تاریخ درج خبر : 1393/09/30
کد خبر : ۴۲۵۶۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

«یاسوج، مهد زبان های سرخ و سرهای سبز!»

ehsan20

سایت استان: احسان یوسفی*

ایستگاه آخر، یاسوج! استانی کوچک اما پر سر و صدا، که بزرگی نامش گاهی با محرومیت خوانده می شد و گاه با مشارکت فعال در انتخابات، گاهی تدبیرو عقلانیت او را به عرش می برد و گاهی تنگ نظری ، حسادت و تک صدایی او را باوجود اندیشه های جاودان له می کند!
اینجا یاسوج، مهد زبان های سرخ و سرهای سبز!
یاد باد نام و گفتار معمار کبیر انقلاب را که فرمود: مردم ولی نعمتان این نظام هستند؛ اما چه سخت و دردناک است که امروز عده ای در اتاق های شیشه ای به نام ملت، بیانه صادر می کنند و بر اساس آن محاکمه یک طرفه و رای ناعادلانه صادر کرده و به خورد ملت می دهند که گویی آنان ولی نعمتان این انقلاب و سخنگوی های نظام و ملتند!
سخت و دردناک است امروز کسانی خود را انقلابی و داعیه دار این نظام می دانند که حتی یک سیلی برای انقلاب هم نخورده اند.ولی تنگ نظری های گذشته و تک صدای های هشت ساله و بی تدبیری های بی اصول ناپایدار دیروز، چنان عرصه را گسترده کرد که برخی به دنبال تسویه حساب با نیروهای اصیل انقلاب می پردازند تا کشتی عظیم و سترگ نظام را به قایقی مبدل سازند که تنها خود و اعیان و انصارشان حق ورود به اندیشه های انقلاب را داشته باشند و چنان بر این اندیشه اشتباه اصرار می ورزند که فرهنگ نابخردانه خودی و غیر خودی را زایش و شهروند درجه دوم و سوم را روانه جامعه کردند تا اتحاد و وحدت ایران اسلامی را نشانه روند و از آب گلالود قدرت، ماهی اغراضشان را صید کنند!
آن زمان که در بهار آزادی نام انقلاب بر دلها نشست، قرار بود ایران برای همه اندیشه های وفادار به نظام باشد نه آنکه اندیشه ای به نام اصولگرایی به مصادره ارزش های نظام ، رهبری ، جنگ و شهادت بپردازد و با ادعای حراست و حفاظت از آنان برای خود مصونیت و مشت آهنین ایجاد کند به طوری که هر که مانند آنان نیندیشید با ناجوانمردی تمام به دایره ضد نظام هدایتش کنند و با برچسپ های خود بافته و بی ریشه به آنان تهمت ضد میهنی و مردمی زنند تا به خیال خام خود عرصه را برای یکه تازی قدرت خویش هموار کنند.
چرا مدعیان اندیشه اصولگرایی نظام را به دو قسمت تقسیم کرده اند و هر دو را بی مناقصه صاحب شده اند و آنان را که در بازی قدرتشان به رقص در نمی آیند و بر اساس دستور از پیش تعیین شده عمل نمی کنند؛ مورد تهمت، توهین و مجازات قرار می دهند و چنان در این وادی مغرور شده اند که خود را جلوتر از رهبری و حتی صاحب این نظام و این انقلاب می دانند!
چگونه می شود اندیشه اصولگرایی خود را یکه تاز جریان انقلاب بداند درحالی که روزی امام آنان را از اداره یک نانوایی هم عاجز و ناتوان خوانده بود؟
چگونه می توان اندیشه اصولگرایی را مدافع خاص و حتمی انقلاب و راه رهبری خواند وقتی که به اندیشه و گفتمان رهبری گوشه چشمی ندارند و از فرمایشات ایشان، آن زمان که با اهدافشان سازگاری دارد تبعیت می کنند و آن زمان که در نقد رفتارشان هست با آگاهی تمام خود را به خواب عمیق می زنند که گویی مخاطب اندیشه های رهبری نبوده اند.
