تاریخ درج خبر : 1393/09/08
کد خبر : ۴۰۵۳۸۳
+ تغییر اندازه نوشته -

ما چگونه ما نشدیم؟

905

سایت استان: احسان یوسفی*

اینکه چرا با گذشت چندین دهه همچنان واژه محرومیت بر قامت استان ما هنرنمایی می کند بیانگر این پرسش است که ما، چگونه ما نشدیم؟ وقتی نام استان کهگیلویه و بویراحمد به اذهان خطور می کند پیش از آنکه طبیعت خدادادی و بکرش و یا استخراج بیش از 20 درصد از نفت کشورش آن هم ردیف نامش شوند، این واژه دردناک اما آشنای محرومیت است که گویی رفیق گرمابه و گلستان آن تا ابد خواهد بود. اما آیا تا به حال به این پرسش پاسخ داده ایم که سهم ما به عنوان شهروندان این نظام اجتماعی در عدم توسعه یافتگی استان به چه میزان بوده است؟ آیا در خلوت خویش با وجدان های بیدار و آگاه خود هم کلام شده ایم که نسبت به مسئولیت های اجتماعی و شهروندی که بر اساس ساختاری که در آن مشغول به زندگی و کار هستیم چه اندازه مسئولیت پذیر بوده ایم و نسبت به آنها دغدغه و دل مشغولی داشته ایم؟ متاسفانه وقتی مسئله ای در باب عدم توسعه یافتگی استان بر قلم جاری می شود، پیش از آنکه نظریات واقع بینانه ای بیان شود؛ ردیفی از اصلاحات و عناوینی طرح میگردد که بیشتر برای فرار از پاسخگویی حکایت دارد. همواره اعتقاد داشته ایم که سیاست زدگی در سطح استان که آفتی خانمان سوز از سوی برخی از مدیران و سیاسان جامعه احیاء گشته، دلیلی اساسی بر عدم پیشرفت استان بوده است و در حقیقت آنان بوده اند که با نگاه های حزبی و جریانی خود رشد و ترقی را نه برای کل استان بلکه تنها برای بخشی از آن خواسته اند! یا زمانی که یکی از دلایل خود را وجود مدیران غیر بومی بر کرسی سازمان ها ، نهاد ها و ادارات استانی برمی شماریم اینگونه تحلیل می کنیم که با توجه به عدم شناخت ظرفیت ها و نیروهای بلقوه استانی توسط مدیران غیربومی ، متاسفانه هیچگاه مشکلات و نیاز های زیر بنایی استان شناسایی نمی شوند تا با همیاری و مشکارکت نخبگان موانع پیشرو مرتفع شود. و یا زمانی اینگونه افکار خود را آرام می کنیم و گناه عدم توسعه یافتگی استانمان را نبود فرزندان شایسته و توانمند استانی در مناسب رفیع کشوری بر میشماریم و و با گویش لری چون ” مردی در قلعه نداریم” حماسه سازی می کنیم تا این جمله را بهانه ای برای عدم توجه تخصیص بودجه ها و امکانات رفاهی دولت مرکزی بر استان برشماریم. براستی دلایل فوق نیز میتوانند موانعی برای عدم توسعه یافتگی استان باشند؛ اما در واقع واقعیت امر اینگونه نیست. دکتر محمود سریع القللم ، استاد روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی به خوبی به این نکته اشاره می کند که ما ایرانی ها بیش ازآنکه به خاطر افکارمان متهم و مورد پرسش قرار بگیریم، در تبیین و تحلیل شخصیت انسانی و فردی خود دچار تعارض هستیم. و بدان جهت که در افکار و آرزوهای خود به دنبال رشد و ترقی هستیم اما در شخصیت فردی و حیطه عملکردی به آن افکار جامه عمل نمی پوشانیم دچار تعارض فکری و عملکردی می شویم که ماحصل تلخ آن به عدم رشد و بالندگی کشور و یا منطقه محل زندگی یمان می انجامد. با ذکر همین نکته است که می توان به این نکته اساسی رسید که اصلی ترین دلیل عدم توسعه یافتگی استان و حتی بخش های از کشور وجود خلقیات روحی و روانی ما شهروندان همین نظام اجتماعیست که با کنش و واکنش های خود به سهم خود موانعی بر جهت رشد این استان ایجاد کرده ایم و گاهی آگاهانه بر سنگینی و سخت تر شدن این موانع اصرار ورزیده ایم. اگر ما شهروندان این نظام اجتماعی پذیرفتیم که ممکن است رفتارهای ما خللی در ایجاد توسعه محل زندگی یمان ایجاد کند آن زمان شایسته است پیش از آنکه سیاست بازی را عامل عدم توسعه یافتگی برشماریم به این پرسش پاسخ دهیم که خود ما به چه اندازه در ایجاد این سیاست بازی ها دخیل بوده ایم؟ به چه مقدار آنچه را که با هیاهوی رسانه ای و دیالوگی در جامعه گسترش دادیم و متن اصلی را فراموش و حاشیه ها را پر رنگ کردیم آیا فریادمان در جستجوی منافع ملت بود؟ اینکه وجود مدیران غیر بومی را دال بر عدم رشد استان برمی شماریم آیا به این سوال نیز پاسخ داده ایم که گذشتگان ما که از گوشت، پوست و استخوان ما نیز بوده اند در زمانی که فرصت خدمت رسانی به آنان محول شد آیا به نحو شایسته عمل کردند تا غبار محرومیت را از این مهد بزدایند؟ و یا وقتی نبود فردی را در قلعه حاکمیت فریاد زدیم با خود اندیشیدم روزگاری که فرزندان شایسته این خاک عزم حضور در مناصب کشوری را داشتند چگونه با حسادت و بغض ما برکنار شدند و آنان که روزی بر مسند کار نشستند تا چه اندازه گذشته خود را به یاد آوردند؟ درد ها و واژها بسیارند اما اگر در پی درمان این درد هستیم باید ریشه را شناخت و اگر قرارست فرد یا افراد، گروه یا جریانی متهم شود پیش از همه خود ما شهروندان این نظام اجتماعی در مقام پاسخ به آیندگان و تاریخ متهم خواهیم بود که نسبت به وجدان کاری، مسئولیت اجتماعی، اخلاق و حقوق شهروندی به چه میزان پایبند بوده ایم و به آنان تعهد داشته ایم. بپذیریم که همان گونه اگر فردی خود را اصلاح کند ابتدا خانواده و سپس به تبعیت از آن جامعه نیز اصلاح می شود اگر خلقیات، منش اجتماعی، شخصیت روانی و تفکر مختصات گونه جغرافی یمان تغییر کند و به سوی تعالی گام بردارد آن زمان است که میتوان به آینده امیدوار بود تا بار دیگر من و تو ما بشویم و با افکاری سالم و نگاه های پاک و وجدانی سرشار از تعهد استانمان را به سوی پیشرفت یاری دهیم.

