تاریخ درج خبر : 1393/09/15
کد خبر : ۴۱۲۸۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

«نگاهی به ویژگی‌های کلی جنبش دانشجویی»

سایت استان: نصرالدین پارسه

(به مناسبت 16 آذر)

1. هر چند عده ای نقش آفرینی جنبش دانشجویی را قبل از تاسیس دانشگاه در ایران می دانند، آن هنگام که بعضی از ایرانیان در حال تحصیل در خارج از کشور با بیرون دادن نشریاتی تغییر و تحولات ایران را دنبال می کردند، اما به طور کلی می توان گفت شروع جنبش دانشجویی در ایران جدای از تاسیس دانشگاه در آن نیست. اولین دانشگاه ایران دانشگاه تهران است که در سال 1313 توسط پهلوی اول (رضا خان) تاسیس شد. اما فعالیت ها و جنبش دانشجوها به معنای واقعی آن را می توانیم از سال 1320 به بعد؛ همزمان با خارج شدن رضا خان از قدرت بدانیم. در اوایل تاسیس دانشگاه به دلیل وجود دیکتاتوری چون رضا خان و همچنین به این دلیل که دانشجویان به صورت گزینشی انتخاب می شدند و اغلب از طبقه فرادست جامعه بودند، جنبش های دانشجویی فرصت آنچنانی برای خودنمایی پیدا نکرده بودند.

2. جنبش دانشجویی معمولا محصول یک جامعه ی خاموش است. دانشجویان به دلایلی چون جوان بودن، مستقل بودن، نداشتن وابستگی های احساسی و عاطفی و همچنین به دلایل دیگری چون فراهم شدن نیازهای اقتصادی شان از طرف خانواده (هر چند به دلیل گسترش دانشگاه های آزاد و همچنین سخت تر شدن تحصیل در دانشگاه های دولتی در سال های اخیر این قاعده آخر تا حدودی دچار تغییر و تحول شده است.) آن لباس محافظه کارانه بقیه گروه ها را بر تن ندارند. به بیانی دیگر دانشجویان فارغ از ترس از دست دادن هزینه، از شهامت بیشتری برای انجام دادن فعالیت هایشان برخوردارند. به همین دلیل است که در تاریک ترین نقاط تاریخ کشورها دانشجویان نقش کلیدی را بازی کرده اند.

3. مروری بر فعالیت ها و اقدامات جنبش های دانشجویی نشان می دهد که معمولا به صورت مستقل دست به فعالیت زده اند (به خصوص در سال های اخیر) البته این به معنای تاثیر ناپذیری از گروه های سیاسی خارج از دانشگاه نیست، بلکه همواره یک تاثیر پذیری متقابل بین جنبش های دانشجویی و بقیه گروه های جامعه وجود داشته است. ذکر این نکته نیز ضروری است که هر نوع فعالیتی در داخل دانشگاه ها لزوما به معنای جنبش دانشجویی نیست. برای مثال فعالیت گروهی از دانشجویان در قالب بعضی نهاد ها و تشکل ها در داخل دانشگاه ها به معنای جنبش دانشجویی نیست بلکه اینها تنها تشکل ها و نهاد هایی از جامعه یا غیر آن هستند که در داخل دانشگاه ها پایگاه دارند.

4. متاسفانه نگاه نادرستی که همواره از بالا به مسئله دانشگاه ها وجود داشته است، یک نوع نگاه آسیب شناختی است. با این نوع نگاه دانشجویان همواره در معرض انواع خطر ها و آسیب ها دیده می شوند و چشم بر مزیت های دانشگاه و جنبش های دانشجویی بسته می شود، مع الاسف همواره اصحاب تصمیم گیر در لوای این نوع نگاه دست به تصمیم گیری در مورد سرنوشت دانشجویان و دانشگاهیان می زنند. و طوری به دانشگاه نگاه می کنند که انگار دانشگاه مرکز اصلی توطئه کشور های بیگانه است. هرچند نگارنده به شخصه منکر نگاه ویژه ی کشور های بیگانه به دانشگاه ها نیست که این خود نشان دهنده اهمیت جنبش های دانشجویی است. اما دست اندرکاران قدرت باید بدانند که دانشجوی دهه 80 و 90 دانشجوی دهه 50 یا 60 نیست، که تحت تاثیر فضای انقلابی و فضای غالب حاکم بر جهان از در و دیوار بالا می رفت و یا با جمع آوری اسلحه و مهمات مرکز توطئه علیه امنیت ملی می شد. لازم به ذکر است به خاطر همین اهمیت می باشد، که امام خمینی (ره) دانشگاه را مبدا همه ی تحولات می دانند. هم چنین برای نشان دادن بیش از پیش اهمیت جنبش های دانشجویی و دانشگاهی آوردن گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری در میان دانشجویان و به تاریخ 12/8/1372 خالی از لطف نخواهد بود، « بنده دلم می خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر و چه پسر و حتی دانش آموزان مدارس- روی این ریزترین پدیده های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست هایی را که تلاش کرده اند و می کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلا توی باغ مسایل سیاسی نیستند، مسایل سیاسی دنیا را نمی فهمند، جریان های سیاسی دنیا را نمی فهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری می تواند بر دوش مردم، حکومت، حرکت، مبارزه و جهاد کند؟ بله؛ اگر حکومت استبدادی باشد، می شود. حکومت های مستبد دنیا، صرفه شان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند. اما حکومتی که می خواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد؛ نظام را می خواهد با قدرت بی پایان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چیز نطام می داند، مگر مردمش – بخصوص جوانان و بالاخص جوانان دانشجویش – می توانند غیر سیاسی باشند؟! … »

5. دشمنان اصلی دانشجویان و مخالفان فعالیت های دانشجویی و زنده بودن فضای دانشگاه ها، همان کسانی بودند که وقایع 16 آذر 32 و همچنین کوی دانشگاه 78 را باعث شدند و همان کسانی هستند که در سال های اخیر همواره با اتخاذ سیاست های نادرست، ایجاد فضای رعب و بعضا صدور حکمهای سنگین انضباطی سعی در بستن دهان دانشگاه و دانشگاهی دارند. همان کسانی که نقد های دانشجویان، نفی انحصار طلبی ها، عدالت خواهی ها و قانون مداری خواهی های دانشجویان را به مثابه غرب زدگی، وابستگی به بیگانگان و گرفتن ژست های روشنفکری و … قلمداد کرده و می کنند.

