تاریخ درج خبر : 1393/11/12
کد خبر : ۴۴۰۷۷۵
+ تغییر اندازه نوشته -

«جهان نغمه و موسیقی»

سایت استان: سیمین طاهری بویراحمدی

بنام یزدان پاک
براستی که جهانِ نغمه و موسیقی حد و مرز نداشته و ندارد. به گمانم زبان آهنگ و آواز تنها زبانی است، ‌که همه انسانها از هنگام تولد ، یعنی از گهواره تا گورآن را فهمیده ومی‌فهمند . یقیناً با گوش کردن به آرامش خیال و به راحتی جان می‌رسند.
هر جا که زبان از سخن گفتن منع گردد ، او آزادانه سخن آغاز می‌کند.
هر جا که پا از رفتن ناتوان گردد ، او بال می گشاید و آزادانه و رها به سراسر دنیا پرواز می‌کند. موسیقی اشعه‌ای یا شعاعی از نور روح بزرگ انسان است. چه پیچیده و چه ساده ، به هر سو که می تابد جهان روح و روان انسانی را منور و شاد می‌سازد.
در این نور نگاه گرم ، محبت آمیز و دست نوازش را می‌توان احساس کرد.
به هر حال موسیقی و نغمه‌های زادگاهم ، گر چه نسبت به سبک‌های امروزی ساده وکهن به نظر می‌آیند. اما برای من دارای روحی واقعی و همچنان نو هستند.
آنها گاهی چون شعله‌های فروزان ، خارستان ریاکاران را به آتش می‌کشند.
یا چو سیلابی بناهای ظلم را می‌ لرزانند و حتی ویران می‌کنند.
و گاه چون نسیمی ملایم ، نرم و لطیف لابلای گیسوان سبز گندمزار می‌پیچند.
مخصوصاً هرگاه که آقا سهراب سر به سوی آسمان بلند می کند ، همچون آوای افسانه‌ای شیخ علی مراد نغمه‌ی یار یار را بلند وآسمانی ، زیبا و دلنشین سر می دهد. خدا می داند که در روحم چه غوغایی برپا می‌گردد.
انگار در تار تارِ ابریشم نغمه‌اش رازی و داستانی نهفته است. براستی او انگار این نغمه‌ها را از اعماق تاریخ از گذشته‌های ز یاد رفته ی نیاکانم همچون آب زلالی ، قل قل ، آرام آرام به سطح زمین آورده تا موج در موج اندازد. حلقه حلقه ، جویبار جویبار را به رود ، رود را به دریا روان سازد و به دنیای نو گره زند و پیوند دهد.
سعی دارد که ذهن مردمش را به تجسم وادارد.
آواهایی که هر یک داستانی از زندگانی، زنده بودن، امید، جوانی، رحم، عشق و مرگ هستند.
با شنیدن آنها به رنجها و غمهایی که شایسته‌ی انسان ، انسانی که عمرش به این کوتاهی است ، نبوده و نیست ، پی می‌بری!.
حتی می توان آروزها را حس و تجسم کرد.
آوازهایی که بیشترشان فریاد و هوار هستند. یکی از بهترین هنرهای انسان که توانسته دردها، رنجها، زخم دلها ، جمله ظلمهای ناروایی را که برخود و مردمی به ناحق روا رفته یا آرمانهای که دوست داشته و نتوانسته به آنها دست پیدا کند ، همه را، همه را با آهنگ ، کلام و آوای جان بخش بخواند و فریاد بزند. تا فریادش، فریاد انسانی‌اش را بالاتر از نوک قله‌های کوهستانها ، بالاتر از اوج پرواز عقابها به کمال برساند.
احساس می‌کنم همه هنرمندان مخصوصاً آنان که می‌خواندند یا موسیقی می نوازند ، در رویاهایشان خود را به خدا پیوند زده و می‌زنند. هر گاه به آواز یار یارِ آقا سهراب و به نوای نی سید امرالله گوش می دهم ، چشمانم را می‌بندم و تجسم می کنم.
تصویری شبیه رقص ، رقص درختان سپیدار در فصل خزان که نسیمی ملایم برگهای قلبی شکل سبز، زردشان را ،آرام آرام ، لرزان لرزان ، لغزان و رقصان برفرازکوهسار، بر پهنه اطلس آبی ، آبی آسمان بی‌کران پراکنده می کند.
انگار که صدها پری زرین بال با طنازی بال گشودند ، پرواز کردند ، اوج گرفتند و در میان امواج نور غوطه خوردند. با دل و جان غرق در نورجام ، جام نور سرکشیدند و مست گشتند. مستی با شکوه شان، وَه چه زیبا هشیار بودند، بازهم هشیارتر شدند.
با شنیدن آوای نی نصرالهی و آواز یار یارِآقا سهراب باز به یاد می آورم ، تجسم می کنم قله های گستاخ، آسمانبوس کوهساران را
مخمل سبزگندمزاران ، دشت های مملو از گوهرهای الوان گلزاران را
پیچ و تاب نرم شعله‌های لرزان اجاقها را
رقص نیایش وار، سماع گونه دختران ایل را
سرزمین محبوب مادری
یاد، یاد دوستان یک جان در دو کالبد را
رستن شقایقها یا تلالوی خونهای پاکِ معطر عزیزان پاشیده بر بوم خاک را
آسمان، مهتاب، خورشید، ستارگان، ابرها، باران و باران را
لحظه، لحظه‌های خاطره‌انگیز، به یادماندنی قوم مان.
تحمل فشار اندوههای جانکاه که از صخره‌ها سنگین‌تر و براستی از سیلابها کوه شورتر.
شادی‌ها، امیدها و راز جاودانه بودن را
بی‌گمان همواره آواها، نغمه‌ها جاودان بوده و خواهد بود.
قوم ما با نوای نی و آواز یار یار، مستُم مستُم و دی بلال همزاد بوده و هست ، آنها تنها پیوند و بیانگر جاوید گذشته و آیند ه قوم ماست.
حقیقت نمی‌دانم ، دوست داشتن است یا دیوانگی ، به هر حال آدم‌های مثل من هم کم نیستند.
هر گاه به محل یا مکان زیبا و دیدنی ، مخصوصاً تاریخی پای می‌گذارم در دل آرزو می‌کنم ، ای کاش آنهائیکه دوستشان دارم و در نگاهم هر یک از آنها چو ن ستاره ای درخشان در این دنیای ظلمانی می‌درخشند ، الان اینجا بودند ، ای کاش.
نمی‌دانم چرا وقتی به دیدن مسجد شاه (امام) در میدان نقش جهان اصفهان می‌روم ، زیر آن گنبد مینایی دست ساخته و معجز ه اندیشه پاک ، خلاق و خداگونه هنرمندان هموطنم می‌ایستم ، یک دفعه برای همه عزیزانی که دوستشان دارم دلم تنگ می شود و به یاد جای سبزشان با آوای بی‌رنگم که بی رنگی هم خودرنگی است ، با همراهی نم نم ، باران اشکم می‌خوانم . چون نمی‌توانم گُنگَه گریه کنم ، می‌خوانم
… برای برادرم آقا سهراب شفیعی شریف و مهربان ..

