تاریخ درج خبر : 1393/11/11
کد خبر : ۴۴۰۲۴۹
+ تغییر اندازه نوشته -

آنکه دانست، نگفت، و آنکه می گفت، ندانست!

سایت استان: روح‌ اله درخشی

خبر حذف نام ” پایتخت طبیعت ایران ” ازصدا وسیمای کهگیلویه وبویراحمد و خشم مردم استان فروکش نکرده بود که ناگهان صدایی آشنا اما مثل همیشه کُشنده و زجرآورِ سانسور، از سیمای دنا به گوش رسید. مهمان ناخوانده ای به نام افشارنیا – رییس صدا وسیما – متوهّم از اینکه صاحب خانه است به نهیبی اقتدارگرایانه، عنان از مجری و منتقد گرفت و فضیلت نقد را به تمسخر گرفت. آداب فراموش کرد، پای از گلیم خود بیرون نهاد و چنین افاضه کلام نمود:
” از این پس اجازه نمی دهم چنین افرادی در برنامه های صدا وسیما حضور پیدا کنند و آبروی مسئولان را ببرند ”
این حرکتِ ناشیانه تعلق خاطر به تملّق بود یا نشان دادن سقف لیاقت شما؟ در ورای قرنها تجربه ی رادیو وتلویزیون در دنیا، صدا وسیما هنوز ” اندر خم یک کوچه است ” و با وجود مدیرانِ بی فروغی چون شما، این رسانه هنوز در پروسه ی ” آزمون وخطا ” گرفتار است.
در کارخانه ای که رهِ عقل وفضل نیست فهمِ ضعیف رأی، فضولی چرا کند؟
از برون که به صدا وسیما بنگری جز استحکامِ سنگ و بتن و نرده های آهنی چیزی نمی بینی، گویا جزیره ایست دور از دسترس، که حتی تردد آدم ها را هم به چشم نمی بینی. اما سستی این خانه به حدی است که یک ” نقد ورزشی ” را تاب نیاوردید. روح این رسانه با نقد سازگار نبوده است و چنان نحیف وحساس است که برخود لرزید و یحتمل این لرزش، لرزه براندام کلِ ساختارِ شما انداخته است. اصالت واستحکام یک رسانه به میزان نقدپذیری آن رسانه است نه گستردگی و ظاهرسازی. ” روی طلا کرده داشت، هیچ نبودش عیار”.
آقای افشارنیا!
برای خود ” بیت الاغیار” ی به نام صدا وسیما، با تنی چند از کوتوله های فکری وفرهنگی در گوشه ای از این شهر تسخیر کرده اید و به یُمنِ سکوتِ محافظه کارانه ی ” استاندارِ محافظه کارِ ” ما، حرمت صاحب خانه را رعیتِ ندانم کاری وبی اعتنایی خود کرده اید.
تمامیت خواهی وانحصارِعریان شما در برخورد با مردم استان، فراتر از تکلیف شما بوده است. گویا چند صباحی است که کمر به مبارزه با مردم ما بسته اید و ما را از سخن گفتن ونقد در خانه خودمان هم منع می کنید!. حال که خود بضاعتی برای خودنمایی وعرض اندام ، حتی درمقابل استانهای همجوار، ندارید، چرا ویرانی پایه های اقتصاد و فرهنگ این استان را نشانه می روید و حاصل عمل ما را نابود می کنید؟
نانِ از کیسه ی اعتمادِ مردم می خورید و تئوریِ ” نان آورِ” مردم را به رعیتی یِ شهر دیگری به تخفیفِ آبرویِ ما می فروشید. دانسته وهدفمند صنعت توریسم استان را نشانه می روید. حال که ما را از نفتِ خود بهره ای نیست چشمه ها ودرخت های بلوط را که سایه وآسایشی برسرِ این مردم اند را هم، قباله به نام دیگران می کنید. با چه رویی واز چه رو، زیور و زینتِ شهر ما – پایتخت طبیعت ایران- که زیبنده ی دیارِ ماست را به شهر ” درود لرستان ” به حرّاج می نهید؟؟ حال که ” نان خورید ” نه نان آور!، چرا نان مردمِ فقیر،آجر می کنید و ” جان ” می ستانید؟!
سکوتِ استاندار وبرخی مدیرانِ ناکارآمدش و بی خبریِ نماینده بویراحمد ودنا از امور موکلین خود، مهمترین دلیل بر تکرار خطاهای شماست. البته ما همیشه از سوء مدیریت زیان دیده ایم، اما تاکنون بدین حد استاندار و مدیران و نماینده مجلسِ ضعیف نداشته ایم.
