تاریخ درج خبر : 1393/09/29
کد خبر : ۴۲۵۴۷۰
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر/ مرثیه ای برای مادر – سیمین طاهری بویراحمدی

شعر/ مرثیه ای برای مادر – سیمین طاهری بویراحمدی

بهارى که گذشت ….
مادر
می شنوی مادر
صدای آوای بهار را
عزیزم , مادرم
برخیز از خاک
چه شقایق
مهربانم
سر برافراز
گیسو بیفشان
چشم بگشا به رخ لاله

لبخندی بزن
بر چشمان     خورشید و اهورا
رفیقم
یاورم
مادرم
ای سرو سبزم
تو فاتح شو
بر مرگ
ان ال زشت روی  جان خوار
عزیزم
مادرم

سبز شو،  در قامت سرو و سپیدار
بیا جانم به همراه نسیم صبح نوروز
بیا حالى بپرس از من
که بعد از تو بس افسرده حالم
مادر تو در خزان  برگ ریزان
به همراه گلها
جان دادى
یقین دارم که هر سال
در بهاران تو ای گل
به همراه گلها به دیدارم مى آیی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شرعی زاده می‌گه:

    خواهرم غم نخور،
    کل نفس ذائقه الموت
    شادی روح همه ی مادران به حق پیوسته بخوانیم فاتحه

  • هادي می‌گه:

    ضمن عرض تسلیت به خانم سیمین طاهری که من امروز برای اولین بار بیوگرافی مطلوبی از ایشان فداکاری های ایشان خواندم و نتیجه کلی را اینچنین عرض میکنم که دست پروده همان مادری است که خود ایشان دلسوزانه و محبت آمیز ایشان را در قالب شعری سروده امیدوارم بهار همه ماها مثل بهار خانم سیمین باشد و یادگار همه ماها مادران رفته با بهار بیاید
    خداییش بیامرزد
    این دوبیت را از حقیر به ایشان تقدیم میکنم
    مرگ را فرار از آن جاره ای نیست
    فرار از آن کس را کاره ای نیست
    گر روزی صدبار کادو دهند آن را
    دل خوش ز کادو دیگر خاطره ای نیست

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با تشکر از خانم سیمین طاهری بخاطر این شعر زیبا و سراسر احساسات.یادی کنیم از فداکاری مادران عزیز که زندگیشان سراسر تلاش محبت مهربانی و از خود گذشتگی بود .برای انان که در قید حیاتند ارزوی سلامت و برای سفر کردگان امرزش از درگاه ایزد منان مسئلت نماییم مخصوصا مادر محترمه و عزیز خانم طاهری که از زنان بزرگ ایل بویراحمد بود.

200x208
200x208