تاریخ درج خبر : 1393/09/20
کد خبر : ۴۱۸۱۸۵
+ تغییر اندازه نوشته -

سخنی رک و راست و منصفانه با رئیس حوزه هنری

سایت استان: یوسف افشین*

.. (رک و راست و منصفانه…) برای ریاست حوزه ی هنری استان:… ((….)) (آیا شش سال، زمان کافی برای رسیدن به اهدافتان نبود؟!؟)

ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ،ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ،ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮﯼ ﻋﺠﯿﺐ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻟﻐﺰﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺪﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ ..ﻟﺬﺍ ﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺣﻘﻮﻕ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎ ،ﻭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ، ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﭙﺮﺳﻢ ، ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺣﻔﻆ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺷﺶ ﻫﺪﻑ ﻣﻬﻢ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ، ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﺷﺶ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ، ﻣﺎﯾﻠﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺷﺶ ﺳﺎﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ؟

۱) ﻋﺪﻡ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﺎﺭﯼ

ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ،ﻧﺎﻟﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ. ﯾﺎ ﺣﺮﻓﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﺘﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ، ﯾﺎ ﺍﺻﻠﻦ ﺑﻪ ﻋﺪﻡ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ.
ﺍﺯ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺷﺎﻏﻠﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺎﺩ ، ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻟا ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﺠﻠﺲ ،ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ،ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﯾﺪ. ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺷﺎﺀﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ، ﭼﻘﺪﺭ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ، …
‏( ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮﻓﯿﻘﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ. ‏)

۲) ﺩﻓﻊ ﺣﺪﺍﻗﻠﯽ ﻭ ﺟﺬﺏ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮﯼ

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺭﻏﺒﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ. ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺪﺍﺷﺘﯿﺪ ، ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺷﻌﺮ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﯾﺪ ،ﺑﻪ ﺗﯿﺎﺗﺮ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﻬﺎ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﺪ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﻞ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ، ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﻟﺒﺎﺱ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺍﺯ ﺣﻮﺯﻩ ﻃﺮﺩ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﯾﺪ.
ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ، ﻣﺴﺠﺪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺠﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﻭﯼ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ….

۳) ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ

ﺣﺘﻤﻦ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯾﺪ ،ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺷﺪ: ‏( ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ، ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ‏) ﻭ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﯾﺪ: ‏(ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ… ‏) ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺣﻖ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﻦ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎﯼ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺳﻮﺭﯼ ، ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﻃﺮﺩ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﺷﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮ ، ﻭ ﺩﻋﻮﺗﺸﺎﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ.
ﺍﻣﺎ ﺁﯾﺎ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﯾﮏ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ؟ ﯾﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﮔﻮﯾﯽ؟ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺳﻔﺎﺭﺷﯽ؟ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﯿﺪ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ؟ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺷﻤﺎ؟

۴) ﺟﺬﺏ ﻭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺟﻮﺍﻥ

ﻣﺎ ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﻦ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺴﻮﻝ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺩﺭﮎ ﻭ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ؟
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻫﻨﺮﺟﻮﯾﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ،ﺑﺎ ﻣﺎ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﻣﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺷﺪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎﺷﺎﻥ ،ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮﻧﺪ؟ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺸﺘﺎﻗﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﭼﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺗﺪﺍﺭﮎ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺬﺏ ﻭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻫﻨﺮﺟﻮﯾﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ؟ﭼﻪ ﮐﻼﺳﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﮔﯿﺞ ﻭ ﺳﺮ ﺩﺭﮔﻢ ، ﺑﺎ ﻣﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ؟

۵) ﺁﻣﻮﺯﺵ

ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﺳﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺎﻫﻬﺎﯼ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻃﺮﺍﺣﯽ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ. ﺗﯿﺎﺗﺮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻨﺜﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ:
ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﯼ ﺁﻣﻮﺯﺵ ، ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯾﺴﺖ ، ﭼﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﯿﺪﻫﯿﺪ؟

