تاریخ درج خبر : 1393/11/26
کد خبر : ۴۴۹۳۴۴
+ تغییر اندازه نوشته -

از مباهته تا دعوت به مناظره؟؟؟!!!

سایت استان: چندی پیش مصاحبه ای از آقای استان وحشت دارید؟/ گفتمان اصولگرایی سرشار از تهمت و برچسب نارواست/ عملکرد استاندار اصلاح‌طلبانه نیست” href=”http://k-b.ir/437811″ target=”_blank”>رضاتوفیقی از فعالان سیاسی اصلاح طلب استان در همین سایت منتشر شد و متعاقب آن واکنش بسیج دانشجویی دانشگاه یاسوج و آقای مهدی دلبند را در پی داشت.

مطلب زیر را آقای سیدمحمدباقر موسوی شیرازی در پاسخ به مطلب آقای دلبند و بسیج دانشجویی دانشگاه یاسوج برای ما ارسال کرده است که عینا و بدون دخل و تصرف در پی می‌آید:

سعی دارم در این مقال برادرانه سخن بگویم وبر خلاف دوستان لطافت گفتار را با خشونت تعبیرات نیامیزم. راقم این سطور با اعتراف به قلت بضاعت فکری خویش اقدام به نگارش این متن کرده است.البته این قلم خود را ناتوان نمی بیند که در پاسخ نوشتاری طعن آمیز وتمسخرآکند ونیش آلود مقابله به مثل کند واصناف تعبیرات خصمانه و موهن را دراین پاسخ به کار گیرد.اما در این کار فضیلتی نمی بیند وهنر را در این بی هنری ها نمی جوید و مجادله کنندگان و استاد ایشان (که انگارقصد کرده اند به هر قیمتی شده بار دیگر ردای وکالت این قوم را برتن کنند) مشفقانه به عنوان برادری کوچکتر تذکار می دهد که دفتر معرفت و خرمن سیاسی این مردم زجر دیده رابه آتش مخاصمت نسوزانند و در محضر دانش ، شرط ادب فرو نگذارند و جرعه صحبت را به حرمت نوشند و رقم مغلطه بر دفترسیاست نکشند و سرحق بر ورق شعبده ملحق نکنند .سرتاسر مقاله (اهانت نامه) آقایان مشحون از تکرار ادعاهایی بی دلیل و بی اساس در قالب الفاظ و عبارات متعدد و تکثیر ثمرات بر اساس ویران است که قطعا ناشی از شتابزدگی و حول سیاسی است . درنوشتن این وجیزه سه سخن بیش نیست که از ابتدا باید بدان تصریح رود : نخست آنکه نقد بزرگان علم و ادب کاری است خطیر.مبادا جوانان و نو آموختگان تهوروتجری ورزند ومفتون سیاست بازی نامجویان شوند وبه شیوه ناستوده آنان اقتدا کنند و آداب نقد نادانسته تیر اهانت در کمان ملامت نهند و پرده انصاف و فضیلت بدرند و انتقاد را با انتقام واتهام یکی گیرند و آبروی خود و شرافت فرهنگ این استان را لکه دار کنند ودانایی اندک خود را با اغراض سیاسی بیالایند و با یاد گرفتن یک دو اصطلاح سیاسی همه ملک سیاست را زیر پر خویش ببینند.