بزرگان اصولگرایی که خود را مکتب دار تبعیت از رهبر انقلاب می دانند چرا به فرمایشات ایشان که فرمود: اگر به نام انقلابی گری به برادران خودمان که از لحاظ فکری با ما مخالفند اما به اصل نظام وفادارند و اعتقاد دارند توهین و اهانت کرده و آنها را مورد آزار قرار دهیم از خط امام منحرف شده ایم” بی توجه هستند و نسبت به این جمله صریح و شفاف ، روزه سکوت می گیرند؟
این چه اندیشه اصولگرائیست که در زیر شعله های صریح وشفاف خورشید رنگ عوض می کند و دائم از پایداری به ناپایداری و از خوشی به نا خوشی مبدل می شود!
چرا اصولگرایان هیچگاه به پایگاه رای و انتخاب های معنا دار و روشن ملت که همواره در انتخابات های تاریخ ساز حماسه با شکوه ساخته اند بی توجه هستند که در عین توهین و تهمت های که به دیگر رقیب سیاسی خود زده اند و در حالی که رقیب را از صحنه سیمای ملی ، میلی کردند و صندلیش را حذف، چهره اش را کدر، صدایش را با پارازیت خط خطی کردند و بر دهانش لب سانسور دوختند و بر دکه ها، روزنامه ها را جمع کردند و بر سایت هایشان مهر فیلتر نقاشی کردند و بر دفترهایشان زنجیر سفت ساختند اما باز این ملت ، همان حافظان و ولی نعمتان انقلاب بودند که باز در صحنه و میدان انقلاب حاضر شدند و با رای تاریخی دوم خرداد ۷۶و ۲۴ خرداد ۹۲ حماسه ای جاودان، غرور انگیز و با شکوه ساختند که هنوزهم با گذشت چندین دهه و چند سال از ۷۶ تا ۹۲ نام و یاد حماسه های که رهبر انقلاب خرداد پر حادثه ۷۶ را به عنوان بیمه شدن انقلاب و از خرداد ۹۲ به عنوان حماسه ای با شکوه سیاسی یاد کردند، هنوز هم عده ای با مرور و تکرار تاریخ به خود می پیچند و به جای پذیرش و احترام به انتخاب ملت دست به تسویه حساب با مردمی می زنند که با عقلانیت و تدبیر به آنان “نه” تاریخی دادند تا نشان دهند عزت و بزرگی در دست خدا و سپس ملتیست که شاید هیچ گاه نتواند اندیشه ای را در سیمای ملی ببیند و به میلی بودنش اعتراض کند اما می تواند در قالب رقابت انتخاباتی فرزندان خویش را انتخاب کنند تا ثابت کنند بزرگی نام و قدرت صدا و ثروت افسانه ای، دال بر مشروعیت مردمی و مقبولیت عام نیست بلکه عزت و بزرگی در درست پینه بسته اما حلال مردمیست که روزی میتواند از عرش به فرش آورند کسانی را که به سیمای ملت سیلی زدند.
کاش کسانی که خود را میراث دار اندیشه اصولگرایی می دانند و با اهرم قانون دست به بی قانونی و آشوب های رسانه ای می زنند تا آرامشی که بعد از سالها با تدبیر و امید متولد شده است را بر هم زنند، به گفتار خود پایبند و معتقد بودند!
کاش به اصل بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که می گوید: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد. رجوع می کردند و در برابر درک و پذیرش آن مقاومت نمی کردند!
اما شایسته است که مدعیان اصولگرایی بدانند که اهرم ما برای پاسخ به پرسش های زورمندانه و ناعادلانه آنان، نه خشم و کینه! و نه صدای های بلند و بی منطق ! و نه نیروهای ماورایی؛ بلکه قانون اساسی کشوریست که هزاران لاله سرخ را به پایش هدیه داد تا در آن قانون فصل الخطاب باشد نه آنکه اقلیتی تندر رو به نام ملت تصمیم سازی کنند و فرزندان ملت را به مسلخ بکشانند.
چگونه می توانید ادعای قانون مداری داشته باشید اما به سیمای ملت چنگ زنید و آنان را در دانشگاه به تفتیش عقاید محاکمه کنید؟ بر اساس کدام حکم، قانون و جایگاه دست به آزار ملت می برید؟
مگر دانشگاه جای اندیشه و آزادی بیان نیست؟