*مشاور فرماندار بویراحمد / سرمقاله روزنامه ابتکار جنوب

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • “باید ابتدا خانواده و سپس به تبعیت از آن جامعه نیز اصلاح می شود”
    .
    این نوع نگاه، بسیار مثبت اندیشانه و عارفانه است. ما باید خودمان را محور اصلاح بدانیم نه دیگران را. رفتار روزانه ما یعنی کشیدن دو دایره به دور خودمان، یک دایره انرژی مثبت و یک دایره انرژی منفی. هر چقدر انرژی های مثبتی که به اطراف مان منتشر می کنیم بیشتر باشند، روستا و شهرمان و محیط کارمان اندکی بهتر و بهتر می شود. این انرژی ها می توانند شامل این چیزها باشند. شاد بودن، امید داشتن، لبخند زدن، تشویق کردن اطرافیان، تشکر کردن از کارهای کوچک دیگران، و غیره.
    .
    از آن سو، هر چه انرژی های منفی که به اطراف مان منتشر می کنیم بیشتر باشند، روستا و شهرمان و محیط کارمان اندکی بدتر و بدتر می شود. این انرژی ها می توانند شامل این چیزها باشند. اخم کردن، غمگین بودن، عصبانی بودن، ترسیدن، نا امید بودن، بدبین بودن، تحقیر اطرافیان به خاطر شغل سطح پایین، به خاطر لکنت زبان، به خاطر نوع لباس، به خاطر چاق بودن و امثال اینها. تشکر نکردن از اطرافیان و وظیفه دانستن خوبی هایشان، همه این ها باعث می شود این انرژی های منفی ما در اطرافیان مان تاثیر منفی بگذارد و به طور تصاعدی تشدید شوند.

  • هئیت علمی می‌گه:

    درود جناب یوسفی.
    .
    واقعا صریح ، کوتاه و جامع بیان داشتید و عنوان مقالتون هم قابل تحسینه.
    وقتی دکتر زیباکلام میگوید ما چگونه ما شدیم ، شما با شیوایی سنخش رنج نامه استان را با ما چگونه ما نشدیم به رشته تحریر در اوردید و افسوس که عمق جملاتتون تلخ است و انچه به جای نرسد فریاد است.

200x208
200x208