تاریخ درج خبر : 1393/11/23
کد خبر : ۴۴۶۷۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

هر سیستمی که فسادهای درونی‌اش افزایش یابد سرنگون می‌شود/ اساس انقلاب ایران با تکیه بر مبارزه‌ی فرهنگی و سیاسی شکل گرفت

به مناسبت ۳۶ مین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مصاحبه ای را با مهدی روشنفکر – مدرس دانشگاه – ترتیب داده ایم. این چهره ی میانه رو که سابقه ی عضویت در اولین دوره ی شورای شهر دهدشت و هم چنین فعالیت در جهاد سازندگی و به عنوان معاون فرماندار دولت سازندگی  و … را نیز در کارنامه دارند؛ جوهره و خمیر مایه ی انقلاب اسلامی را استبداد ستیزی، آزادی، استکبار ستیزی، استقلال طلبی و احیای ارزش های دینی می دانند.
هم چنین در ادامه، در توضیح این سئوال که بعد از گذشت تقریبا چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی ایران، راه های رفته و توسعه ی استان کهگیلویه و بویر احمد را چطور می بینید؛ علی رغم دیدن همه ی پیشرفت ها، این واقعیت را پنهان نمی کنند که به دلیل نعمت های خدادای و منابع  طبیعی فراوان استان، مردم ما لیاقت بیشتر از این ها را دارند. البته عامل اساسی این کم بود ها را، سومدیریت های استانی و محلی ذکر می کنند.

roshanfekr
با وجود مصاحبه ای که در ادامه می آید هر توضیح دیگری اضافه می نماید.

  • ماهیت انقلاب اسلامی چیست؟ و اینکه، هدف مردم از انقلاب کردن در سال ۵۷ چه چیزی بوده است؟ آیا بعد از گذشت ۳۶ سال این درخواست عمومی هنوز وجود دارد؟

برای فهم ماهیت انقلاب اسلامی و اهداف آن، بهترین معیار؛ نگاه به شعارهای مطرح شده در طول شکل گیری انقلاب و رهبری آن است. امام خمینی (ره) و همراهان ایشان در پی تشکیل حکومتی بر اساس باورهای دینی برآمدند و کوشیدند؛ ضمن سرنگونی حکومت طاغوت، نظام اسلامی را به عنوان جایگزین معرفی کنند. سرانجام نیز این امر مهم را با مجاهدت بسیار خود و همراهی  دیگر گروه های فعال در سطح جامعه تحقق بخشیدند. دو سخنرانی امام خمینی (ره) یکی در خرداد ماه ۱۳۴۲ و دیگری در آبان ماه ۱۳۴۳ که منجر به تبعید ایشان به ترکیه گردید، به روشنی اهداف و ماهیت انقلاب را بیان کرده است. جوهره و خمیرمایه ی نهضت امام و انقلاب اسلامی استبدادستیزی، آزادی، استکبارستیزی، استقلال طلبی و احیای ارزش های دینی بود.

در رابطه با بخش دوم سوالتان؛ باید عرض کنم که، ارزش هایی چون استبداد ستیزی، استعمار ستیزی، آزادی و استقلال طلبی همچنان خواست عمومی جامعه ما هستند. مردم علی رغم فشارها و مصائب فراوانی که در ۳۶ سال گذشته به آنها تحمیل گردید، همچنان بر این ارزش ها و اهداف اصرار دارند. بدون تردید این ارزش ها با گذشت زمان رنگ نمی بازند. برخلاف آنچه تصور می شود که بعضی از این ارزش ها احتمالا به دست فراموشی سپرده شده اند؛ به باور ما این طور نیست.  بلکه در خصوص روش های حفظ و تداوم آنها اختلاف نظرهایی وجود دارد. باید توجه داشت این گونه ارزش ها و اهداف، شناسنامه انقلاب اسلامی هستند. وگرفتن آنها از انقلاب یعنی تغییر در ماهیت و اساس آن.