دوم آنکه میخواستم گوشه ای از تاریخ سیاسی کشور را یاد آوری کنم گرچه طالبان حقیقت خود نیک آگاهند چه کسانی مسئول وضعیت اسفبار ایران امروزند .آنان که سالیانی با مدیحه سرایی بر کرسی های سیاسی تکیه زده و جا را برشایستگان این دیار تنگ کردند و قامت سیاست را چنان کوفتند که حالا هر در مانده ای لاف سیاستمداری میزند.و سوم آنکه آشکار کنم که ستیز با اصلاح طلبی و روشنفکری دینی پروژه ی حکومتگران ۸ سال گذشته ایران و خیل خادمان و مداحان سیاسی آنان بود .مناظزه ها و مباحث مصنویی که سفارش شده از مجلات و صدا و سیما راه انداخته بودند و رگبار آتشی که بر آن میباریدند همه گواه آن تهاجم خائفانه و نیرومندی این پدیده مبارک است. روشنفکری و اصلاح طلبی دینی و سیاسی پادزهر دینداری ماکسیمالیستی است وتا آن تفسیر و تطبیق ناموجه از دین و سیاست در جامعه حضور دارد روشنفکری و اصلاح طلبی هم خریداران خود را دارد.اگر داعشیانی هستند که کژمیروند و کژمی اندیشند دانشیانی هم هستند که پادزهرآن کژی هارا در داروخانه خود دارندومی توانند آنها را راست کنند.اگر رقابت و هماوردی در عالم سیاست آزاد هست که هست، نباید هیچ نکته سنجی ونقدی هم ممنوع و محرم باشد.عاشقان واقعی نباید بهراسند که نقد چهره معشوقشان را مخدوش میکند.آنکه خداوندعالمیان است درواقعه خلقت آدم قال ومقال عالمی را ازعرش نشینان می شنود واز(نفس فرشتگان) ملول نمی شود حال چه شده که بندگانش به خاطرچند جمله نقدمنصفانه میخواهندباگفتاری ماکیاولیستی آبرویی را بریزند.این که ماهشت سال دراین کشورکسی بودیم و لذاالان هم کسی هستیم حجت موجهی نیست بایدبکوشیداگربرنهج حقید دوباره کسی شویدآنهم بامعرفت ورزی سیاسی.استاد رضا توفیقی برحسب فریضه روشنفکران سعی کردند که جایگاه درشتی ونرمی سیاست را به هم استانی های خود بیاموزند وسودای آنان را سربالاکنند بلکه از این طریق به بسط عدالت سیاسی واقتصادی کمک کرده باشند.ایشان بارها تاکید کردند بی دلهره و هراس راه را به ورود رقبای(همطراز) خودبه صحنه مناظره بازمیکنند تا که معلوم شود هرکه دراوغش باشد. البته نباید از یاد برد گفت و گوی حقیقی،التزام به برابری و همپایگی با مخاطب است. در دو موضع نابرابر، گفت و گو یی محقق نمی شود. هر کس در توهم فرابشری بودن و قدوسیت باشد، نمی تواند با دیگری گفت و گو کند. به همین دلیل تمامیت خواهان و دیکتاتورها ، فاقد فضیلت و مهارت گفت و گو هستند . آنها در منولوگ های خود پرستانه ی خود دفن می شوند.حافظ نیز از ورای قرنها به آنان میگوید:

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
ای دلبند بندگی خواجه ضیاء الدین کن / که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

باری، اگر استاد رضا توفیقی می‌توانند الگوی راه جوانِان نواندیش باشند از آن روست که ایشان:

(۱) براساس شایستگی علمی و معرفتی خویش بدین درجه رسیده‌اند
(۲) خویش را هرگز محصور زندانِ آکادمیکی و دانشگاهی نکرده‌اند
(۳) هیچگاه مدرک(یعنی یدک کشیدن یکسری القاب) را فدای درک ننموده‌اند

اصلاحات واصلاح طلبی زمانی به وجود می‌آید که شرایط بشری و وضعیت زیست اجتماعی به مشکل بر بخورد.اصلاح طلبی یک تنش وجودی و معرفتی برای روبه‌روشدن انتقادی با وضعیت پروبلماتیک انسانی و اجتماعی است. روشنفکراطلاح طلب تغییرات مورد‌نیاز جامعه را از طریق تولید معرفت، نقد سنت گذشته، نقد ایدئولوژی و قدرت موجود به واسطه کردار و کنش اجتماعی و کنش معطوف به رهایی انجام می‌دهد.اصلاح طلبی از منظر سیاسی،اجتماعی مولود دوران نوزایی است و به دوره ای تعلق دارد که بشر علاقه مند شد با استفاده از عقل، علم وعملش اوضاع نامطلوب جامعه را به سامان کند. تلاشی است برای خواستن صلاح مردم .پس بالتبع اصلاح طلب کسی است که خواهان صلاح مردم و جامعه خود باشد.اما در این مقال منظور ما از به کار بردن واژه اصلاح طلب گفتمانی است که از زمان مشروطه نزج گرفت رشد پیدا کرد در دوم خردا ۷۶ موفق به تشکیل حکومت شد و اکنون نیز یک گفتمان غالب در کشور است. مباحث طرح شده در نوشته های دوستان بیشتر از آنکه پشتوانه سیاسی و تحلیل منطقی داشته باشد فرافکنی و وارونه نمایی حقایق مسلم تاریخی است و فاقد هرگونه نظم منطقی است تا جایی که ابتدا وجود یک جریان را در جامعه منکر وسپس آن را صرفا یک جریان با سابقه ۲۰۰ساله ساخته و پرداخته نخبگان سیاسی وابسته و شاهزادگان ناراضی و نالایق قجری معرفی میکنند و در ادامه ناشیانه این جریان را گفتمانی میدانند که در سالهای ۷۶تا۸۴ بلند گویی برای طرح شعارهای آمریکایی و غربی و مروج آزادی خواهی به معنای اباحه گری و اومانیستی آن شده بود وآن را فاقد پایگاه مردمی میدانند.به دوستان یاد آوری می شود که اکثر اصلاح طلبان دو قرن اخیر ایران از چهره های شناخته شده وبعضاحوزوی مورداعتماد مردم بوده اند مگرآنکه بخواهید برکات وجودی آیات عظام : آخوند خراسانی و نائینی و بهبهانی و طباطبایی ومدرس و زنجانی وطالقانی وخوانساری وامام خمینی (ره) را نادیده و همراهی و همدلی صادقانه شخصیت های برجسته ای مانند دکتر محمد مصدق و سردار و سالار ملی و ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی و فرخی یزدی و دکتر فاطمی و بازرگان و سحابی و البته معلم انقلاب دکتر علی شریعتی با آنان را منکرشوید تا تز تئوری توطئه خود را که همواره ساده ترین راه حل برای تبیین مسایل تاریخی و فرهنگی می دانید بر صدر نشانده وآن را به دیگران نیز القاء کنید.

چون ندارد جان تو قندیل ها / بهر بینش کرده ای تاویل ها
چون خدا خواهد که پرده کس درد /  میلش اندر طعنه پاکان برد

معمار بزرگ انقلاب نیز به تبعیت از ایشان و با تکیه به احکام جسورانه فقهی و سیاسی خود باعث به ثمر نشستن تلاشهای خالصانه افراد و علمای نامبرده از زمان صدر مشروطیت تا دهه پنجاه شدند .اصلاح طلبان همواره ازامام خمینی(ره) به عنوان سرمشق وپدر معنوی این جریان یاد کرده اند وایشان را به خاطر برقراری دموکراسی و جمهوریت زائیده از رای و تفکر ملت ستوده اند. درست به همین دلیل است که امام را یک اصلاح طلب پیشرو و برجسته و پیشگام می دانند و سعی می کنند در مسیر ایشان حرکت کنند.امام همواره بر رعایت قانون اساسی و احترام به حقوق حقه مردم اذعان و به رای و نقش مردم در ساختار نظام جمهوری اسلامی اشاره کرده اند.ایشان در صیفه نور در خصوص کسانی که سد راه اصلاحات می شوند می فرمایند :

