تاریخ درج خبر : 1393/10/03
کد خبر : ۴۲۶۴۹۲
+ تغییر اندازه نوشته -

« ذبح سیاست در عصر اعتدال »

سایت استان: محسن خرامین

« بحث سیاسی یک جور ورزش است ،نوعی رقابت است که در آن هر کدام از طرفین به طرف دیگر نیاز دارد. همان طور که نمی توانید بدون یک تیم رقیب مسابقه بدهید. نمی توانید بدون احزاب رقیب سیاست بورزید » کنت میناگ مقصود از سیاست در این نوشتار چیزی انتزاعی و یا از نوع سیاست رهایی بخش نیست بلکه همان تعریف و برداشت مرسوم از سیاست مطمح نظر می باشد .سیاستی که معطوف به قدرت است و مردم معمولا راجع به آن صحبت می کنند و باور دارند که پدر و مادر ندارد . سیاست چند صباحی است در فضای سیاسی کشور دیده نمی شود و حرف و کار سیاسی ظاهرا صلاح نیست . کسی حق ندارد نه یک کلمه کم بگوید و نه یک کلمه زیاد که در این صورت به افراط و تفریط متهم می شود . نقد پذیرفتنی نیست و نقد مغایر با منافع ملی تعبیر می شود . رسانه ها هم باید نرم بنویسند که اگر چیزی خلاف مسیر توسعه نوشته شود خیانت تلقی می گردد . به احتمال خیلی زیاد در ابتدا نیت رئیس جمهور روحانی از شعار اعتدال صرفا یک تاکتیک برای گذار و گذر از مجلس اصولگرا بود ،غافل از آن که مجلسی ها از او زیرک ترند و آنها زودتر سراغ مصادره روحانی رفتند و وقتی هم نتوانستند دولت را به قالب اصولگرایی در آورند به همان اعتدال قانع شدند و حالا اعتدال طفل نوپایی است که همه صاحبش هستند اما صاحب واقعی ندارد خیلی ها از ان سوءاستفاده می کنند اما در موقع عسرت کسی به دادش نمی رسد. همه خود را اعتدالی می خوانند و نام طریق الوسطی برای خود و کار خود انتخاب می کنند اما دریغ از یک سطر تعریف از این مفهوم نامفهوم . قضیه وزارت علوم و سرانجام آن به تنهایی کفایت می کند تا پی به ماهیت این نوع بدیع از سیاست ببریم ؛ روحانی تاکید داشت باید یک وزیر اصلاح طلب به این وزات خانه برود ولی مجلس نه تنها اجازه چنین کاری را نداد که تلاش داشت یک اصولگرا به ساختمان وزارت علوم در شهرک غرب بفرستد و وقتی موفق نشد دو گروه توافق کردند کسی را بفرستند که اصلا سیاسی نیست و اگر هم بوده حالا از سر اجبار گذشته ی خود را انکار می کند . اصلاح طلب است اما حرف اصولگراها را تمکین می کند و در یک کلام به وزیر بودن قانع است . سیاست در این فضا به شیری بی یال ودم و اشکم تبدیل شده است . سیاستمداران از رمق افتاده اند و میلی به حرف زدن سیاسی ندارند که شاید هم نمی شود حرفی زد.گروهی جز به نابودی گروه دیگر قانع نیستند و مدام دنبال پرونده سازی برای حذف گروه مقابل هستند .

در کهگیلویه و بویراحمد شرایط نه مشابه سطح کلان که اتفاقا ناجورتر می باشد ،اینجا به سخنرانی و مهمانی ها گیر داده می شود . آسمان و زمین به هم بافته شد که چرا مجوز سخنرانی و اظهار نظر به چند فعال سیاسی شناخته شده داده شده است . آنقدر فشار و ارعاب وارد گردید که مقام مسئول مجبور شد ادعا کند در جریان این سفرها نبوده است . در یکی از جلسات دانشجویی هم گفته شد که مقام ارشد استان مخالف این جلسات است و خود تاکنون در فضاهای سیاسی حاضر نشده است . ظاهرا مسئولین محترم حفظ صندلی و مدیریت منهای سیاست در ادارات سیاسی را به ریسک کردن و کنش سیاسی ترجیح می دهند . به جای سیاست و کار سیاسی معمولا آخر وقت روابط عمومی و مسئول دفتر باید معاونان و مشاوران را برای حضور در مجالس ترحیم هماهنگ کنند . در چنین اشفته بازاری طبیعی است بازار مراسم فاتحه خوانی رونق بیشتری بگیرد و سیاسیون برای مردن دیگران گوش به زنگ و دریافت اس ام اس های خاک سپاری و هفته و چله باشند . در سایه فقدان سیاست و خلاء احزاب قوم گرایی نمود بیشتری پیدا می کند و سیاسیون ترجیح می دهند قومی عمل کنند چرا که باور دارند تشکیلاتی عمل کردن نتیجه ای ندارد و حتی اگر هم قومی رفتار نشود باز شائبه قوم گرایی همیشه وجود دارد . این وضعیت که هر روز در حال گسترش است حاصلی جز مرگ سیاست در جامعه نخواهد داشت و بیش از آن که امید تولید شود یاس و دلزدگی بر جامعه مستولی خواهد شد .

