تاریخ درج خبر : 1392/05/02
کد خبر : ۴۲۵۴۸
+ تغییر اندازه نوشته -

مرثیه ای سرگشاده بر فرهنگ و هنر ایران زمین برای مردم ایران

سایت استان: سیدمحمد مختاری هنرمند و فیلمساز هم استانی با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به جواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی کشور، نسبت به وضعیت هنر وهنرمندان در 8 سال گذشته و رفتار دولت در خصوص خانه سینما واکنش نشان داد.

0110
متن این نامه که در اختیار سایت استان قرار گرفته است، در پی می آید.

به نام خدا

أشْهَدُ أنْ لا الهَ الّا اللَّه و أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه
آقای رئیس سینما
جناب جواد شمقدری
با سلام

به نام خدایی که خوب میداند چه بر سرمان رفته به همان خدایی که اشهد اش را خواندم. همتم بر نگارش مرثیه ایست، مرثیه ای پردرد به قدمت هشت سال سرگذشت فرهنگ و هنر . و به قیمت هشت سال تکیدگی بی ثمر قامت اصحاب فرهنگ و هنر. هشت سالی که دغدغه های پرنفس فرهیختگان در آه پر حسرت هنرمندان جان باخته و قصر هزار اشکوب هنر ایرانی در قواره ی کلبه ای کور و کودن در منظر تسخر دوست و دشمن خجل و ناتوان است. به راستی که چه شد و چرا شد؟ مگر نمی دانستید که چه باید بکنید یا می دانستید و نکردید؟ آیا رواج دروغ و منکرات دستور کار فرهنگی شما بود یا اختلاس و ضد اخلاقیات ؟ شیعه علوی پیرو مولای متقیان از کلام حضرتش، آموخنه که هر کس را باید از اطرافیانش شناخت و کیست که یمین و یسارت را نشناسد؟ البته با تمام احترامی که برای خادمان فرهنگ و هنر و شاغل در معاونت سینمایی دارم، زهرآبه اختلاس بی سابقه و میلیاردی شمس وزیرتان در معاونت و سرافکندگی اخلاقی قمر وزیرتان در اداره بی سامان نظارت که به شکل افتضاح مستهجنی نمک بر زخم فرهنگ شبیخون خورده ی این ملک پاشید.
حتما در جریان کوته نگری یار موافقتان که تمام تصورش از تصدی گسترش سینمای تجربی و جوان این ملک تکیه بر اریکه ی قدرت است هستید.
حتما از میدان داری دلالان و کار چاق کن ها که در اتاق های سازمان متبوعتان بصورت سرپایی و با شگرد های خاص خود، اخذ مجوز های ساخت و نمایش ، از سینما گرفته تا ویدیو رسانه و حتا کپی فیلمهای کارتون از ماهواره و عرضه در شبکه ی نمایش خانگی را با تلاش هر چه چشمگیر تر به انجام می رسانند اطلاع دارید. هر چند که به گاه ارائه آمار تولید و عرضه ، تمامی این فعالیت های فرهنگ بد نام کن در بیلان کاریتان به چشم می آید.
آقای رییس سینما ، نکند مصداق نغز رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند شده اید و این امور دنیوی در چشمتان بی ارزش می نماید و کسب رضای خدا را در پرداختن به مسائل دیگر میدانید ؟ یا که تاکید همیشگی تان در خواندن نامه ی فخر تاریخ ، یعنی نامه حضرت امیر به مالک را به دیگران خود از یاد برده اید ؟ ما که به توصیه شما مجدد هم خواندیم و چیزی مغایر با رفتار شما در آن یافتیم !! شاید صهیونیزم جهانی نسخه جعل را منتشر و بدست عموم میرساند و نسخه ای که شما خوانده اید با آن تفاوت دارد ؟
