تاریخ درج خبر : 1392/05/05
کد خبر : ۴۴۶۰۵
+ تغییر اندازه نوشته -

«طعم مدیریت در آموزش و پرورش »

سایت استان: سعدی جهانبین

(اصل مطلب با عنوان ” طعم مدیریت در آموزش و پرورش شهرستان بویراحمد” می باشد)
*شاید شنیده دانسته و یا باور دارید که می گویند مدیریت هم علم است و هم هنر، هم توانایی است و هم ذوق
*شاید شنیده دیده و یا باور دارید که می گویند فلانی یک مدیر ذاتی است یک مدیر مادرزاد با ذوق و خلاق
و حتماً با من هم نظرید در این مطلب که تنها علم صرف و توانایی مبتنی بر داده های صرف علمی تضمین کننده توفیق یک مدیر و تأمین کننده اهداف نهایی و مطلوب یک سیستم و سازمان نیست .
آری داده های علمی موجود در متون آکادمیک تنها مواد خامند و لازم اما ناکافی و آنچه معلول را کن فیکون می کند علت تامه است و براین اساس عقلاً و منطقاً و بر اساس یافته های تجربی موجود می توان پای این گزاره مقاومت کرد که برای پیدا کردن مدیر توانمند داشتن صرف تحصیلات دانشگاهی و یا فارغ التحصیل رشته مدیریت بودن نمی تواند ملاک عمل قرار گیرد خروجی دانشگاه آنهم دانشگاه امروز ما عمدتاً تنها نیروی انسانی دارای بر اطلاعات و مواد خام مدیریت است. نه یک دانش آموخته اقتصاد صرفاً یک تاجر و سرمایه دار خوب نه یک دانش مدیریت خوانده یک مدیر موفق خواهد بود .
چرا که همانطوری که در سطر قبل آمد توانمندی علمی و دارا بودن اطلاعات مدیریتی لازم اما ناکافی است و محل نزاع و مرکز نقل یادداشت پیش رو از همین نکته آغاز می شود چرا که چنانچه موادخام نه تنها کفایت می کرد کشورهای جهان سوم و بخصوص خاورمیانه اکنون باید ده اقتصاد برتر و شکوفای جهان را دارا بودند که بیشترین موادخام صنعتی و منابع روزمینی و زیر زمینی جهان در این منطقه واقع است.
این نقطه و نکته ممیزی و برتری بخش و عامل توفیق یک مدیر و یا مدیریت است همان که در ابتدای مطلب از آن به مدیریت ذاتی خلاقانه، تحلیل¬گر و با ذوق یاد کردم و در تعریف ابتدای مطلب برای معرفی اش کلید واژه هنر و ذوق بکار بردم بسیار بر واضح است که داده های علمی و اطلاعات صرف که از آن به عنوان مواد خام یاد کردیم به پردازش و تحلیل نیاز دارند . کشف ارتباط داده ها و تحلیل آن ها و نهایتاً نتیجه گیری و تصمیم گیری و کنش و واکنش مدیریتی پس از آن نیاز به ذوق دارد نیاز به هنر دارد. هنر پردازش و هنر شناخت : شناخت جامعه در حوزه مدیریتی مربوط و هنر تشخیص دقیق نیازمندیها و موانع سر راه موفقیت مجموعه، ذوق تحلیل هوشمندانه اولویت ها و نیازها و بخصوص در حوزۀ روانی و معنوی
با استدلال تأکید و استحکام نگارنده حقیر معتقدیم که هنر تحلیل اطلاعات و یا ذوق و خلاقیت تحلیلی بحصوص در جامعه مذهبی عاطفی، فرهنگی ما حلقه گمشده مدیریت در استان ما در عموم حوزه های مدیریتی است.
اگر چه شاخص خط و باند سیاسی در یکسال اول تغییر دولتی و عشیره و طایفه و خویشاوند سالاری در سه سال بعد فرهنگ نهادینه شده ای در انتخاب مدیران است اما اگر چشمهایمان را براین عوامل ببندیم مدیران پس از انتخاب عمدتاً فاقد ذهن خلاقانه در تصمیم گیری هستند و در تشخیص نیازهای نرم افزاری و فرهنگی و توانایی ارتباط روحی روانی و با زیر مجموعه ، محیط و جامعه هدف عمدتاً ناتوان و بیگانه اند.
و اما با ذکر نکته ای دیگر به سراغ مصداقها رفته و فارغ از عرفی که برنوشتارهای ژورنالیستی مرسوم گردیده و درست و غلط بودن بر من مستور است به معرفی مدیری خواهم پرداخت بی ادعا آمد و بدون هیاهو آنچنان باظرافت و پختگی مدیریت کرد که یاد خود را سانه کارکرد و خود را مصداق بارز این جمله نشان داد که می گویند « بعضی ها وقتی می روند یاد خود را می برند اما بعضی ها وقتی می روند نام و یادشان را با خود می برند اما بعضی خود می روند ولی نام و یادشان جادوانه می ماند.
نکته اول : جامعه ما و بخصوص در استان ما مردم شریف کم توقع دین مدار و عاطفی اند و اگر یک بررسی علمی میدانی و روانشناختی از مراجعان به مسئولین سازمانها و نهادها صورت گیرد خواهیم دید که هر مسئولی با این مردم و هنگام مراجعه انان به تکریم شخصیت آنان محبت کنید به آنان مهر بورزد و خود را تافته جدا بافته از آنان ندانسته مردم او را از جنس خود بدانند حتی اگر خواسته آنان عملی نشود ناراحتی نیستند و در جواب آنان عمل انجام گیرد دیگر و ناراضی نیستند چرا که برای مردم شریف ما احترام و محبت و انسانیت است .
نکته دوم : آنچه که هدف حیاتی و غایی و بهایی این یاداشت است اینکه مدیریت در هر سیستم و سازمانی با مدیریت در آموزش و پرورش بسیار متفاوت است و یک مدیر موفق در سایر دستگاهها الزاماً نمی تواند در اموزش و پرورش با جامعه هدف فرهنگی (معلم + دانش آموز + اولیا ) موفق باشد چرا که فقط یک معلم از جنس خود معلمان یا بینش بصیر و دارای قدرت شناخت و درصد پختگی بالا و وقار متواضعانه می تواند موفق بود و در پایان کارش توافق و رضایت جامعه فرهنگی را کسب نماید. اگر معلمی عشق است که چنین است مدیریت بر معلم نیز باید عاشقانه باشد. دفتر و دستک و غرور و خشک مخصوص مدبران سایر سازمانها و یا نهادهای بخش خصوصی …….. در آموزش و پرورش نتیجه معکوس دارد معلم که عاشقانه و بدون محاسبه هزینه ، فایده کاسبکارانه، همه مشکلات مادی و معنوی خود را در پشت در کلاس به زمین نهاده وارد کلاس درس شده و همه داشته ها و انرژی اش را صادقانه در طبق اخلاص می نهد باید همه آن مشکلات مادی و معنوی و دردهایش را نه پشت در مدیر در که بدون مانع روی میز مدیر دستگاهش بگذارد و یا برای حل آن چاره جویی نماید .
می گویند بعضی ها عشق مدیریت دارند و بعضی ها مدیر عاشق . بگذارید تابوی نام نبردن قبع کاذب عدم تعریف از یک مدیر موفق را بشکنم چرا که نه تعریف و تمجید از یک مدیر بلکه ارائه الگوی مدیریتی موفق در جامعه اسلامی بخصوص مدیریت در آموزش و پرورش به عنوان نهاد تربیتی و انسان ساز به افکار عمومی است مدیریت آقای عظیم صالح پور مصداق مدیر عاشق و دوره مدیریتی اش یکی از ماندگارترین دوره ها در ذهن جامعه فرهنگی بوده و خواهد بود در واقع مدیر محترم سازمان آموزش و پرورش چه تصادفی با خط و باندی و یا به هر دلیلی انتخاب و انتصاب نموده است باید به این انتصاب خود ببالد و مفتخر باشد، مدیریت حکومت کردن بر کارکنان و سیستم نیست بلکه نشستن بردلها و قلبهای کارکنان و جامعه هدف است . او بردلها نشست با دلها در ارتباط برقرار کرد و محصول بر آیندش رضایت نسبی جامعه فرهنگی از مدیریت او در آموزش و پرورش شهرستان است.

