تاریخ درج خبر : 1393/11/22
کد خبر : ۴۴۷۴۳۶
+ تغییر اندازه نوشته -

«انقلاب ایران انقلابی فرا مدرن در قرن بیستم»

سایت استان: محسن یزدانی

بی تردید ورود و تأمل در پدیده ایی بنام انقلاب اسلامی ایران ، ورودی نه چندان بسیط و هموار ، بلکه بسیار سخت و دشوار خواهد بود ، چرا که انقلاب ایران بزرگترین انقلاب فرا مدرن قرن بیستم لقب گرفت ولذا باید اذعان کرد که انقلاب ۵۷ ملت ایران آرشیوی از عوامل متعدد است که آن را به عنوان نخستین انقلاب فرا مدرن عصر حاضر و به قول میشل فوکو : اولین شورش بزرگ علیه نظامهای زمینی قلمداد کرد . انقلابی که بر ایده مردم عادی متمرکز بود تا ایده روشنفکران ، همان مردمی که صبغه مذهبی و دینی ، رنگ و روی اصلی مبارزات آنها بود ، با اصلحه ایمان و شجاعت و با مشی واحد و بدون توسل به مبارزات مسلحانه در مقابل رژیمی کاملا مسلح صف آرایی کردند و خواست خود را جامه عمل پوشاندند ، انقلابی که در ان رد پایی از چین ، کوبا ، ویتنام ، فرانسه دیده نمی شود ، از کودتاهای افریقا و شاخ ان دیده نمی شود ، بلکه زلزله ای بود که آتشفشان زیر خاکستر آن مردم بودند و امروز گدازه های ان در سرتاسر دنیا مخصوصا در خاورمیانه و شاخ افریقا خودنمایی می کند و صدور ان نهادینه شده است ، انقلابی که بدست مردمی دین مدار و با دستهای تهی به اسقاط یکی از مجهزترین رژیم های عالم انجامید . انقلابی که باعث سردرگمی ناظران امروزی و بین المللی گردید ، انقلابی که قدرت در دو سویه آن ، دو جنبه کاملا متفاوت داشت ۱- در میان ملت شکلی از قدرت جوشید که در قول و فعل ، با فناوری های قدرت روز دنیا در تضاد و تعارض بود . فریاد های نیمه شب ، قلب های شکسته ، صداهای در گلو مانده ، شعارهای بر دیوار نقش بسته ، پوسترهای به رنگ خون آغشته ، جوشش اعتقادات مذهبی و…. همه و همه نماد و نمود چهره ای از قدرت شدند که همه چیز را در پای خود ذوب نمود ، قدرتی که پخش بود نه متمرکز ، قدرتی که در هر زمان و مکان برای خود منزل و مأوایی ساخته بود و بر سخت افزار نظامی رژیمی تا دندان مسلح از سر بی اعتنایی مینگریست . قدرتی که همه چیز را ویران کرد ، آدم ها را متعهد ، متحرک و متحد نمود ، دنیا را متحیر ، متعجب و متوهم کرد ، جوان ها را متحول ، متقدم ، متمرد، متدین ، مترنم ، متبسم ، متخلق ، و متبحرکرد مخالفان را متشنج ، متفرق ، متزلزل و متعذر ، و به خاری کشاند و اندیشمندان ما را متخلق ، متخصص ، و متأمل بار آورد ، دوستان ما را متعدد ، متنوع ، متمتع و متعلق و دشمنان ما را متشتت ، متشنج ، متفرق ، متضرر و متألم ساخت ، خشم عظیمی به راه انداخت که جمعه سیاه و میدان ژاله _ پانزده خرداد ۴۲ – سینما رکس آبادان ، و…..به حیرت کشاند و در هر کوی و برزن از این مرز و بوم ، مردگان و کشته شدگان و شهدا آمدند و در صف شهدای میدان ژاله قرار گرفتند ، ۲ – آن هم در مقابل قدرتی مسلح به جنگ افزار های نظامی و تسلیحاتی – دستگاه های عریض و طویل اطلاعاتی – درباریان و لاشخوران سر سپرده و سرسپردگان دل مرده ، که برای ریختن خون فرزندان این ملت نه دل داشتند و نه ابائی – پول ها ی هنگفت نفتی و ارزی – غول ها و حامیان خارجی و حاکمیتی طغیان گر و خشن و ….