۶) ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﺛﺮ

ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﺛﺮ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺑﺨﺶ ﮐﻤﯽ ﻭ ﮐﯿﻔﯽ ﺳﺮ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﯼ ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ، ﻧﮕﺎﻩ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﯿﻔﯽ ﺳﺖ.
ﺍﻣﺎ ﺁﻣﺎﺭﻫﺎ ،ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ. ﺁﻣﺎﺭﻫﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﭼﺎﭖ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ، ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ. ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺘﺎﺏ‏( ﭘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪ ‏) ، ﮐﻪ ﺍﺛﺮ ﺷﺎﺧﺺ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯾﺴﺖ. ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ‏( ﺩﺍﻧﺸﻨﺎﻣﻪ ﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ‏) ﮐﻪ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻧﺎﻗﺺ ، ﻭ ﺷﺘﺎﺑﺰﺩﻩ ﻭ ﺑﺪﻭﺭ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ ﺷﺪﻩ ، ﺑﻪ ﭼﺎﭖ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ.ﻭ ﺩﺭ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ ،ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺒﺎﺭﻫﺎﯼ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ، ﺧﺎﮎ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ. ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻣﺴﺎﻝ ،ﻓﺮﺻﺖ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺮﺿﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺘﺎﻥ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ، ﭼﻪ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺤﺘﻮﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ .؟ ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﻮﺩ ، ﮐﺎﻏﺬ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﻃﻠﻪ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﺎﮎ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ.

ﺭﺿﺎ ﭘﺎﺭﺳﯿﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﭼﺎﭖ ۶۲ ﺟﻠﺪ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﻣﻐﺰ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﯿﻔﯽ ﺳﺖ؟ !!
**
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﯾﮏ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻨﺮ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ، ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻗﺎﯾﻞ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯾﺪ ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤا ﺍﯾﻦ ﺣﻖ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﺶ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺣﻮﺯﻩ ﯼ ﻫﻨﺮﯼ ،ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺰﻧﯿﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ، ﻟﻄﻔا ﺍﯾﻦ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻫﯿﺪ ، ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺷﻤﺎ ، ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺣﻀﻮﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﮑﻨﺪ.
**

(این مطلب نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آذرگون می‌گه:

    فضای هنری استان ما لااقل برا هنرمندا یه فضای تاسف باره
    اگرچه شایدم ناخواسته ولی هنرمندا فقط وسیله ای شدن برای رواج مناسبت ها
    استعدادهای خوب جوونی داریم که بخاطر عدم وجود فضای رغبت انگیز از هنر زده شدن
    ما اساتید و شاعران بزرگی داریم که میتونن اگه بخوان دست خیلی ازجوونا رو بگیرن
    ولی فک کنم اول باید خودشون از حاشیه بیرون بیان

  • شاعر می‌گه:

    سایت محترم استان. ایا فکز نمی کنید با تایید نظراتی که به برخی هنرمندان توهین شده است در حق انها اجحاف کرده اید؟ الان این اقای محترم خودشان کجای هنر استان ایستاده اند که به خود اجازه می دهند بدون اطلاه از هیچ امار و اطلاعات درستی فقط با کلی گویی و برخی مهملات با ابروی دیگران بازی کنند. قرار نیست نقد عملکرد یک مدیر هرچند مورد پسند ما نباشد در یک سایت که بنام سایت استان کار می کند بدین شکل حقیرانه و مغرضانه منتشر شود.
    یک عده که پایه فکری و اخلاقی صحیحی هم ندارند و انواع و اقسام مشکلات روحی و عصبی و اخلاقی دارند چگونه می توانند خارج از فضای کاری و برنامه های هنری بایستند و به شکلی مبتذل عقده های درونی خود را در این سایت منتشر سازند.

    هنرمندانی که درکامنت ها اسم انها برده شد در جایگاه بسیار بالاتری از این اقای افشین هستند و من نمی داند با کدام معیار شما خود را راضی کردید نام این خوبان کم بدیل را زیر این نوشته سخیف تحقیر کنید.
    لازم است طبق قانون از این دوستان عذرخواهی کنید.

  • هم استانی می‌گه:

    آقای افشین: هرچه لرایگو وداغ دل ایگو .وقتی که توهنرمندونویسنده ای استان بی، وای به احوال دیگران.

  • غريبه می‌گه:

    ما مردم لر همیشه خودی سوز و غریب پرستیم حالا صبر کنید ببینید بعد از مرد فرهنگ و هنر رضا پارسیان باز هم اسمی از حوزه شنیده می شه؟ وجود حوزه به خاطر مدیریت پارسیان وگرنه همه کارمندهای منافق و کم دست حوزه رو می شناسن خسته نباشی مرد بزرگ فرهنگ رضا پارسیان عزیز

  • اس اس می‌گه:

    من نه هنرمندم ونه سیاستمدار ولی آقای پارسیانو از بچگی میشناسم خیلی مرده خیلی بااستعداه خیلی هم با لیاقته هرکس علیه ایشون حرف میزنه از حسادتشه و من به همه شما قول میدم ایشون یه جای بهتری میرن پس زیاد خودتونو اذیت نکنید(رسول یزدانجو)

