تاریخ درج خبر : 1393/09/16
کد خبر : ۴۱۳۲۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -

«16 آذر؛ یادمان سه آذر اهورایی»

سایت استان: احسان یوسفی

وقتی که به آذرماه پادشاه فصل ها و نگین پائیز بر می خوریم آنچه این ماه را نه فقط به عنوان یک فصل از هستی، بلکه به عنوان گوشه ای از تاریخ پر افتخار یک مهد هویدا و درخشان می کند، نام جاودان و خاطره انگیز سه آذر اهورائیست که با خون پاک خود بر سنگ فرش های دانشگاه، مقدس ترین مهد علم و دانش نوشتند که دانشجو در راه آزادی و استقلال آرمان های خویش از عقاید بر حقش عقب نشینی نمی کند و برای دست یابی به آنان، که همانا نشستن همای سعادت بر شانه های میهن پر افتخارش است، از جان خویش نیز میگذرد تا نام ، نشان و پرچم مقدس کشورش چون نگینی بر هستی به اهتزاز در آید.

اما آنچه امروز بیش از پیش مورد اهمیت قرارگرفته، این است که دانشجو و جنبش دانشجوی کشور در چه مرتبه ای از تاریخ گذشته خود قرار دارد؟ آیا همانند سابق از رشد و سرزندگی برخوردار است؟ در دوران گذشته چه تاوانی را بی گناه پرداخته است؟ و حاصل پویایی و رشد و بالندی دیروز آنان چگونه پاسخ داده شد؟

شاید بی دلیل نباشد وقتی که یاد جاوید آذر در اذهان زنده می شود کمتر کسی آذر ۸۳ را ، آخرین حضور رهبر اصلاحات در دانشکده فنی دانشگاه تهران را به یاد نیاورد، آن زمان که عده ای اصلاحات را فراتر از رئیس جمهور دنبال می کردند و صداقت و متانت و دور اندیشی رئیس جمهور محبوب را چون خیانت و عقب نشینی تلقی می کردند وقتی با پاسخ کوتاه اما تامل برانگیز خاتمی مواجهه شدند که فرمود: ” ان شا الله بعد از من کسانی خواهند آمد و شما عملکرد آنان را خواهید دید و در باره آنان قضاوت خواهید کرد”؛ شاید هیچ کسی تصور نمیکرد سخن نغز خاتمی، درد و زخم بسیاری با خود به همراه دارد که او زودتر از مردم جامعه خود درد آن را احساس کرده و نسبت به ظهور ان هشدار داده بوده.

اما بار دیگر جنبش دانشجویی در مهد اصلاحات متولد شد و کثرت گرایی را در جامعه عمل پوشاند؛ به طوری که دانشگاه را محلی از تضارب افکار، اندیشه و باشگاه علمی ، سیاسی و فرهنگی مبدل ساخت تا جایی که پویایی، نشاط و امید در جامعه چون اکسیری پخش شد و ماحصل آن ایجاد نهاد های مدنی و مردم نهاد و ایجاد گفتمانی تازه با نگاه با احترام به دانشگاه، قانون، شهروندان و رسانه های آزاد در جامعه پیش رفت که جنبش دانشجویی ضمن آگاه سازی جامعه زمینه ساز تمدید دولت هشتم نیز گشت. در آن دوره چنان دانشجو و دانشگاه از کرامت و عزت نفس برخوردار بود که بر شانه هیچ دانشجوی ستاره ای وجود نداشت و هیچ استادی پیش از موعد مقرر بازنشسته نمی شد و هیچ نهاد و سازمانی جز دانشجو و استاد حق ورود به دانشگاه را نداشت و به حق دانشگاه محل قلم و اندیشه و نطق بود نه کلاه خُود و دِرفش کاویانی! ولی تاریخ گذشت و نسیم خوش اصلاحات از بام ایران دور شد تا رایحه خوش خدمت نوازشگر صورت و سیمای دانشجویان و دانشگاهی شود که جز با خوش رویی، صداقت و رعایت ادب و احترام در عین حال شجاعت در پرسش از بالاترین مقامات کشوری در دوران اصلاحات را تجربه کرده بود و به فراتر از آن در دولت رایحه خوش خدمت می اندیشید.

