تاریخ درج خبر : 1393/10/29
کد خبر : ۴۳۴۰۱۱
+ تغییر اندازه نوشته -

بحثی پیرامون گویش لری کهگیلویه و بویراحمد

سایت استان: جهانگیر ایزدپناه

در کهن سرزمین پهناور ایران قصه های ناگفته و ناشناخته زیادی وجود دارد که همتی از جانب صاحب توان و مطلعان می طلبد تا گنجینه های بیشمار این مرز و بوم را که آینه تمام نمای زندگی و فرهنگ این مردمان است ، دریابد و زوایا و میراثهای مختلف آن را بیان کند . یکی از میراثهای بیشمار زبان و گویشهای گوناگون ایرانیان و از آن جمله گویش لری است که در این نوشته به آن می پردازیم . اگر بپذیریم که زبان واسطه ارتباط بین افراد یک خانواده ،گروه یا اجتماع بزرگ است ، از این نظر میتوانیم گویش لری را هم زبان بنامیم و هیچ مغایرت معنائی ندارد . اما زبان ویژگیهای شناخته شده دیگری هم دارد که باید زبان مکتوب ، رسمی و اداری یک کشور یا زبان اداری ، رسمی و مکتوب بخشهائی از یک کشور واحد چند ملیتی که داای ایالات و ولایات مختلفی است باشد . در صورتیکه آن زبان از شاخه دیگری غیر از زبان رسمی سراسری می باشد و حتی اگر دارای ریشه مشترک با زبان سراسری باشد .

ایرانیان هم در کنار زبان رسمی ، یعنی زبان پارسی دری و پارسی میانه گویشهای مختلفی داشته اند که گویش لری یکی از آنها می باشد . چون لری گویشی است با منشأ زبان ایرانیان قدیم . ما در این گفتار آن را گویشی لری می نامیم . گویشی است که بدرستی معلوم نیست از چه زمانی در کنار زبان رسمی وجود داشته چون ریشه قومی نژادی را هم با خود دارد . بنابراین احتیاج به تاریخ و ریشه یابی کلی قوم یا نژاد لرها را دارد که از عهده این مقال برنمی آید و بحث دیگری را می طلبد ولی میتوان گفت پیش از پیدایش زبان فارسی نوین وجود داشته که بعداً از فارسی نوین هم تاثیر پذیرفته و بواسطه گسست جغرافیایی وجدائی اجتماعی شاخه مختلف از لرها ، این گویش مشترک لری اولیه بعداً به گویشها یا لهجه های مختلف لری ( لرستانی ، بویراحمدی ، بختیاری ، لکی و … ) تقسیم گشته و اگرچه اشتراک و فهم متقابلی از گفته ها بین آنها وجود دارد ولی به گویشها یا شاخه های متفاوتی تبدیل گشته است . در این بین اجتماعی از آنها که از نظر جغرافیایی و در هم آمیختگی بهم نزدیکترند نظیر بختیاری ها و بویراحمدی ها ، گفتارهایشان بیشتر بهم نزدیک است . همانطویکه قبلا یادآور شدیم گویش لری بطور عام و اولیه آن گویشی است که پیش از پیدایش زبان فارسی نوین نیز وجود داشته است . چون گویشها از جمله لری زبان گفتگویی بین خانواده ، گروه اجتماعی یا قوم خاصی است و از طرف دیگر به دلایل مختلف کمتر از زبان فارسی نوین با زبان عربی در آمیخته است . بنابراین گویش لری و دیگر گویشهای ایرانی واژه ها و اصطلاحاتی را با خود حفظ و به ارمغان آورده اند که در زبان پارسی نوین کمتر جای دارد و یا کاربرد چشمگیری ندارد .
بعد از تسلط اعراب زبان عربی مدتی زبان رسمی ، اداری و علمی ایرانیان گردید و حتی حکیمان و دانشمندان ایرانی آثار خود را به عربی می نوشتند که گاهاً هم اعراب آنها را میراث و دستاورد خود می پندارند .