تعطیلی مرکز تئاتر دانشگاهی کشور به مرکزیت تالار مولوی که دوسالی است به نابخردانه ترین شکل ، همقطاران فرهنگی شما تولیت آنرا بدست گرفته و این روزها خبر تعطیلی آن داغ تازه ای بر سینه فرهنگ دوستان است. تنها بارقه و جریان به ظاهر در امان مانده برای اهای هنر، انجمن صنفی دفاتر فیلمسازی بود البته قریب یکسال در بلاتکلیفی خاص وقت کشانه ی معاونت بر برگزاری انتخابات گذشت حال که دوماهی ایست که انرژی جمعی از نخبگان صرف احیای این صنف گشته، دخالت های غیر قانونی سازمان سینمایی، این بارقه امید را هم خاموشاند.
حقیر ، که به رسم نیاکان برخوردار از فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی خود به سان بسیاری از اهالی این وادی سکوت را به امید بلوغ یا اتمام ریاست شما اختیار کرده و تاب شرمندگی هر شب دستان خالی رفتن به خانه در پیشگاه خانواده را با تقیه گذراندم و چهار سال تمام بیکاری مطلق کین شما و همکاران همقد و قواره ی شما را دم بر نیاوردم ، این حرکت لبریز از عناد و کین و غرض شما شهادتین خوانم کرد. تنها دلیلم جمله قصار پدرم است که :” این نیز بگذرد ” و باشد که شهوت شما در تکیه بر کرسی قدرت فروکش کند یا به جبر قانون جلوسگاه زمانی شما به سر رسد و عرصه را رها کنید تا خنکای نفسی بر فرهنگ و نان شب اصحابش بوزد که هر چه می نگرم واعجباست و انگشت حیرت این اعتماد بنفس کاذب و حتا سیاست بازتان .
با اینکه هیچوقت نتوانسته ام شما را در زمره هنرمندان ببینم و صرف فیلم پرکردن را هنر نمیدانم ، که فیلمسازی مقوله ای جداست ، اما شما را سیاسی ای که از حربه ی هنر در تکاپوی دست یازیدن به مقاصد سیاسی خویش است و کمی هم موفق می دانستم که این عدم درک و شم سیاسی شما در نگرفتن پیام مردم که از زبان رهبری و بسیار حکیمانه و پدرانه خطابتان کرد و با سعه صدر و درایت ضمن تشکر از کارهای انجام شده در کنار حرفهایی که هست ! شما را به قانون مداری و واگذاری قدرتی که دستتان افتاده تلویحا اشارت نمود .
یا در حالی که رئیس جمهور این روزها با رفتن به خانه ی هنرمندان و افتتاح پی در پی پروژها در سراسر کشور و حتا انجام و اصلاح بسیاری از امور در این دم آخری ویا ورود مستقیم ایشان در بحرانی که جنابتان برای سینما آفریده اید و دستور صریح ایشان و حتا پذیرفتن اولیه ی آن از سوی شما ، تمردی عیان را به نمایش گذارده که از مبتدی ترین سیاستمدار هم بدور است ! جنابی که به گفته ی خودتان با صهیونیزم که اسکار از آن ایشان است لابی دارید و با لابی اسکار را برای فیلمی که همگان بخاطر دارند در میانه ی تولید با بهانه ای واهی متوقفش کردید و اگر نبود درایت و کیاست فخر هنر ایران زمین ، فرهادی لایق ، که با مدد از هوش خویش رگ خوابتان را گرفت و کار را تا اعلا ترین جایگاه به انجام رساند ! هیچگاه این فیلم از آتش کین و کوته بینانه ی شما جان بدر نمی برد و ساخته هم نمیشد .
ضمنا جهت اطلاعتان عرض کنم اگر کسانی از قماش اسی نیک نژاد که تنها کارنامه ی فیلمسازی اش تصویر برداری از چند فیلم صرفا پرنو بوده و شما با افتخار ساخت پروژه ای فاخر و میلیاردی را به ایشان محول نموده بودید در آنسوی آبها و در لابی هتلی، چند مبلغی از شما بابت این لابی گرفته ، شما را تلکه کرده و اگر هم روی شکایت از ایشان را ندارید به همان رئیس آکادمی اسکار مکتوب بفرمایید تا ایشان که صاحب اعتباری جهانی در میان سینما گران که از باهوشترین افراد دنیا می باشند و این اعتبار را مدیون قانون مداریشان هستند ، حق ملت نجیب ایران را بازستاند .