6. جنبش دانشجویی در ایران دوره ها ی گوناگونی را از سر گذرانده، چه آن دوره ای که مجذوب در آموزه های غرب شده بود و تنها راه پیشرفت را در قدم نهادن در راه های رفته شده غربیان می دانست و چه دورانی که غرب و غرب زدگی را بزرگترین درد و آسیب عصر خود می دانست و غرب ستیزی پیشه کرده بود. و چه دوره ی نزدیکی، که راه آشتی و مصالحه با غرب را می جوید و می پیماید. شاید اغلب رفتار هایی که جنبش های دانشجویی اتخاذ کرده اند، محصول شرایط زمانی خویش بوده است، باید اندیشید شرایط زمانی حاضر چگونه مواجهه ای را با دنیای غرب ایجاد می نماید. دانشجوی ایرانی خواسته یا نا خواسته باید بپذیرد که تمدن غرب همچنان نگاهی رقیب انگارانه به دنیای شرق داشته و در عین حال راضی به واگذاری استیلایی که در قرون اخیر بر مشرق زمین داشته است، نیست. مصالحه جویی، آشتی و گفت و گوی میان تمدنی نه تنها امری تزئینی نبوده، که برای حفظ دو جهان غرب و شرق لازم و ضروری است. اما باید مراقب بود تا لوازم گفت و گو حفظ شده، رابطه عرضی میان دو تمدن به رابطه ای طولی و یک طرفه تبدیل نشود.

7. به جز رابطه با غرب، نکته ی دیگری که اینجا پیش می آید این است که رابطه ی جنبش دانشجویی با نظام چگونه باید باشد؟ موضوعی که در کتاب دیرو، امروز و فردای جنبش دانشجویی توسط آقای زیبا کلام به بحث گذارده می شود، ایشان با بیان اینکه رابطه دانشجوی روز با نظام با رابطه ی دانشجوی دهه 60 که امام خمینی رهبری انقلاب را بر عهده داشت و یا با رابطه جنبش دانشجویی با رژیم شاه در دهه 40 و 50 کاملا متفاوت است ادامه می دهند که اکثریت جنبش ها ی دانشجویی از اوایل دهه 40 به بعد به این نتیجه رسیده بودند که رژیم شاه اصلاح ناپذیر است، به کمتر از سرنگونی رژیم شاه راضی نمی شدند و تنها راه نجات کشور را تغییر حکومت می دانستند. اما بعد از پیروزی انقلاب تا اواخر دهه شصت که مقارن بود با رهبری امام خمینی و همچنین به دلیل شرایط جنگی، اکثریت دانشجویان انتقاد و شکایتی را از انقلابی که دست آورد خودشان بوده است، به هیچ وجه بر نمی تافتند، حتی خودشان هم تا حدود زیادی در لایه های قدرت حضور داشتند. اما رابطه ی دانشجوی روز با نظام موجود نه آن رابطه دهه 50 است که به کمتر از سرنگونی رژیم رای ندهد و نه آن رابطه دهه 60 است که سراسر تایید و حمایت باشد. دانشجوی روز علی رغم پذیرفتن نظام موجود اعتقاد دارد که کاستی ها و اشکالاتی وجود دارد که با نقد هایش خواهان اصلاح و رفرم است، نه خواهان سرنگونی. ذکر این نکته نیز ضروری است، با توجه به واکنش گرا بودن جنبش دانشجویی نوع رابطه انتخابی دانشجویان در مواجهه با نظام موجود تا حدود زیادی تحت تاثیر نوع سیاست اتخاذی نظام در رابطه با دانشگاه و دانشگاهیان است.

8. کلام آخر اینکه همانطور که در نکات بالا ذکر شد خواست دانشجوی روز روشن است. و اصحاب قدرت و کانال های رسمی در کشور های مختلف باید بدانند که اعمال رفتار های قهر آمیز با دانشجویان علاوه بر اینکه کاری عقلانی نیست و نتیجه ای معکوس دارد به هیچ وجه نمی تواند جنبش دانشجویی را در راه رسیدن به اهدافش متوقف کند، اهدافی که همانا لازمه و در راستای پیشرفت کشور است. به امید واگذاری سرنوشت دانشجویان به دست خوشان که چیزی جز استقلال دانشگاه ها نیست.

منابع:

1- کتاب دیروز، امروز و فردای جنبش دانشجویی ایران (مجموعه گفتگوها و مقالاتی از عمادالدین باقی ، ابراهیم اصغرزاده، صادق زیبا کلام و …)
2- دانشگاه و انقلاب؛ صادق زیباکلام.
3- مبارزه علیه وضع موجود؛ سابینه فوندیرکه؛ ترجمه محمد قائد.
4- ضمیمه ی روزنامه شرق(شنبه12آذر90 شماره ی1408)
*لازم به ذکر است که نکته ی شماره 6 که در یادداشت مدیر مسوول ماه نامه ی نسیم بیداری در توضیح روشن فکران آمده بود با کمی تغییر، متناسب با ویژگی دانشجویان، به کار برده شده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208