تاریخ درج خبر : 1393/09/26
کد خبر : ۴۲۳۴۵۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«زنده باد مخالف من»

سایت استان: نوری عبدالهی

سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود طی سفری به عربستان در دانشگاه ریاض در جمع دانشجویان آن دانشگاه گفت: دانشگاهِ خالی از نقد ،مانند روز بدون خورشید است.
یک سفر و یک سخنرانی از سوی یک فرد شناخته شده ی سیاسی آن هم در یک جمع دانشجویی کافی بود تا تنگ نظران و آدم هایی که همه ی منابر را برای خود می خواهند آسمان و زمین را به هم ببافند و تلویحا به همه مخالفان بگویند «همگی خفه شوید».
پیشتر نیز ۱۰ عضو مجلس شورای اسلامی در اقدامی محیر العقول خواستار ممنوع البیانی سید محمد خاتمی شده بودند.
همین طیف انحصار طلب در طول هشت سال دولت مهرورزی هر گونه که می خواستند همه چیز را به تملک در آوردند و اجازه هیچ اظهار نطری به کسی نمی دادند، و در حالی که خود در دانشگاه کلمبیا از آزادی و مدیریت جهان سخن می گفتند منتقدان خودی از جمله همین حسین مرعشی را روانه ی اوین نمودند.
حالا هم از کوچک و بزرگ جریان حامی مهرورزی دیروز و پایداری امروز(هدایتخواه،بزرگواری، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان، شیخ صفدر پناهی رئیس شورای سیاست گذاری ائمه جمعه و …) برای یک سخنرانی در یکی از دانشگاه های استان فشار و تهدید به این و آن که فلان خواهیم کرد و بهمان و نباید به این حضرات( شما بخوانید فتنه گران) اجازه حضور در استان داده شود چون ظاهرا نجس سیاسی هستند ( نجس سیاسی هنوز تعریف نشده است).
جالب ترین این افاضات هم از آن استاد هدایتخواه می باشد که برخلاف دوستانش کمی انصاف به خرج داده و با حضور مرعشی نه به جهت فتنه گر بودن مخالفت کرده که گفته است این آقا و حزبش طرفدار اندیشه لیبرال دمکراسی هستند(هذا خواسته متفاوت بودن و همه چیز دانی خود را به رخ بکشد). مطمئنا جناب استاد این واژه را تنها به عنوان یک تهمت درک می کند و شناختی نه از لیبرالیسم دارد و نه از دمکراسی و طنز قضیه هم آنجاست که برای تفهیم به دوستانش به مثال های ملموس روی می آورد و می گوید: این لیبرال دمکرات ها برای زیلایی جاده نمی کشند چون برایشان توجیه اقتصادی ندارد. ولی کاش استاد توضیح می دادند که در کشورهای لیبرال دمکرات روستای محرومی چون زیلایی وجود ندارد که جاده بخواهد و یا نخواهد و دلیل هم آن است که نمایندگانشان از جنس دوستان وطنی چون استاد نیستند که همه دغدغه شان یک سخنرانی ساده آن هم از سوی یکی از فرزندان انقلاب باشد و البته یک سوال و آن اینکه آقای استاد و دوستانش که هشت سال بر مسند قدرت بودند و دنبال توجیه اقتصادی برای احداث جاده نبودند چرا زیلایی را از بن بست خارج نکردند و جاده نکشیدند.
این اظهارات و مخالفت ها با یک سخنرانی همه در حالی است که مقام معظم رهبری بارها و بارها بر لزوم برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها تاکید داشته اند و اتفاقا برخی آقایان نیز در مواردی نسبت به انفعال در برگزاری ها این کرسی ها به دولت روحانی انتقاد وارد کرده اند که آخرین مورد افاضات آقای به ظاهر مشاور استاندار یعنی سید اقبال راستگویی بود که فرموده بودند: چه اشکالی داشت فردی ارزشی همانند حسین شریعتمداری در دانشگاه سخنرانی کند . حسین شریعتمداری آن قدر صاحب داشت که در نهایت در همان دانشگاه تهران سخنرانی کند و با اسناد کذایی اش به همه تهمت آمریکایی بودن بزند . اما ای کاش آقای مشاور و صاحب نطر که سابقه مشاوری در دولت قبل را هم دارد و این خود از عجایب روزگار است برای این مورد هم به دوستانش توصیه می کردند که سخنرانی یک نیروی انقلابی چون مرعشی چه اشکالی دارد و یا هم به دوستانش می فرمودند اینقدر پشت منتجب نیا حرف نزنند که او حرف خاصی نزد.(حیف است این سخن تاریخی آقای مشاور نیز نقل نگردد: من روحانی را قبول ندارم ،اما خادمی را قبول دارم(چون به من پست داده است))
دانشگاه محل تضارب آرا است آن گونه که در سخنرانی حسین مرعشی هم او حرف زد و هم دانشجویان مخالف و اتفاقا آنها چون سابق هر گونه دلشان خواست بلند شدند و هر چه دلشان خواست سخن گفتند. خوب است در چنین فضایی به جای تهمت زدن و تنگ نظری اجازه دهیم مخالفانمان حرف بزنند و یادمان هم باشد که این مخالفان تازه به دوران رسیده نیستند بلکه استخوان خرد کرده های انقلابند. و اینقدر به روسای دانشگاه ها (تشکر از دکتر چمن به خاطر حمایت از چنین جلساتی) و معاون سیاسی و امنیتی استاندار فشار وارد نکنیم و تهمت نزنیم که اتفاقا معاون سیاسی و امنیتی خود نیز از هزینه داده های انقلاب می باشد و آن هنگام که فتاح محمدی در زندان های بعثی اسارت و غربت را تحمل می کردند خیلی از ما دلواپسان و کسانی که این روزها او را به تقوا دعوت می کنیم یا در گهواره بودیم و یا بعدها اخبار جنگ را اززبان دیگران شنیدیم.
سخن پایانی ما با تازه به دوران رسیده ها همان سخن زیبای دکتر روحانی در جمع دانشجویان در ۱۶ آذر می باشد که فرمودند: یک عده تازه به دوران رسیده که البته ما به آنها هم احترام می گذاریم نمی خواهد اینقدر نسبت به آینده و ارزشهای انقلاب و ارزش های اسلام دل نگران باشند.
حیف است مقاله ای پیرامون آزادی بیان و شنیدن سخن مخالف باشد اما یادی از ولتر و جمله تاریخی اش که همیشه ورد زبان سید محمد خاتمی بود نکنیم « من با تو مخالف هستم، اما حاضرم جانم را بدهم تا عقیده ات را بگویی»