(( عده ای از خدا بی خبر برای از بین بردن آبروی کسانی که بخواهند برای مردم ومستمندان کاری بکنند وراه اسلام و امام حسین (ع) را بپیمایند توطئه کرده فورا اورا التقاطی می خوانند .اینان با تزویر و ریا و قیافه حق به جانب هر کس را که بخواهند از میدان به در کنند به او انگ بی دینی می زنند.(صحیفه امام ،جلد ۱۱،ص ۸۷)

این بیانات نشان میدهد در آن زمان نیز عده ای میخواستند جامعه را تک بعدی و ملک طلق خود کنند ولی امام با هشیاری جلوی کسانی که دین و انقلاب را ابزار اهداف شوم خود کرده بودند گرفتند.اصلاح طلبان واقعی امام و راه و سیره وی را سرمشق خود کرده و به تبعیت از ایشان اصلاحات را پروژه ای گام به گام و رو به جلو می دانند (حال عده ای هربرداشتی از آن دارند مختارند.فشار از پایین ….. یا هربرداشت دیگری)

زآنکه ازقرآن بسی گمره شدند / زین رسن قومی درون چه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود / چون تو را سودای سربالا نبود
طالب هرچیز ای یار رشید / جز همان چیزی که میجوید ندید

اصلاح طلبان بارها نشان دادند همانند رهبر کبیرشان حاضرند به خاطر منافع جامعه و مردم از منافع خود چشم پوشی کنند و با وظیفه شناسی در جهت اصلاح هرچه بهتر امور اجتماع گام بردارند.

واما درخصوص برداشت ازشعارهای انقلاب اسلامی :

۱- استقلال طلبی : استقلال همواره یکی از دغدغه ها و خواست های عمومی و فراگیر طیف های گسترده و گروه هایی سیاسی مردم ایران در دوره های مختلف بوده است .این شعار به دلیل پایمالی عزت و غرور ایرانیان در دوره های گذشته خصوصا دول قاجار و پهلوی مورد توجه انقلابیون و اصلاح طلبان قرار گرفت .البته قبل از آن نیز تلاش هایی برای حفظ واحیای این مهم صورت گرفت و در مواقعی هم موفق و منتج به نتایج مبارک و میمونی برای کشور شدند .
انقلاب مشروطه ، جنبش ملی کردن صنعت نفت و انقلاب اسلامی مهمترین نمونه های یکصد ساله اخیر کشور ما در جهت نیل به استقلال طلبی و دفاع از حیثیت اسلامی و ملی مام وطن بوده است .
استقلال اگرچه یک ارزش است اما بسیاری از صاحب نظران، آسیب فهم نادرست از این مقوله را ترویج انزوا گرایی و تعامل اندک با جامعه بین المللی می دانند .
بدون شک تاکید بر استقلال نباید به معنای انزوا گرایی و محصور ماندن در یک جغرافیای خاص باشد.شاید از نظر پاره ای استقلال با مفهوم انزواطلبی و قطع ارتباط و مبادلات با دنیای خارج گره خورده باشد ولی به راستی در دنیای کنونی که سازمان های چند ملیتی و فراملی نقش اصلی را بر ععهده دارند می توان به تنهایی و به بهانه استقلال خواهی خود را از تحولات دنیای خارج دور ساخت ؟
وابستگی های متقابل نظام جهانی باعث شده کشورهای مختلف در کنوانسیون های بین المللی عضو شوند و باهم همکاری سازنده ای داشته باشند. مبرهن است احترام به قوانین سازمان های مزبور تسلیم شدن در برابر خواست قدرت های بین المللی نیست.
استقلال از دست یافتنی ترین شعارهای انقلاب در دوره ۸ ساله اصلاحات بوده است و اصلاح طلبان همواره کوشیده اند با شکوفا کردن اقتصاد کشورمان در زمینه های بین المللی این وابستگی متقابل را به وجود بیاورند و بارها در همین راستا متذکر شده اند که گفتگو با غرب (آمریکا) به معنای نقض استقلال و پذیرش الگوهای آنان نیست بلکه تلاشی است برای سهیم شدن در بازارهای جهانی و تاثیر گزاری و تاثیر پذیری مفید و سودمند به حال جامعه و مردم .
درنظام فکری اصلاح طلبان تمامی قوای حاکم بر کشور وزیر مجموعه های آنها نیز باید استقلال و آزادی عمل داشته و بتوانند مستقل و بدون فشارهای سیاسی و جناحی عمل کنند که متاسفانه این امر تاکنون محقق نشده است.