    • بازیگر می‌گه:

      پارسیان خودش سرتاپاش حاشیه است.والا بچه ها خیلی هواشو داشتن .هرچند دیر گفتن ولی همینشم که نشون بدیم پارسیان با چه کارنامه ی سیاهی داره میره خوبه.اینکه میگی پارسیان میره جای بهتر جای تاسف داره برای همه مسولین و این سیستم که همچین آدمی با این کارنامه ی ….با خیال راحت میره جای بهتر .مدیر بعدی از همین الان باید حواسشو جمع کنه و راه پارسیان رو نره…
      یا حق

  • شیشه نوشابه می‌گه:

    اینها همه آه یعقوب یادعلی ست…
    و حق و حقوق هنرمندان استان که با آنهمه پرونده سازی و قراردادهای سوری بر باد رفت…
    ما یاد نگرفته ایم تهمت بیخودی بزنیم اما آقای پارسیان خودش میداند چه کرده است…
    همه یوسف افشین رو میشناسیم،دوستای خوبم بجای حسادت،حمایت کنند.

  • زاینده رود می‌گه:

    امام محمد باقر(علیه السلام) رو به کعبه ایستادند و فرمودند:ای کعبه،مقام ومنزلتت در نزد خداوند متعال بسیار عظیم است.اما مقام ومنزلت مومن بسیار بالاتر است.
    دوستان …رعایت کنید

  • داسونی می‌گه:

    وقتی ما همه یک نوع می اندیشیم،دیگر کسی نمی اندیشد.( والتر لیپمن)
    دوست عزیز
    اولا حضور مردم و استقبالشان به قول جنابعالی از برنامه طنز، صرفا بخاطر حضور غضنفر علیجانی بود .حال شما تصور کنید که مجری این برنامه بجای حوزه ی هنری،اداره ی آب و فاضلاب بود.به نظر شما آیا همین استقبال هم صورت نمیگرفت؟
    ۲:نمایشگاه کتاب: اگر به معنای واقعی کتاب به عنوان یک امر آگاهی بخش ،نگاه کنیم،کل نمایشگاه کتاب با همین نگاه زیر سوال بزرگی میرود.بجز یکی دو تا از اتشاراتی ها،کتابهای جلد زرد حوزه که خیلی هم بیربط به مجلات زرد نیستند،تنها فضاهای خالی را در این نمایشگاه پر کرده اند که حضور یا عدم حضورشان در این نمایشگاه تفاوتی به حال هیچکس نمیکرد.مثال؛ دانشنامه ی فرهنگ و تمدن استان.دانشنامه همانطور که از اسمش پیداست،باید،دریای عظیمی از فرهنگ گذشته و حال رفته بر این استان در حوزه ی فرهنگی باشد که صرفا در قالب چند ضرب المثل خلاصه شده.بدتر از این یک دانشنامه د ست کم باید بر اساس حروف الفبا فصل بندی شود
    .و اما در مورد کتاب پایی که جاماند؛ کاری به خوبی و بدی کتاب ندارم.اما نگارنده ی همین کتاب هم با حوزه ی هنری مشکلات فراوانی دارد.
    در مورد نمایشگاه عکس؛ آیا واقعا حوزه ی هنری با اینهمه کم کاری در حوزه ی آموزش و تولید،نباید همین چند عکسی که توسط عکاسان مستقل،با هزینه ی شخصی گرفته شده بودند را به نمایش میگذاشت؟
    حال با همه ی این شرایط،و طبق گفته ی خودتان،که نمایشگاه عکاسی،حضور میلیونی در پارک و کاستهای طنز منتشر شده را جزو کارنامه ی پرافتخار حوزه ی هنری میدانید،صادقانه میپرسم،آیا تیاتر ،شعر و سینما هنر نیستند؟ اگر هستند،چرا اینهمه در نگاه جنابعالی و حوزه ی هنری غریب افتاده اند؟
    مجبورم در غیاب شما البته بااستناد به گفته هایتان،به این نتیجه برسم که کارهای حوزه ی هنری،صرفا و صرفا ،دم دستی ،ویترینی ،گزارش کاری و پیش پا افتاده است.مدعای من مهجور ماندن هنرهایی ست که ذکرشان در بالا رفت.
    در پایان یاد آوری میکنم که ما همیشه اعتراض میکردیم.تو کجا بودی؟
    (از ایزاک بابل پرسیدند؛ چرا مدتیست نمی نویسی؟
    فرمودند؛ مدتی ست،سبک جدیدی پیدا کرده ام
    پرسنده پرسید ؛ چه سبکی؟
    فرمودند: سبک سکوت!)