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ابوحمیدزغالی از شرابگرو می‌گه:

    نوری عبدالهی خواب تشریف دارند خواب های خوش ببینی کوچولو.فکر نمی کردم هنوز آدم بی سواد در استان ما باشد ولی اشتباه کردم لطفا به نهضت سوادآموزی مراجعه کنید شاید الفبای غیرت را یاد بگیرید

  • احسان می‌گه:

    فعلا مردم ما مضحکه چپ و راست شدن.

  • دنازاده می‌گه:

    آقای عبدالهی خودتی …مردم ما فهمیده تراز آنند که به اراجیف دروغ توجه کنند.آلزایمر هم بد دردی است.خاتمی دردانشگاه من به خاطر نقد دانشجویی به ایشان گفت دستور میدم بیرونتون کنند.روحانی ازطفی دم از نقد می زند وازطرفی به نقادان انگ بیسوادی وتازه به دوران رسیده می زند ..استراتژی این آقایان یک بام ودوهواست .عبدالهی عبدالله باش.متاسفم

  • همشهری می‌گه:

    مطلب بسیار منطقی و شیوا بوده از دوست عزیزم بابت این نوشته تشکر می کنم.ولی اینها معتقدند هرکس با ما نیست بر علیه ماست!!!!!!!!!!!

  • کیان می‌گه:

    حیف که با نام مستعار نوشتی حیف از ماه ک مجبوره پشت ابر بمونه عالی بود جامع و دقیق. احسنت احسنت احسنت. کاش دلواپسان کاسب یک اپسلین شما سواد ک چ بگم غیرت داشتن و انسانیت

  • معصومی می‌گه:

    قلم این نوری خیلی شبیه یکی از نویسندگان سایت است و من یقین دارم این نام مستعار است. ولی حیف این مقاله که بادنام مستعاره

  • بیاتریس می‌گه:

    احسنت. قلم خوبی دارید. تحلیل تان هم واقع بینانه است.بنویسید.و بنویسید.

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    درود بر نوری عبدالهی و تشکر فراوان بخاطر این نوشته سراسر حقایق

200x208
200x208