شعار آزادی :

رفتار سیاسی اطلاح طلبان خود به خوبی بیانگر این امر است که این گفتمان همواره با آزادی های مشروع و قید شده در قانون اساسی موافق بوده و خواستار اجرای حداکثری آن توسط حاکمیت می باشند.
تیراژ بالای جراید و کتب منتشره ،تعدد احزاب ، به وجود آمدن نهادهای مدنی و سازمان های مردم بنیاد، توجه به حقوق شهروندی و نقد پذیری و تلاش برای انجام اصلاحات گسترده سیاسی و اجتماعی و احیای حقوق مدنی وده ها نمونه دیگر از خود مبین پایبندی اصلاحات واصلاح طلبان به این شعار است(تا جایی که اصولگرایان افراطی به مدد همین آزادی های نامحدود هر۹روز برای دولت وقت یک بحران خلق می کردند) .
منتقدین (مباهته کنندگان) در مقابل اصولگرایی را گفتمانی عمومی، حداکثری ،انتقاد پذیروبرخاسته از بطن جامعه میدانند.این درصورتی که اصول گرایی در کنه وجودی خود قائل به گفتگو و دیسکورس (گفتمان استدلالی،منطقی) بر سر هیچ یک از اصول خود نمی باشد و همواره از زمان شکل گیری این جریان تلاش داشته تا مشی ایدئولوژیک خود را حفظ کنند.ناگفته پیداست که مقدس شمردن افراد و رهبران در این ایدئولوژی وارجح بودن اصول ایدئولوژیکی بر قانون از مشخصه های بارز این جریان است. تلقی فاشیستی و تمامیت خواهانه از دین و حکومت ، بهتان زدن به غیر خودی ها و حذف و ساکت کردن صداهای مخالف به هرطریقی از دیگر مشخصه های اصولگرایانی به سبک و سیاق آقایان می باشد.کسانی که این روزها از تمامی امکانات و بودجه های دولتی بهره می برنددرمقابل مبلغ جامعه توده وارهستند وتمامی توان خود و امکانات و بودجه های بیت المال را به کار می گیرند که نگذارند جامعه ای سازمان یافته از احراب، اصناف ونهادهای مدنی، حقوقی و سیاسی،اجتماعی و همچنین فرهنگی و…. فعال داشته باشیم.اینان همواره در تلاشند تا مهره های گفتمان تحول خواهانه و مردمی استانمان را با زدن بدترین برچسب های سیاسی و دینی از میدان به در کنند. باید اذعان داشت در ۸ سال گذشته به تبع کشور در استان نیز موفق بوده اند و دگر اندیشان استان (همانند استاد رضا توفیقی) نیز خانه نشین بوده وروضه سکوت اختیار کرده بودنداماحالاکشتی بان راسیاستی دیگرآمدپدید.سیدورهبرمعنوی اصلاحات در استان سعی کردند در این مصاحبه به همه ما بگویند که اصلاح طلبی قائم به فرد ویا افراد خاصی نیست و ریشه در تفکر آزادی خواهی، تعقل وقانون مداری دارد و مادام که این مفاهیم وطلبشان درجامعه ازجانب مردم زنده باشد اصلاحانت نیز زنده و پویاست وبه محاق نخواهد رفت .استاد رضا توفیقی سعی داشتند درپاسخ به افراد قلیل و ناآگاه منتسب به جریان اصولگرایی در استان که همواره در گفته ها ونوشته های شان اصلاح طلبان را به براندازی متهم می کنند یادآوری کنند که اصلاح طلبان در بدنه اصلی انقلاب اسلامی ایران حضور داشته و اصلا امتزاج گفتمان اصلاح طلبی با براندازی اشتباه است و اینکه عده ای بخواهند به بهانه حوادث ۵ سال پیش کل گفتمان اصلاح طلبی را زیر سوال ببرند ناخواسته ظلم بزرگی به کسانی می کنند که از آغازدستی برآتش این انقلاب داشته اند وسالهای پس از پیروزی نیزسهم مهمی دررشد وتوسعه کشورخودایفا کرده و همواره کوشش نموده اند نگذارند ذره ای به اعتبار نظام خدشه وارد شود. جالب اینجاست که دولت های مورد حمایت آقایان (نهم و دهم) که ازهمه اعتبار نظام مقدس جمهوری اسلامی استفاده کردند نتوانستند هیچ فظیلت و اعتباری برای نظام و مردم به ارمغان بیاورند.