری را یکی انگاشته در حالیکه در درون همین مدرنیته زاینده سرمایه داری بسیار منتقدان جدی سرمایه داری هم با همین نگاه ایشان و حتا سرسخت تر سربرآورده اند پس بهتر است بازبینی ای در کلماتشان بنمایند.
    در مورد گذشته هم سکوت امن ترین و بهترین راه اظهارنظر است…
    اما آنچه مرا به نوشتن واداشت یک سوال نسبتن شخصی اما در نوع خود عمومی بود که صاحب چنین نگاه انتقادی به سرمایه داری بویژه در بحث نگاه مصرفگرایانه و مادی به زنان چرا خود باید چنین درگیر مصرفگرایی ظاهری پیشنهادی سرمایه داری برای زنان باشد؟؟؟
    به گمان حقیر روز آگاهی جامعه بشری و شکست سرمایه داری و نجات جهان روزی است که تبلیغات، رسانه های جمعی سرمایه داری، سرگرمی های گوناگون سرمایه داری (شامل انواع فانها از قمار و مخدر گرفته تا عرضه س… و فوتبال و هر سرکاری دیگری که بشر را مشغول خود می کند تا فکرش به سمت آنچه بر جهان و انسان می گذرد نرود)، لوازم آرایشی و جنگ دیگر مشتری نداشته باشد و روی دست فروشندگان و ارایه کنندگانشان باد کند تا جهان روی آرامش و صلح و انسانیت را ببیند.
    ببخشید اگر زیاده جسارت کردم اما براستی چرا؟

  • گمنام می‌گه:

    سلام،
    1ـ عقل سلیم مدرنیته را نادیده نمی گیرد. مدرنیته؛ یعنی، تازگی؛ یعنی، نوگرایی. آن هم متناسب با اقتضائات زمانی و منطقه ای و رشد فکر و تعقل بشری. آن چه بدون هیچ قید و بندی و چشم بسته نمی توان پذیرفت، مدرنیسم است. محل نزاع، «ایسم»هایی اند که در حوزه های مختلف اجتماعی حرف دارند. هر «ایسمی» جهان بینی خاص خود را دارد. تمامی حرف هایش نمود و آشکارگی نگرشی است که به مقوله های مختلف هستی شناسی دارد. حرف های مدرنیسم در حوزه های مختلف قابلیت ارزیابی دارند؛ تنها باید توجه داشت این حرف ها مبتنی بر چه نگرشی، به چه منظور و توسط چه کسانی صادر شده اند؛
    2ـ آزادی خوب است؛ اما نه مطلق و افسارگسیخته؛ بلکه آزادی رشد و اندیشه، آزادی غلیۀ انسانیت انسان بر خوی حیوانی او. وجود قانون در جوامع مختلف بیان گر نفی آزادی مطلق است. آزادی مطلق در زیست حیوانی هم معنا پیدا نمی کند. هر حیوان در مسیری خاص که در نظام آفرینشش تدبیر شده است طی مسیر می کند. نادیده گرفتن اصول این تدبیر، جنون حیوانی را برایش به دنبال خواهد داشت. اسارت بد است؛ اما نه اسارت خوی حیوانی و قانون گریزی انسان. اسارت حقی که به انسان اجازه می دهد تا حقوق انسانی خود و دیگران را زیر پا نهد؛
    3ـ پیشرفت جهان غرب نتیجۀ عریان نمودن زن نیست؛ دنبالۀ سخت کوشی او در پیشبرد جنبه های مثبت بشری، آن هم با آزمون و خطا و در طول نزدیک به چهار قرن است. جهان غرب هنوز به آسایش نرسیده است. به خوبی دریافته است که جاهایی را به خطا رفته است. پیش رفته است؛ اما با تردید؛ چون ظرفیت انسان در همین حد است. بیشتر اندیشه کنیم … والعاقبۀ للمتقین.

  • بیطرف می‌گه:

    همانطور که ………ها حقوق بشر و دمکراسی را یک مقوله غربی میدانند.متاسفانه آنهایی که زن را زندانی کرده اند به بهانه وجود ابتذال در غرب ُامکان رشد را از او میگیرند.زن در غرب هر طور که بخواهد میتواند باشد.میتواند انتخاب کند که ماری کوری بشود یا بریژیت باردو. در ایران چطور؟؟؟ درود بر ناشناس که حق مطلب را خوب ادا کرد.