آقای افشارنیا!
نویسندگانِ دگراندیش و سیاستمدارانِ خیراندیش ما- که تنها امید این مردم برای شکستن تابوی محرومیت های گونه گون اند- را به چشم غیرخودی نگاه می کنید و با ادبیاتِ چماقی خود، آنان را از ورود به خانه و خاستگاه اصلی خود منع می کنید.
شاعرانِ مهجور و ادیبانِ رنجور، موسیقی دانانِ مشهور وخوانندگانِ پرشورِ استان ما را هر یک به طریقی به وصله های ناجور، از میدان به در کرده اید.
کارگردانان و بازیگران کارآمد ما را به پرسه های اجباری در کنج خانه های خود به بیگاری گماشته اید تا هر آنچه خلاقیت دارند را در کنج خانه های خود، فقط با خالقِ خود در میان بگذارند.
خدا می داند که دراین استان، چه صداهای دلنشین وزیبایی به خاطرسوء مدیریت و فقدان عرصه ای آزاد چون صدا وسیما، به کما رفته اند و بغض های خود را درخانه خود برای دوستان خود گریه می کنند. هنرمندان، پیغمبران ومبلغانِ دردهای بَشرَند و چه بسیار هنرمندانی که از دیدنِ مردم خود محروم مانده اند. هنرمندان واقعی عصای خدا در زمین اند و البته بسیاری فرصت حضور خود در سیمای ضعیفی چون سیمای دنا را به تغییر فکر خود معامله نکرده اند زیرا” که این معامله با آشنا کنند ” و این همان غربتی است که اهل فرهنگ وهنر وادبِ ما از آن به تلخی یاد می کنند و این تلخی را با خود به گور می برند.
آقای افشارنیا!
اندکی از این بیت الاغیار برون آی و سری در سرای کشور دوست! وهمسایه بکَش. بی درنگ ” سرها بریده بینی ” و بر معصومیت از دست رفته ” انسان و آزادی ” اشک خون در دیده بینی. وانگهی اندکی تأمل کن: آری این سزای ” انحصار طلبی در اندیشه” است. اما درعجبم چرا ذره ای از تصویر وتاریخِ این جهان پر آشوب وفانی نه درهوش بلکه گوش شما را هم نمی جنبانَد وبه خود نمی آیید که ” ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد “… نه صدای ” نقد ” در صدای شما شنیده و نه تصویر ” نقّاد ” در سیمای شما دیده می شود. بین حق وتکلیف ، تکلیف را برگزیده اید و ماندن برای نان را به قیمتِ بدیِ نامِ خود در پیشگاه فرهنگ وهنر این مردم خریدارید.
شاهراهی بی عبور به نام ” صدا وسیما ” را چونان سراب در پیشِ چشم ما نهاده اید، چنان که نه دین است ونه کافری، نه فریب است و نه دلبری.
چه نقش ها که برانگیختیم و سود نداشت فسونِ ما برِ او گشته است افسانه
عملکرد ضعیف ومقهورِ شما برای تغذیه سالمِ روحِ مردم ما و ارتفاعِ فرهنگ و ادب وسیاست در این سرزمین، ما را به سمت ” ماهواره ” هدایت کرده است وسال هاست که ” نگار خویش” به دست بیگانه می بینیم.
منِ رمیده، زغیرت زپا فتادم دوش نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه
ساعت ها تحلیل از حجاب و فاجعه ی دخترانِ ساپورت پوش، سیمای شما را پوشش داده است، بگذار دمی از دلبری یِ جاذبه یِ نابغه یِ غرب – ماهواره – هم تحلیل شود تا بدانیم دختر بویراحمدی که تا دیروز حتی نامزدش چهره اش را فقط در حجله می دید به کدامین دلیل شبکه ” جم تی وی ” را به کلِ صدا وسیما ترجیح داده است؟.
به راستی از چه روست و چه تفکری پشت این رفتارِ واپسگرایانه پنهان است، که سیمای دنا، دل در گرو چهره های بسیار پوشیده ودرهم رفته و زشت دارد و از نشان دادن چهره های زیبای مردم ما مهجور است؟ آنان که خارج از مرزهای استان، به مصاحبه های تصویری دنا نگاه می کنند به گمانشان ما هنوز مردمِ عصرِ قجری هستیم.
