تاریخ درج خبر : 1393/10/17
کد خبر : ۴۳۰۱۹۳
+ تغییر اندازه نوشته -

ما جلوی توسعه استان را می گیریم

یکی از مخاطبان سایت استان با نام اختصاری «شین» مطلبی را برای ما ارسال کرده است که در پی می‌آید:

naghsheh3.png11111111

همیشه فکر می کردم که این دولتها هستند که برای کهگیلویه و بویراحمد کم گذاشته اند و ما را در نکبت محرومیت رها کرده و دستمان را نمی گیرند تا از این دام بلا نجات پیدا کنیم.
با این تئوری ذهنی بود که همیشه چشممان به دولتها بوده که چه برایمان می کنند و کی حالمان را می پرسند و چه نسخه ای می پیچند تا حال ناخوشمان خوش شود. براین اساس هر دولتی که می آید بشکن می زنیم و بر نقاره می کوبیم که دیگر دوره محنت و محرومیت تمام شد و این رییس جمهور، این دولت، این وزیر، این استاندار، این فرماندار و … تیشه بر ریشه محرومیتمان می زند و ما رابه بهشت توسعه می برد.
اما…….اما ای دل غافل. دولتها یکی از پس دیگری رفتند و رنگ توسعه ندیدیم و ما ماندیم و حوضمان. هرچه که بیشتر عقل رس می شوم “پرَ” خودمان را در این توسعه نیافتگی می بینم. همچون آن عقاب که روزی « ز سر سنگ به هوا خاست” و تیر صیاد بالش را شکست و
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز چه نالیم از ماست که بر ماست
به نظر من که خودم یکی از عوامل توسعه نیافتگی استان هستم، سایر عواملی که می توانند جلوی توسعه و پیشرفت استان را بگیرند غیر از خودم به شرح ذیل است.

۱ – خودزنی و خود کم بینی: ما عادت داریم که (به دلیل خود کم بینی) همیشه مرغ همسایه را غاز ببینیم اما غاز خودمان را مرغ هم نمی بینیم. به همین دلیل است که اگر غازی از ما( ببخشید کسی از ما) بر اساس لیاقت خودش و بی منت بارون به جایی رسید، نه تنها به آستانه انفجار می رسیم بلکه تلاش می کنیم به هر شکلی شده این آدم موفق را پایین بکشیم و یا با گزارش نویسی( که در این زمینه رتبه نخست کشور را داریم و بسیار پخته شده ایم) بر زمینش بزنیم و دل آتش گرفته خود از حسادت را با این سراب خنک کنیم.
مثال: یک بنده خدای هم استانی اینقدر در سطح ملی درخشیده که همه “ازچپ تا راست”طالبش شدند و ۲۴ ساعت در محافل و مجالس و شبکه های تلوزیونی تاج احترام بر سرش می گذارند و دعوتش می کنند و حرفش خریدار دارد، اما برخی از ما در استان صبح مان را با فحش به او آغاز می کنیم و فکر می کنیم چون او موفق است ما بدبختیم.

۲ – شبه سیاسیون: شبه سیاسیون کسانی هستند که فکر می کنند خیلی سیاسی اند. اینها در توهمات به سر می برند. همچون دایی جان ناپلئون. فکر می کنند کلید حل هر مسئله ای در دست آنهاست. باور دارند که خیلی سیاست مدارند و استان را با انگشتی می چرخانند و با اشاره ای کلی آرا را به قول خودشان”دِر” می دهند. در استان ما از این تیپ افراد زیاد هستند. این ها چون معنای سیاست را نمی فهمند پدر و مادر برای سیاست نگذاشته اند. منافعشان با سیاستشان بد جور گره خورده و این گره با دندان هم باز نمی شود. هرجا این منافع به خطر بیفتد صدایشان بلند می شود و زمین و زمان را زیر سوال می برند.
مثال: یارو دنبال پست بوده چون به هر دلیلی بهش نرسید. حالا شده اپوزوسیون و هر روز علیه استاندار و .. مقاله می نویسه و کارش شده کامنت گذاری و فحش دادن به این و آن.