  • زرین می‌گه:

    مفصل است،کپی پیست نیست اما اقتباس دارد،معلمات نویسنده در حد خوبی است،قابلیت بحث دارد،نظر خوانندگان هم جای بحث دارد،من حیث مجموع جامعه ما یک خلا بزرگ دارد و آن آگاهی عمیق است،حیف است در این عصر بمباران اطلاعات جامعه ای از مباحث ضروری به دور باشد.
    بر قرار باشید

  • محبوبه خادمی می‌گه:

    گرامی دوست
    همراه گرامی
    این هم نظر شماست بزرگوار .

  • همراه می‌گه:

    با سلام .صرف نظر از احترام به این نوع دغدغه ی انسانی بنظر من استفاده ی به غایت از کلمات پیچیده و ادبیات _به اصطلاح عامیانه قلمبه سلمبه _ نمیتونه تعریفی از ارائه ی یک مقاله باشه.اگر علاقه مند به نوشتن مقاله اید بهتره کمی در حوزه ی اصول مقاله نویسی مطالعه کنید و با ادبیات راحتتر و ملموس تری که صرفن کلمات دهان پر کن و اصطلاحات وزین در چند سطر نباشد.
    کم گوی و گزیده گوی بودن راحتترین راه در انتقال مفاهیم و منظور است.

  • محبوبه خادمی می‌گه:

    به دوست ناشناسم
    ۱زنان امروز در یک موقعیت نابه‌هنجار به سر می‌برند و گفتمان سرمایه‌داری موجود از تمام توان زن برای بهره‌برداری در جهت منافع خود استفاده می‌کند. زنان خط مقدم پیشبرد اهداف گفتمان ضد دینی و روان‌کننده چرخ دنده‌های سرمایه‌داری هستند.جایگاه زن در دنیای مدرن به گونه‌ای تعریف شده است که وی را یک موجود سطحی و منحصر در ظواهر تلقی می‌کند. حمایت از هرآنچه به حقوق زنان نسبت داده می‌شود و در کنار آن تحمیل خواسته‌های سرمایه‌داران در قالب مطالبات ایشان بزرگترین و مهمترین شیوه سرمایه‌داری برای پیشبرد گفتمان خود است.یکی از اصول پر رنگ تفکر سرمایه‌داری تلاش برای بالا بردن فرهنگ شهرگی است در این فرهنگ آنچه ارزش پیدا می‌کند حقیقت عریان است و نه حقیقت وجودی انسان که در لایه‌های متعددی از هزار توی اندیشه پنهان شده است. در شهرگی اصالت به ظاهر است و اگر مفهومی هر چقدر هم که بالا باشد باز هم اگر برون داد آن با پیچیدگی همراه باشد و اصل راحت‌طلبی بشر هزاره سوم را نقض کند مشهور نخواهد شد.
    زنان هم دارای بعد انسانیت و اندیشه هستند اما دنیای مدرن بشدت اصرار دارد تا بعد اندیشه‌ای زن فراموش شود و تمرکز بر بعد ظاهر وی را در دستور قرار می دهدپوشش رسانه‌ای گسترده برنامه‌هایی چون “دختر شایسته” در تلاش است تا زن ایده‌آل را زن شهره معرفی کند و از این طریق اصالت را از زیبایی اندیشه به زیبایی ظاهری تقلیل دهد. این موضوع سبب می‌شود تا تفسیر جدیدی از ماموریت زن در چارچوب خلقت ایجاد شود تا جایی که پایبند بودن وی به خانواده و وفاداری به همسر و اصول اخلاقی را عاملی برای تحجر و عقب افتادگی معرفی می‌کند و بی قیدی جنسی و تمرکز بر مصرف را نشانه بارز مدرن بودن زن برمی‌شمارد.
    از آنجایی که تمدن مدرن از بعد اندیشه‌ای چیزی برای ارائه به بشریت ندارد لذا تلاش می‌کند تا به اصالت دادن به ظاهر و فرهنگ مدگرایی از غفلت عمومی حداکثر استفاده ممکن را ببرد. روحیه تنوع طلب زن و تحریک آن با مفهوم مد چرخ‌های اقتصاد کلان را به حرکت در می‌آورد و جریان سرمایه را به سمت طبقه حاکم می‌کشد.شاید وصله زدن یک شلوار پاره، تعمیر رادیو و لوازم برقی منزل، رفو کردن فرش و چند دهه استفاده از یک ابزار قدیمی یک مفهوم ناآشنا برای دنیای مدرن باشد چرا که روحیه مدطلبی به تمام عرصه‌های زندگی انسان مدرن رخنه کرده است و زن بعنوان محور خانواده دریچه ورود غرب به دنیای مد زده است.