اما زندگی به جریان خود ادامه داد و آنچه سید محمد خاتمی به آرامی وعده داد بر نهاد دانشگاه جاری شد و حاصل یک عمر اندیشه با نگاهی بی تدبیر و چکمه ای بی رحم برچیده ، پنجره ها بسته، شیشه ها شکسته، اتاق ها قفل، کلاس ها درس محل جنگ و درگیری، اساتید مجریان محاکمه و دانشگاه دادگاهی برای اعلام آرای حقوقی جامعه دانشگاهی گشت.

ریحه خوش آمد و بقچه اندیشه ای و تفکریش را بر چمن سبز دانشگاه پهن کرد و آبرنگ زرد را بر چهره دانشجو پاشاند و استاد را از اتاق تدریس به گوشه عزلت خانه اش روانه کرد. دریایی از گفتمان به خشکی گرائید و حضور دانشجوی خزان شد و حضور دانشجویی بالای ۳ نفر در دانشگاه آرزو گشت.انجمن اسلامی را شخم زدند، تاریخش را تحریف کردند، شناسنامه و هویتش را پاره و در چاه انداختند و برایش المثنی جدید ساختند و نام “مستقل” را بر پیشانی اش چسپاندند تا بر این اسب نوظهور سواری کنند و فخر و غرور بفروشند تا یکه تاز تک صدایی در دوران بی رقیب شوند.

آرامش گورستانی بر قلب دانشگاهی رخنه کرد و پرچم نشاط بر سر در دانشگاه سقوط کرد و سکوتی محض بر پیکر مقدس دانشگاه و هلهله ای از شادی برقامت خمیده دانشجو بلند شد.ستاره ها از دل شب بر زمین پخش شدند و هر دانشجویی و استادی که در سیاهی شب به دنبال روزنه امید و روشنایی بود ستاره باران شد تا جایی که آسمان به روشنی و درخشان بودن دانشگاه ، دانشجو . استاد پر ستاره حسادت می کرد.

ولی دانشجو و دانشگاه صدایش خفه نشد و تن به این مرگ ابدی نداد و چون ققنوس ز خاکستر خویش باز متولد شد؛ اگرچه در سالهای نچندان دور این مبداء تاریخ ساز و این نهاد پر جنب و جوش به خاطر مستقل بودن طینت وسرشت خویش، تاوان های سنگینی را پرداخت و با بی گناهی هزینه های بسیاری را بر قامت استوار خویش دید و مورد تازیانه قلم های انضباطی ، پیشانی های خط خطی و سردی نگاه های خشم آلود گذشتگان واقع شد؛ اما هیچ گاه اصالت و هویت رسالتی خویش را از یاد نبرد و اینک بعد از سالها توقیف، تعلیق،انحلال و نگاه های قهرآمیز با نسیم خوش عطر تدبیر جوانه زندند تا با عقلانیت و امید بار دیگر خانه ای از نو بسازند.

اما امروز دانشجویان بار دیگر باید از پیله ای که بر قامت آنان دوخته شده بود و بر دهانی که مهر سکوت زده بودند و چشمانی که چشم بند یاری گرش بود خارج شوند و یار دبستانی را با قلبی پر امید و قامتی رنجور اما استوار و دلی پر خون اما سرسبز و چشمانی اشک بار اما در جستجوی حقیقت را با صدای بلند بخوانند و تکرار کنند تا ثابت شود دانشجو و دانشگاه قلب محرک جامعه است و شمع امید این محفل خاموش شدنی نیست.

حال که دولت تدبیر و امید تولد خود را مرهون تلاش و حمایت های این قشر پر توان و دانا می داند امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، فهم، قلم و آگاهی بخشی این نهاد آزادی خواه و استقلال طلب نیازمند است. اگرچه امروز همچنان دانشگاهیان از سایه سنگین نگاه های غضب آلود و کم طاقت به جای مانده از میراث نابخشودنی گذشته دچار تردید و استرس هستند و از دلهره های گذشته و چوب الف بر سرشان بیمناکند، اما باید به این گوهر های مقدس ایران زمین اطمینان خاطر داد که در دولت تدبیر و امید دیگر هیچ دانشجوی همانند گذشته، لکنت زبان نخواهد گرفت، هیچ اندیشمندی به خاطر آنچه بر زبان جاری خواهد ساخت، صورتش از شدت ترس سرخ و خیس نخواهد شد و می تواند در عین آزادی بیان، به آزادی پس از بیان نیز لبخند رضایت بزند و بدون هیچ تپش قلبی آفتاب صبح امید را از پنجره اتاقش همچون دیروز نظاره کند.