مَردمِ چشمم به خون آغشته شد در کجا این ظلم بر انسان کنند؟
ما رسانه ای محدودتر وسلیقه مند تراز صدا وسیما ندیده ایم و نیز تناقضی بالاتر از این نیست، که یک فضای محدود و انحصاری رسانه ی “ملی” قلمداد شود. رسانه ای که باید خانه ملت باشد وحرمت ملت نگه دارد، قصدِ عبور دادنِ فکرِ مردم از دهلیزهایِ تنگِ تفکری، ناهمگون با روح و فرهنگ مردم، را دارد.
عیان است که هرکه با شما نیست ” بر شماست ” و هرگز موضعِ ” نقد ” را پاس نمی دارید و اگر کسی به نقدی سازنده واعتراضی شایسته ، فردی یا سازمانی را نواخت شما برای ابد سازِ ممنوع التصویری او را می نوازید.
هزاران چون من در این استان، ناقدِ سرسختِ سیمایِ بد سیمایِ دنا هستند، اما تاکنون هیچ نقدی نافذ نیامده و ” کس نزدست از این کمان تیر مراد برهدف “، لیکن شما چنگ در زلفِ محافظه کاری وتکلیف برده اید و سرِ خود چون کبک زیر برف کرده اید و به نام اصول وتکلیف، کمر به نابودی و تحریفِ ” خلاقیت ” دراین استان بسته اید.
رَشک وشِکوِه، رقیبانِ شُکُوه وعظمتند. بیت الاغیارِ شما چنان قدیمی و کهنه می نماید که نه جای رَشک دارد که برآن حسادت کرد ونه ” شُکُوه “، که ما بخواهیم برآن شِکوِه بریم ، اما انچه بیش از هرچیز ما را مغموم می کند نام پر عظمتِ ” دنا ” ست که صدا وسیمای شما بر خود حمل می کند. غرورِ کوه دنا رنجور است، چرا که در دل و دامنه ی خود بسیار کیخسرو دارد که نشان از عظمتِ نیاکان خود دارند و هیچ تناسبی، حتی سببی ، میان نسلِ خود و صدا وسیما به تعریف نیابند.
رسانه ی شما تاکنون پیامد واگرایی اش بیش از همگرایی اش بوده است. بالاترین خفت وخواری برای آزادی است وهم توهین به شعور مردم است، آندم که خبرنگاران شما قبل از مصاحبه با مردم، آنان را به کناری می کشند وادبیات خود را برآنان تحمیل می کنند واگر غیر ازآن بر زبان جاری کنند نه صدا و نه تصویرشان پخش نخواهد شد. چه حکم وحکمتی پشت این قصه ی “مهجوریت ” پنهان است؟ این قصه ی دوگانگی ی ” شراب و خرقه ” است.
گفتم: شراب وخرقه نه آیین مذهب است گفت: این عمل به مذهبِ پیر مغان کنند!
ما انتظار ورود دگراندیشان، خالقان، نقادان، ادیبان، سیاستمداران، حقوق دانان، تحلیلگران، هنرمندان و…. منتقد وکم نظیرِ خود را به بیت الاغیارِ شما نداریم چرا که خوب آگاهیم اساس تکلیف محوری بر کُشتنِ خلاقیت استوار است و گماشتگانِ محافظه کاری چون شما جرأت باز کردن پنجره ای رو به حقیقتِ فرهنگ وهنر را ندارند، اما آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که چرا اهلیّت و نخبگانِ این استان به رسانه شما به چشمِ طفیلی، تبعی وثانوی نگاه می کنند؟
صدا وسیمای کهگیلویه وبویراحمد، نه صدای مردم ماست و نه سیمای واقعی ما. رسانه ای که برای ورودبه آن باید هفتاد خوانِ بلا ازسرعبوردهی. صدا و سیمایی که یک مجری، یک تحلیلگر ، یک روانکاو، یک پزشک ، یک شاهنامه خوان ، یک خواننده، یک ساز و بیشمار یک های دیگر دارد، حاشا و کلّا اگر بتوان برآن نام رسانه ملی گذاشت. رسانه ملی بازتاب ” همه ی ” صدا وسیمای یک ملت است نه فقط صدا وسیمای عده ای خاص. رسانه ای که از صدای داوودی استاد شجریان محروم است ماندگار نیست چرا که هیچ سیمایی ماندگار نخواهد بود و” تنها صداست که می ماند “. آن صدا نه صدای شماست بل صدای مردم است که همیشه خارج از ساختارها از حنجره ای به حنجره نسلی دیگر منتقل شده است.بدین ادعا سخت پای می فشاریم حتی حاضریم آن را به معیار نظرسنجی بگذارید تا ” سیه روی شود هرکه در او غش باشد “.