    • ناشناس می‌گه:

      هر آنچه که شما درباره دنیای مدرن و زنان میگویید درست است. اما به جز این ها هم هست. می شود بخش های دیگری از دنیای مدرن اشاره نمود که در آن بخش ها جایگاه ارزشمندی برای حیثیت انسانی زن و مرد و نیز حقوق حیوانات و گیاهان و حتی جهان بی جان وجود دارد.
      ما وقتی درباره مضرات سرمایه داری سخن میگوییم, نباید از فواید و عملکردهای دوسویه آن نیز غافل بمانیم. زیرا در غیر اینصورت سرمایه داری به لولویی برای فریب دادن محرومان دنیا تبدیل می شود. سرمایه داری با گرد آوردن آزادِ سرمایه توان تولید/پژوهش/رفاه/بهداشت/برخورداری از زندگی را فراهم می آورد. البته این وضع عوارضی نیز به همراه دارد. نگاه کنید, هر جا سرمایه داری با نگرش های اجتماع محور ترکیب شده است (سوسیال دموکراسی) حقوق انسانی جوامع به شکل مطلوبی ملاحظه شده است.
      شما وقتی درست و به حق از تمسخر و بازی با زنان در دنیای معاصر انتقاد می کنید, اگر در عین حال شرایط انصاف در داوری نسبت به کل یک فرهنگ و تمدن را مراعات نمایید آن نقد و ایراد بهتر بر دل مخاطبانی که با شما همفکر هستند می نشیند. از طرفی نباید اطمینان داشت به اینکه تعریف ما از کرامت و حیثیت انسانی از طرف سایر زنان دنیا نیز قابل قبول باشد. بسیاری از زنان بر بدن خود تاکید دارند و همواره بعد جنسیتی خود را در رویارویی با دنیای پیرامون مد نظر قرار می دهند. نمیدانم آیا مجاز هستیم که این بخش از انسان ها را موجوداتی مبتذل با فریب خورده و یا مسخ هویت شده بدانیم یا نه, اما مدرنیته نخستین تحول بشری ست که چیزی در خور و قابل توجه برای بشریت در آستین دارد و تمامی آنچه را که انسان امروزی بدان نیاز دارد به او عرضه نموده است. “انسان گرایی” و “خردباوری”. مدرنیته برای من و شما پرسش هایی بس ارزشمند تر از پاسخ های چند هزارساله اورده است.
      مدرنیته به معنای سنجش منطقی و بی طرفانه امور است و تا به امروز فراتر از بدن انسان به چیزی دست نیافته است که بخواهد در پاسداشت و نگهداشت آن بکوشد. من و شما اگر منتظر هستیم که فراتر از بدن ها چیزی یافت شود, باید آن چیز را در باورهای خود جستجو کنیم. اما از کجا این حق را به خود می دهیم که نتایج چنان باورهایی را به دیگرانی که ساکن جهان مدرن هستند بقبولانیم؟!
      درود دوباره

      • بیطرف در جواب ناشناس می‌گه:

        احسنت بر ناشناس و کامنت زیبایش. کاش خود را معرفی میکرد.نویسنده مطلبی اینقدر عالمانه نباید ناشناس باشد.آنچه را خواستم بگویم تو گفتی.