  • سامان می‌گه:

    اگه اقای افشین ،خانم دوست ،فرهادکوهپیما و…تو جلسات حضور نداشته باشند پس باید چه کسی به جایشان بیاید؟
    سیاستمداران خوب میدونند که هر صندلی رو به کی واگذار کنند.درجامعه ی امروز بیش از انچه که اقتصاد بر فرهنگ وهنر تاثیر بگدارد این فرهنگ وهنرورسانه هست که حرف اول رو میزند وساستمداران هم دوست دارند فرهنگ وهنر فقط برای هنرمند باش تا عامه ی مردم.

  • هنرمند داغ دیده می‌گه:

    خیلی بد هست که آدم عین ……. هفت رنگ فقط رنگ عوض کنه

  • عبدا... می‌گه:

    با تشکر از شما که واقعا حرف دل همه مارا بر زبان آوردید .

  • سعادت می‌گه:

    خانه از پایبست ویران است . بذار یه عده هم تو ارشاد و خوزه هنر خوش باشند . برید زیر زمینی کار کنید که همه جورش لذت بخش تره تو این زمونه

  • حمید روزبان می‌گه:

    سلام .
    متاسفم. برای تو که به نام من کامنت گذاشته ای
    دوست عزیز لطفن این کار رانکنید می توانستی به من زنگ بزنی که خودم نظرم را بنویسم مثل همه ی روزهایی که زنگ می زدی احوال برسی و …

    • کلاغ پیر می‌گه:

      اقای حمید روزبان عزیز نمی شود هم از آخور خورد هم از توبره.شما آبشخورتان مشخص است و همه می دانند شما هم جز همان عده ی قلم فروش ی هستید که همیشه در تمام برنامه های حوزه هنری شرکت داشتید.شک نیست که هر دو پیام از جانب خود شما بوده اول می خواستید طرف هنرمندان واقعی را بگیرید اما چون دچار سر درگمی فکری و اعتقادی هستید تکلیف تان با خودتان و قلم تان مشخص نیست.البته قابل درک هستید و خوب می دانیم که از کدام نقاط به شما فشار امده ست.کدام یک از این بچه ها اسم کاملشان را نوشتن به جز شما آیا جز این بود که میخواستی نامت بر سر زبان ها بیفتد.

  • کریم خان زند می‌گه:

    حوزه هنری و ارشاد و مانند این ها محل تولید ادبیات نیست. محل تولید یک سری رفتارها است که هیچ دخلی به ادبیات و هنر ندارند. حالا رئیسش پارسیان باشد یا کسی دیگر . این آقایونی که شبانه روز تو این محل ها پلاسند که ظاهرا نام عده ای شان هم در پیام های قبلی آورده شده است، خود گویاست در این زمینه. منتقد هم کسی نیست که در مورد صندلی ها بنویسد ان هم صندلی های مدیریتی که هیچ ربطی به آرا و افکار هنرمند ندارد و …./ خودتان را گول نزنید. کمی فکر کنید. و دست از یاوه گویی بردارید. این ادارات هدفشان نه هنر است و نه ادبیات. هدفشان خرج بخشی از هزینه های این مملکت و رختنش ان تو حلق خودشون و اگر اضافه آمد توی حلق چند تا هنربند بله قربان گوی حقیر و…

  • صادق می‌گه:

    ای ول یوسف .
    پایی که جاماند رو اثر هنری وادبی هیشکی حساب نمیکنه،اونو که فقط اداره جات میخریدن وکرنه هنرمندان یا مردم عادی که اصلن مجانی هم حاضر نبودن اون کتابو توی کتابخونشون داشته باشن.خدایی دمت گرم افشین.نوچه های حوزه ی هنری رو هم خوب سوزوندیا :)

    • استالین می‌گه:

      هیچ ادم عاقلی واسه خاطره دروغ پول نمیده,به کتاب های که حوزه چاپ کرده در سالها نگاه کنید فقط واسه ویترین خوبن.