آقای افشارنیا!
خلعت زعامت بر صدا وسیمای استان ما برتن شما وصله ای ناجور بر فرهنگ غنی ماست. ادبیات حقیرانه وافاضاتِ فقیرانه ی شما، البته به سلوک مشخصِ این سازمان ، غرور اهل فرهنگ وهنر ومناعت طبع مردم ما را به سبکی سخیف جریحه دار می کند. شما را اصفهان و ریشه در تاریخِ ۵۰۰ ساله ی صفوی گرانبهاست و ما را عظمت آریوبرزن وتاریخِ سراسر افتخارِ چند هزار ساله یِ ایران زمین رَداست. حال ببین ” تفاوت ره از کجا تا به کجاست؟ “. چرا دمی از سر تفحصِ شاه عباسی با لباس مبدل به میان مردم این استان نمی آیی؟ چرا که ” با مردم بودن ” فراغت آرَد واندیشه خطا بِبَرَد ” … از آن بیت الخواص چندی برون آی تا حکایت نیشخند وچشمکِ بذله گویِ مردمکانِ چشمِ این مردمِ آگاه را به صدا وسیما، به چشم خود ببینی و به خود آیی که : حقیقت این نیست که شما منحصرا به جامعه تزریق می کنید و فاصله آنچه می پنداری تا آنچه هست، از ثری تا به ثریاست.
صدا وسیما تاکنون هیچ راهی به توسعه این استان باز نکرده است ، جز گوشه نشین کردن خلاقیت های ما. ره آوردِ عُزلت نشینی ی نخبگان ومتخصصانِ ما، انزوای ما در ایران است. حال، ما را چه سود از بودِ خود، که تا بوده ایم جز حسرت ودرد چیزی به نام خود قباله نکردیم و فرصت حضور در سطری از تاریخ معاصر هم نیافتیم. ما خود هم صدای یکدگر بودیم وهم سیمای خود را در آینه اعتماد خود می دیدیم، صدا وسیمای شما را به چند؟؟. اکنون این تاریخ است که بهتر ازهر بوق وکرنایی ماهیت ما وشما را برملا می کند. ما وارثِ زنده بودن هایِ سخیف و اندام هایِ نحیف شده ایم. فرهنگِ واژگون، هنرِ ناهمگون، ادبیاتِ خاموش، اجتماعِ مدهوش، سیاستِ بی تدبیر، مدیرانِ نامدیر و…. این است حاصلِ رنجِ نیاکانِ ما، که از دهکده ای استانی ساختند و واکنون، افشارنیا ما را از سرزمینِ بوستان به درّه هایِ باستان رهنمون می کند اما ما کهنه تباریم و با ” کهنمه نافهمی ” مهربان نخواهیم بود.
آقای افشارنیا!
اینجا استان کهگیلویه وبویراحمد ست. اینجا سرزمین مناعت طبع و تکثر و آزادیخواهی است. ما نان بلوط خوردیم تا دست به سوی خزانه ی دیکتاتور دراز نکنیم. ما انقلاب کردیم و برپایِ خود ایستادیم وایستاده ایم تا درمقابل تاریخ و آیندگانِ خود شرمسار نباشیم. شما را به خواندن تاریخ این استان سفارش می کنیم تا بدانید جایگاهی که الان دارید مدیون گذشته وحال این مردم است و لاغیر. شک نکنید اگرعنانِ انتخاب به دست مردم ما بود هرگز چون شمایی براین صندلی تکیه نمی زد.
سِزَدَم چو ابر بهمن که براین چمن بِگریَم طرَب آشیانِ بلبل بنِگر که زاغ دارد
از مردم استان به خاطرِ خطاهای خود عذرخواهی کنید چون صبر را هم، طاقتی است محدود، که اگر به سرآید شاید به کمتراز رفتن شما از این استان قانع نشود.
زنده یاد احمد شاملو- شاعر معاصر- شما را ، اندیشه تان را، ساختارتان را در یک شعر به تصویر کشیده است:
آنکه دانست، نگفت ، وآنکه می گفت ، ندانست!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کهن سرزمین علم می‌گه:

    گذر تاریخ روشن ساز ابهامات این دوران تاریخ ماست چرا که اشخاصی را خود بزرگ کردیم جای دادیم واز قبال سایه سار خودمان در دلهای خودمان جای دادیم .فراموش نکنیم هدف ما همان هدف رسیدن به حق تعالاست ولا غیر .
    نان را خدا میدهد نه شعار وحرف که از دهان اشخاص کوتاه نظر بیرون میزند .
    لطفا هر شخصی اول خودش را اصلاح کند بعد برای جامعه نظر بدهد واز پریشان کردن احوالات جامعه ای آشفته .اجتناب کند.

  • ناشناس می‌گه:

    ای ول به این نقد

  • تولد می‌گه:

    صدا و سیمای ایران جایی است که ..

    دختره به باباش میگه : تولدت مبارک..

    بعد میره مامانشو بوس میکنه … !!!!

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
    خخخخخخخخخخخخخخ هههههههههههههههههههههههههههه
    باید گریه کرد به حال این صدا وسیما

  • حافظ می‌گه:

    یعنی اینقدری که صدا و سیما داره شبکه ی {نسیم} رو پخش آزمایشی میکنه …
    ناسا شاتل رو که میخواست بفرسته فضا، آزمایش نکرد

    صدا وسیمای دنا دیگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    جمش کن بنداز تو بشار تا اب ببره

  • مهمان می‌گه:

    دقت کردین همه مجری های صدا و سیما دوست دارن

    بیشتر در خدمت مهمان برنامه باشن

    اما وقت برنامه این اجازه رو بهشون نمیده ؟
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  • فوتبالیست می‌گه:

    از نظر صداسیما تیم ملی سه حالت بیشتر نداره :

    برد مقتدرانه

    مساوی ارزشمند

    باختی که چیزی از ارزش ما کم نکرد!!

  • نوه می‌گه:

    نوه عمو یادگارم نشدیم پشتمون گرم باشه یه کلیپ بدیم صدا سیما بیشتر از سرود ملی پخشش کنه !!!!!!!!!!!!!!!!
    حیف که پشتم سرده!

  • شاعر می‌گه:

    اگر امشب از حوالى دلم گذشتى ، آهسته رد شو …
    دلتنگى را با هزار بدبختى خوابانده ام

    درخشی عزیز و با احساس.نشان از غیرت داشتی و داری.ما دلتنگ فاصله خود با خدا نیستیم. ما لشکر شکست خورده در جنگ های زرگری سیاسیون شده ایم.
    اری چنین است برادر

  • حافظ می‌گه:

    ادبیات محکمی داره
    احسنت

  • هنرمندان می‌گه:

    ای استاندار ضعیف و قوم گرا
    اگر یک ذره ذوق هنری-فرهنگی داری
    این مدیر صدا وسیما را عوض کن
    از طرف هنرمندان

  • لبریز می‌گه:

    ما لبریز از حکایت های تلخ و بیکران های دردیم.
    سپاس روح اله درخشی

  • من وما می‌گه:

    تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.

    تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی.

    تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است.
    تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است.

    تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران

    تو را این خشکسالی های پی در پی

    تو را از نیمه ره بر گشتن یاران

    تو را تزویر غمخواران ز پا افکند

    تو را هنگامه شوم شغالان

    بانگ بی تعطیل زاغان

    در ستوه آورد

  • راوی دنا می‌گه:

    از استاندار محترم بپرسید:
    ۱٫ جایگاه جوانان اصلاح طلب که تاکنون تاوان داده اند کجاست وچرا توجهی نشان داده نمی شود.
    ۲٫ چرا مدیران ضعیفی به کار گمارده است که مایایه رسوایی اصلاح طلبان شذه اند؟
    ۳٫ چرا …………….. نمایندگان مجلس است و خود استقلال فردی هم ندارد و هیمنه دولت را با ندانم کار وبی تدبیری خود شکسته است؟
    ۴٫ چرا مشاور مطبوعاتی اش از مدیران سایتهای چون سایت استان یا کبنا نیوز که از تمام اخبار روز ایران وجهان مطلعند نیست؟
    ۵٫ چرا با اصلاح طلبان مشورت نمی کند. حالا یه عده را تندرو می داند چرا با معتدلین اصلاحات مشورت نمی کند؟
    ۶٫ چرا استان ما با این محرومیت فزاینده هنوز نتوانسته است که رییس جمهور را به استان بیاورد؟ از بس ایشان ومدیرانش نا کارامد هستند رییس جمهور دل خوشی از اومدن به این استان ندارد.
    ۷٫ چرا هیچ مدیری از ندانم کاری مدیران گذشته وضعف های بیشمار انان حرفی به زبان نمی اورند؟ چون خود از بس ضعیف اند
    و…….

  • علی بابا می‌گه:

    کجاست شیر دلی کز دام بلا نپرهیزد

    شجاعت درخشی مثال زدنی است.

    استاندار یه فکری بکن به حال این مدیریت زار و نزار استان. اهای تاجگردون تو بیا یه کاری کن برای این بویر احمد. بهرامی کجایی که داداشتو کشتند!!!!!!!!!!!!!
    ای وای از دست زارعی ضعیفو. هی ووی از دست برگواری..

  • تاج زاده می‌گه:

    بر قلمت بوسه
    بر تفکرت درود
    افتخار همنشینی با شما بزرگ مردان بویر احمد بر من غیر لر همین شجاعت شما در کلام و رفتار است
    هم استانی شما
    گچساران

  • خسته می‌گه:

    تپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته
    رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد

    ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!

  • لاما می‌گه:

    درررررررررررررررررررررررررود بر شجاعت درخشی

    ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم
    همراز عشق و هم نفس جام باده‌ایم
    بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند
    تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

  • لودابی می‌گه:

    فاتحه ما را باید خوان. استاندار ومدیرانش چیکار می کنند؟ سهم ما از نفت کجاست؟ زارعی همش دنبال فاتحه خوانی است.
    درخشی جان!

    فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
    لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان
    آنکه به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
    گو نفسی که روح را می‌کنم از پیش روان

  • مهدی می‌گه:

    صدا و سیمای استان سالهاست که با برنامه های بی روح و کم بیننده هیچ کمکی به فرهنگ این استان نکرده است.

  • سعید فرخ نژاد - لنده می‌گه:

    درود بر درخشی ، شاعر خاموش وگمنام ما

    چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری
    در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و “خنده بازار”ی

    جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده

    جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده

    اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم

    و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم

    آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب

    بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب

    همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی

    بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی

    مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد

    مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و “هویدا” شد

    دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن

    بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن

    یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار

    بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار

    شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات جدید

    مرد باید که حرف حق بزند / هرکه “عاش سعید مات سعید”

  • قزوه می‌گه:

    درود بر درخشی اصلاح طلب

    خوب زدی به هدف برادر.یکی نبود این صدا وسیما را بنشونه سرجاش. هر نقدی را سیاسی می کنند.بابا کار صدا وسیما از اساس خرابه.