      • محبوبه خادمی می‌گه:

        ، هنر مدرن نیز محصول تحول‌های اروپاست که از رنسانس و عصر روشنگری آغاز شد و پس از گذراندن دوره ‎های مختلف به مدرنیته رسید و فرایند تکامل آن هم‌چنان در قالب ‎های جدیدی نظیر پساساختارگرایی و پست مدرنیسم ادامه دارد. مدرنیته در تمامی زمینه ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎ها – فرهنگی، اجتماعی، هنری و…- خواستار گذار از گذشته بود و به‌همین دلیل، این گفتمان توانست فلسفه، هنر، ادبیات، و تکنولوژی خاص خود را خلق کند (Abrams, 202) ؛ زیرا مدرنیته، هویتی جدید و خاص به انسان مدرن در قلمرو اجتماعی عطا کرده که او را از انسان سنتی و پیشامدرن متمایز ساخت(امیدی و سبحانی، 352). هنر مدرن، برآمده از گفتمان مدرنیته است و مؤلفه ‎ها و شاخصه‎های آن را متجلی می ‎کند. این مؤلفه ‎ها به‌طور خلاصه عبارت است از: سکولاریسم، خِردگرایی، اومانیسم، و فردگرایی. سکولاریسم، دین را از ساحت اجتماعی حذف کرد و به‌تعبیری طبق این مؤلفه خداوند از زمین رانده شد و به قول نیچه خدا مُرد و عقل انسان جایگزین وحی الهی شد و نتیجه‌ی این تحول اومانیسم بود که به انسان ماهیتی خداگونه داد و فرد را در نقطه‌ی کانونی هستی قرار داد. با اتخاذ چنین مبانی هستی ‎شناختی و معرفت ‎شناختی ‎ای بود که رفته ‎رفته نهیلیسم (پوچ‌گرایی) ‎و بی ‎اعتقادی به مبدأ و معاد پررنگ شد و همین امر سبب شد که همه چیز تنها به‌همین دنیا ختم شود و اصالت لذت و سودگردایی و در پی آن، مادی ‎گرایی جایگزین باور به پاداش ‎های آخروی شود.
        در این فضا هنر مدرن، که بر آمده از مدرنیته‌ی غربی و مبتنی بر هستی‌شناسی سکولار است تحت تأثیر این گفتمان قرار گرفت و بدیهی است که هنرمندی که در این گفتمان زیسته و جهان ‎بینی و هویت خود را از این فضا اقتباس کرده، در آثار خود نیز این مؤلفه ‎ها را بازتاب می ‎دهد. در هردو روی‌کرد (اسلامی و مدرن) به مقوله‌ی هنر و تمامی زیر مجموعه ‎های آن زن جایگاه متفاوتی یافت و بر اساس ایده‌ی هدایت ‎گر تمدنی زن به‌عنوان یک موضوع در ه

        • ناشناس می‌گه:

          با سلام دوباره و سپاس از وقتی که می گذارید.
          1- اینکه فرموده اید (…هنر مدرن، برآمده از گفتمان مدرنیته است و مؤلفه ‎ها و شاخصه‎های آن را متجلی می ‎کند…)جای ایرادی ظریف نیز دارد. زیرا هنر مدرن تا یک زمانی و در یک سطوحی پا به پای مدرنیته به جلو می آید و همسو با بنیادهای عقلایی سخن بر زبان می راند. اما از یک زمانی به بعد نقد مدرنیته و نکوهش بی عاطفگی اش را در برخورد با ملاحظات انسانی را نیز در برنامه کار خود قرار می دهد. ما باید میان مدرنتیه (عصر خردباوری و انسان گرایی) و هنر مدرن (مجموعه آثار هنری تولید شده در دوران مدرنیته) تمایز محتوایی قایل شویم. بنابراین مجاز نیستیم میان هر اثر هنری تولید شده در دوران مدرنیت و بنیادهای فکری مدرنیته همسویی قایل شویم.
          2- پوچ گرایی تنها یکی از انبوه گرایشاتی است که انسان مدرن برای خود برگزیده است. مدرنیته جهانی پر از انتخاب و آزادی های بی قید و شرط است و البته در شرایطی که برایش امکان انتخاب وجود داشته است همواره بی هدفی را بر اهداف غیر قابل اثبات ترجیح داده است. (بیگانه/آلبر کامو) . با این حال بیایید نتیج مدرنیته را تنها به پوچ گرایی محدود ندانیم. و از طرفی پوچ گرایی را نیز فرزند مدرنیته قلمداد نکنیم. زیرا این مشرب فلسفی گران سنگ از دیر باز در یونان و ایران (خیام) مورد توجه بوده است و بنده نیز تمایلی به رد و یا نکوهش آن در خود احساس نمی کنم.
          3- اگر به اشتناد شما مولفه های هنر مدرن را (سکولاریسم، خِردگرایی، اومانیسم، و فردگرایی) بدانیم, چه بهتر که در پاسداشت آن همتی بی دریغ به خرج دهیم. زیرا سکولاریسم به معنای رهایی نهادهای باورمند از حرص و طمع سیاست ورزان است و انسان گرایی یا اومانیسم نیز پایه ی پذیرفته شده ای برای وضع توافق میان انسان ها فارغ از باور و نژاد و جنسیت شان است. فردگرایی نیز به معنای حفظ حریم هر شخص از تاراج و نفود دیگری است. بنابراین هنر مدرن از لحاظ مبانی اندیشه در بستری مناسب و فارغ از آلودگی در حال تولید است. آنچه من و شما بعنوان انحراف (به معنای؟!) و یا ابتذال (جای سوال دارد) شاهد هستیم به سبب مداخله نهادهای اقتصادی مثل انتشاراتی ها/ برندها/ حامیان مالی و گروه های سیاسی ذی نفع و … رخ می دهد.
          ما باید از اساس و بنیاد هنر مدرن دفاع کنیم, زیرا شرط آزادی برای تولید در آن وجود دارد. ولیکن چنانچه محتوای برخی از آثار دوران مدرن را نمی پسندیم به سایر آثار موجود ارجاع دهیم و یا خود دست به تولید چنان اثری ببریم.
          به نظر می رسد در طی یکصد سال اخیر ما با یک پایتخت فرهنگی کلان به مرکزیت کشورهای توسعه یافته مواجه هستیم که در آن برای هر سلیقه و باوری, انبوهی از آثار با رده های کیفی و کمی متنوع (از بسیار نازل تا بسیار عالی) در حال تولید است. کافی ست تنها به بخش کتاب و فیلم و موسیقی و تئاتر توجه نماییم.
          اما این به معنای نادیده گرفتن هنرهای ملی و بومی خودمان نیست. و کلا من این دو مساله را در قیاس و یا در برابر هم قرار نمی دهم. فقط به این موضوع پرداخته ام که در نقد مدرنیته شرایط کلان موضوع از نظر دور نگه داشته نشود.
          سپاس دوباره از شما و سایر دوستان.

  • ناشناس می‌گه:

    با بسیاری از نظرات شما درباره مساله “زن”موافق نیستم.
    1- اینکه بیان میکنید در اروپا …. چنان تصویر و منزلتی از زن ….به قهقرا فرستادن شخصیت انسانی او و به بازی گرفتن انسانیت و معنویت اوست.
    بر اساس کدام واقعیت ها اینطور نتیجه گرفتید؟ کدام دسته از آثار هنری را شاهد آوردید؟ اگر منظورتان به فحشاست که در همه جای دنیا یکسان است. اگر منظورتان به تاکید بر بدن زن است, باید بدانید ایران و عربستان خودشان از جمله کشورهایی هستند که بیشترین امار مصرف لوازم ارایشی زنانه را دارند. اگر منظورتان به استفاده جنسی از زن در برنامه های سینما و تلویزیون است, پس بهتر است مخاطب ان بخش از سینما و هنر جهان غرب شوید که منتظر مخاطبانی همجون شما هستند. سوال من از شما اینست که کدام زن ایرانی امروزه رویای زندگی در جهان آزادِ غرب را به دست و پا زدن در دنیای پر از محدودیت ما را ترجیح نمی دهد؟!
    2- درباره نکوهش شما از نگاه باستانی به زن,
    در دوران باستان, یعنی چند هزار سال قبل از همین حالا که هنوز هم جایگاه زنان معلوم و مشخص نیست, به خاطر جایگاه اسرارامیز زن در زایش و تولد, او را ارج می نهند و برای این مساله قداست قایل می شوند. این موضوع سبب می شد تا زن از حریم امنی برخوردار باشد و نقشی محوری در خانواده ایفا نماید. دست کم این نقش طبیعی تر از نقشی است که در دوران مسیحیت به زن داده شد. دست کم واقعی تر بود. انسانی تر بود. حداقلش به تثبیت خانواده منجر می شد. انهم در هزارن سال پیش…
    3- اشتباه محض است که می فرمایید نگاه جنسیتی به زن مربوط به دوران مدرن است. نمیدانم چرا ما ایرانی ها که انقد ربا حرص و ولع نان مدرنیسم را می خوریم, هر وقت هم که دلمان خواست نمکدانشان را می شکنیم.نگاه جنسیتی به زن همواره بوده است. به شدت هم وجود داشته است. حالا یا با تاکید بر بودنش و یا با تاکید بر منع و پنهان کردنش. دوران مدرنیسم تنها دورانی در تاریخ انسانی ست که زن “انسان” محسوب می شود. حالا برخی از زنان اگر دوست دارند روی بدن خود مانور بدهند و از جنسیت خود استفاده های دلخواه کنند به شما و بنده نباید بر بخورد.
    مساله اینجاست که همان زنی که در اروپا بدنش را به نمایش می گذارد, اگر دلش بخواهد می تواند به شیوه دیگری مثلا با همان کرامتی که مد نظر امثال شماست زندگی کند. اینطور نیست که برایش نسخه ای از انسانیت بپیچند و بگویند اینطوری باش!!
    نگاه شما به زن و جایگاه او از نظر من که یک مرد هستم چندان تفاوتی با نظریه های کاملا مذهبی از زن ندارد. و بر مبنای آزادی و حقوق فردی بوجود نیامده است. بلکه خواست و سلیقه خود را در تعریف از حق و کرامت و معنویت زن بر تمامی زنان دیکته میفرمایید.
    شاد باشید.

  • خبرنگار می‌گه:

    درود خادمی

  • ا.نوروزی می‌گه:

    خیلی خوب.امیدوارم اینکونه رویکرد بین هنرمندان جاری شود

  • امان می‌گه:

    اسلام زن را بعنوان مسئله مهم زندگی و متمم حیات انسانی در مسائل اجتماعی ، اخلاقی و قانونی خود جا داده و او را به عنوان عضو موثر جامعه دانسته است .
    پیامبر اکرم صلوات الله علیه و اله آنگاه که از زنان بیعت گرفت به آنان اعلام کرد شما از عناصر اصلی اجتماع و ارکان بنیادی جامعه هستید و برای حفظ و سلامت آن باید به میزان سهم خود از آن پاسداری نمائید.

    یا ایها النبی اذا جاءک المومنات یبایعنک ….

    ای پیامبر اگر زنان مومنه آمدند تا با تو بیعت کنند ، (اینکه) با خداوند شریک نگیرند و دزدی نکنند ، و زنا نکنند ، و فرزندان خود را نکشند (سقط جنین نکنند ) و تهمتی نسازند ، از آنچه میان دست و پای ایشان است ( فرزند غیر را به شوی خود نسبت ندهند ) و در نیکوکاری ها از تو پیروی کنند ، با ایشان بیعت کن و برای ایشان از خداوند آمرزش خواه ، بدرستی که خداوند آمرزنده و مهربان است . سوره ممتحنه آیه 12

    زن بعنوان موجودی زیبا ، ظریف ، مستقل ، آرامی بخش ، با تقدس دختری ، همسری ، خواهری و مادری در مسیر تکامل جامعه است و تا ارزش خود را نشناسد و یا جامعه از موهبت او محروم باشد، انحطاط قطعی آن جامعه را بدنبال خواهد داشت .