که این دو قدرت را کاملا در تعارض و تناقض قرار داده بود.. گفتمان انقلابی که سیاستش عین دیانتش و دیانتش عین سیاستش تعریف شده بود و سیاست ، عبادت و دیانتش کاملا در هم مدغم بود و مذهب به عنوان زبان گویای اراده و آراء و خواست عمومی شد و پتانسیلی خاص به انقلاب بخشید و مجموعه عواملی از این دست ، آرشیوی بدست داد که انقلاب اسلامی ایران را به حق بزرگترین و مدرن ترین انقلاب قرن بیستم نامیدند و قرار گرفتن انسانی بزرگ و آسمانی به عنوان بانی ، پایه گذار و پرچم دار آن ، باعث عظمت و بزرگی این انقلاب شد و آن رجل الهی کسی نبود جز حضرت امام خمینی (ره) که در دنیا مایه ی افتخار و مباهات ملت و کشور ما بوده و به حق در تاریخ اسلام بعد از حکومت پیامبر غظیم الشان اسلام و ائمه اطهار، بزرگترین عالم دینی است که از حکومت و اجرای آن سخن گفته و در مرحله ی عمل به اندیشه و اعتقاد خویش جامه تحقق پوشانده است . لذا حضرت امام (ره) اندیشمند ، فقیه ، عارف ، متفکر و بزرگ پرچم دار انقلاب اسلامی بدون شک یکی از بزرگترین مصلحان و مراجع کم نظیرتاریخ ایران و اسلام می باشند که در هیچ مقطعی از عمر پر برکت خود ظلم و بی عدالتی را تحمل ننمود و با تأسی ازپیامبر اسلام و امامان معصوم ، به تبیین حکومت اسلامی پرداخته و راه مبارزه و چهاد علیه طاغوت و استکبار را تنها راه احیاء دین و تشکیل حکومت اسلامی میدانستند . شجاعت بی نظیر و اشراف ایشان بر احکام اسلامی و موضوعات سیاسی رهبری ایشان را نزد ملت در مبارزات مسلم و روشن نمود و راه را برای پیروزی بر رژیم زمان هموار ساخت حضرت امام همه ی خطرات و بلایا را به جان خرید و ره آورد آن که انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی بعد از قرن ها حکومت پادشاهی در ایران بود به ملت ایران هدیه نمود . حضرت امام نارضایتی مردم – بی عدالتی – نفوذ بیگانگان – تصویب و انجام قوانین خلاف شرع و قانون اساسی و … را برای مبارزه علیه استبداد و ظلم حکومت پهلوی کافی میدانستند . ایشان نظریه حکومت اسلامی را تبیین و استبداد و ظلم و بی عدالتی رژیم پهلوی را شرط واجب قیام میدانستند . اگر به ریشه همه ی مبارزات ملت ایران در طول تاریخ نگاهی عمیق و گذرا داشته باشیم . کشور ایران مهد مردان بزرگی در تاریخ مبارزات سیاسی علیه حکومت های وقت استبدادی بوده و همواره از این رهگذر جان خویش را فدای اسلام – استقلال – عزت و آزادی ملت و کشور نمودند و راه چاره را فقط در مبارزه علنی علیه این حاکمان دیده اند و کشور را نیازمند اصلاح در ساختار و محتوای قوانین حاکم بر حکومت می دانسته اند . چرا که ملت ما با اصالت مذهبی، شیعه و مسلمان بوده اند و حاکمیت اسلام و دموکراسی دینی و مردمی را تنها راه اصلاح کشور می دانستند .تاریخ سراسر حماسه مردان این ملت هیچگاه بدون پشتوانه دینی و مذهبی نبوده است که این رهبران دینی همواره در کنار و حمایت قاطع ملت مسلمان ایران برخوردار بوده اند ، عالمان و اصلاح طلبانی چون آیت اله بهبهانی ، آیت اله طباطبایی ، شیخ فضل اله نوری ، میرزای شیرازی ، آیت اله مدرس ، و….که جان خود را در راه اعتلای حکومت اسلامی فدا کردند و حضرت امام خمینی (ره) به عنوان میراث دار همه این بزرگان برای اولین بار در تاریخ بعد از امامت ائمه اطهار (ع) به شکل عملی به تبیین ، اجرا و پیاده نمودن حکومت اسلامی در ایران و دنیای اسلام اقدام نمودند ، و این در حالی بود که با انقراض حکومت قاجار ، حکومت پهلوی با پادشاهی رضاخان تشکیل و همچون گذشته ، این ملت و منابع مادی و معنوی انها مورد هجمه و تاراج قرار گرفت و از ان ظلم و ستم رهائی پیدا نکردند و میراث مشروطه خواهی با استبداد رضاخانی به خاک سپرده شد ، تا اینکه دیکتاتوری رضاخان در شهریور ۱۳۲۰بنا به خواست بیگانگان پایان یافت و محمد رضاشاه راه پدر را در پیش گرفت و کشور و ملت باز زیر فشار ، ظلم و تعدی قرار گرفت .