عظیم صالح پور

عظیم صالح پور

اگر چه ممکن است مدیریت مذکور در مقایسه شاخص های سخت افزاری نظیر درصد قبولی ساختمان سازی، مدرسه سازی، موفقیت دانش آموزان در مسابقات مختلف، کسب مقامهای کشوری منطقه ای و … چندان شاخص متمایز نباشد اما باید بپذیریم که در آموزش و پرورش توجه به جایگاه معلم و تکریم شخصیتش اولویت و نیاز اصلی است معلم خود در کلاس درس در اوج اخلاص و صداقت است او معلم است. وکم نمی گذارد . چشمان معصوم دانش آموزان و تفکر دینی و تکلیف محور و جایگاه معنوی و غیره کاسب کارانه معلم خود معدن انگیزه برای اوست پس معلم مدیر نمی خواست سنگ صبور می خواست عزت و احترام و او این نیاز را شناخت.
راستی برای مراجعه به مدیر آموزش و پرورش گرفتار مانع تراشی رئیس دفتر و دستک و جلسه دارم های معمول مدیران شده و کدام وقت و مکانی برای معلمان به ارتباط با مدیریت فعلی محدود بود؟
به قول شاعر:
تا ابد معمور باد آن خانه که از خاک درش / هر نفس با بوی رحمت می ورد باد یمن
او به درستی فهمید و می دانست که ماشین مدیریت در آموزش و پرورش با سوخت مهر و چرخ همدلی و همزبانی قادر به حرکت رو به جلو و موفق است . مدیریت آموزش و پرورش با معلمان بود نه بر معلمان.
ای بسا هند و ترکی همزبان / ای بسا دو ترک چون بیگانگان
خلاصه اینکه بعضی ها مدرک مدیریت دارند و بعضی ها درک مدیریت، بعضی ها رنگ مدیریت دارند و بعضی ها طعم مدیریت او طعم مدیریت دارد.
رنگ پاک شدنی و رفتنی است اما طعم، ماندگار و تا همیشه در ذائقه ها جاودانه خواهد بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهرداد می‌گه:

    تشکر از زحمات صالح پور
    ممنون از نویسنده خوش ذوق

  • مرادیان می‌گه:

    الحق والانصاف برادرجهانبین دستی درقلم نیکودارند.شایستگی وتعامل بالای جناب آقای صالح پوردرمدت انتصاب به راستی معنی
    کلام نویسنده راجان میدهد.

  • حسینی اینده نگر می‌گه:

    مدیری بهتر از محمدی تا بحال بر اموزش وپرورش بویر احمد تکیه نزده حاج صالح پور خوب است اما ……………………………………………….//////////

  • جعفر پارساپناه می‌گه:

    سلام
    خسته نباشید هم خدمت آقای صالح پور بخاطر چندین سال خدمت به استان
    و همچنین آقای جهان بین بخاطر مطلب زیبایشان

200x208
200x208