حضرت استاد ، با اینکه اینجا مجال این سخن نیست و در این حوصله نگنجد اما دوست دارم این را به یادگار برای شما بیاورم . اگر شنیده باشید تاریخ هزاران ساله ی ادبیات و کلمه ، که موروث بزرگ خداوند بر اشرف مخلوقاتش است و معجزه پیامبر معظم ما ، با برخورداری از این پشتوانه و پس از قرنها نظریه پردازی و حاکمیت بلا منازع نظریه ارسطو در فن شعر و بهرمندی تمام نخبگان ادبیات نمایشی تا امروز جهان بر ساختار درام ایشان و آنالیز تمامی قصص موجود در این کره خاکی تا قبل از خلق تراژدی تکان دهند ی جدایی نادر از سیمین تنها سی و هفت موقعیت نمایشی شاکله ی تمام این مانا یادگار بشر بود و تمامی قصه ها برگرفته از این سی و هفت موقعیت بود و اقتباس از اینها ، اگر بار دیگر نیک بنگری جایزه مهمتر فرهادی بهترین متن غیر اقتباسی بود ، دقت بفرمایید !! غیر اقتباسی از این سی و هفت موقعیت نمایشی ! یعنی موقعیت سی و هشتم ادبیات داستانی بشر توسط مولانایی دیگر به نام اصغر فرهادی آنهم به زبان مادری ما و مولانا ، یعنی همان نوشتار سردر ورودی سران سازمان ملل ،همین زبان فاخر فارسی خلق گردید و برای نخستین بار درامی قدرتمند ، در عین سادگی با عدول از ساختار ارسطویی یعنی بدون شخصیت آنتاگونیست شکل گرفت و این اتفاق معجزه وار ، بشریت امروز را به جشن واداشت . گوارای شما هم باد ، کاش اجازه میدادید باران سیل آسای اشک آن شب مردمان ایران زمین که تا دم صبح از جریان نایستاد ، فردایش به اشک شوقی بدل و مایه ی مباهات مردمی خسته از نامهربانی ها و عداوت عدالت نمای روزگارتان می شد و بهانه ی وفاقی دیگر ، این را بپای عداوتتان نمی آورم ، ندانستید و گناهتان کمتر است .
آقای رئیس سینما ، مگر می شود به زور به کسی خوراند که این یک اثر هنری خوب است و آن بد ! آیا در مرام شما آیا این فرض محال نفی ذات باریتعالی در ان الله الجمیل و یحب الجمال و وجود این ذات در اشرف مخلوقاتش نیست ؟ بی شک مجال مطاله تاریخ هنر بشر را نداشته و ندارید ، حتا نیاز به صرف وقت در خواندن تاریخ صد و اندی ساله ی سینما هم ندارید ، اما در خلوتتان به تاریخ چهار ساله ی ریاستتان بر سینمای ایران اگر منصفانه بنگرید براحتی و بهتر از هر کسی در می یابید که حرفی بر دل می نشیند که لاجرم از دل برآید ، نه کلام بی ارزش فرمایشی جاری به اتکای رانت و صرف هزینه های نجومی و ساخت آثاری با ظاهر هنر و خروجی های لابی ، شما که با مقوله ی لابی آشنایی و تخصص در سطح اسکارش را دارید کمی به تولیدات از مدیون لابی های خودتان و تاثیرات فرهنگی آن ، نه نه ، به فروش گیشه ی و اقبال عوام آن فیلمها دقت بیاندازید، صاحب دریایی تجربه در این هزل نچسبتان خواهید شد. کدام افتخار دوره ی مدیریتتان شما را چنین غره کرده که انگار تازه یادتان افتاده سنگ بنای سامان دادن به تشکل های صنفی که اساسا دخالت تشکیلات دولتی در تعارض با اصل موضوع و ماهیت است را حتا به قیمت تمرد از دستور عالی ترین مقام اجرایی کشور واداشته است ؟ کدام سیاهی چشمتان را از دیدن سکوت معنی دار اصحاب فرهنگ که فرصت دلجویی و تطهیر اشتباهاتتان در این اندک زمان مانده و کسب نامی نیک در این روزهای آخر جلوستان را برایتان فراهم ساخت ، محروم نمود که حتا انگار از درک پیام دلجویی رئیس دولت که بر بالین بیمار هنرمندان در خانه های محقر اما کاخ های منزلت هنر یشان حاضر گردید هم عاجز ماندید ؟