بعد از فوت آیت اله بروجردی ، اعلام مرجعیت حضرت امام برگ زرینی در تاریخ ایران و مرجعیت شیعه را رقم زد ، ایشان از همان اول در صدد ساقط نمودن رژیم و تشکیل حکومت اسلامی برامدند و محور را بر مبارزه علنی قرار دادند . امام مبارزات خود را از مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی ، اصلاحات ارضی ، انقلاب سفید شاه و… شروع و در قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ به اوج خود رساندند و امام علیه کاپیتالاسیون همه ارکان رژیم را هدف قرار دادند که منجر به تبعید امام به ترکیه و سپس به عراق و فرانسه گردید ، تا اینکه در طلیعه ۱۲ بهمن ۵۷ ریسمان و رسن سست باطل پاره گردید و با ورود ایشان به میهن جرقه حکومتی مردم سالار و دموکراتیک زده شد و ثمره سالها مبارزه و از خود گذشتگی ملتی صبور و امام ان ملت به بار نشست . اما آنچه باید اذعان کرد اینست که شخصیت امام متفاوت از همه بوده ، وی محدود و محصور به زمان و مکان خاصی نبوده و هیچگاه در مسیر اصول و فروع دیگران قرار نگرفت، خود را مقید به قید و بند ها ، جناح و باند ها ، تشکلها ، انجمن ها ، سلیقه ها …….نساخت ، تحت تاثیر افکار و نظرات دیگران قرار نگرفت علیرغم اینکه برای همه افکار و سلایق احترام قائل بود ، آنچه مسیر مردم و اسلام بود می گفت و پیاده می نمود ، بحق دردمند مردم بود و کاخ نشین و کوخ نشین برای وی یکسان بود ، هرگاه کسی را خادم می دید بکار می گرفت و هرگاه سرپیچی می کرد از کار می انداخت ، { بعنوان مثال در اولین روزهای انقلاب از دولت موقت ، و نخست وزیری بازرگان و ملی گراها تا رئیس جمهوری بنی صدر حمایت ، و بعدا رآی به ساقط نمودن همه آنها دادند } .اوحتی خود و خانواده خود را در مقابل قانون بی امتیاز می دانستند و می بینیم خانواده ، فرزندان ، و نوه های خود را از هر گونه امتیاز ، منصب و موقعیت بر حذر می دارند و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند شخصیتی مثل مرحوم حاج احمد اقا که نزدیکترین و شبیه ترین کس به ایشان بودند ، اسلام شناسی فاضل ، متدین و سیاستمداری خبره بودند در مسایل حکومتی دخالت نکردند و مسولیتی بر عهده نگرفتند . امام هیچ کس را در مقابل قانون مستثنی نمی بینند و در صحیفه نور جلد ۱۱ ص ۲۲می فرمایند پیغمبر هم تابع قانون بود امیر المومنین هم تابع قانون بود تخلف از قانون نمی کردند و نمی توانستند بکنند . امام یک دایره المعارف علمی ، فقهی ، اخلاقی ، اجتماعی ،اقتصادی ، فرهنگی ، قانون گذاری و……بوده است و در تمام مسایل مهم مملکتی ابراز نظر و عقیده کرده است و برای حل مشکلات راه حل ارایه نموده است بعنوان مثال در مورد مسایل مجلس شورای اسلامی و نمایندگان و وکلا و حل مسایل فرموده اند : نمایندگان باید در محیط ارام و بدون تشنج مسایل را حل و فصل نمایند ، از روی غضب و خشم تصمیم نگیرند ، سخن مخالف را بشنوند ولو از هر سلیقه و عقیده ای باشد ، بعد با متانت و سنگینی جواب دهند ، مجلس باید پایگاه آموزنده اخلاق و ادب باشد ، از اغراض شخصیه اجتناب کنید ، فضای مجلس را نباید به تشنج کشاند بلکه با رعایت ادب و احترام به حرف ناطق و مخالف گوش داد، رعایت حقوق نمایندگان ، نظارت و استیضاح نه انتقام گیری ، ایجاد فضای وحدت و همدلی در مجلس ، معلم بودن مجلس برای کشور ، خیرخواهانه بودن محیط مجلس ، در نظر گرفتن رضای خدا در مسایل مجلس ، دامن نزدن به مسایل شخصی جناحی ، سیاسی ، و مغرضانه و……..گوشه ای از نضریات امام انقلاب بوده که انقلابش مدرن ترین انقلاب قرن بیستم لقب گرفت و تمام تحلیل گران از تحلیل ان باز ماندند و جا دارد که همیتطور باشد ………………………