۳ – فرصت طلبان: این گروه نیز در استان ما از جمعیت بسیار بالایی برخوردار هستند. هر روز به رنگی در می آیند. امروز چپ تر از چپ هستند و فردا راست تر از راست. گاهی آنقدر احمدی نژادی می شوند که احمدی نژاد را هم احمدی نژادی نمی دانند و گاهی در ردای اصلاح طلبی، خاتمی را محافظه کار می دانند.
مثال یک: به دور و برتون نگاه کنید………..
مثال دو: یارو تو ستاد جلیلی مسئولیت داشته، توی سفر قالیباف هم به عکاس ها التماس می کرد که از او و قالیباف عکس بگیرند. به ستاد ولایتی هم سر می زد و ابراز ارادت می کرد و … اما شب پیروزی روحانی اومده بود توی خیابون و شیرینی پخش می کرد. بعد هم زنگ به اون عکاسه زد و گفت تورو خدا عکسها رو منتشر نکنی.

۴- سیاست زده ها: ما خیلی سیاست زده هستیم و هر تغییر و تحولی را با چشم سیاست می بینیم. همه ما( از پیرزنان آبادی تا پیرمردان شهر) هم خود را کارشناس در این عرصه می دانیم و از بحران اوکراین تا انتخابات تیمور شرقی را تحلیل می کنیم. عجیب اینکه در این تحلیلها همیشه همه چیزرا به سیاست گره می زنیم.
مثال یک: طرف اشتباها به جای آب نفت به گاوش می دهد و گاوش سقط می کنه. بعد می آید و علت این مرگ ناگهانی رو کاهش قیمت نفت و سیاست های غلط دولت بیان می کنه.
مثال دو: یا مثلا دو تا بنده خدا توی یکی از روستاها ۱۰ساله گیر دادن به هم و هر کدومش ادعای کدخدایی می کنه. طرفداراشون هم هر روز تو سر هم می زنند. حالا اون ده تا الان چند تا کدخدا عوض کرده اما اون دو نفر و طرفداراشون هنوز سر لحاف ملا دعوا می کنند.احتمالا این دعوا تا قرنهای آینده ادامه دارد.

۵ – قوم گراها و طایفه سالارها: این گروه هم در استان از اکثریت نسبی برخوردارند ویکی از عوامل اصلی بدبختی های استان بوده اند. قوم گراها هم مثل شبه سیاسیون مختص به جناح خاصی نیستند و در همه گروهها دیده می شوند. این افراد ماهیگیران خوبی هستند و با دامن زدن به مسائلی همچون سردسیری و گرمسیری، سفلی و علیا، پایین ده و بالا ده، پشت کوهی و سرکوهی و …. ماهی خود را از آب گل آلود می گیرند. در این افراد قومیت فراتر از حزب و جناح است و به همین خاطر شاهد اتحاد افراطی ترین نیروی راست و چپ آنها در بحث قومیت هستیم. البته این افراد محافل هفتگی شبانه دارند و در این محافل برای پیشبرد امور خود برنامه ریزی هم می کنند.
مثال: جملاتی همچون فلان شهرستان سهم ما را برده است، منطقه فلان از مدیریتها سهمی ندارد، بودجه ها را صرف مرکز استان کرده اند، باید از استان جدا شویم، همه مدیران از فلان جا هستند، بهمانی همه چیز را برده، فلان شهرستان مظلوم است و… از ادبیات غالب این گروه است.
برخی رسانه ها: شبه سیاسیون و فرصت طلبان و قوم گراها گاهی رسانه ها را جلو می اندازند تا به خواسته های خود برسند. برخی رسانه ها هم از سر ناآگاهی و یا…… تریبون این افراد می شوند و جایگاه خود را تا حد سخنگوی این گروهها تنزل می دهند. این گروهها نیز چون حیات خود را در بحران آفرینی می بینند به هر شکلی دست به ایجاد بحران می زنند. رسانههایی هم که میتوانند در راستای بحرانزدایی به میدان بیایند و وظیفه شان هم همین است، ابزاری در خدمت بحرانزایی و بحرانسازی می شوند. البته بخشی از مشکل ناشی از ضعف فکری رسانه هاست که ندانسته فریب لبخند دروغین این افراد را می خورند.(متاسفانه میزان آگاهی و قدرت درک برخی رسانه چی ها اگر پایین تر ازمتوسط جامعه نباشه بالاتر نیست)
مثال یک: یک بنده خدایی خوب یا بد اومده یک حرفهایی رو زده و رفته. و یک حرفی هم نزده. حالا یکی میاد همون یک حرفی رو که نزده تیتر می کنه و مخافان هم هروز روز بر علیه اون هرحرف موضع می گیرند. یک ماهی هم یک استانی درگیر جنگ و دعوا بر سر یک حرف نزده می شه. هیچ کس هم این وسط نمی یاد حرفها رو گوش بده که ببینه این جمله زده شده یا نه.
مثال دو: یک بنده خدایی خیلی مدیر ضعیفی بود. چند سال هم مدیر بود و مدیریتش همش خسارت برای استان بود. حالا که دیده برش داشتند هی مصاحبه می ده در خصوص بی عدالتی در تقسیم پستها. که زیرکوهیها حق بالای کوهیها را خورده اند و در انتخابات انتقام می گیریم.