  • هنرمند گمنام می‌گه:

    درود بر آقا یوسف .
    ظاهرا عده ای از این بیان شما دارن میسوزن و تحمل خوندن مطالب رو ندارن.ما که لذت بردیم .بقول دوستمون دست مریزاد.خوشحالم که مثل آدمک روی دستبندت نشدی و در مقابل این مسئله ساکت نموندی.به امید بیداری سایر هنرمندان که در خواب غفلت به سر میبرن.بدرود

  • فرهاد می‌گه:

    خیلی خوبه که هنرمندان به فکر افتادند از خود و حیثیتشان دفاع کنند اما چرا اینقدر دیر ؟ حالا که این آقای رییس رفتنیه به فکر افتادید نقدش کنید؟ ایشان در این سالها نه تنها دست هنرمندان را از حوزه کوتاه کرده است بلکه هنر را نیز زنده به گور کرده است. این آقا باید پاسخگوی همه باشد نه تنها هنرمندان . حیف که نمیشود هر حرفی را زد و گرنه میتوانستم با اشاره به کارهایی که رییس در این سالها چه آشکار و چه پنهان انجام داده انداشاره کنم تا کمی بیشتر با وی آشنا میشدید انشالا در آ؟ینده نه چندان دور رازهای حوزه برای همه برملا خواهد شد

  • هنرمند خانه نشین می‌گه:

    تقریبا سه سال است که طرف حوزه هنری نرفته ام زیرا فهمیدم جای من نیست.وقتی خانه هنرمندان بدل به مکانی امنیتی شده و هر کسی به جز هنرمند را به خود راه میدهد چرا خودم را ملعبه دست کسانی کنم که در این سالها فقط از اسم و رسم هنرمند سو استفاده کردند. متشکرم یوسف افشین عزیز

  • معصومی می‌گه:

    برایدهنرمندان متاسفم که شش سال سکوت کرده بودند گر چه دولت احمدی نژاد همین وضعیت را می خواست.برا فرهنگ و هنر استان فاتحه

  • هاشمی می‌گه:

    این طور است که شما می گویید پس چرا این همه مردم از برنامه های حوزه هنری استان استقبال می کنند؟ همین برنامه شعر طنز که ده هزار نفر استقبال کرد چی بود ؟
    نمایشگاه کتاب امسال بخشی از کتاب های حوزه هنری با استقبال بسیار فروخته شده .
    هر روز و در طول سال اموزشی حوزه هنری تشکیل می شود خودم شرکت می کنم.
    نمایشگاه های عکس در شیراز و ابشار و دانشگاهها را امسال کی برگزار کرد ؟
    پر فروش ترین کتاب سه سال گذشته کشور مگر کار حوزه هنری نبود ؟
    دو کاست موسیقی و … و… و …
    این همه محبوبیت حوزه هنری و شخص پارسیان به خاطر چیست ؟
    چرا قبلا اعتراض نمی کردید ؟

    کسی باید انتقاد کنه که روش ان را بلد باشد و مردم هم به عنوان هنرمند و دلسوز هنر بشناسندش.
    اتفاقا خودم توقعاتی از حوزه هنری دارم اما شیوه انتقاد شما منصفانه و بر اساس حقایق نیست و هدف دیگری در حرف هایتان معلوم است .

  • مهرداد می‌گه:

    درود بر اقای افشین
    متاسفانه دیگه گفتن حق هم دردی دوا نمیکنه بنظرم شما فقط به گوشه کوچکی اشاره کردین و حق داشتین و از ترس بار حقوقی نگفتین!
    والا اجحافی ک طی این چند سال بر هنرمندان و هنردوستان شد از این خیلی بیشتر بود….

  • samira aghaei می‌گه:

    نقد منصفانه بود و خیلی محترمانه و نرم حوزه ی هنری را شکل یک مرداب نقاشی کرد.البته همه جا وضعیت حوزه ی هنری همین است.کاش از برخوردهای زشت کارکنان حوزه هنری بخصوص آبدارچی هایش هم حرفی میزدید،یا از مسایل مالی.ممنون یوشین.

  • حامد پ می‌گه:

    من واقعن افتخار میکنم که این استان هنرمندانی مثل جناب افشین رو داره.هم از شعرش حظ میبرم و هم این مقاله حرف دل خیلیهاست.اقای پارسیان واقعا کاری نکرد برای هنرمندان.هرکاری هم کرد دنبال هدفی بود.واقعا اقای پارسیان باید بره.بره و پشت سرش را هم نگاه نکنه.ممنونم یوسف افشین بزرگوار.