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ارمیاگچساران می‌گه:

    این اقای ناشناس هدفش نقدنبوده چرا که نقدی کاملا دست وپاشکسته وبی مسند ارایه داده اقاناشناس اگرهدفت نقدبودچرا هتاکی میکنی معلومه که تحلیلت از مطالب بالا مثل نامت گنگ وناشناخته است

  • پیمان می‌گه:

    جناب یزدانی .امیدوارم با نوشتن مقاله در مورد انقلاب ، به تو نگوین ضد انقلابی ، چون اینجا همه چیز بر عکس است ، همانطور که با این شفافیت به تو می گویند محافظه کاری .دست مریزاد بر اطلاعات و سوادت نه برمقاله …..

  • سلام می‌گه:

    اگر به جای این همه حرف های بی معنی در سایت ها تهمت ها و هتاکی ها نویسندگان بیایند روی مسایل اصلی مثل همین مقاله تکیه کنند یا اسیب های انقلاب و ریشه های انقلاب مشکلات مردم را تحلیل نمایند خیلی بهتر است روی هم رفته مقاله نمره متوسط دارد و معلومه با اطلاعات نوشته و جوابیه به منتقد معلوم ه که ایشان اطلاعات در این زمینه دارد ولی باید بیشتر بشکافد مسایل را .

  • استاد شرمت اله می‌گه:

    جدا ادم لذت می برد از حرف منطق .این اقای یزدانی با این سواد واطلاعات شاهکار می کند .من ایشان را ندیده ام ولی مطالب ایشان را در سایت ها مطالعه می کنم ، این مقاله اش هم زیبا بود و زیبا تر از ان جوابیه ان چقر منطقی و زیبا استدلال می کند ولی ایشان خیلی گمنام است با این سواد و اگاهی و تجزیه و تحلیل ها .خیلی ها می ایند مطلب بند تومبانی می نویسند از هر دری سخنی بیهوده ولی ایشان با منطق و و تحلیل ریز مسایل که معلوم بینش بالائی دارد ……درود بر ادم های اگاه و با سواد و بی ادعا .

  • بویراحمد می‌گه:

    افرین بر مقاله و افرین بر جوابیه.چقدر منطقی و اصولی ..معلومه نویسنده دارای اگاهی بسیار بالایی است چون جوابیه ان زیبا تر و رسا تر از خود مطلب است .

  • پاسخ به پاسخ ناشناس -- محسن یزدانی می‌گه:

    با سلام
    به ره بادیه رفتن به از نشستن باطل به قدر وسع بکوشم و گر مراد نیابم دوستی بزرگوار ، نقدی بر مقاله اینجانب نوشته که از ایشان تشکر می کنم از این جهت که لااقل برای خودشان درحد توان و بضاعت علمی برای تحلیل و انتقادشان دلایلی دارند و از جهتی هم گلایه و نقدی بر نقد ایشان که لااقل وقتی تحلیل علمی می نمایند دیگه نباید مسائل شخصی را به کار آرند چون برداشت این است و منطق هم همین را می گوید که اگر جنابعالی تحلیل گر و اهل مطالعه هستید به خودنمائی و غرور و پر کردن صفحه و ترس و…از جانب دیگران چکار دارید و شما محتوا را مورد تحلیل قرار دهید ، پس می شود گفت که تحلیل بی پایه و اساس بوده و شاید جنبه شخصی و از روی حسد و غرض باشد . برادر عزیز کجای این مطلب ترس و محافظه کاری نهفته است ، ترس و محافظه کاری برای از دست دادن و بدست اوردن چیزی یا منصبی و یا موقعیتی می باشد که ما نیستیم پس کدام و برای چه ؟ حضور بنده و دست به قلم شدن بنده بر می گردد به سالهای ۱۳۸۰ به بعد ، می توانید در روزنامه ها و سایت ها مقالات بنده را مطاله بفرمائید پس کدام حضور و برای چی ؟ خیلی متاسفم !!! لذا برای روشن نمودن افکار به نقد محترمانه شما پاسخ می گویم و الا مطلب بسیار واضح و اصولی ، منطقی و مستند می باشد و دیگر اینکه شاید تصور غلط کنید که جوابیه ای ندارد و مطالب شما صحیح است .
    برادر بزرگوار ایا شما شک دارید که انقلاب ایران بزرگترین انقلاب دنیا در قرن بیستم می باشد در صورتی که همه تحلیلگران دنیا اعم از داخلی و خارجی ، بعنوان نمونه :میشل فوکو ، اسکاچیول ، یرواند ابراهامیان و… دکتر زیبا کلام ، دکتر محمد رضا تاجیک ، دکتر کاتوزیان و…انقلاب ایران را تحلیل و بر این مطلب صحه گذاشته اند . بنده بر اساس داشته ها و مطالعات خودم و نظرات بزرگان داخلی و خارجی این نوشتار را نوشته ام و من متعجبم که شما فکر می کنید من فقط تحلیل گر انقلابم ، نه ، این نظر من است و شاید هم غلط باشد و چنین ادعائی ندارم پس شما اگر نظرات میشل فوکو را در کتابها و یادداشتهای ایشان : رهبر اسطوره ائی قیام ایران ، قیامی با دست های خالی ، یاد داشت های ایران و …. را بخوانید لابد می گوئید که ایشان مدعی است که فقط من تحلیل گر انقلاب ایرانم ، و بنده تصور می کنم که شما یه مقداری کم اطلاع از مسائل سیاسی و مسائل مربوط به انقلاب هستید و شاید تحصیلات شما در حدی باشد که از مسایل کلان کم اطلاع باشیدچون رشته کارشناسی شما ادبیات است و زیاد از علوم سیاسی سر در نمی اورید ولی اگر خودنمائی نباشد علاوه بر تحصیلات عالیه علوم سیاسی در اربیات دستی برتر دارم و در چیدن کلمات و جملات در کنار هم بسیار چیره دست و ماهر م که شاید از هر کسی بر نیاید جهت صحت این ادعا به مقالات بنده در روزنامه ها و سایت ها مراجعه نمایید ، از جمله : سیاست کلاسیک و سیاسیون بی کلاس ، چرا ماندلا ماندگار شد ، طنز یارانه و لرز این نامه ، دیپلماسی رابطه ای یا قید قرعه ، و……بعد ببین که هیچ نشانی از بیهودگی ، سست بودن ، بی محتوایی ، ترس و محافظه کاری در ان نمی بینی و چقدر شجاعت و بی باکی چاشنی انها ست ، بنده چیزی ندارم که از دست بدهم و دنبال چیزی نیستم که بدست اورم که نگران ان باشم فقط درد دل مردم عادی را در قالب جملاتی ناقص به تحریر در می اورم اگر چه این مردم ایده ندارند ولی اگاهی خوبی دارند !!!! در استانه وقوع انقلاب که سایتها پر است از مطالب اصول گرائی و اصلاح طلبی ، مجلس ، انتخابات ، کانیدیدا شدن این و ان و….ما بد کردیم مطلبی ناقص در مورد مادر همه این مسائل نوشتیم شما هم بنویس و خوب تر بنویس تا مردم لذت ببرند . انقلاب بر ایده مردم عادی متمرکز بود تا روشنفکران ، اولا این جمله به معنی این نیست که که اصلا روشنفکران نقشی نداشته اند و کلمه ((تا )) در این جمله مبین نقش بیشتر مردم عادی است ثانیا : روشنفکران نقش به سزائی داشتند مگر امام روشنفکر نبودند یا استاد مطهری و دکتر شریعتی که در پیشبرد انقلاب نقش به سزای داشتند ، ثالثا : ایا تشکلها و انجمن ها و… مگر پر است از ادمهای روشنفکر که تصور شما این است خامسا: مگر روشنفکران بودند که در خیابانها جان می دادند و تظاهرات می کردند و… پس به نظر شما ان جمعیت میلیونی که در خیابانها بودند ایده نداشتند فقط سرشماری بودند و برای تفریح جان می دادند ثادسا من به خاطر همین نوشتم تاکسانی مثل جنابعالی که بر این تفکرات هستند و یک درصد یا ده درصد را صاحب انقلاب می دانند و ۹۰ درصد این ملت را فاقد بینش و ایده می دانند و انها را کور و بیسواد تلقی می کنند به خود ایند سانیا : انقلاب ایران متکی بر ایدئولوژی مذهبی بود و بیشترین نقش را شاید همین مسایل مذهبی ایفا می کرد که در مردم عادی پر رنگ تر بود تا در روشنفکران ، برادر من روشنفکری از نظر شما چه معنی دارد ؟ انهائی که در صدر انقلاب قرار داشتند روشنگرانی بودند که در متن همین مردم عادی قرار داشتند و با روشنفکری معادل فراماسنوری ذهن شما کاملا متفاوت است و ما در انقلاب فراماسونر نداشتیم پس بی جهت و ندانسته خود را در مسیر کلمات قرار نده ، و مخاطبین مستعد ما کلاس اول ابتدائی که نیستند که ما اگر کلمه ای بکار بردیم برای انها ترجمه کنیم . شما بحث از مشروطیت نمودید، اولا این کلمه در مطلب من نیامده و نقش ان در انقلاب خود یک مطلب می طلبد در ثانی کدام مشروطیت ، مشروطیت نتوانست گلیم خود را از اب بیرون بکشد ، و در نطفه خفه شد و شکست خورد و از دل مشروطیت رضاخان قزاق سر بر اورد و پهلوی ۵۰ ساله بنیان نهاده شد ، مشروطه نه پیروز شد و نه نهادینه و نه دموکراسی زائید بلکه حکومت استبدادی رضاخان از ان بیرون امد و یکی از دلایل شکست آن همراه نبودن همان مردم عادی بدون ایده شما با ان بود که نویسندگان مشهور ان زمان چون احمد کسروی به این امر اعتراف کرده اند ، مشروطه یک نهضت دینی متکی بر اسلام بود و به یک نهضت سکولار و ضد دین تبدیل شد و قوانین شرع ان به قوانین بلژیک و فرانسه با همه تبعات منفی ان مبدل شد و از عوامل اصلی شکست مشروطه همین روشنفکران ایده دار بود که بدون در نظر گرفتن پیش زمینه تاریخی ملت ایران الگوی قالبی و تقلیدی بر ایران وارد نمودند و نتوانست نهادینه شود ، و نمی توان ادعا کرد که انقلاب اسلامی ما بعد از ۵۰ سال زائیده کامل مشروطه است ولی با این وجود بخش عمده ای از انقلاب ما ریشه در نهضت مشروطه دارد و نمی توان ان را نادیده گرفت . من فکر می کنم شما اطلاعات عمومی و دست و پا شکسته ای از مطالب دارید ولی باید بیشتر مطالعه نمائی و باید بدانی بنده ریشه یابی انقلاب نکردم که مشروطه را در مقاله دخالت بدهم . فرموده بودی انقلاب های دیگر که مردم نقش کلیدی داشتند ، شما در انقلاب ایران می فرمائید مردم نقش ندارند ایده ندارند و روشنفکران دارای ایده و نقش بودند و در انقلاب چین و کوبا می گید مردم دارای ایده و نقش اصلی بودند پس این شمائید که تناقض گوئی می کنید و از این شاخه به ان شاخه می پرید و در ثانی منظور من مردم در انقلاب ها نبود ایدئولوژی ها بود شما رد پای کدام بینش کمونیستی و مارکسیستی و….را در انقلاب ما می بینید آنچه در کشورهای افریقائی اتفاق افتاده تاکنون کودتا بوده که فلسفه کودتا ، نهضت، جنبش ، رفرم ، اصلاحات ، شورش و جنگ داخلی و…. با انقلاب کاملا متفاوت است ، ایدئولوژی انقلاب ما بر پایه مذهب ، تشیع ، اسلام بوده و ردپائی از ان انقلاب ها شما نمی بینید و به نظر بنده نقش رهبری، مردم، مذهب سه عامل اصلی در انقلاب بوده است . گفتمان انقلاب ما دو جنبه اساسی داشت ۱- جمهوریت نظام ، که همان سیاست ، مردم ، دموکراسی، انتخابات و…را می توان در ان جای داد ۲- اسلامیت نظام که همان دیانت عبادت و ایدئولوژئ انقلاب را در بر می گیرد ، پس به کدام گفتمان باید اشاره کرد ؟ شما چه بینشی در مورد امام دارید ؟ شما اقتدار گرائی را چه می نامید ؟ اقتدار گرائی با قدرت گرائی فرق دارد ، اقتدار قدرت مشروع است و اقتدار امام هم مشروعیت مردمی دارد و هم مشروعیت الهی و امام با اقتدار به همه افکار ، تشکل ها و انجمن ها احترام می گذاشت و شکی نیست که هر فکری را نمی پذیرفت و فراتر از انها فکر می کرد و خود را پایبند به خواسته های نا بجای انها نمی نمود نه اینکه جناح ، باند ، انجمن و تشکل را قبول نداشت ، مجاهدین خلق (منافقین) هم بخشی از مردم و انجمن ها و تشکل ها بود ایا امام باید زیر بار عقایدشان می رفت .برادر من شما از راه ثواب به خطا رفته اید ، من خواستم جواب سوالات شما را ندهم و نیاز هم نبود ولی ممکن بود باز دچار تصورات غلط بشوی و در پایان بار دیگر به شما عرض می کنم نقد شما بیشتر جنبه مغرضانه دارد و به خود نویسنده هتاکی و بی احترامی می کنی نه مطلب را تحلیل می نمائی و الا مخاطبین اگاه سایت خیلی خوب مسایل را رصد و تحلیل می نمایند و قطعا اگر شبهه ای بود نقد و تذکر می دادند . در یک مطلب نمی شود همه مسایل را کاملا توضیح داد در ان صورت که باید کتاب نوشت نه یک مقاله یک صفحه ای که سایت ان را درج کند و لذا مطالب بصورت کلی نوشته می شود . در پایان عرض می نمایم همه ما ها باید نقدمان روی محتوی و ماحصل مطلب و مقاله باشد و انجا که پای حسد و غرض به میان اید دیگر عقل و وجدان کورکورانه عمل و قضاوت می نماید .ضمن پوزش از مخاطبین عزیز که ناخواسته مطلب به درازا کشید و قطعا باعث خستگی شما می شود ولی چاره ای نبود وخیلی ازمطالب بازجا مانده است.ممنون.