بعد از مدتی با کوشش ایرانیان استقلال طلبی نظیر صفاریان ، سامانیان ، شاعران حکیمان برجسته و نامداری نظیر فردوسی ، زبان پارسی با درآمیختگی نسبتاً زیاد با زبان عربی دوباه به عنوان زبان فارسی نوین به زبان رسمی و اداری ایرانیان تبدیل گشت .

به زبان فردوسی بشنویم که می گوید :
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

ناگفته نماند که اعراب محترم هرکسی را که به زبان غیرعربی صحبت می کرد و قادر به عربی سخن گفتن نبود مفتخر به لقب عجم گردانیدند و بعدا بخصوص ایرانیان ملقب به عجم شدند کلمه عجم یعنی گنگ و زبان ندان ، الکن و … معیار ناب فقط عربی بوده و ما هم باید به این لقب تحقیرآمیز مفتخر میشدیم .

در مقابل تحقیر و پایمالی گذشته ایرانیان ، فردوسی با شاهنامه اش توانست ایرانیان را با قهرمانان گذشته ، تاریخ و پیشینه پرافتخار و بزرگ و غرورآفرینشان آگاه سازد و هویت عظیم ایرانیان را نه تنها در بین دفاتر و دوایر رسمی , بلکه در مجامع ، خانه ها ، نقالی ها ، معرکه ها ، روستاها و چادرها زنده کند و نگذاشت که مانند سوریه ، مصر ، عراق ، مراکش و تونس ملیت اصلی خود را فراموش کنند و خود را عرب بنامند و به قول عوام الناس از بیخ عرب شوند . ایرانیان در همه برهه ها هویت ایرانی خود را مستحکم نموده و صدام حسین را که فیلش هوای قادسیه نموده بود و خود را سردار قادسیه می نامید در جنگ ایران و عراق سرجای خود نشاندند .
فردوسی با رنج سی ساله اش کمر همت بست برای نشان دادن تاریخ ، فرهنگ ، قدمت و عظمت ایرانیان که تحقیر شده و به هیچ پنداشته میشدند و اگر تا به امروز زنده بود باز اشک خون می ریخت که چرا با افتخار جملات و اصطلاحات بیگانگان را به رخ می کشیم و کوشش بیدریغ برای رواج دادن ٱن داریم .
ای حکیم خوشا به حالت که زودآرمیدی و تاراج دگر ندیدی
همانطور که قبلا نیز بیان شد زبان پارسی با درآمیختگی نسبتا زیاد با زبان عربی تبدیل به زبان رسمی و اداری ایران گشت و فارسی نوین نیز نامیده شد اما گویشها به دلایل مختلف بخصوص بعلت اینکه زبان گفتگو بوده و سینه به سینه گشته و میراث پارسی میانه و حتی ممکن است فراتر از آن زبان ایرانیان باستانی را با خود حفظ کرده اند و به همین دلیل و هر دلایل دیگر می توانیم بگوئیم که گویشها از جمله گویش لری گرچه از زبان سراسری یعنی فارسی نوین تاثیر پذیرفته ولی گویشی از زبان فارسی نوین نیستند بلکه گویشی از زبان ایرانیان قدیم می باشند گرچه دور از انتظار نیست که به دلیل رشد اتباطات و گسترش روز افزون رسانه های عمومی دچار تغییر و تحول تدریجی گردند ، بر اثر تغییر و تحولات گویشها هم مانند زبانها میتوانند تغییر یابند و به روز و مدرن شوند اما نه بوسیله ورود بی رویه و سیل آسای واژگان وارداتی و تجدد نمائی دروغین که به این میراث گرانبها لطمه وارد آورد ، بلکه معادل یابی واژه های جدید که تا حد امکان پاسخگوی تغییر و تحولات باشد ، هیچ زبان و گویشی تا زمانیکه عملکرد و متکلمین خود را دارد از بین نمی رود و به عمر خود ادامه می دهد البته تغییر در زبانها و گویشها خیلی آهسته صورت می گیرد که به ندرت در یک نسل قابل مشاهده است ولی تغییر و تحول در زبانها و گویشها آنچنان است که غالبا می فهمیم که نسلهای قبل و بعد از ما به صورت نسبتا متفاوتی صحبت می کنند و گویشهائی نظیر گویش لری چون زبان مکتوب نبوده و به شکل محاوره ای ( شفائی ، گفتاری ) رایج بوده بنابراین برای سهولت کار و خلاصه گویی بخشی از حروف را حذف کرده که این خود از ویژگیهای محاوره یا گفتگوی شفاهی می باشد حتی در زمان مکتوب فارسی نوین هنگان صحبت کردن به جای کلمات ، می توانی ” میخواهی ” می شود ” و … را به شکل میتونی ، میخوای ، میشه و … بکار می برند تا چه رسد به گویشها که همیشه به شکل شفاهی بوده نه مکتوب . مکتوب بودن زبان خود وسیله ای است برای جلوگیری از پراکندگی و سر و ته زدن زیاد کلمات امری که گویشها از آن بی بهره اند همین غیر مکتوب بودن آنهاست .