از ذوق فیلمساز جوان این خاک که با سوء استفاده از انگیزه جوانی اش او را ترغیب و وادار به ساختن فیلم سفارشی و بی تاثیر پایان نامه اش کردید بر خود می بالید یا به یک شبه تهیه کننده ساختن دوست عزیز، یعنی برادر روح الله شمقدری. ؟ چه سود که کارگردان نامبرده در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس عملکرد معاونت را نقد و خویش را از تشکیلات فعلی تبری جسته بود .
از آوای در گلو مانده ی معلولین که سعادت خدمت در تولیت برگزاری دومین جشنواره ی بین المللی آنرا یافته بودم و با تمام توان سه سال سرخوردگی و خانه نشینی حرکتش را آغاز و با استعانت از درگاه باریتعالی با شروعی قدرتمند و حرفه ای در مدت کمتر از یکماه انتشار فراخوان و تنها سه هفته فعال بودن سایت جشنواره بالغ بر سی کشور از سراسر دنیا و اکثریت فیلمسازان داخلی آثار چشمگیری به دبیرخانه ارسال که پس از تعطیل نمودن جشنواره توسط آن جناب و اجیر نمودن تعدادی محدود از کاسبان حوزه ی فرهنگ که سوار بر ویلچر احساسات ناب مردمان این دیار اند در برابر من ، عذابی ساخته که دفتر خاک خورده ام تنها میزبان پاکتهای باز نشده ی فیلمهای ارسالی است و وای از نجابت فیلمسازانی که پس از قریب شش ماه هنوز محترمانه و کم رمق پیگیر نتیجه ی بازبینی فیلمهایشان.
یادتان اگر رفته به یقین مکاتبات مفصل من در نامه های هفده صفحه ای و شش صفحه ای و تک صفحه ای هایی که به پیوست تمام اسناد و مدارک بود در بایگانی های خاک گرفته ی سازمانی اتان موجود است . شاید اگر به پیشنهاد یکی از کارمندان جزء شما جواب مثبت داده و دویست میلیون تومان تقدیمش می کردم تمام مشکلات جشنواره بر طرف و صلاحیت من هم تایید و الان پس از آنهمه پیگیری بی نتیجه ، در پی حقوق حداقلی پرسنل جشنواره که چهار ماه تمام وقت و تخصص خویش را صرف نمودند الان از دوندگی و بالا رفتن پله های دادگاه قضایی بی نیاز بودم و …
شاید اگر تن به خورده فرمایشات غیر واقع مدیری فرنگ رفته تان که با ناشی گری تمام بر صندلی بزرگتر از خودش تکیه داده می دادم ، چهار سال تمام از پیگیری ادامه تولید یکی از پروژه های فاخر و دفاع مقدسی که با آمدن ایشان مرحله پیش تولید پروژه در بلاتکلیفی ای دوساله ماند رها می شدم. به پیشنهاد خود ایشان ، پیر صالح این وادی ، جناب آقای شورجه بعنوان حکم مرضی الطرفین به حکمیت نشست و حکم به حقانیت ما نمود که باز هم از طرف این مدیر نا آشنا به مسایل حکم جناب شورجه بی اعتبار تلقی و اجرایی نگردید و احتمالا بناچار ما مجبور خواهیم بود این اعاده ی حقوق مورد تایید و حکم داور مرضی الطرفین را از دادگاه های قضایی مطالبه نماییم.
آقای رییس سینما ! چون شنیده ام در جایی اظهار نشناختن مرا کرده اید می خواهم یادتان بیاورم که این حقیر را کجاها دیده اید ،
نخستین ملاقات ما به آغاز دهه ی هشتاد بر می گردد، طرحی را که از طرف هیئت اسلامی هنرمندان با عنوان اکران و نقد و تحلیل فیلم در دانشگاهها به نهاد رهبری دردانشگاه ها دادید ، همان طرح که در زمان مدیریت حقیر در مرکز سیمایی نهاد پیگیرش بودید و حقیر پس از بررسی و برگزاری جلسات متعدد با اجرای اکثر مفاد و ایجاد زمینه ی اجرای آن در سراسر کشور موافقت نمودم و تمام هزینه های مورد درخواست شما را توافق کرده و هیچ گاه شما برای امضای تفاهم نامه ای که چند ماه وقت دوطرف را در پیدا کردن راهکارهای اجرایی آن بخود اختصاص داده بود تشریف نیاوردید.اگر یادتان نرفته باشد تعداد سکه های هدیه به عوامل آن پروژه که از دغدغه های شما بود راضی اتان نکرد و رفتید که با دوستان مطرح و نتیجه را اعلام ، که هنوز …