    و الله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده و رزقکم من الطیبات افبالباطل یومنون و بنعمت الله یکفرون سوره نحل آیه 27

    بسیاری از تکالیف مشخص شده برای زنان و مردان یکسان بوده و تفاوت های موجود مربوط به نقش ، ظرفیت و لیاقت هریک بوده و حقوق آنان نیز بر این اساس معین شده است .

    یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا کثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیبا – نساء آیه 1

    ای مردم پروا کنید از خداوندی که شما را از نفس و ریشه واحد و یگانه آفرید پس از آن از همان ریشه همسرش را آفرید و از آن دو مردان و زنان فراوانی را پدید آورد و پروا کنید از خداوندی که به او همدیگر را سوگنند می دهید و پروا کنید از خویشاوندان ، بدرستی که خداوتد بر شما ناظر و رقیب است .
    و لا تمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب مما کسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن واسئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیء علیما _ نساء 32

    هر کس متناسب با شرایط خلقت خود از خزانه بی پایان الهی بهره ای دارد که باید از فضل و احسان خداوند آنرا جستجو کند و تمنای بی جا نیز نداشته باشد و مرد و زن هر کدام وظایف محوله را از نظر فردی و اجتماعی ایفا نمایند .

  • روهنده می‌گه:

    باسلام خدمت خانم خادمی.بسیاربااهمیت دنبال کردی بادغدغه خوبی پیش رفتی.اما یکی اینکه علت این همه فرازونشیب دربرخورد تمدن ها بازن چیست؟دوم باتوجه به طبیعت زن توقع ما از جایگاه حقیقی زن چیست؟وسوم اینکه (بیستون راعشق کند وشهرتش فرهاد برد)به اعتقاد من آنچه هنر هست وزیبایی هست وافتخار تنها درپرتو موجود باکرامتی چون زن است واگر دطول تاریخ قهرمانی پدیدارشد نتیجه وجود زن قهرمان پرور است.بله زن درواقعیت فرهنگ غرب ،چه دردایره سکولار وچه درنقشه فمنیسم کالایی است برای اهداف مادیگرایی سیاستمداران معتقد به نژادپرستی (آپارتاید)ودرایرا ن اگر زن درجایگاه حقیقی اش ستوده نشد بدلیل کج فهمی ونادیده گرفتن دستورات آسمانی است زیرا درهمه ادیان آسمانی زن ومرد دریک جایگاه قراردارند با حقوقی متفاوت اما مساوی.انشاا… که با دلسوزی وخدامحوری به دور از حس نژادی وجنسیتی به دنبال حقوق حقیقی زن باشیم

  • الهام صالحی می‌گه:

    زن تاوان کدام عقل ناقصیست که در تمام ابعاد حقوق بشر نقض می گردد
    عالی بود
    سپاس

  • دوست می‌گه:

    بلاخره یه نوشته ی خوب از یه خانم خوندام.ممنونم محبوبه.

  • بوتیمار می‌گه:

    زن و اژدها هر دو در خاک به جهان پاک از این هر دو ناپاک به

  • تهران می‌گه:

    احسنت بر سرکار خانم خادمی.

  • محسن خرامین می‌گه:

    کار خوبی بود و نیاز هست که به صورت بیشتر به حوزه فمنیسم و مسائل مربوط به آن پرداخته شود .متاسفانه نگرش های مردسالارانه هنوز در استان دیده می شود و همین چند وقت پیش دیدم که یکی از به اصطلاح روزنامه های استان مقاله ای در تعریف و تمجید از پدیده ی «خون بس » نوشته بود . لازم است زنان کنش های اجتماعی بیشتری به خرج دهند که این نگاه ناصحیح در سطح جامعه اصلاح شود و مقاله نوشتن و ارایه دیدگاه یکی از همین کنش ها می باشد

  • ... می‌گه:

    بهترین ترکیب رنگ و بافت ای هنرمندانه رو میدونی کجا میتونی ببینی.تو مفرشی که زنانی ایلییم درست میکنن تا خواب رنگ رنگ رو به خانوادشون تقدیم کنن.
    درود هنرمند ،سرافراز و مانا باشید و همچون گوهر ی بر انگشتری هنر و فرهنگ استانم بدرخشید تا همیشه ی عمر

200x208
200x208