  • حامد می‌گه:

    جناب یزدانی دست مریزاد بر این نگارش و تحلیل جامع و مانع .از نقد ادمای بیسواد و هرزه گو نهراسید .

    • nashenas می‌گه:

      ما هم با آقای یزدانی یا هر کس دیگری مشکل یا دشمنی نداریم که بخواد بهراسد>>>>>>>> چرا اینقد متزلزل و متعصب و بی منطق هستید حتما در خیلی زمینه ها می لنگید که به شدت عصبانی می شوید و ادب را رعایت نمیکنید

  • دانشجو می‌گه:

    تحلیل بسیار زیبایی بود .درود. ما هر چه داریم از این انقلاب داریم

  • رسا می‌گه:

    درود بر این قلم درور بر این اگاهی .زنده باد انقلاب .

  • جواد می‌گه:

    من مقاله را دو مرتبه خواندم و خیلی با مفاهیم بالا انقلاب را تحلیل نموده است .واقعا نمی دانم این اقای ناشناس چه می خواهد بگوید . یا می خواهد بگوید چیزی بلد هستم جملات و کلمات خودش کاملا در تضاد و تناقض می باشد من فکر می کنم بای بیشتر مطالعه نماید .

    • nashenas می‌گه:

      بسیار کار خوبی کردی که دو بار خواندی دوست عزیز بنده. من هم سعی میکنم حتما به فرمایش شما عمل کنم و بیشتر مطالعه کنم و از این بابت ممنون هستم. ولی شما لطف کنید چنتا از تناقض هایی که در نوشته بنده وجود دارد بگین تا بیشتر راجع به آن حرف بزنیم.