منافع مردم و کشور ما در ۸ سال مورد بحث به شدت مورد تاخت و تاز قدرت های جهانی قرار گرفت .ریاست محترم دولت های نهم و دهم با مشی ماجراجویانه ،لجبازانه وایران بر باد دهنده خود (که همواره مورد تایید اصولگرایان افراطی شبیه دوستان بوده) وخطاهای فاحشی که در تریبون های بین المللی از خود نشان دادند باعث صدور۶ قطعنامه درعالی ترین سطوح علیه مردم عزیزمان شدند ونشان دادند که وارث خوب وخلفی برای حفظ قدرتی که دولت های سازندگی و اصلاحات منشاء آن بودند نیستند.
قطع نامه هایی که درابتدا توسط رییس دولت کاغذ پاره هایی بی ارزش خوانده شدند به زودی عامل اصلی تورم و گرانی و حرج و مرج های اقتصادی و سیاسی ،اجتماعی معرفی شدند ودر حالی که بهای آن از جیب یکایک مردم این مرز و بوم پرداخت می شد،عده ای را یکشبه قارون زمان کرد. البته این بار نیز اصول گرایان افراطی سعی کردند با توسل به تئوری توهم توطئه از زیر باراین مسئولیت شانه خالی کنند که نشد واز قضا اینبارسکنجبین صفرا فزود .دولت های نهم و دهم به شهادت دولتمردان آن و به گواهی مستندات فاقد هرگونه استراتژی منظم و برنامه راهبردی درسیاست خارجی خود بودند در حالی که در ۸ سال دولت های قبل از آن ایران منادی گفتگوی تمدن ها بود. طرح مبارکی که اگر جهان آن را جدی می گرفت و از آن پیروی می کرد چه بسا الان شاهد این همه خشونت و ریخته شدن خون هزاران انسان بیگناه نبودیم.اصول گرایان افراطی پیام ۲۴ خرداد دریافت نکرده اند وبر طبل رفتارهای افراط گرایانه خود می کوبند.اوج این سرشگشتگی سیاسی راست افراطی (جبهه پایداری ) را در هنگامه رای اعتماد به کابینه دولت اعتدالگرای تدبیروامید دیدیم که)به گفته علی مطهری مدرس زمانه ما) هرکس به نوعی با جریان اصلاح طلبی در ارتباط بوده را یا از رسدن به دولت منع و یا سعی در ناکام نشان دادن واستیضاح وی کردند. عملکرد دولت تدبیر و امید در یکسال گذشته در کشور و بالتبع آن در استان ما به خوبی بیانگر این امراست که رییس دولت وکابینه واستانداران تمام تلاش خود رامعطوف به ایجاد صلح وتوافق ومصالحه بین گروه های مختلف کرده اند تا ازاین راه به خدمت رسانی حداکثری به مردم مدد برسانند ولی متاسفانه دراین بین اصولگرایان افراطی استان با تبعیت از رفتارهای مخرب وعناد ورزانه عده قلیلی در مرکز به جای تبیین و نقد و بررسی جریان عدالت خواهی به مبارزه و و دشمنی با آن برخواسته اند. این روزها ترجیع بند فعالیت اصولگرایان (که در انتخاباتی آزاد قافیه رابه عدالت و تدبیر باختند ) دو واژه اختلاف وانشقاق است .شگردی که پس از استفاده ازآن در سال۸۴ و ۸۸و بعد از۸ سال حکومت ناموفق وناتوانی دراقنای عمومی دوباره بدان روی آورده اندوعده ای نیزدر استان با به راه انداختن مباحث اینچنینی سعی دارند بین اعتدالیون استان فاصله انداخته تا بلکه بتوانند بعد از گل آلود کردن آب به نفع جریانی خاص (که ناتوانی خود را جهت خدمت به مردم قبلا ثابت کرده است و آزموده را آزمودن خطاست ) به صید آنچه می خواهند بپردازند. شکست‌خوردگان انتخابات و اصولگرایان افراطی ـ چه در مجلس و خارج از آن ـ به‌سبب احساس سرخوردگی سعی دارند تا توقعات را به شکل غیرمنطقی و حساسیت‌زا بالا برده، بلکه از این رهگذر، تلاش‌های دولت نوپا به چشم نیاید و با ایجاد تفرقه بین حامیان دولت و به تعبیری، نخبگان اصلاحات و اعتدال، مانعی برای رسیدن آن‌ها به یک انسجام درون‌زا باشند. آن‌ها به‌دلیل داشتن خلق و خوی تنگ‌نظرانه، تمامیت‌خواهانه و قیم‌مآبانه همچنان بر حذف اصلاح‌طلبان از قدرت اصرار خواهند ورزید و تا جایی که بتوانند به سهم‌خواهی از شیخ دیپلمات روی خواهند آورد تا با چنگ و دندان، کرسی‌های مجلس دهم را تصاحب نمایند. به‌عنوان مثال،اصولگرایان افراطی به هر طریق ممکن میکوشند که “نرمش قهرمانه” را به شکست کشانده و”گفتمان مقاومت”را مجددا زنده کنند.