    ملا سوار خر شد گفتند این سیاسی ست
    بایرامقلی پدر شد گفتند این سیاسی ست

    در داستان گلعنبر نُه بار بچّه زایید
    نُه تا همه پسر شد گفتند این سیاسی ست

    دل می خورند و قلوه خوبان شهر با هم
    تا شام ما جگر شد گفتند این سیاسی ست

    هنگام آب خوردن دستم به مانعی خورد
    لیوان ما دمر شد گفتند این سیاسی ست

    یارو قمر قمر گفت گفتند بی خیالش
    تا ماه ما قمر شد گفتند این سیاسی ست

    دانشجویی ز کرمان از بخت بد هنر خواند
    یک روز باهنر شد گفتند این سیاسی ست

    یک چشم عمه چپ بود گفتند اجتماعی ست
    بابا بزرگ کر شد گفتند این سیاسی ست

    اشتر جملچه زایید گفتند این عجیب است
    گاو حسن بقر شد گفتند این سیاسی ست

    گفتند اعتراضات کار برنج هندی ست
    کوبا پر از شکر شد گفتند این سیاسی ست

    روزی کنار دریا موجی عظیم آمد
    شلوار شیخ تر شد گفتند این سیاسی ست

    در فوتبال روزی دروازه بان زمین خورد
    دردش که بیشتر شد گفتند این سیاسی ست

    عطّار نسخه ای بست گفتند شبهه ناک است
    خیّام کوزه گر شد گفتند این سیاسی ست

    شاعر به فکر افتاد مردن چه چیز خوبی ست
    آماده سفر شد گفتند این سیاسی ست

  • نیکزاد می‌گه:

    امان از سوء مدیریت در این استان. درخشی چه زیبا گفته است” ما وارثِ زنده بودن هایِ سخیف و اندام هایِ نحیف شده ایم. فرهنگِ واژگون، هنرِ ناهمگون، ادبیاتِ خاموش، اجتماعِ مدهوش، سیاستِ بی تدبیر، مدیرانِ نامدیر و….

    من که بغض کردم با این جملات. درود بر درخشی ودر خشی ها.

  • مخاطب می‌گه:

    از سایت استان و جناب آرام بابت سانسور نکردن تمام مطالب خوب متشکریم. خسته نباشید ارام عزیز

  • تارزان می‌گه:

    این زمین تشنه بی آب است ، سیرابش کنید
    آسمان خسته بیدار است ، در خوابش کنید

    سهم این دریا دگر موج و نسیم و ابر نیست
    غرق در طوفان ظلمت ها چو گردابش کنید

    چهره ی مهتاب شب هایم پر از زخم شماست
    چهره ی غمگین من را هم چو مهتابش کنید

    این ندای درد من در گوش دوران می دمد
    تا ابد حتی اگر بی رنگ و بی تابش کنید

    میرسد یک روز نوری از پسِ ابر سیاه
    گر توانی نور را با هاله ارعابش کنید

  • لر می‌گه:

    پایتخت طبیعت ایران
    غرور و غیرت
    ظلم ستیزی
    دنا
    بلوط
    لا لای مهر مادری
    هی هی صبحگاهان پدری
    و هزاران کلمه پر مفهوم برای لر
    تا چه حد لر مظلوم شده که هر کسی ( افشارنیا ) به خود اجازه می دهد که توهین کند به این قوم
    آقای درخشی
    خود نوشته باشد یا کس دیگری
    کاندید مورد علاقه اش بهرامی باشد یا هدایت خواه
    بی سواد باشد یا با سواد
    پیر باشد یا خردسال
    همین که نوشته و از شخصیت خود و هم استانی هایش دفاع کرده تا هر کسی ( افشارنیا ) به قومش بی احترامی نکند جای بسی تامل دارد.
    بهتر است فراموش نکنیم که فرای راست و چپ بودنمان لر هستیم و نباید اجازه دهیم هر کسی ( افشارنیا ) به این قوم توهین کند .
    تا دیگران آگاه شوند که فرزند کوهستانیم و از نسل باران
    و به خود اجازه ندهند که دست درازی و زبان درازی بکنند/.
    (اوستا)