۶ – من: همانطور که گفتن من و منها هم یکی از موانع توسعه نیافتگی استان هستیم. من که فکر می کنم علامه دهر هستم و برای همه نسخه پیچیدم. من که فکر می کنم هر چه می گویم و می کنم درست است. من که اهل کار جمعی نیستم و گوشم رو بر حرفهای حق بسته ام. من که خودم رو مبرا از بندهای بالا می دونم و ………..
(راستی تو هم مواظب باش مثل من نشی. مخصوصا وقتی زیر این مطلب ۲۰ تا کامنت می گذاری و فکر می کنی کسی نمی دونه)

با عرض پوزش
شین

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رررررر می‌گه:

    ترسو چرا خودتو معرفی نمی کنی

  • ش.داریوشی می‌گه:

    شین عزیز . برای من فرق نداره تو شین باشی یا عین یا قاف حرفهای تو خواندنی بود. همه اینها که بر شمردی که بعضی ها فرصت طلب اند بعضی ها سیاست زده و بعضی …….. درست است اما همه اینها همان منی هستند که ویرانگر ند.منی هستند که جز خویشتن هیچ را نمی بینند و جز برای خویش هیچ نمی خواهند .واقعیت اینست که اگر خواهان اینیم که جهنمی برای خود و آیندگانمان داشته باشیم تنها خود را ببینیم و بس .اما اگر طالب بهشت یم کافی است که دیگران و منافع دیگران را ببینیم و نگران نباشیم چون ما هم دیده میشویم . یادمان نرود جهنم و بهشت را آدمها میسازند.استانی جهنمی یا چون بهشت نتیجه اندیشه و عمل ماست.انتخاب کنید.

  • اسحق می‌گه:

    شین هویت نداری پس مطلبت ارزش خوندن نداره .بینی و بین الله نخوندم مطلب رو

  • صبا می‌گه:

    واقعا توی استان ما همینطوری است اقا یارو نمی تواند پست بگیرد مدیر دستگاه را تخریب می کنه وحسادت وگرمسیری وسردسیری را به نام انها رواج میدهند

  • محمد خرامان می‌گه:

    احسنت ادامه بده ومستنداتت را هم با ذکر منبع حتی المقدور بیاور.

  • ناشناس می‌گه:

    چرت و پرت بود…اخ

  • بهلول می‌گه:

    چرا به من اشاره نکردی؟

  • ناشناس می‌گه:

    زیاد اصلاح طلب نشید تازه به دوران رسیده ها مردم می دونن با شما تقی زاده ها چکار کنن

200x208
200x208