ایشان بخوبی دریافته اند که اگر “تدبیر و امید” بتواند با نرمشی قهرمانانه کشور را از پیچ تاریخی و بحران همه جانبه فعلی عبور دهد, حتی ۴میلیون نفری که به شعارهای”مقاومت تا کسب مدیریت جهان” دل بسته بودند نیز در انتخابات آتی به عملگرایان رای خواهند داد و پرونده افراط برای همیشه بسته خواهد شد.
بحث بر “حفظ ارزشها” و صیانت از اصول نیست بلکه “فروش منافع ملی” به ازای “حفظ موجودیت جناحی” و “مصادره قدرت” در دستور کار اصولگرایان افراطی است.
معامله ای که سودی کوتاه مدت برای عده ای قلیل خواهد داشت و زیانی ماندگار برای ملتی بزرگ.همچنین بیش از هزار تذکر در مدت کمتر از هشت ماه به روحانی و وزرایش، برخورد قهری و منفعت‌طلبانه با پرونده هسته‌ای و بی‌اهمیت جلوه دادن سیاست‌های خارجی کشور، عدم تعامل مناسب در جریان بررسی و تصویب بودجه سال ۱۳۹۳ و … را می‌توان به‌عنوان نمونه‌هایی از این غرض‌ورزی‌ها و کارشکنی‌ها برشمرد.نیاز به گفتن نیست که عدالت طلبی یک گفتمان حریف برای اصلاح طلبی محسوب نمی شود وبا آن همپوشانی کامل دارد.حال اگر به فرض محال گفته اصولگرایان تندرو درست باشد وآقای روحانی و دولت ایشان زیر مجموعه اصلاح طلبی نباشند آنوقت این سوال باقی می ماند که اگر کاندیدی غیر ازجریان اصلاحات وصرفا به خاطرحمایت اصلاح طلبان از وی اینچنین با اقبال عمومی مواجه می شودآیا رای نماینده رسمی و موردتایید این گفتمان ترقی خواهانه (به شرط تایید صلاحیت و برگزاری انتخاباتی آزاد) چندین ملیون بالاترازایشان نخواهد بود ؟ نباید فراموش کرد اقای روحانی زمانی صحبت از اعتدال کرد که عده ای داشتند با بی تدبیری جامعه را به سمت افراط گرای و هرج و مرج سیاسی اقتصادی و اجتماعی سوق میدادند و این مهم ترین دلیل حمایت سران و بدنه مردمی اصلاحات از وی بود.آنان که همواره خواستار اجرای دموکراسی وبرقرای امنیت اجتماعی هستند و سودای ریاست و صدارت درسرندارند.دولت اعتدال نشان داده در راه تحقق شعارهای تبلیغاتی خودوبهبوداوضاع از هر فرد و جناحی حاضر است کمک بگیرد ودراین بین اصولگرایان سنتی ومنطقی را نیز به کار گرفته و به تفرقه پراکنی عده ای قلیل توجه نکرده است .لذا درهمین راستا و به تبعیت از مرکز دولت مردان استان نیز نباید به خاطر اشتلوم های عده ی قلیلی افراط گرا که برنامه ریزی شده سعی در ناتوان نشان دادن دولت و مسئولین استانی آن را دارند خدای ناکرده درانجام اصلاحات و پیاده سازی دموکراسی که رییس دولت وعده کرده اندوسعی در تحقق آنها دارندسهل انگاری نمایند ومیدان را برای مانوربیشتر آنها خالی کنند. هرچند که با توجه به حد و مرزهای موجود و فشار مضاعف تندروان هیچ‌گاه خاطره شیرین مجلس ششم تداعی نخواهد شد، اما تعامل مناسب جنبش اصلاحات و اعتدال با اصول‌گرایان معتدل(دراستان) می‌تواند مصونیت انتخاباتی این جریان را افزایش داده و عاملی بازدارنده در مقابل تاکتیک‌های مخرب اصولگرایان تندرو استان باشد.