ناگفته نماند همین جرح و تعدیل بعضی از واژه ها در گویش های لری باعث می شود که بعضی گویش لری را فارسی نوین دست و پا شکسته بدانند و از بررسی بنیادین آن غافل شوند و قضاوتشان بر اساس برخی واژه ها نظیر او ، شو ، خو و … می باشد در صورتیکه گویش لری واژه های بیکرانی دارد که برای فارسی زبان ناشناخته و در ضمن قواعد و افعال خاص خود را دارند در ضمن گویش لری بویراحمدی بعلت همجواری با قشقائی ها و خوزستان بعضی واژه ها را هم از آنها گرفته است . در دنباله این گفتار سعی ما بر این است که واژه ها و اصطلاحاتی که در گویش لری وجود دارند و در فارسی نوین کاربرد کمی دارند و ریشه در زبان قدیم ایرانیان دارند و بیم آن می رود که به بوته فراموشی سپرده شوند ، با مراجعه به متون ادبی و فرهنگ لغات و یا اشتراک آنها با بعضی از گویش های دیگر ایرانیان به اطلاع خوانندگان گرامی برسانیم . واژه هایی که به سادگی از کنار آنها می گذریم ولی می بینیم که جایگاه رفیعی در شعر و ادبیات ایران داشته و میراث ارزشمندی هستند تلاشی هرچند اندک ولی امیدبخش و امیدواریم که مورد قبول واقع گردد .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سید فضل الله گنجی پور می‌گه:

    باتقدیر مجدد از جناب آقای ایزد پناه کاملا درست میفرمایید -ولی میتوان ادعا کرد که لری صد سال پیش شاید لهجه ای از کردی بود ولی آنچه امروزه دربین مردم استان ما رایج است یک لهجه ای از فارسی است وبه استناد منطق بجای جنابعالی وقتی یک اصفهانی با یک یاسوجی صحبت میکند هردو براحتی الفاظ ولغات یکدیگر رامتوجه میشوند واز این حیث امروزه گویش لری تبدیل به لهجه فارسی شده است .اما برای اطلاع به چند اصطلاح در گویش صد سال پیش مردم خطه بویراحمد وکهگیلویه اشاره میکنم که امروزه منسوخ شده وان لغات امروزه در زبان کردی رایج است:موفکه : آب بینی-چه لو :آب گوشت-مه‌له=آب تنی شنا- پیاو,میڕه: مرد
    مرگ= مرغ بیر,ویر,=یاد -روا,= روباه- ایروه= اینجا- اوره= آنجا
    وهزار اصطلاح وکلمه دیگر که نشان میدهد لری باستان لهجه ای از کردی بوده است ولی اصطلاحات محاوره ای امروزه مردم استان ما مبرهن این مهم است که لری یک لهجه از فارسی محسوب میشود به طوری که زبان شناسان معتقدند لهجه لری پلی است بین زبان فارسی وزبان کردی.البته با عرض پوزش از استاد ایزد پناه وسایر عزیزان مطلع