  • چرایی و چگونگی وقوع انقلاب از منظر نگاه به ویژگی های خاص امام (به عنوان رهبر جنبش) و انقلابیون، به وفور مورد بررسی قرار گرفته است. اگر ما بخواهیم درباره ی دلایل بروز انقلاب از منظر نگاه به درون حکومت پهلوی و خود شخص شاه، صحبت کنیم؛ مهم ترین دلایل بروز انقلاب را چه می دانید و آیا بروز انقلاب ۵۷ اجتناب ناپذیر می نمود؟

جامعه ایران و مردم ما در طول تاریخ همواره در خصوص دین و باورهای دینی خود حساس بوده اند. اغلب جنبش ها و حرکت های اجتماعی در زمان هایی شکل گرفته اند که موضوع دین و باورهای مذهبی در میان بوده است. و اغلب اعتراض هایی که با ماهیت دینی صورت گرفته با پیروزی و موفقیت همراه بوده است. حکومت پهلوی و به خصوص محمد رضا شاه تا زمانی که حداقل در ظاهر برای باورهای دینی مردم احترام قائل بود، اعتراض و قیام آنچنانی علیه او مطرح نبود. وقتی به ارزش های دینی در قالب لایحه ی انجمن های ایالتی و ولایتی و نیز آنچه که لوایح شش گانه و انقلاب سفید گفته می شد، تعرض کرد با اعتراض و قیام گروه های مختلف جامعه و مردم به رهبری روحانیت  روبرو شد. سال ها بعد با تبدیل تقویم اسلامی به شاهنشاهی و برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله، به اعتراض و قیام مردم و نهایتا پیروزی انقلاب اسلامی سرعت بخشید.

به همه ی این ها، خودکامگی محمد رضاه شاه و هم چنین همه ی فساد های اقتصادی، اداری و حتی اخلاقی درون حکومت پهلوی را نیز اضافه کنید. ذکر این نکته نیز ضروری است که این نتیجه ی تاریخی تنها مختص حکومت پهلوی نیست. و هر سیستمی که فساد های درونی اش افزایش پیدا کند و راه استبداد در پیش گیرد، سرنوشت محتومش؛ سرنگونی خواهد بود. سرنوشت افرادی چون حسنی مبارک در مصر، قذافی در لیبی و … بهترین مصداق های این گزاره هستند.

  • برخی از محققین بر اساس آمار بنیاد شهید، این نکته را مورد اشاره قرار می دهند که در فاصله ی سال های [۱۳۴۲-۱۳۵۷] تعداد شهدای انقلاب اسلامی، اعم از مسلمان و مارکسیست، کمی بیش از ۴۰۰۰ نفر بوده است. در مقایسه با شهدای انقلاب الجزایر یا خیلی از انقلاب های دیگر، این رقم چندان زیاد نیست. به نظر شما این نجنگیدن محمد رضا شاه تا آخرین لحظه برای تاج و تختش، متوسل نشدن به کشتارهای مداوم و پی در پی و به طور کلی خروجش از ایران را ناشی از نرم دلی و رئوفت شاه می دانید یا اینکه شاه آدم ترسویی بود؟

مقایسه انقلاب اسلامی با انقلاب هایی چون انقلاب الجزایر، مقایسه ی درستی نیست. در الجزایر استعمار فرانسه حضور مستقیم داشت، و ارتش فرانسه به قتل و عام مردم الجزایر مبادرت می کرد. در ایران مردم علیه نظام و حکومتی متکی به غرب، قیام می کنند. ابزار حکومت برای سرکوبی قیام مردم؛ ارتش و دیگر نیروهای نظامی و امنیتی  بود که اکثرا از همین مردم بودند. که در موارد بسیاری حاضر به قتل و عام مردم خود نمی شدند. به همین خاطر باید گفت اتفاقا همین میزان تلفات انسانی هم خیلی زیاد است. که خود نشان دهنده ی اوج قساوت و بی رحمی حکومت پهلوی می باشد.

هم چنین در انقلاب اسلامی ایران، مبارزه ی مسلحانه ای وجود نداشته است. هر چند مجاهدین خلق و فداییان خلق برای یک مدت کوتاه به این روش مبارزه روی آوردند. اما رهبری انقلاب هیچ گاه این روش مبارزه را تایید نکردند و اجازه ی مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی را ندادند. بنابراین اساس انقلاب ایران با تکیه بر مبارزه ی فرهنگی و سیاسی شکل گرفت. که این موضوع خود نیز تا حدود زیادی در کاهش تعداد شهدای انقلاب تاثیرگذار بوده است.

ذکر این نکته نیز ضروری است که شاه به این امید فرار کرده بود، که احتمالا بازگشتی نیز در کار خواهد بود. فراموش نکنیم یک بار دیگر و در زمان دکتر محمد مصدق نیز همین استراتژی را به کار برده بود که به واسطه ی کودتای ۲۸ مرداد موفق نیز شده بود. البته این دفعه با شکست مواجه شد.

