تاریخ درج خبر : 1393/09/20
کد خبر : ۴۱۸۱۷۱
+ تغییر اندازه نوشته -

«از شاهنامه تا نامه عزل شاهی»

سایت استان: پوریا پورمحمدی

قدرت و میل به تمامیت در حکم رانی غریزه ای است که در ذات همه ی ما انسانها موجود است ولی وجه تمایز آن درصد به تسخیر در آوردن و راههای رسیدن به آن می باشد.

این موضوع از بعضی شخصیت های انقلابی نظیر مرحوم آیت الله خمینی در ایران و مهاتما گاندی در هند مردانی تکرار نشدنی می سازد و در برگ دیگری از تاریخ لکه ای ننگین به نام آدولف هیتلر می سازد، آن هم در شرایطی که ذکر این نام ها بدون در نظر گرفتن تاریخ و شرایط جو سیاسی حاکم در آن زمان است.
نکته مشترکی که در تمام ادوار تاریخی قدر مسلم بوده است آن است که وقتی حاکمیتی جایگاه آرمانی متصور از خود را به ناگاه در خطر براندازی می بیند، داستان خطاهای سریالی اش هم شروع خواهد شد و جامعه را به درجه ای از دیکتار و تحکم می رساند که بعدها در تاریخ از آن با عنوان دیکتاتوری یاد خواهد شد.
از دیر باز ادبیات غنی ایران دارای جایگاه مقدسی در بین مردم بوده است و در آن به موضوعاتی پرداخته شده است که در قیاس چند صد سال گذشته تا به امروز خیلی از راهکارهایی در آنها ارائه شده که چه بسا راهگشای خیلی از مشکلات امروزی مان هم باشند.
جایگاه شاهنامه این اثر جاودانه ی فردوسی که حاصل سی سال کار با شصت هزار بیت است بر هیچ کسی پوشیده نیست.در این کتاب به پهلوانانی اشاره می کند که در عین دارا بودن منصب شاهی خصلت جوانمردی دارند و از نظر او نماد نیکی و یا جهان نور می باشند ، در مقابل به گونه ای به اهریمن اشاره می شود که گویی بدی ها پدید آورنده ی ظلمت بوده اند و نقطه مقابل نیکی اند، این دوگانگی عمدتا در سطح امور کائنات موجود و از آنها به عنوان دو مرز مستقل آشکار بین اهورا و اهریمن یاد می شود.
سیاوش و کیخسرو، فرزانه شاهانی هستند که از تمام لذایذ زندگی و میل به قدرت چشم پوشی کردند.
سیاوش قربانی تزویر گرسیوز شد و مرگ را با آرامشی بزرگوارانه پذیرا می شود. کیخسرو علیرغم تمام جنگ آوری هایی که داشت و پیروزی های متعددی که نصیبش شد برای ایران نظم و آبادانی به ارمغان می آورد ولی از این همه درخشش بر خود غره مشد، از تسخیر بیشتر خود بواسطه ی فانی بودن این دنیا و سیرابی از این سراب قدرت کناره می گیرد تا مبادا گرفتار همان وسوسه ی خانه براندازی شود که جمشید را بر آن واداشت که بگوید: (تمام جهان منم)
در تمام جوامع شیوه های حکومت داری آمیخته ای است از سیاسی کاری با متنعم شدن از دینی که مردمان آن ملت به سمتش گرویده شده اند که در شاهنامه هم حکومت با جان اهورا مزدایی گره خورده است که بین همه نکته های بیان شده شباهت ها بسیار ولی اختلاف بین سالها فراوان تر است.
چنانکه در سطوح مختلف تاریخی و شاهنامه امثال جمشیدها و گشتاسب ها زیاد داشته ایم که با از دست دادن فره ایزدی کشور را در مصیبت و بیداد و ستمگری غلتانیدند و در مقابل هم شاه فرزانه ای مانند کیخسرو می داند قدرت و غوطه ور شدن در آن می تواند اهریمنی و مایه تباهی شود و شکوه جلاه هم می تواند پاکی وجود هستی را بیالاید.
در آخر پیوست این موضوع که تاریخ پر از فراز و نشیب شاهانی است که روزی خود را در جایگاه تمامیت جهان می دیدند و دگر روز هم ستاره خودپرستی شان را رو به افول می دیدند که تبعات آن چیزی جز سقوط امپراطوری هایشان نبود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رضایی می‌گه:

    مقاله های آبکی …

  • م.ترابی می‌گه:

    یادمان باشد بدنگوییم به آفتای اگرتب داریم.