[۱] – گنگه: بدون صدا: گنگ: لال

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • قلم زبان و بیان عقل و معرفت انسانهاست . قلم بیان کننده فکر و اندیشه و شخصیت صاحب قلم است . قلم زبان دوم انسانهاست .

  • شهرام جمشیدنژاد گفت:

    سلام بی بی :: هرآنچه از دل برآید بر دل نشیند . گفته های شما مانند نوای بهمن علا الدین که شنونده را به لالی وآسماری وچهارلنگ وهفت لنگ می برد مارا به درون ایل وایلیاتی می کشاند.ایلی که صدای سرنای باشی ازش نمی آید. وجای آن را چیز دیگری گرفته .که به جای پرواز کردن به سوی ایل از آن فرار می کنیم. ممنون .احسنت بانو

  • سیمین طا هری گفت:

    سپاس فراوان از محبت همه شما بزرگواران گرامی

  • غریب پور افشین گفت:

    سلام به محضر محترو کی عطا طاهری و خانواده گرامیشان که از افتخارات استانمان میباشند .

  • ناصرطبیب زاده گفت:

    وصف بی نظیر ,تجسم احساس بودن ها! یاد بوی جوی گرمسیر وسردسیر
    تلالو وار وخورشد وش اسمان ایلمان را افتابی نمودی. با سپاس فراوان

  • عارف نگين تاجي گفت:

    درود سیمین بانو ، زیبا و سرشار از احساس بود ، به راستی چه زیباست اینگونه نگریستن به موسیقی و طبیعت و چه زیبا توصیف کردید پیوند موسیقی مان با طبیعت مان که ریشه هایی در هم تنیده و ناگسستنی دارند . شما نیز همانند پدرتان قلمی حماسی و سلیقه ای حماسی دارید همچنان که از صدای حماسی اقا سهراب میگویید و نی شکوه گرِ نصراللهی را ستایش میکنید .

  • سعیدبخشوده گفت:

    مانند همیشه زیبا و دلنشین بود سپاسگذارم.جا دارد یادی کنم از دوست عزیز اقا سهراب شفیعی که تنگ نظران هنرش را نپسندیدند و صدایش که سرشار از احساسات و امید است را نگذاشتند به روح ما جلایی دهد .و درود برسید امرالله عزیز و دوست داشتنی

  • دوهنده گفت:

    بسیار زیبا و دلنشین

  • جهانگیر ایزدپناه گفت:

    ای یاد آور سرزمین کوهسار ها و نغمه ها، سخن از دل ما می گویی

  • [جهانگیر ایزدپناه گفت:

    ای یاداورسرزمین کوهسارها ونغمه ها ، سخن از دل ما می گویی .

200x208
پربازديد
200x208