تاریخ درج خبر : 1393/11/06
کد خبر : ۴۳۷۸۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

دست طمع چون پیش کسان میکنی دراز …

سایت استان: صیاد خردمند

دور پیاده روهای میدان امام حسین دهدشت که عبورکنی درحوالی میدان ابتدا زنی را میبینی که در گوشه پیاده رو با چادر سیاه خود تمام صورتش را پوشانده و کودک آفتاب سوخته خود را با لباس های مندرس را روی زمین خوابانده و با کاسه ای در دست ملتمسانه درخواست کمک می کند . کمی جلوتر که بروی، مرد میانسالی معلولی را میبینی که با ذل زدن بر چشمانتان از شما درخواست کمک می کند ؛ در این لحظه می باشد که شما از عمق وجود آه سردی میکشی و بر حال او افسوس میخوری… در یاسوج هم اوضاع به همین منوال می باشد از میدان هفت تیر که بسوی میدان شهدای نیروی انتظامی حرکت کنی در هر ده متر یک کودک با ترازوی در دست نشسته است ، زنی با دست درازی به سوی شما دردمندانه از شما کمک می طلبد ، پیرمردی در گوشه پیاده رو با چشمانی نابینا راه عابرین را سد کرده است. البته مسله به اینجا ختم نمی شود و تعدادی دیگر از این متکدیان در روستاها بصورت دوره گرد به گدایی و دریوزگی می پردازند. نخستین سوالی که در ذهن ما متبلور میشود این است که پدیده تکدی گری چه تعریفی دارد؟ تکدی گری از زمان های بسیار دور یک مسله اجتماعی برای بشر بوده و هست شاید بتوان گفت از زمانی که فاصله طبقاتی بعنوان یک حقیقت غیره قابل انکار زیاد شد و اصطلاحاتی مانند دارا وندار بوجود آمد. تکدی گرای را میتوان فراگردی دانست که فرد تکدی گر از حاصل دسترنج دیگران بهره مند میشود و زندگی می کند. تکدی گران افرادی هستند که نه صاحب حرفه در مفهوم اقتصادی آن هستند و نه در تولید اجتماعی مشارکتی دارند، متکدیان به نوعی سربار جامعه می باشند و لقب مصرف گرای صرف را به یدک می کشند ، تکدی گران منحرفین اجتماعی می باشند که آنها خود را از مسولیت اجتماعی معاف کرده اند.در این حالت جامعه مغشوش شده و در نهایت راه برای هنجارشکنی هر چه بیشتر باز میشود. بیراهه نیست اگر بگوییم تکدی گری زمینه ساز هنجارهای مانند فحشا ، دزدی، اعتیاد، خودکشی در محیط شهری می باشد. علاوه بر مسائلی که در سطور قبل بیان شد میتوان گفت تکدی گری به مثابه یک لکه ای می باشد که روی آیینه شفاف خودنمایی می کند و زیبایی شهر را خدشه دار می کند و تمثیل ویروسی می باشد که در روی پوست شهر قرار گرفته است. تکدی گری در اکثر استان ها کشور وجود دارد ولی این مسله در استان ما به دلیل بافت سنتی فرهنگ و غلبه داشتن احساسات کاذب و موجود بودن اعتقادت مذهبی به گونه ای متفاوت با سایر استان ها می باشد. در استان ما از دیرباز یک نوع تقسیم کار اجتماعی بین طوایف ، خانواده ها و افراد مختلف شکل گرفت. و برخی از افراد یک طایفه نسل در نسل به گدایی می پرداختند و خود را مجاز به این امر می دانستند به نوعی افراد و ریش سفیدان برای حمایت از افراد فرودست طایفه خود از چنین امری حمایت می کردند و به آن مشروعیت می بخشیدند ، این ها افرادی بودند که عنوان گدا و رعیت بر پیشانی خود داشتند. این نوع تکدی گری سنتی دراستان ما با تکدی گری نوین شهری که امروزه شاهد آن هستیم متفاوت می باشد تکدی گری در جامعه سنتی متاثر از یک وجدان جمعی و باور عرفی بود که برخی از افراد مستمند را زیر چتر حمایتی طایفه قرار می داد ولی تکدی گری شهری کنونی پدیده ای پیچیده و وارداتی می باشد که از سایر استانها و کلان شهرها به درون استان ما رسوخ کرده است. امروزه متکدیان چه حرفه ای و چه نیازمند به شیوه ای بسیار نوین و احساس برانگیز به امرار معاش می پردازند و از عواطف مردم بیشترین استفاده را میبرند. همانطور که یکی ازمهم ترین شاخص های اصلی رشد یک جامعه مهارت وآمادگی سرمایه انسانی آن جامعه می باشد و مشاغلی اهمیت دارند که برای جامعه مفید بوده و راه را برای رشد و توسعه جامعه باز کنند و حال اگر تکدی گری را شغل محسوب کنیم نه تنها راهی بسوی توسعه باز نمی کند بلکه مشکلات را دوچندان می کند. نکته تاسف بار اینکه پشت پرده این مسله اجتماعی ، مافیا و باندهای بزرگ تکدی گری می باشد که چندین سالی است در کلان شهرها شکل گرفته است که درآن افرادی سودجو ، پیران و کودکان و زنان را مورد سوءاستفاده وبهره کشی قرار می دهند و استان ما هم از هجمه این افراد سود جو در امان نمانده است و درادامه جامعه متکدیان با روند روبه رشد خود وگاهأ ماهیت غیره ایرانی به خود گرفته اند و مهاجرین بنگلادشی و پاکستانی بخشی از این قشررا شکل می دهند.
علت تکدی گری؟ به دلیل معایب متعدد در ساخت جامعه و حکومت و دولت نتوانسته پاسخگوی نیاز ها و درخواست های ابتدایی شهروندان اش باشد و بنظر میرسد سیستم دولتی برای جوابگویی به نیاز طبقات پایین جامعه معیوب عمل کرده است و گدایی افراد سالخورده نمی تواند قابل توجیه باشد و این امر پیامد مدیریت و خدمات رسانی نا مطلوب سازمان ها و مراکز متولی این امر می باشد . متاسفانه مراکز حمایتی مانند کیته امداد و بهزیستی نتوانسته اند به گونه ای مطلوب ازافراد و خانواده های آسیب پذیر حمایت بعمل آورند و صرفا به مستمری ناچیز و کم اهمیتی که آخر ماه پرداخت می کنند اکتفا کرده اند در صورتی که این مبلغ به هیچ وجه نیازهای اولیه آنها را برطرف نمی کند و راه به جای نمی برد. مسله دیگر اینکه در سالهای اخیر سعی در جمع آوری این افراد در سطح جامعه شده است به عقیده بسیاری از کارشناسان مسائل اجتماعی جمع اوری گدایان و نگه داری آنها در یک کمپ چاره ساز نمی باشد بلکه تنها راه پیش رو کاهش شکاف طبقاتی و بالا بردن سطح زندگی عامه مردم علل الخصوص طبقات آسیب دیده می باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208