تاریخ درج خبر : 1393/10/28
کد خبر : ۴۳۲۹۸۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«بازگشت محترمانه لاتاری»

سایت استان: محمد زرین

یکی از پدیده ها و محصولاتی که از فرنگ به ایران آمد لاجرم با همان اتهام با وقوع انقلاب اسلامی به عنوان یک ضد ارزش از صحنه ها حذف شد بلیت های بخت آزمایی و به اصطلاح انگلیسی آن لاتاری بود. به این شکل که تعداد متنابهی بلیط با شماره سریال خاص منتشر می شد و پس از قرعه کشی آن کس که بخت یارش بود جایزه را که شامل همه پولها بود به خانه می برد.

IMG_3854

همایش پیاده روی در یاسوج ۲۴ مرداد ۹۳

IMG-20150116-WA0047

همایش پیاده روی در دهدشت ۲۶ دی ۹۳

فرآیند اینطور بود که شخص در یک محاسبه ساده میان پولی که از دست می دهد با وجهی که ممکن است به کف آورد به نتیجه می رسید که ارزش خطر کردن دارد.لذا پول را می داد و بلیط را می خرید.

دولتهای غربی از قدیم کنترل خاصی بر این موضوع داشته و گاه مالیاتهای سنگین برآن وضع می کردند.در ایران هم این پدیده از حدود یکصد سال پیش رایج شد.و بعضی اوقات سازمانهای مروم نهادی چون انجمن مفاخر ملی ایران که هدف خودرا بزرگداشت شاعران و عالمان بزرگ ایران قرار داده بود گاه برای پیش برد اهداف و تامین بودجه مورد نیاز پروژه ها اقدام به چاپ و نشر بلیت بخت آزمایی می نمود که ساخت بنای باشکوه آرامگاه فردوسی توسط آن انجمن ساخته شد و بخشی از اعتبار مورد نیاز هم از راه لاتاری تامین گردید.

BAKHTAZMAYI_TICKET_FERDOWSI_TOMB_1924

همچنین برگه هایی با نام ((اعانه ملی)) به قیمت سی ریال جهت برگزاری جشن شاهنشاهی به دست مردم داده شد.

با وقوع انقلاب بساط این کار برچیده شد،اما دیری نگذشت که بانکها با عنوان جایزه قرعه کشی حساب های پس انداز دامی گستردند و پول خرد مردم را از دریای سرگردانی صید و از عواید آن به تمام اهداف مشروع و نامشروع خود دست می یافتند،آنگاه اندکی از این سود این وجوه را به خرید چند دستگاه خودرو و سکه اختصاص داده و دل چند نفر از منتظران را هم به دست می آوردند.

اما بارزترین جایگزین بلیت های بخت آزمایی همان برگه های ارمغان بهزیستی بوده که در اواخر دهه هفتاد با سوءاستفاده از عواطف مردم خصوصا در شهرهای بزرگ تو زیع و تحت عنوان کمک به محرومان ملیونها تومان به ناکجا آبادی واریز می شد که بعدها از ادامه آن ممانعت گردید.
اما قصه اخیر بخت آزمایی که البته ماهیتی متفاوت دارد همانا برنامه صبح و نشاط است.با هجمه تبلیغاتی به تناسب جمعیت شهرها مردم را به نام ورزش از خانه بیرون آورده و هزاران دل را به تپش وا می دارد تا بالاخره یک نفر بر کمیت مراد سوار شود.

باری،حضور حدود دویست هزارنفری در یاسوج و یکصدهزارنفری در دهدشت در همایش های پیاده روی خانواده بی شک یک رکورد تاریخی است که این سرزمین به خود می بیند.