  • شیتال می‌گه:

    بسیارزیباوباتحلیلی کارشناسانه مطالب را به سوی هدف با نشان قلم اشنا ساخته واگاهانه شلیک وازه نموده ای.کاش افشاری که خود از ایل بزرگ قشقایی است به خود باز اید .البته اگرتعمدا به این مهم و به جبران حنا و.سرتاختن به اعتبار نداشته و..نکرده باشد

  • عليرضا می‌گه:

    در شهری که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری آنجا محبت جستجو کردم
    آقای افشار نیا باید استعفا دهد و آقای استاندار باید در رسانه بصورت پخش زنده از مردم عذرخواهی کند و دلیل این کارو توضیح دهد….
    واقعا برای تمام کسانیکه در راس کار هستند و بقولی مسؤل هستند و اینگونه با احساسات مردم بازی میکنند متاسفم….

  • اميررضا می‌گه:

    حقا که حق گفتی… هم استاندار ما ضعیف است و هم مدیران نا کار آمدی همچون افشارنیا لایق این جایگاه بسیار مهم نیستند….
    احسن بر جناب درخشی که حرف دل مردم را خیلی ساده و بی ریا نوشتی

  • سيد می‌گه:

    سلام
    واقعا باید به حال مردم این شهرستان گریست”ناتوانی مدیریتی یعنی ظلم در حق مردم

  • ناشناس می‌گه:

    واقعا دستت درد نکنه که حرف دل نسل بویراحمد اصیل را زدی .

  • ملا می‌گه:

    بسیار زیبا ،به جا منطقی وبه موقع بود

  • راز پنهان می‌گه:

    مرا چه به صدا وسیما؟
    اگر افشارنیا استعفا ندهد ما به زور بیرونش می کنیم. چرا ایشان کمر به مبارزه با مردم ما بسته است؟
    ما از استاندار میخواهیم که در این مورد اقدام کند.
    ما از اصلاح طلبان می خواهیم که ایشان را بیرون کنند.

  • مطلع می‌گه:

    شما سالهای قبل کجا بودی که ایلامیها این صداو سیما را به …کشانده بودن حالا که یک انسان اشنا به رسانه امده همه برای ما رسانه شناس شدن

  • mohammad می‌گه:

    به نام الله

    نقد بسیار زیبایی و روانی بود. سخنی ک از تمام درد استان ما گفت. افشار نیا باید در یک برنامه زنده تلوزیونی از تمام مردم استان عذرخواهی کند. یا استعفای خود را اعلام کند. روح مردم استان جریحه دار شده. این هم مدیر کل نماینده و استاندار عزیز ک در یک برنامه زنده عقده گشایی کرد

  • soltan می‌گه:

    درود بر پایتخت طبیعت ایران
    جناب اقای درخشی بنده ب عنوان یک جوان بویراحمدی ب وجود جوانی نخبه و اگاه همچون شما افتخار میکنم. با تمام وجود از شما تشکر میکنم. هر از چند گاهی نقدهای منصفانه شما سبب ایجاد روحیه مضاعف و امیدی برای راه روشن فردا برایمان ایجاد میکند. ای نکته ک شما فرمودید( رسانه ای که باید خانه ملت باشد وحرمت ملت نگه دارد) این جمله همان معنای نمک خوردن و نمکدان شکستن را دارد. بی شک هیچیک از مردم استان ما تاب و تحمل چنین حرفای توهین امیز و خارج از عرف افشارنیا را بر نخواهند تافت.
    من اله توفیق

  • سفلی می‌گه:

    درود بر آقای درخشی که حرف دل ما را گفتی،امیدوارم مسئولین کشوری به دلیل کمترین پیشرفت در حوزه صداوسیمای استان در سیاستهای خود تجدیدنظر اساسی بنمایند

  • نادی می‌گه:

    جونم من ددستت درخشی. افشارنیا باید استعفا بده. استعفا استعفا استعفا

200x208
200x208