  • شاعر می‌گه:

    حوزه شده بود پاتوق افشین.جهانبین.نرگس دوست.فاطمه صداقتی فرهادکوه پیما.و

    • روسری در باد... می‌گه:

      ادوست عزیز لطفنااینو توی گوشت فرو کن که جایگاه یوشین توی قلب هنرمندان واقعی استان و مردم زجر کشیده ست.شما بهتره به رفتار خودت دقت کنی که با اوردن اسم این افرراد معلوم الحال کنار اسم افتخار استان قصد تخریب این عزیز رو داری .شک ندارم شما هم ایکی از اون جیره خوارانی هستی که وجود یوشین اذیتت میکنه…تا بعد…

  • دانشگاه می‌گه:

    کسی به مرده لگد نمی زند این اقا مدت هاست تاریخ انقضاش تمام شده و به تاریخ پیوسته.متاسفانه کسی برای هنر و فرهنگ ارزش قال نیست و اینجا محل ازمایش نیروهای ضعیف می باشد .هنرمندان تحصیل کرده و دغدغه دار زیادی هستند که به خاطر روحیه انتقادی مورد توجه قرار نمی گیرند و نیروهای جا مانده سیاسی باید به این ادارات فرستاده شوند.

  • سیکو سیکو می‌گه:

    درود و تحیت بر جمال روحانی سید والا مقام اسوه مبارزه و حرف های خفن استاد ارزشمند اخلاق سید یوسف افشین بردیانی . برار حالشو بردیم شما همیشه به ما صفا می دهید و باز هم دادید و باز هم خواهید داد . مطلب سلنبه و قلنبه ای بود ما که خوشمان امد البته امیدوارم آقای مبصر شش ساله هم خوشش بیاید

  • مانی می‌گه:

    ایولللللل… عالی بود… دست مریزاد

  • عرفان عارف زاده ی عارفی عرف می‌گه:

    جهت اطلاع حضار هم ریس و هم مدیرکل ارشاد رفتنی هستند .البته دنیا جای گذاشتن و رفتن است.این دو ادم چقدر برا این صندلی التماس کردند اما اینم عاقبت صندلی است.پیشنهاد میکنم این دو بزرگوار بروند و کمی عرفان و اخلاق بخوانند تا شاید…..

  • رضوی می‌گه:

    اقایان تو دیروز نورچشمی حوزه بودند و تو جشنواره های حوزه جایزه می گرفتند حالا افتادند به جان یک ادم ضعیف.

  • ارباب رجوع حوزه می‌گه:

    اقای افشین تو خودت و جهانبین هر روز توی حوزه بودید وبرا پارسیان کار می کردید. حالا که می دونید طرف رفتنی است زبان دراوردید

    • م.خ می‌گه:

      دوست عزیز لطفا یوشین رو با هیچ کس دیگری مقایسه نکن. ایشون جایگاهشون توی قلب همه ی هنرمندان واقعی استانه و مایه ی مباهات و افتخار ماست.شما معلومه که با ایشون مشکل دارید و شک ندارم که از روی غرض این حرف میزنی. هنرمندنماهایی که همیشه با هنرمندان بزرگ استان مشکل دارند سعی دارند شخصیت یوشین رو خراب کنند. لطف کنید اسم هر آدم ضعیف نفسی رو که قلم و شخصیت خودشون رو فروخته اند،رو کنار اسم شاعر بزرگ و افتخار استانمون نیارید.سپاسگزارم دوست حقیر من

  • رسایی می‌گه:

    یوسف این شش سال کجا بودی

  • علی یوسفی می‌گه:

    صداقت یک هدیه بسیار گران قیمت است آن را از انسانهای ارزان انتظار نداشته باش یوسف جان.دغدغه شما دغدغه همه دلسوختگان عرصه فرهنگ وهنرمندان بینوای استان است.بسیار شیوا بودو رسا .

  • بچه های بالا می‌گه:

    بله آقای پارسیان نژاد فرزند شهید هستند و حق دارند مادام العمر بر صندلی حوزه تکیه بزنند. البته هنرمندان ….. شاید از حوزه هنری راضی باشند

  • شاعر دلسوخته دهدشت می‌گه:

    یوسف شاعر جوان و جسوری است و شعرش همیشه لبریز از طنز گزنده است اینبار هم که دست به قلم برده با شیوایی و زیبایی تمام واقعیات محض عرصه هنر استان را بیان کرده

  • ر سعیدیان می‌گه:

    کار جالبی است ولی باید به فرهنگ و ارشاد اسلامی هم اشاره می شد

  • حمید روزبان می‌گه:

    آفرین بر یوسف عزیز که حرف دل همه هنرمندان بینوا را زدی

200x208
200x208