    • خبرنگار می‌گه:

      آقای گنجی پور درودبر شما
      اینجانب نیز با شما موافقم

      • ناشناس می‌گه:

        خیلی جاهلانه ست که بگیم لری زیرشاخه کردی است،کردی ایران زیرشاخه فارسیه طوریکه کرد هرشهر زبون کرد شهردیگرو متوجه نمیشه، زبان لری زبان پارسی قدیم و دربار بویژه ساسانیان بود،زبان لرهای بزرگ95درصد بهم شبیه فقط تلفظ فرق داره لرهای کوچک هم همینطور منتها لرهای لرستان و ایلام و همدان با لری بختیاری و استانهان پایین دست شاید85درصد شبیه باشه!! زنده باد فرهنگ،زبان،نژاد لر

  • رایگان.پ می‌گه:

    سپاس ازجناب ایزدپناه که به مانسل جوان یادآوری کردکه زبان مادری خودراپاس بداریم.

  • رایگان.پ می‌گه:

    باتشکرازجناب ایزدپناه که به مانسل جوان یادآوری کردکه زبان مادری خودراپاس بداریم.
    اماجناب ایزدپناه متاسفانه مردم ماهمان زبان پارسی راهم باواژه های بیگانه ادغام کرده اند،متاسفانه،متاسفانه قشربه ظاهرروشنفکرمابه زبان غربی صحبت می کنندوقشرمذهبی مابه زبان عربی صحبت می کنندواین وضعیت زبان پرافتخارپارسی رادرتنگنا قرارداده است.
    زبان پارسی راپاس بدارییم.

  • سید فضل الله گنجی پور می‌گه:

    احسنت بر جناب آقای ایزد پناه .اما لازم به ذکر است که لهجه لری کهگیلویه ای وبویراحمدی مخفف فارسی امروزی ومحاوره ای فعلی ایران است با احترام به پیشگاه جناب آقای ایزد پناه لازم است محققین عزیز درخصوص لهجه یا گویش بودن مکالمات مردم بزرگوار استان ک .ب بیشتر به تحقیق بپردازند به طوری زید آنرا گویش وبکر آن را لهجه میداند

    • جهانگیر ایزدپناه می‌گه:

      جناب آقای گنجی با تشکر از توجه شما ، لری لهجه نیست بلکه گویش است . لهجه ها مثل لهجه تهرانی، شیرازی ، کرمانی ، اصفهانی ، مشهدی و … می باشد . لهجه زیر مجموعه گویش یا زبان است
      دو نفر با دو لهجه مختلف (مثلا شیرازی و اصفهانی ) می توانند به راحتی با هم صحبت کنند اما دو گویش گر (مثلا لری و بلوچی ) نمی توانند با هم بدون کمک گرفتن از زبان فارسی گفتگو کنند. مثلا گویش کردی دارای لهجه های مهابادی ، سنندجی، کرمانشاهی و … است. لری هم دارای لهجه های مختلاف می باشد.
      گویش شمالی هم شامل لهجه های رشتی لاهیجانی و .. می باشد .

    • يك خبرنگار استاني می‌گه:

      اقای گنجی پ.ر کاملا درست می فرمایید لری لهجه از فارسی است و می شود گفت فارسی روستایی

  • مارگون می‌گه:

    مرحبا براین انسان فرهیخته.

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید خدمت جناب اقای ایزدپناه و تشکر فراوان بخاطر اینکه توانسته است با استدلال و منطق تازیخ واقعی گویش یا زبان لری را بازگو کند

  • رایگان می‌گه:

    درود بر جناب ایزدپناه ، استفاده کردیم.

200x208
200x208