اما سوالی که ذهن را درگیر می کند آن است که آیا یک اتاق فکر در سایه این گونه می خواهد و یا همه چیز زیر سر یک شبح ناموجود است؟. هر چند شخص رئیس جمهور تلاش زیادی می کند که سیاسی باشد و سیاست را زنده نگه دارد اما او تنهاست . در گذشته تجربه هایی بویژه برخی انتخابات ها در حافظه ی مردم هست که فضا از سیاست میدانی و روح رقابت تهی بوده است اما همیشه ی احوال بحث سیاسی و هیجانات سیاسی در میان مردم حتی در کوچه و بازار جاری و ساری بوده و این تجربه جدید که باید همگی «آدم خوبه» باشند و کسی نباید این سکوت را بشکند تجربه جدیدی است که می توان نام «سیاست پروکروستی»** را به آن داد. برخلاف ادعای برخی ها که مدام داد و هوار راه می اندازند و به قیمومیت از مردم مدعی می شوند: فلان شخص یا گروه را مردم نمی خواهند و باید «خفه شوند » و برخی که از ترس و یا مصلحت دم از پایان سیاست در نظر و پیشنهاداتی از جمله کابینه فراجناحی در عمل می زنند و از اولویت معیشت سخن می گویند تجربه تاریخی نشان داده است عدم توجه به توسعه سیاسی و آزادی های اجتماعی خود بزرگترین مانع در مسیر هر توسعه ای است و تداوم این شرایطِ حاد بسیار خطرناک می باشد . برای ملموس تر نشان دادن این وضعیت یک مثال ساده می آورم که برای همه آشنا است :

بعد از دربی ۴۹ بین پرسپولیس و استقلال در روز جمعه مورخ ۱۳۷۹/۱۰/۹ که به درگیری شدید بازیکنان کشیده شد و پایان رافت نقش بر زمین شد تلاش بسیاری صورت گرفت تا این بازی از تب و تاب بیفتد و هیجان آن گرفته شود که بهترین تصویر این نوع از بازی را جواد خیاباتی در دربی ۵۰ گزارش کرد وقتی که مدام می گفت: یک ایرانی یک ایرانی دیگر را دریبل می زند، یک ایرانی پا به توپ حرکت می کند و یک ایرانی دیگر او را تعقیب می کند و یک ایرانی گل می زند و یک ایرانی گل می خورد و …. و از همان جا بود که سریال تساوی های کسل کننده شروع شد. از انزمان تاکنون ۶۲ درصد بازی های دو تیم مساوی تمام شده است و این عامل در کنار عوامل دبگر سبب شده است فوتبال ما مدت هاست در کمای دم مرگ به سر ببرد … **اصطلاح سیاست پروکروستی را از کورنلیوس کاستوریادیس فیلسوف یونانی وام گرفتم که معتقد است در کشورهای جهان سوم فرهنگ (پروکروستی ) است. آدورنو هم تعبیر مشابهی از فرهنگ دارد. پروکروستس در اسطوره های یونان،راهزنی است غول پیکر که رهگذران را به بهانه ی مهمان نوازی به خانه می برد و روی تختی می خواباند و اگر از طول تخت کوتاه تر بودند آن قدر آنها را می کشید تا اندازه تخت شوند و اگر بلند تر از تخت بودند از پاهایشان می برید تا به اندازه تخت شوند .امروزه در بسیاری از زبان ها مسائل و موقعیت های پیچیده و آچمز شده و بن بست را تخت پرو کروستس می نامند .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • شهرام خادم می‌گه:

    محسن جان مطلب عالی بود؛از هر نظر؛اما از زاویه موضع گیری شما نسبت به تیم روحانی آیا تشخیص استراتژی و تفکر و مشی این تیم نیاز به گذشت یک سال و اندی سکانداری ایشان داشت؟(البته ژست از مد افتاده ی “ما از اولشم میدونستیم” نمیگیرم).آیا روحانی و تیم و تفکرش برای اهالی اندیشه و سیاست ناشناخته بودند?شک نداشته باش تصفیه سیاست ورزان و سیاست شناسان و سیاست مداران با برچسب افراطی از این نیز بیشتر خواهد شد و آنگونه که پیداست عرصه به دست عده ای میان مایه و بی محتوا خواهد افتاد(در تمامی سطوح نمایش سیاسی)

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با تشکر از اقای خرامین .برادر جان اولا کلمه سیاست به معنای تدبیر میباشد که امر مقدسی است و بزرگان زیادی مانند گاندی و ……خاتمی خواستند انرا از دروغ و حقه بازی تفکیک کنند اما این برخورد اقایان سیاست بازی یا سیاسی کاری است و در اصل اینها که این برخوردها را میکنند سیاست ندارند

    • قبیله شایان سرخپوست. می‌گه:

      باتشکر از اقای خرامین برادر حزب اللهی امید که هرروز قلمتتون در راه امت حزب الله پرتوان تر باشه.موفق باشید.

  • م.خادمی می‌گه:

    سپاس.استفاده کردیم

  • مهراد می‌گه:

    احسن ب شما
    این مقاله سطحش خیلی بالا بود مثل مقالات قبلیتون خارج از هر گونه اغراق قلم خیلی قوی دارین بنظرم مقالات شما باید در یک روزنامه پر تیراژ و با مخاطبان ملی به چاپ برسن
    تحلیلتون در عین اینکه خیلی مستدل و جامع و قوی هست عامه پسند هم هستن. ماشاله خدا رو شکر ک ما تو استان چنین جوانانی با این سطح سواد داریم
    و متاسفم از اینکه قدری دانسته نمی شود!
    احسنت احسنت

200x208
200x208