  • ناشناس می‌گه:

    جناب پورمحمدی،
    مقاله تان به لحاظ محتوایی پربار و پند آموز بود ولی لازم میدانم که نکاتی چند را متذکر شوم، چنین مقاله ای قطع یقین میبایست از منابع مختلفی گرداوری شده باشد پس ای کاش منابع نوشته تان راهم ذکر مینمودید. از آنجایی که به لحاظ محتوایی هر بخش کوچک مقاله بسیار پر بار است جا دارد حتی هر یک را در متنی جداگانه بپرورانید تا تحلیلی عمیق تر بدست دهد و بخشهای مختلف مقاله ارتباط منطقی تری پیدا کنند. استان به نگاههای عمیق و تحلیلگری همچون نگرش شما نیاز دارد. امیدواریم بزودی با همین نوع تحلیل و در یادداشتی ساده تر و در همین جا نوشته های تان را بخوانیم.
    پاینده و برقرار باشید

  • دوست می‌گه:

    دوستان عزیز شما به این همه مقاله سر بزنید تو سایت استان و سایر سایتها به خدا هر کی تعریف داده مشخص کی هست اخه تعریفهای متعدد از افراد مختلف نباید اسمشون مشخص باشه…بیاین یاد بگیریم این استفاده ها در خور نیست و کسی با گذاشتن چند کامنت ساختگی از خودش و دوستش نمیتونه خودش رو یک شخص شخیص جا بزنه…من دیگه بحث رو ادامه نمیدم قضاوت با شما دوستان فهیم..والسلام…

  • دوست می‌گه:

    شما حتی به ساعت ارسال چند کامنت توجه کنید خیلی نزدیکه….آقایون اینجا جای این ریا کاری ها نیست..

  • مویم می‌گه:

    مخاطب(ح .ا).خدایی شاید مقاله ها کپی پیستی نیاشند ولی اکثریت نظر ها کپی پیستی هستند

  • دوست می‌گه:

    دوست من من که تعریف و تمجید نکردم و دارم فقط از بزرگ نمایی های آقای پ پ میگم که اینم مثل بقیه نوشته ها کپی پیست هست مثل او مفاله کسب و کار که عین آدرس لینکش رو دادیم و کپی محض بود….اقایون اسم بذارین اگه واقعا همتون یکی یا نها یتا دوتا نیستسن…دس بردارین زشته به خدا

  • مویم می‌گه:

    دکتر مندنی پور دست به قلم می شد این همه نظر نصیبشون نمی شد.در کل خوب بود

  • م.ترابی می‌گه:

    آخه یکی نیست به این آقا یا خانم (دوست)بگه خودت که اسم فامیل نزاشتی .اسم فامیل بقیه میخوای چیکار.اول از خودت شروع کن

  • دوست می‌گه:

    دوستان عزیز اسم و فامیل بذارین شما که فقط تعریف و تمجید دارین پس چه اشکال داره میخوایم بشناسیم شما رو اگه همتون یکی نیستین

  • م.ترابی می‌گه:

    با سلام
    تشکرمیکنم ازآقای پوریا پورمحمدی
    برای مقاله مفید وخیلی جالب مخصوصا ازاینکه حرف از جوانمردی پهلوانان ایران زمین به میان آوردین .وخوشا به حال شاهنامه که همیشه از جوانمردی پهلوانانش یاد می شود.برخلاف جوامع امروزی ما که جوانمردی را باید درهمان شاهنامه پیدا کرد .بازهم تشکر فراوان از مقاله خوبه شما

  • یه دوست (ح.ا ) می‌گه:

    آن قصر که جمشید در او جام گرفت

    آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

    بهررا که گور می‌گرفتمتعددی عمر

    دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.