اما چند نکته:

باید جامعه شناسان از دل این اجتماع دنبال پاسخ شاه کلیدی باشند که دست یابی به آن پاسخی بر این سوالات است،جذاب ترین موضوع برای مردم این ناحیه چیست؟ قطعآ جایزه است که یک دستگاه پراید حقیر است،حالا سوال دوم، چه چیزی بیش از یک مساله اقتصادی قادر است این جمعیت را یکجا گرد آورد؟ به عبارت دیگر کدام جاذبه توان رقابت با جاذبه اقتصادی را دارد؟ یک مناسبت مذهبی؟ حضور یک شخصیت سیاسی،هنری، ورزشی؟
در پاسخ به این پرسش‌هاست که می توان دریافت که اصلی ترین دغدغه این مردمان چیست،پس باید هرچه سریع تر اولویت را به آن داد.

نکته بعدی حس ترحمی است که در انسان برانگیخته می شود! واقعاً وضع آنقدر سوزناک است که پراید هم رویا است؟ باز اگر یک ماشین درست و حسابی بود انگیزش توجیه پذیرتر می نمود، به قول اخوان ثالث: در اجاقی،،،طمع شعله نمی بندم،،،خردک شرری هست هنوز،،،؟

بهرحال این خیل دلشکسگان را دریابید، اینها که طیف زیادی از آنها بی جرم و بی جنایت از حق خود از بیت المال محروم مانده اند بخاطر هیچ،
اینها که از چند روز قبل در رویای خود با دلدارشان بر این مرکب ضعیف نحیف می تاختند، این یک رویا نیست، این کوچتکرین توقع است از بالا دستی ها.

القصه اگر لاتاری هم می تواند آرزویی را برآورد خاصه که در برابرش از جماعت پولی گرفته نمی شود پسندیده است، شما سر کیسه را به نفع ولی نعمتان بی نعمت بگشایید، اسمش را هرچه می خواهید بنهید.

در پایان از خواننده محترم درخواست می کنم فیلم اسکارگرفته،،ملیونر زاغه نشین ،، را به تماشا بنشیند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    درود بر استاد زرین

  • انعکاس می‌گه:

    اگه درنظرت پرایدناقبله لطف کن پژو خودتو هم اضاف کن!!!!!!!!!!

  • سادات می‌گه:

    مرحبا و مرحبا زرین ما _ بی تو تنها می نماند دین ما

  • آیین سازش می‌گه:

    درود بر استاد زرین حق مطلب را قشنگ ادا فرمودین شیوا وجذاب

  • بخشوده می‌گه:

    درود بر جناب زرین .جناب خان مردم به روزمرگی افتاده اند .البته دولت گذشته چیزی در خزانه نگذاشته

  • پارک می‌گه:

    همونه فقط رنگ و لعابش دادن

  • ش.داریوشی می‌گه:

    جناب آقای زرین آیا فکر می کنید همه این ملتی که در عکس می بینیم برای شرکت در قرعه کشی و سوار شدن به مرکب پراید در راهپیمایی شرکت کرده اند . قطعا نه . خیلی از این مردم نفس کار و بودن در کنار سایرین و راهپیمایی را دوست دارند . موضوعی که متاسفانه در جامعه ما نادیده گرفته میشود . هیجان و رقابت یکی از نیاز های اساسی هر جامعه ای است.

    • زرین می‌گه:

      با درود به همه مخاطبان آشنا
      داریوشی عزیز
      درست میفرمایید،از قضا تخلیه نشدن همین هیجانهاست که به دهها شکل خودش را به نمایس می نهد،تک چرخ زدن با موتور،دعوا و نزاع در معابر شلوغ و انوهع بزهکاری،اما من بعید می دان صبح جمعه این سیل جمعیت سرخوشی آمده باشند همدیگر را ببینند هیجانی تولید کنند

  • رند می‌گه:

    من خال زی

  • محمد ش می‌گه:

    قطعاهمین است که شما میفرمایید

  • ناهید،م می‌گه:

    با سلام و قدر دانی از نویسنده،علت اینکه یک ماشین بقول شما حقیر شده رویا اینه که ما مروم حقیر شده ایم،روز مرگی کمتر از مرگ نیست،بله
    من وما کم شده ایم

  • فرشاد می‌گه:

    احسنت

  • عبدالهی می‌گه:

    جناب خان احسنت .بسیار خلاصه،متین ، درست و به موقع نوشتید.

200x208
200x208