  • nashenas می‌گه:

    با سلام
    آقای یزدانی شما در این نوشتار پدیده ای را تحلیل کرده اید “به عنوان مدرن ترین پدیده قرن بیستم” که خودتان نیز ادعا کرده اید که تمام تحلیلگران دنیا از تحلیلش بازماندند. بسیار خوب! شما خودتان چه دید و زاویه ای دارید و با چه ابزار و نگرشی دارید این مسئله را بررسی می کنید من اینجوری فکر میکنم که فقط شمایید که انقلاب ایران را شناخته اید و در این زمینه تحلیلگرید.
    نشانه هایی از انقلاب دادید که احساس میکنم باید بیشتر در موردشان اطلاع پیدا کنید: انقلاب را متکی بر ایده مردم عادی دانسته اید و روشنفکران و احزاب و… را به حاشیه رانده اید. بله در هر انقلابی مردم از ارکان و عناصر مهم انقلاب هستند و حتی اون انقلاب هایی که شما با انقلاب ایران مقایسه کرده اید مانند انقلاب فرانسه، چین و… مردم نیز نقش کلیدی داشتند و رکن بسیار مهم انقلابات بودند، از ایده مردم عادی حرف زده اید کدام ایده را میگید که این مردم عادی داشتند؟ آیا ایده از همین روشنفکران ما از مشروطیت تا انقلاب اسلامی نشآت گرفت که حرف از حقوق و مردم و قانون پارلمان و… می زدند و نهایتا منجر به انقلاب در ایران شد یا اینکه مردم در دیگر انقلاب ها ایده نداشتند و به صورت غریزی انقلاب کردند؟ چرا حرف از ایده مردم عادی می زنید؟ ببینید قصد جسارت به مردم را ندارم و مردم را از ارکان اصلی این انقلاب می دانم ولی بحثم روی این تحلیل هایی است که باید از روی تفکر و منطبق بر واقعیت باشد یا هم اینکه فقط قصد دارید بدون هدف و آگاهی بخشی و صرفا برای اینکه صفحه ای را به اسم خودتان پر کنید و به هیچ پویایی و تحولی نمی اندیشید!!!یا با کلمات بازی کنید و لغات و مفاهیم قلمبه ای را کنار هم ردیف کنید و… واقعا هدفتان از این نوشتارها چیست؟؟؟
    حرف از گفتمان انقلابی زده اید که انقلاب را هدایت کرده منظور از گفتمان انقلابی چه گفتمانی است چیست و چه کسانی هستند؟
    حرف از رهبری انقلالب زده اید که با فعالیت هایش به عنوان یک شخصیت خاص و استثنایی در به نتیجه رساندن انقلاب نقش فعال داشتند بله این کاملا درست است و ما و همه ملت ایران بر صحت آن هیچ شکی نداریم ولی شما در ادامه از امام یک شخصیت اقتدارگر که به نظر و سلیقه و بینش هیچ انجمن و حزب و تشکلی اهمیت نمی دهد و تنها بر مبنای نظر و رای خود عمل می کند. شما که گفتید ایده مردم علت اصلی این انقلاب بود حالا سوال می پرسم این احزاب و انجمن ها و تشکل ها کی ها هستند؟ مگر اینان همان مردم نبودند؟ که به قول شما امام(ره) بدون هیچ قید وبندی طرد میکند وفقط با ایده ها و تصمیمات خودش انقلاب رو به جلو می برد و همه امور را اداره میکند؟؟؟ بعدم میگید که امام مسیر مردم و اسلام را طی میکرد… کدام مسیر این مردم که از نظر شما جایگاهی ندارند.. شما به عنوان یک تحلیگر در یک صفحه نوشتار راجع به انقلاب ایران مطالبی را عنوان کردید که پر از تناقض و تضاد و پر از ترس و محافظه کاری و شایدهم به خاطر خودنمایی و حضور داشتن دست به قلم شده اید. بی محتوا و بی هدف و سست و بدون آگاهی مطلب ننویسید چون مخاطبان سایت هم شاید دارای سوادی باشند که بتوانند هدف و کارکرد هر نوشتاری را بفهمند.
    با تشکر ویژه

200x208
200x208