بنده ی حقیر همان محمد مختاری مدیر تولید سابق انجمن سینمای جوانان ایرانم که در زمان تصدی پست مشاور هنری رئیس جمهور توسط شما ، همان ایام که فرمودید ما هم با پیروی از الگویی مثل پاکستان می توانیم سینما نداشته باشیم. همان ایام که انتقاد های شما از معاونت سینمایی وقت شبانه روزی شده و روزی که حقیر با انتقاد از مدیریت ایشان و مدیر عامل وقت انجمن استعفای پر حاشیه ای دادم ، پیش از هر خبر نگاری دفتر شما با بنده تماس و پیشنهاد ملاقات حضوری و انجام مصاحبه های متعدد داده شد که حقیر تا امروز هم سعادت آن نوع حضور به پیشگاه جنابتان را به فضل خدا پیدا نکرده ام .
حتما ! به یقین فراموش نکرده اید اردیبهشت سال گذشته را که حقیر بعنوان دبیر جشنواره ی آوا به شما معرفی شدم و پاراف شما بر هامش آن نامه و ارجاع به مسول مربوطه را ، و متعاقب آن تماس های مکرر ستاد برگزاری جشنواره ی منطقه ای دنا برای حضور حقیر در آن جشنواره ی وزین بمنظور تجلیل از خدمات و کسوت هنری اندک من ،آنهم با حضور و توسط جنابعالی مرا واداشت تا مسافت هزار کیلومتری را با نیت حرمت بپیمایم ، بعید میدانم یادتان رفته باشد که زحمت چند قدم را به خود هموار ننموده و برای لطفی که منتسب به خودتان بود تجلیل را شما انجام نداده و تنها مدیر کل ارشاد ، به اتفاق مجری برنامه روی سن حاضر بودند ، تا آنجا که حافظه ام یاری می کند در هیچ جشنواره ای ندیده ام که بخش تجلیل اختتامیه اش به این شکل برگزار شده باشد که آن تجلیل پر اصرار برای خودم . !! که تنها پیش درآمدی بود برای ترور اصلی شخصیت حرفه ای و کاری من که کمتر از یکماه بعد کرکره ی جشنواره را پایین کشیدید .
دیگر مهم نیست اگر هم هنوز یادتان نیامده باشم ، بی شک شما از باهوشترین افراد این مملکت هستید که در آن جایگاه منسوب شده اید ! حتما همان اولین دیدار مارا هم عینا بخاطر دارید ، اما فرض را بر این می گذارم که گرفتاری ایام و مشغله حضور ذهنتان را دستخوش تغییر کرده باشد ، پس به ادبیاتی که دیگر مدعی استادیش هستید و با یک جمله خویش را به شما معرفی می کنم ، پرونده ی پرسنلی من که کامل در اختیارتان هست و تا هفت پشتم در آن معلوم ، اما حقیقت وجودم اینست ، از سیزده ساله های جنگ ، دارای تحصیلات عالیه ، کارنامه هشت سال مدیریت فرهنگی کشوری ، اهل خانواده ی بزرگ و اصیل هنر ، کسی که سکوت و آبروی دیگرا ن را بر نان شب فرزندانش هم ترجیح می دهد ، پر از اشتباه اما با همه ی وجود صادق ، همانی که نامش سید محمد مختاریست و دستش به هیچ صورتی سیلی نزده مگر خودش تا رنگ زرد آنرا در چشم فرزند و اغیار به سرخی نشان دهد.
و استعانت از درگاه لایتنهایی باریتعالی در سوره مبارکه بقره ، آیه 286
لاَ یُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَهَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ

با حترام
و امید به حلالیت ، اگر بر کسی به ناحق جفایی کرده باشم در این سیاهه
سید محمد مختاری 26 تیرماه 92

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رفیعی پور می‌گه:

    ای ماشالا به ای جرات و شهامت مختاری . واقعا کر بیراحمد ختی و بس . آفرین . آفرین برادر .

200x208
200x208