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد / دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز  / و گر نه سیل چو بگرفت،سد نشاید بست

منابع تحقیق

۱٫آبراهامیان، یرواند؛ ایران بین دو انقلاب، تهران، نی ، ۱۳۹۰
۲٫پین،مایکل؛ فرهنگ اندیشه انتقادی، تهران، مرکز، ۱۳۸۶
۳٫آجودانی، ماشاالله ؛ مشروطه ایرانی، تهران، اختران،۱۳۸۵
۴٫خاتمی، محمد؛ گفتگوی تمدن ها، تهران، طرح نو، ۱۳۸۶
۵٫خمینی، سید روح الله موسوی؛ صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۶٫زمانی، کریم؛ بر لب دریای مثنوی معنوی، قطره،۱۳۹۲
۷٫سروش، عبدالکریم؛ فربه تر از ایدئولوژی، تهران، صراط، ۱۳۷۹
۸٫فوران، جان؛ مقاومت شکننده،؛ تهران، رسا، ۱۳۸۸
۹٫کاتوزیان، محمد علی همایون، جامعه و دولت در ایران ، تهران، مرکز، ۱۳۸۷
۱۰٫مصاحبه و گفتارهای اینترنتی از سید ضیاءالدین رضا توفیقی و ستار هدایت خواه،حمید رضا جلایی پور و مهدی دلبند،بسیج دانشجویی و……

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208