تاریخ درج خبر : 1392/05/01
کد خبر : ۴۲۰۴۸
+ تغییر اندازه نوشته -

شباهت‌های اقتصاد کنونی و اقتصاد جنگ‌زده سال 68

سایت استان: علی محقق

این روزها و در آستانه انتقال دولت، همه از میراث اقتصادی که احمدی نژاد برای روحانی به جای گذاشته حرف می‌زنند. تقریبا همه کسانی که خارج از دولت فعلی بوده اند- چه اصولگرا، چه اصلاح طلب و چه میانه رو- از این میراث به عنوان ویرانه یاد کرده اند. در مقابل احمدی نژاد و همکارانش با ارائه آمارهایی مبهم اوضاع خرد و کلان اقتصاد و معیشت مردم را چیزی شبیه به بهشت برین توصیف می‌کنند. اما نه شاخص‌های اصلی اقتصاد و نه سفره مردم، هیچ کدام کمترین نشانه ای از بهشت برین دولت ساخته که ندارند، هیچ، حتی روزهای سخت پس از جنگ هشت ساله دهه 60 را یادآوری می‌کنند.
اقتصادی که روحانی روز 13مرداد تحویل می‌گیرد را می‌توان تلفیقی از آنچه که هاشمی رفسنجانی 24سال پیش، از پس هشت سال جنگ تحویل گرفت و آنچه که در سال 76 و زمان روی کار آمدن خاتمی بود دانست.
اکنون و 35 سال پس از انقلاب و 25 سال پس از جنگ هشت ساله رشد اقتصادی کشور به روایت آمارها صفر و یا منفی است، تورم از مرز 40 درصد گذشته است. کسری بودجه سالی که گذشت چند ده هزارمیلیاردی بود و به بودجه امسال هم اصلا امیدی نیست. نرخ واقعی بیکاری و به ویژه نرخ بیکاری خیل عظیم جوانان روی مرز20درصد است و در یک کلام شاخص فلاکت از مرز 60 عبور کرده است. صدها کارخانه، شرکت و بنگاه تولیدی به تعطیلی کشیده شده اند و سفره‌های مردم بوی نفت که هیچ حتی به سختی بوی نان می‌دهند.
در طول همه سالهای گذشته فقط 24 سال پیش شاخص‌های اقتصادی کشور چنین اوضاعی داشتند. زمانی که اکبر هاشمی رفسنجانی در روزهای پس از جنگ و ارتحال امام(ره)، مهیای رفتن به ساختمان پاستوربود، جنگ تحمیلی پس از هشت سال همه داشته‌های اقتصادی کشور را بلعیده بود و به جز یک پیروزی حماسی در دفاع از کشور آنچه که بر جای مانده بود ویرانی بود و شاخص‌های اقتصادی تکان دهنده ای که به هیچ روی نمی‌شد به آن‌ها امیدی داشت. کسری بودجه‌های چند ساله روی هم تلنبار شده بود، رشد اقتصادی زیر صفر بود، تولید سرانه رقم ناچیز3.5میلیون‌ریال بود، تورم ناشی از استقراض‌های بدون پشتوانه از بانک مرکزی نیز در بازار و روی سفره مردم بیداد می‌کرد و بیکاری از مرز 20درصد بالاتر بود.
درآن دوران اما دولت و مردم به هم اعتماد داشتند و می‌دانستند که چرا چنین شد و با همه ویرانی‌ها کسی حسرت آوار شدن شهرها، آواره شدن مردم و نابودی زیرساخت‌ها و شاخص‌های اقتصادی را نمی‌خورد. همه ویرانه اقتصاد کشور را حاصل یک جنگ فرسایشی هشت ساله برای دفاع تمام عیار از آرمان و از سرزمین خود می‌دانستند و به آن افتخار می‌کردند.
شاخص‌های شبه ویرانه کنونی اما نه از پس یک جنگ در مرزها که حاصل هشت سال جنگ زرگری دولتمردانی است که به جای آنکه مهندسی کشور را بر اساس علم اقتصاد پیش ببرند، در همه این سال‌های عجیب، اصرار داشتند که اقتصاد را هم مهندسی کنند. اما حاصل آن شد که در میراث به جا مانده نه از مهندسی، نه از اقتصاد و نه از اعتماد چیزی بر جای نگذاشتند.
از زاویه ای دیگر اگر به آنچه که روحانی تحویل می‌گیرد نگاه کنیم، می‌توان نشانه‌هایی از شرایطی را یافت که سید محمد خاتمی در سال 76 دولت را از هاشمی رفسنجانی تحویل گرفت. خاتمی زمانی سکاندار دولت شد که علیرغم ترمیم و توسعه زیرساخت‌ها و بازسازی اقتصاد جنگ زده در دولت هاشمی، نفت به ناگهان بیشترین کاهش قیمت را تجربه کرده و قیمت‌های جهانی به بشکه ای کمتر از 10 دلار رسیده بود. خاتمی درچنین اوضاعی و با اقتصادی که به هر حال تمام و کمال به نفت وابسته بود، حدود سه سال با نفت ده دلاری و دلار 470تومانی کار دولت را به ریاضت و درایت پیش برد و پس از آن به تدریج قیمت نفت و درآمدهای کشور منطقی شد. اکنون نیز اگرچه قیمت هربشکه نفت حدود 100دلار و هر دلار حدود 2500 تومان است، اما تحریم‌های برآمده از قطعنامه‌هایی که سیاست خارجی احمدی نژاد به کشور تحمیل کرده باعث شده است تا از یک سال پیش تاکنون نه ازفروش نفت و نه از ورود دلار به کشور خبری نباشد. به عبارت بهتر روحانی باید اقتصادی که شاخص هایش شباهت زیادی به ویرانه سال 68 دارد و درآمدهای نفتی اش چیزی شبیه اوضاع کساد سال 76 است را یکجا تحویل بگیرد و به سرانجام برساند.
هم هاشمی و هم خاتمی اما در پایان دوران ریاست جمهوری‌های هشت ساله خود آبروی اقتصاد ایرانی را خریدند و رفتند. میراثی که این دو رئیس جمهور و مردان اقتصادی آنها از خود برجای گذاشتند، ترمیم تقریبا همه شاخص‌های اقتصادی از نرخ رشد اقتصادی گرفته تا آمار بیکاری و بلاموضوع شدن کسری بودجه و افزایش تولید سرانه بود.
این روزها روحانی هرگاه که از آمارهای نگران کننده و شاخص‌های ناخوش اقتصاد می‌گوید، بلافاصله به پشتوانه آن دو تجربه سخت اما موفق از امیدواری به ترمیم اقتصاد و بهبود اوضاع سخن می‌گوید. امید و بهبودی که روحانی از آن سخن می‌گوید قطعا فقط می‌تواند به پشتوانه یک دیدگاه عقلانی و داشتن مردانی حاصل شود که در سالهای نه چندان دور امتحان خود را پس داده‌اند و با فهم درست از تلفیق علم اقتصاد و فن مهندسی از پس ویرانه‌های جنگ، آبادانی و سازندگی را جایگزین کردند، مقدمات رفاه و معیشت عمومی مردم و پیشرفت کشور را حتی با نفت ده دلاری کلید زدند و اقتصادی را که با نرخ رشد 2- درصد تحویل گرفتند، با نرخ رشدی 7درصدی تحویل دادند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208