تاریخ درج خبر : 1393/10/05
کد خبر : ۴۲۷۷۶۰
+ تغییر اندازه نوشته -

شغل دوم فرصت ساز یا فرصت سوز؟

 سایت استان: صیاد خردمند

برهیچکس پوشیده نمی باشد که داشتن شغل مناسب وسالم  اثر شگرفی در اعتلای شخصیت افراد دارد. کار وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان درجامعه می باشد.

ایدال یک جامعه آن است که همه افراد جامعه متناسب با مهارت و تخصص شان به کار بپردازند و از طریق آن به امرار معاش کنند.

منظور از دوشغله بودن این است که فرد علاوه بر کار تخصصی بر حسب نیاز به کار دیگری مشغول شود و در واقع  دو نقش را بر عهده بگیرد.

شغل از مهم ترین موقعیت های اجتماعی می باشد که بر سایر نقش های فرد در جامعه تاثیر می گذارد . متاسفانه آمار دقیقی از افراد دوشغله در دسترس نیست.

شغل دوم را نمی توان صرفا یک مسئله کاملا منفی یا کاملا مثبت قلمداد نمود . ولی با یک نگاه تیز بینانه  متوجه این مهم خواهیم شد

که  دوشغلی بودن می تواند آثار زیان باری در فرد و جامعه ایجاد کند.

مهم ترین آسیب های فردی  ناشی از دوشغله بودن را می توان خستگی مفرط  بر اثر حجم زیاد فعالیت های شغلی دانست.

بر طبق قانون کار هر فرد  در طول ۲۴ ساعت شبانه روز ۸ ساعت مفید را به امور شغلی بپردازد ۸  ساعت را به استراحت و

۸ ساعت را به خواب اختصاص دهد.حال  با این تفاسیر اگر ساعت کاری دست کاری شود و فرد به جای ۸ ساعت استراحت  به فعالیت شغلی بپردازد در این شرایط بزودی فرد فرسوده به نیروی غیره کارامد جامعه تبدیل خواهد شد.(ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود…)

ناقص بودن کارها یکی از پیامدهای اساسی دوشغله گی می باشد.کیفیت و خلاقیت همواره در بین فدا می شود و فرد مذکور همواره

به دنبال آن است وظایف محوله را به تمثیل (باری به هر جهت، رفع تکلیف) به پایان برساند.

فردی که چالش های شغلی اش به تنها چالش های زندگی اش تبدیل می شود از پرداختن به خانواده و امور آن  باز می ماند .

فرزندان در چنین خانواده های دچار بحران روابط می شوند وشکاف بین خود و بزرگترها احساس میکند.

انسان در جهان نوین خود را در کار خود تعریف می کند.  این سلطه کار بر روابط انسانی موجب خلاء ارتباطی  دربین افراد میشود

چیزی که کارل مارکس از آن به عنوان (ازخود بیگانگی) یاد می کند.

از مهم ترین معایب دوشغله بودن این است که فرد فرصت شغلی را از فرد دیگری سلب می کند و موجب تشدید روند بیکای درجامعه می شود. تورستین وبلن جامعه شناس و اقتصاد دان آمریکایی معتقد است انسان در عصر نوین از طریق مصرف گرایی به دنبال هویت دلخواه  خود می گردند.او معتقد است بین طبقه اجتماعی و مصرف کالای خاص رابطه مستقیم وجود دارد.

وبلن بر این باوراست که هرفرد برای کسب تشخص اجتماعی به (مصرف نمایشی )روی می آورد وکالای خاصی را خریداری  می کند . او تبیین می کند مصرف کاذب باعث می شود افراد برای تأمین نیازها به شغل دوم روی بیاورند.

کارشناسان معتقدند یکی از عوامل مهم افزایش پدیده دوشغله گی در افراد  جامعه  پایین بودن سطح دستمزدها می باشد .و در آمدها  جوابگوی تورم فرسایشی موجود نمی باشد

این روزها شاهد هستیم که کازمندان سازمان های مختلف  دولتی بعد ازاتمام  ساعات کاری خود در سازمان مربوطه به

مشاغلی مانند مسافرکشی میپردازند که چنین امری باعث ضربه خوردن به معیشت راننده های تاکسی میشود .برخی دیگر از این کارمندان  راه دیگری انتخاب کرده اند و و اوقات فراغت خود را بصورت حق التدریسی در دانشگاه های مختلف سپری می کنند

که به زعم خودشان این شغل عابرو مندانه تر تلقی میشود و وجه   آنها را خدشه دار نخواهد کرد   این مسله جفایی است در حق

دانش آموختگان جوانی که به تدریس در دانشگاه بعنوان یک سابقه کار ومحلی برای بروز توانمندی های خود حساب باز می کنند

اگربخواهیم از بعد جامعه شناختی این مسله فارغ شویم واز دریچه ای فرد گرایانه و روانشناختی به این مسله بپردازیم این پدیده از

روحیه تمامیت خواهی سرچشمه می گیرد گه در نهاد خیلی از ما ایرانیان نهادینه گشته است.متاسفانه ما یاد گرفته ایم که همه چیز را

برای خودمان بخواهیم و در احقاق حقوق فردی خود لحظه ای درنگ نکنیم. مثالی دیگر در این رابطه میتوان به افراد بازنشسته ای

اشاره کرد که ایام آسایش خود را به رقابت با جوان ترها در بازار کار می پردازند.

حال با همه این تفاسیر پدیده دوشغله بودن دارای نکات مثبتی می باشد.فرد دوشغله از لحاظ علمی و عقلی رشد پیدا می کند و درشرایط مالی مناسب تری قرار می گیرد و همچنین برخی مشاغل همانند پژوهش و تدریس در کنار شغل اول میتواند منجر به احساس رضایت فردی و همچنین توسعه اجتماعی بینجامد.

*دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه یاسوج.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • برج علی شیر می‌گه:

    زیبا نوشتی برادر ولی کو گوش شنوا

  • مجیدی می‌گه:

    کارمندها هم بخدا گرفتارن….حقوق بگیربودن زیاد خوب نیس

  • در پاسخ مقاله می‌گه:

    سلام خوب نوشتی……ولی باید بیشتر به مسله تورم در متن ات توجه میکردی

  • در پاسخ مقاله می‌گه:

    سلام دوست عزیز……تحلیل لت جالب وعلمی بود لذت بردیم و تاحدودی اشاره کردی به علت تورم کارمندان دوشغله میشن ولی باید بیشتر به مسله تورم در تحلیل می پرداختی……من خودم جامعع شناسی خوندم…….به هر صورت جالب بود

  • k می‌گه:

    سلام دوست عزیز این روزگار طوری شده که دو شغل هیچی پنج شغلش هم کمه ما کارمند یکی از ادارات هستیم شغل اصلی که کفاف مخارج روزانه و اجاره خونه را نمیده شغل دوم که اون قسطهای سنگینه شغل سوم اگه بشه برای تفریح کردن شغل چهارم شاید پس انداز بشه

200x208
200x208