مگر رهبر انقلاب بارها بر شکوفایی آزادی بیان و اندیشه ولو با وجود مخالفت با تفکر های ما را ابلاغ نکردند تا اینگونه محافل در دل جامعه و دانشگاه برگزار شوند چرا که اعتقاد دارند انجام و برگزاری آن نشانه قوت و ظرفیت پاسخگویی حاکمیت میدانند نه ضعف و ناتوانی آن؟ حال بر اساس کدام محکمه و کدام دستور و کدام پشتوانه جایگاه عده ای که همواره در اقلیت مطلق به سر می برند و با جایگاه ۷ درصدی ادعای ۱۰۰ درصدی دارند در دل دانشگاه بر لب آزاد اندیشان مهر سکوت می زنند و دانشجویان را عروسک خمیه شب بازی دیگران تلقی می کنند و به شان، فکر و وجود سرو گونه یشان توهین و برای دیگران در دل دانشگاه دادگاه برگزار می کنند؟
چرا خود را فراتر و بزرگتر از قانون می دانید؟ مگر می شود ادعای تبعیت از رهبری را داشت و جلوتر ازاو گام برداشت؟ چرا به نام حمایت از رهبری برای نظام هزینه ایجاد می کنید؟
چرا به بهانه دفاع ازخون شهدا، بر راه و اندیشه شهدا که همانا استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود پا می گذارید و استقلال فکری و آزادی اندیشه را ضایع می کنید؟ چرا با اعمال خود سرانه نیروهای وفادار و معتقد به نظام و رهبری را می رنجانید تا دیگران از این افراطی گری مدعیان اصولگرایی سوء استفاده کرده و به نظام حمله کنند؟
من از مدعیان و اخلاق مدارن اصولگرایی که به ظاهر معلمین اخلاق و دین پروری هستند و ازتوهین و هتک حرمت به یک فرد مومن مخالف هستند تنها یک پرسش دارم و آن این است که بر اساس اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. حال چگونه میتوان با پذیرش دین و کلام وحی و اعتقاد قلبی به راه امام و فصل الخطاب بودن قانون اساسی عده ای که گویا اعتقادی به قانون اساسی ندارند اینچنین دست به هتک حرمت نیروهای وفادار به انقلاب میزنند که بر اساس حکم قانون سرزنش، کنایه و توهین به آنان جرم و خطاست؟
مگر شما همواره اصلاح طلبان را با ناجوانمردی تمام بدون دادن یک دقیقه وقت دفاع، به هرج و مرج و زیر پا گذاشتن قانون متهم نمی کردید ؟ حال چگونه می شود امروز خود ترویج دهنده بذر بی قانونی در کشور شده اید؟ اساسا تعریف و تعبیر شما از قانون چیست؟ آیا میتوان قانون را برای هم مسلکان خویش نرم و کج کرد و برای رقیبان خود آن زمان که از فهم و منطق اندیشه یشان عاجز و ناتوان می مانید، قانون را سفت و سخت و ناجوانمردانه قرائت و اجرا کنید؟
آیا با خود اندیشیده اید که جایگاه امروزتان حاصل بی قانونی های دیروزست که با “نه” تاریخی ملت مواجهه شدید؟
اما پرسش واقعی این است، آیا رفتار شما در حالی که نشست های سیاسی رقیب سنتی یتان با آرامش ،احترام،شور و نشاط برگزار می شود تداعی کننده نوعی نا آرامی در دل دانشگاه و کشور نیست تا بار دیگر همانند دولت اصلاحات که هر ۹ روز ۱ بحران برای آن ایجاد می کردید اینک در دل دولت اعتدال هر ۴ روز ۱ بحران بیافریند که گویی حیات عده ای در بحران آفرینی حکایت دارد و با آرامش و امنیت بیگانه اند؟
آیا حماسه با شکوه ۲۴ خرداد ۹۲ پاسخی واضح و روشن برای مدعیان اصولگرایی نبود تا از تابوی اکثریت خود ساخته حبابیشان خارج شوند و درک کنند سالهاست که از انتخاب های مردمی خارج شده اند و مردم سلیقه،رفتار و اندیشه ای را می پذیرند که در حقیقت اکثریت ایران را شامل می شوند اما رقیب به خاطر حسادت و کینه همواره آنان را اقلیت می خواند.