به نیکی روشن و هویداست آنچه امروز جامعه ما با آن دست و پنجه نرم می کند میراث دار گذشتگانیست که قلم و بیان را از دانشجو و دانشگاه ستاندند، چوب الف را بر قامتشان نواختند و در عرصه بی رقیب یکه تازی کردند ، که ماحصل آن رنج و فشاری بود که بیش از هر چیز بر پهلوی ملت و بر اندیشه جامعه دانشگاهی تحمیل شد و آسیب و خسارت های زیادی را به بار آورد. اینک باید از گذشته پند آموخت و آن را چراغ راه روشنگری فردا ساخت تا بار دیگر جامعه و کشور به عقب گردی که به مثابه چندین دهه بود باز نگردد تا عمر، امید و زندگی ایرانی به یغما نرود و خوشبختی و آینده اش در گیر و داد کاغذ پاره ها و نور چشمی های کم سواد خلاصه نشود.

اگر در گذشته سه آذر اهورایی یادشان گرامی داشته شد امروز برای آنکه دیگر آذر ایران در حین جوانی، غمگین نباشد و به آینده ای درخشان و امن امیدوار شود باید آنان را به سلاح فهم و اندیشه مجهز کرد و دایره امنیت و هویت را برای آنان گسترش داد و آینده آنان را تضمین کرد؛ باید پذیرفت که دانشجو و دانشگاه تهدیدی برای آینده نیستند ؛ بلکه فرصتی هستند که اگر با زبانِ منطق و در کمال ادب و آرامش با آنان به گفتگو نشست و جواب قلم را با قلم و صدای بلند و تند اعتراضشان را با شیدایی و آرامش پاسخ داد میتوان به جای تقابل با دانشگاه، به همراهی با آن اندیشید و بسیاری از معضلات و بحران های که جامعه با آن رو به رو است را با تکیه و اعتماد بر این قشر مقدس و سالم سپرد و به حل آنان امیدوار بود.

و این ایده زمانی تحقق می یابد که ما بپذیریم که دانشگاه، محلی برای تبادل باز اندیشه و فهم است و نه مکانی برای تفتیش عقاید و نه قوه ای برای محاکمه افراد؛ چرا که دانشگاه، دانشگاست.

امروز پیش از هر زمان دیگر باید در دانشگاهای کشور خویش به این بیندییشم که ؛ پنجره را باز کنیم تا اندیشه هوایی بخورد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • همشهری می‌گه:

    آقااحسان اگر اهل مطالعه هستی برو ببین سمبل شکلی اهورامزدا درتخت جمشید ابتدادرکدام کشور ساخته شد وبعد کپی برداری ودرایران حجاری شد..یه سر هم به کتاب استر بزن (بخشی از تورات)قتل عام پوریم رانیز که درآن هزاران ایرانی درتخت جمشید ازدمتیغ گذشتند رامطالعه کن….متاسفم که تاریخ ماراهم یهودیا دست کاری کردند….16 آذر نماد استکبار ستیزی باالهام از عاشورای سید الشهداست نه نماد بت پرستی ونه نماد کثرت گرایی ونه نمادتجاوزگری به شرق وغرب…..16 آذر روزی است که فرزندان این خاک درقطار فرهنگ حسینی ع سوارشده برپیشانی ظلم واستعمار واستکبار واستثمار وتجاوزگری وطاغوت وفرعون باوری مهر خاموشی زدند تاتاریخ برای همیشه ازابلیسیان وتفکر ابلیس زمان پاک شود….

  • ناشناس می‌گه:

    خودت رو قاضی کن و به عنوان یه شخص بی طرف یه بار دیگه مطالبت رو مرور کن. جنس حرفات مثل همون فضایی هستش که ترسیم کردی؛ زمخت، تاریک، گزنده، بی رحم و …

200x208
200x208