  • بعد از اتفاقاتی موسوم به ” بهار عربی ” در منطقه و سرنگونی یکی پس از دیگری دیکتاتورهای چند ساله، آیا می توان گفت که در دنیای مدرن، دیگر رفتارهای دیکتاتور گونه و مستبدانه از طرف حاکمان، غیر قابل تحمل خواهد بود؟

البته تحمل حکومت های استبدادی همیشه سخت بوده و در این روزگار سخت تر نیز شده است. اما اینکه گفته شود که دیگراستبداد ، خاصه در کشورهای عربی، وجود ندارد درست نیست. به دیگر سخن؛ باید گفت که در این گونه کشورها، کم تر حکومت مردمی وجود دارد و اغلب آنها استبدادی هستند. آنچه شما به عنوان بهار عربی از آن یاد می کنید، چندان تغییری در این گونه کشورها ایجاد نکرد و حتی وضع را در بعضی از این کشور ها بدتر کرد. البته که مردم در پی حکومت های مردمی بودند. اما عواملی چون؛ نداشتن رهبری واحد و ایدئولوژی جایگزینی مناسب و دخالت دیگر کشورها، همگی دست به دست هم دادند تا آن اهداف اولیه مورد نظر محقق نگردند.

  • شاید بد نباشد همین جا، این سوال نیز پرسیده شود، که مهم ترین تفاوت انقلاب جمهوری اسلامی ایران با این اتفاقات چند سال اخیر منطقه را در چه چیزی می دانید؟

بدون تردید مهم ترین عامل ناکامی بهار عربی، نداشتن رهبری واحد و ایدئولوژی مشخص بود. آنها فقط نارضایتی خود را از وضع موجود اعلام کردند. اما اینکه چه چیزی را باید جایگزین کنند برنامه ای نداشتند.

  • در پایان بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی، پیشرفت ها و راه های رفته را تا چه اندازه قابل قبول می دانید؟ – چه از لحاظ عمرانی و چه از منظر های دیگر- اگر در این مورد خاص بیشتر نگاهتان به مرزهای استان کهگیلویه و بویراحمد باشد ممنون می شویم.

در تشریح این مورد باید چند مسئله را لحاظ کرد: مسئله ی اول؛ تحمیل جنگ هشت ساله که طی آن بیشترین توان و انرژی کشور و جامعه، برای دفع تجاوز دشمن به کار گرفته شد. و ویرانی ها و خرابی های ناشی از آن. مسئله ی دوم؛ نتایج و پی آمد های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ناشی از این جنگ هشت ساله. سوم؛ تلاش  گروهک های مخالف نظام به خصوص در سال های نخست انقلاب و ترورهای پی در پی مسئولان و مردم عادی از جانب آنها. چهارم؛ تحریم های مختلف در طی سالیان بعد از انقلاب، به خصوص تحریم های همه جانبه در سال های اخیر.
علی رغم همه ی کم بودها، با لحاظ کردن مسائل فوق، اقدامات نظام جمهوری اسلامی؛ در مناطقی مانند کهگیلویه و بویراحمد قابل دفاع می باشد. در عین حال تاکید می کنم که  در مقابل حضور و دفاع همه جانبه مردم این استان در صحنه های انقلاب اسلامی ( که البته منتی هم نیست، چون نظام را متعلق به خود می دانند)؛ آنها لیاقت بیش تر از این ها را دارند. و مواردی چون نبود سینما در مرکز این استان، عدم حمایت از استعداد های هنری و ورزشی استان ( که نمونه ی بارزش سقوط تیم شهرداری یاسوج به دست ی پایین تر بود)، نبود مکان های تفریحی و سرگرمی مناسب برای جوانان و خانواده های استان ( با وجود همه ی زبیاهای طبیعی و نعمت های خدادی) نمی تواند قابل قبول باشد. هر چند این خلاها بیشتر متوجه مدیریت محلی واستانی است. هم چنین نبود مسولانی دل سوز و صاحب نفوذ در لایه های تصمیم گیر قدرت نیز مزید بر علت است. البته با تدوین برنامه های کوتاه مدت و میان مدت چنین مشکلاتی قابل حل هستند. هر چند برای جلوگیری از تکرار این گونه کم بودها، طراحی برنامه هایی مدون و بلند مدت چاره ی اصلی کار است.

گفتگو: نصرالدین پارسه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • گنجی پور سید فضل الله می‌گه:

    درود خدا بر روشنفکر عزیز . همینجا از دهدشت برای دوست وبرادر ارجمندم جناب آقای روشنفکر آرزوی توفیقات مشروعه وترفیعات ملزومه را دارم . درود خدا بر تک سوراران ایل تامرادی .از رامهرمز وزیدون گرفته تا لردگان وپاتاوه از تنگ انار گرفته تا طولیان وتنگ سپو وتنگ هیگون ومارگون و……

200x208
200x208