تاریخ درج خبر : 1393/08/29
کد خبر : ۳۹۸۶۴۷
+ تغییر اندازه نوشته -

دهدشت را دریابیم

سایت استان: هاشم خشت زر

تصویری که هر یک از ما از دهدشت توی ذهنمون داریم خیلی باهم فرق میکنه .
شهری که اگه بخوایم درمورد قدمت و تاریخش حرف بزنیم در مقابلش حتما کم میاریم .بخوایم از صمیمیت و خونگرمی مردمش حرف بزنیم بازم قطعا کم میاریم ولی شناختمون از دهدشت شده قضاوت در مورد چندتا اتفاق که توی هر شهری اتفاق میفته و دیگه کوچیک و بزرگ اون اتفاق میفته گردن دیدمون نسبت به دهدشت…(آره دیدی چند روز پیش چی شد ؟؟!!آره بابا اونا دیگه چه مردمی هستن …من که می گفتم دهدشتیا ایم جور آدمایی هستن یادته بهت گفته بودم)
عادتمون شده اینطور قضاوت کردن در مورد مردم یه شهر این عادتم تحت هیچ شرایطی دست از سرش برنمی‌داریم .دهدشت شاید بهتر باشه بگم بلادشاپور زمانی بلادی بود برای شاپور نه دهی در دشت!!!شهری بود به قدمت کشورمون که الان فقط دهی میبینیم در دشت…
میخوام با چند خط بریم دهدشت و دوری بزنیم وبا بعضی محله های این شهر کمی بیشتر آشنا بشیم.
به دوستم که زنگ میزنم و قرار می ذارم که همدیگرو ببینیم اینجا خبری از پل هوایی نیست که بشه محل قرارمون خب محل قرار ما یه کم فرق میکنه ، روزنامه فروشیه تباریه جایی که تا چندتا خبرو نخونی دلت نمیاد بری…
میدون امام حسین (ع) هم که برای همه دهدشتیا پر از خاطره‌های خوبه پارکی که تا یه دوری توش می زنی همه اونایی رو که می خواستی ببینی حتما می بینی میدونی که نماد تغییرات شهردارهای دهدشته…
دهدشت با هفت امام زاده ای که داره شهر هفت گنبد ایرانه و بلادشاپور هم با همه خرابه های که ازش به جا مونده با کاروانسرا و بازارش هنوز هم بزرگی میکنه…
پارک جنگی ، کمربندی ،صد و هشتاد و رواق ، گلزار و فلکه جهاد و پمپ بنزین قدیم ، محله جابر و کوی آزادگان و چهارراه سینما ووو…محله هایی که هر کدوم صفای خاصی دارن !!!
بازار روزی که بوی سبزی تازه ش انرژی مضاعفی به مردم این شهر میده…و تاکسی های نارنجی دهدشتم خودشون یه پا خاطره سازن هر جای شهر که باشی و سر بچرخونی حتما حتما یکی دوتا تاکسی میبینی…
آره ، دهدشت اون چیزی نیست که توی ذهن خیلی از ماهاست ، دهشتو باید دید و در موردش حرف زد!!!
یاسوج پایتخت طبیعت شده ، گچساران قطب نفت و گاز ، دهدشت هم شد شناسنامه و پایتخت فرهنگ و تمدن!!!
دهدشتی که بالاترین جمعیت تحصیل کرده استان را تو دل خودش جا داده و توی هر دانشگاهی از این مملکت که بری جمع زیادی از دهدشتیا رو کنارهم میبینی.
ولی دهدشت این روزا حال و روز خوبی نداره ، کارخونه سیمانی که امید و آرزوی خیلی از جوونای شهر بود قراره تبدیل به گاوداری بشه و درو دیوار دهدشتم انتظار سیمان به اصطلاح بومی رو نمیکشه و امیدوارم انتظار سفره های شهرمون به شیر گاوها تبدیل به یآس نشه و سال هاست از کلنگ زنی پتروشیمی میگذره و هنوز که هنوزه عملیاتی نشده و جز تابلویی و افسوسی چیزی برای دهدشتیا باقی نمونده …میراث فرهنگی و آثار باستانی دهدشت که یکی از بزرگترین بافت های تاریخی ایرانه روز به روز داره جلوی چشم همه از بین میره انگار برای خیلی ها دیگه تکراری و خسته کننده شده که بگن بلادشاپور پایتخت فرهنگ و تمدن.
دهدشت امروز ما خسته و بی رمق شده ، جووناش بیکار و نا امیدن و دیگه مثله سابق نیستن …
دعواهای قومی قبیله ای کم نبود این روزا دعواهای سیاسی هم اوضاع و احوال شهرمونو بدتر کرده.این روزها دهدشت از خیلی ها گلایه داره از کسایی که از صندوق های رآی بالا می رفتنو سال ها فقط به اسمش تو صحنه بودن ولی انگار هیچ وقت نبودن که نبودن!!!
از همه گلایه داره از اون رییس دانشگاهی که به تازه شهرستان های کوچیک هم دانشکده ای تحفه داد ولی این تحفه رو از دهدشت با این همه نیروی جوان و تحصیل کرده دریغ کرد.
ولی بازهم من و تو همه دهدشتی ها و درو دیوار شهرمون منتظر روزهای بهتریم….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    ﻭاﻗﻌﺎ ﺩﻫﺪﺷﺖ ﻧﺎﺯاﺳﺖ اﺣﺴﺎﻥ ﻋﺒﺪﺷﺎﻫﻲ اﺯﺑﺎﺷﺖ

  • فولادیان... می‌گه:

    اونچه که این روزا به هیچ جا نمیرسه فریاد است فریاااااد…

  • ناشناس می‌گه:

    بمبرم تا روز قیامت برای دیارم دیاری با مردمانی سربلند

  • سلیمان می‌گه:

    اخ سی دهدشت

  • محبي فر می‌گه:

    ای کاش گوش شنوایی باشد تا حداقل همین درد دل ها را بشنود . جوان و بی کاری سال هاست که رفیق هم هستند .هر جوانی بیکار است هر بیکار ی جوان است .رابطه ای که با هم یکی شده اند .چرا؟.چند روز دیگر که تنور انتخابات گرم شد وعده ها ووعیدها شروع میشود .جوانان قرب پیدا می کنند و و و و و ….

200x208
200x208