*مشاور امور جوانان و دانشگاهیان فرماندار بویراحمد

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    والا این مشاور اینگار به خون اصولگراها تشنه هست که به هر بهانه ای می نویسد… مشاور باید عادل باشد….

  • یاسین می‌گه:

    احسنت احسان جان. ولی تیترت ربطی به موضوع نداشت

  • خودم می‌گه:

    تشکرازقلم زیبایت اما جون خت خلاصه تربنویس

  • علی می‌گه:

    کاکا احسان چه خوب گفتی اما :گوش اگر گوش تو و ناله اگرناله ی من آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

  • حمید می‌گه:

    امروز کسانی خود را انقلابی و داعیه دار این نظام می دانند که حتی یک سیلی برای انقلاب هم نخورده اند.
    ایسو سل کن کل خانوادتون چه قدر هزینه دادن

  • یاسوج تعداد بسیار زیادی نیروی نظامی زبده تقدیم به ایران کرده و می کند، ولی پایین ترین سهم ها را در توسعه دارد. این را از چشم مسئولان استان می بینم که نقاط قوت یاسوج و کهگلویه را فریاد نمی زنند و پنهان کاری و کم لطفی می کنند، و بیش از حد ….. هستند.

  • ehsan می‌گه:

    جناب یوسفی دقیقا همین کارهای اصولگرایان را خود اصلاحطلبان دارن انجام میدن؟؟ به نظر شما این دو جریان چه فرقی باهم دارن؟؟ هر دو مثل هم هستن ولی از دو زاویه متفاوت. ۸ سال در اختیار اصولگراها بود ۸ سال در اختیار اصلاح طلبان بود اینم ۸ سال دوم برای اصلاح طلبان ببینم معیشت و فرهنگ و اقتصاد و اشتغال را به کجا میرسونن!! البته جناب روحانی فعلا در سخنرانی گوی سبقت را از مهندس محمود ربوده.

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    درود و صدافرین بر یوسفی عزیز که با استدلال قوی و منطقی این مسائل که از مهمترین معضلات اجتماع نیز هستند را بیان کردند .احسان جان اقایان تا مسئله ای به نفع شان باشد سکوت میکنند تا به ضررشان اسمان را به زمین میدوزند گویی اخر الزمان شده چون تمامیت خواهند.کاری به انقلاب امام و رهبری ندارند همه چیز باید بر وفق مرادشان باشد و گرنه غلط است .بعنوان مثال مقام رهبری سالهای پیش قضیه برخورد با مفاسد اقتصادی را صادر نمودند و بقول رییس جمهور سابق اسامی انها در جیبش بودند اما کو عمل ؟چرا از جیبش بیرون نیاورد؟مثال دیگر رهبری چند بار تاکید کردند مذاکره کنندگان هسته ای مورد تایید من هستند اما همه ما دیدیم که بعد از هر نشستی روزنامه هایشان جار و جنجال به پا میکردند و بر خلاف رهبری قلم میزدند.میدانی چرا؟چون رسیدن به توافق و برداشتن تحریم ها به ضرر انهاست چون نمیتوانند اجناس وارداتی اذنابشان را ده برابر به مردم بفروشند

200x208
200x208