    سالم دوست عزیز ضمن تشکر از مقاله خواندنی و جالبتان قبلا نیز مقاله و دل نوشته های متعددی از شما در جاهای مختلفی دیدیم و استفاده کردیم قلم رسایی داری و گرچه گاهی نقدهای تندی بر نوک ان میبینیم اما واقفیم که همچنان علاوه بر این پایبند بر ارزش ها و ارمان های ملتی که از ان برخاسته ای هستی و میمانی خوشحالیم که دوستمان نگرش فکری نویی دارد و در ادامه این رو اضافه میکنم که تاریخ اثبات کرده است که هیچگاه یک اندیشه تنها به ظاهر نیک تا ابد نیک نمیماند و اندیشه که بویی از ایثار و صداقت نداردسرنوشتی جز زباله دان تاریخ ندارد امپراطوری های ادوارگذشته بسیار قدرت مند بوده اند اما تنها صرف دوری مردم از انان سقوطی ننگین را مزه کردند و باید پذیرفت که هیچ چیز نمیتوانم جلوی ازاد خواهی فکر را بگیرد نه دیوارها ی چین و نه دیوارهای برلین هیچ دیواری به بلندی و سرکشی یک فکر نیست.
    از همینجا ارزوی ازادیه همه ملت های دربند و حفظ همه ملت های ازاد رااز یزدان پاک داریم و یادی کنیم از امام راحل که فرمودند سعادت ملت در گروه استقلال و ازادگی است و نامه ای تاریخی که به مرد اول نظام کمونیستی شوروی سابق مبنی بر این که مردم از شما فاصله گرفته اند و این فاصله کشورت را به فروپاشی میکشاند را نباید از یاد برد
    ضمن ارزوی توفیق روزافزون برا شما و خانواده و دوستانتان منتظر مقاله های بعدی شما هستیم

  • دوست می‌گه:

    شاسخین و ازاد باد و هو خشتر و…. بابا شما همتون تعریف دادی فامیلی هاتونم میزدین مشکوکه؟؟؟؟؟؟؟؟

  • دوست می‌گه:

    میگم این محمد و احمد و حامد و ناشناس و……اینها همه تعریف دادن اخه فامیلیهاتونم می نوشتین…خدا وکیلی مشکوک میزنه

  • هي بو بومِي می‌گه:

    مدینه گفتی و کردی بلالم

  • احمد پروانه می‌گه:

    معنی قشنگی از قدرت بود که اگه در حوزه نفس وارد بشه و کنترل نشه ادم رو به سمت نابودی میکشونه و خرابی های جبران ناپذیری رو موجب میشه.

  • احمد می‌گه:

    با عرض سلام خدمت جناب پورمحمدی
    مطالب زیادی رو توی متن کمی جا دادین.
    فن بیان خوبی دارین و شیوا بیان کردین.
    تشکر

  • محمد داورى می‌گه:

    پوریا جان بسیار آموزنده و زیبا بود
    اى زرتشت تو کیستى که ٣ هزاره پیش انرژى هاى مثبت را اهورا و انرژى هاى منفى را اهریمن مینامى
    انسان باور است و اراده
    خیلى زیبا این رابطه رو در ایران باستان توضیح دادى جناب پور محمدى

  • حامد می‌گه:

    بسیار عالی و پر محتوا.. جامعه ما به افرادی چون شما، فرهیخته و دانا نیاز دارد .. سپاس.

  • ناشناس می‌گه:

    درود جناب پورمحمدی.در مقاله تان که با وجود اختصار ، در اعماق واژه گانش نکات آموزنده ای به طور مفید جای داده اید، علاوه بر پرباری معنایی کلی ، بسیار از اینکه به گونه ای از فرهنگ و ادب ایرانی حمایت نموده اید و این مهم را به واسطه ی به رشته ی تحریر در آوردن موضوعش (شاهنامه )و مثال های زیبا و بجای موجود در آن به ذهن های فراموشکار هدایت نموده اید از شما سپاسگزارم.درود بیکران بر شما و قلمتان.

  • هوخشتره می‌گه:

    سپاس از شیوه ی نو در نگارش تان.
    وارد ژانر جدیدی از انتقاد لیبرالی شدید.

  • دوست می‌گه:

    امیدوارم این یکی دیگه کپی پیست نباشه..البته اگه منبع برداشتی رو بدی

  • آزاد باد می‌گه:

    بسیار زیبا و پربار بود جناب پورمحمدی. در تایید صحبت هاتون باید عرض کنم برگها درست زمانی سقوط میکنند و خرد میشوند ک فکر میکنند طلا شده اند… مخرب ترین وجه پیروزی همون احساس افراط گرایانه قدرت و در نتیجه غرور ناشی از اونه. غروری ک اکثر مواقع به تحکم و دیکتاتوری منجر میشه
    بسیار زیبا بود. امیدواریم جوانان روشن و انقلابی همچون جنابعالی با علم به احساس قدرت برسند و افتخار آفرینی کنند

  • علی فتحی می‌گه:

    بسیار زیبا و مفید و مختصر،استفاده کردیم،ممنون

  • شاسخین می‌گه:

    باسلام. جناب پورمحمدی منظورتونو از آوردن اسامی ابتدای متن بیان کنید. آخه اگه نمیاوردیشون تاثیری در متن نداشت. شایدم خواستی یه جور پارادوکس بیاری یا کنایه بزنی و…

200x208
200x208