تاریخ درج خبر : 1393/12/01
کد خبر : ۴۵۳۸۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

«نزاع در بستر تاریخ»

سایت استان: صیاد خردمند

تاریخ مردم این خطه، سرشار از مردانی است که تفنگ به دست از کوهی به دره ای و از دره ای به دشت، همواره در نبرد بودند گاه بر سر نان، گاه برسر زمین ، گاه بر سر ناموس و گاه بر سر غرور ایل و گاه برای غارت وتردستی…برای زنان و کودکانش مهم نبود که مردان شان برسر چه می جنگند، اما پذیرفته بودند باید جنگید تا غرور داشت و باید جنگید تا قهرمان شد…، آری باید جنگید تا قهرمان شد. در این مجال، قصد پرداختن به تاریخ جنگ ها و درگیری های استان را نداریم چرا که در این باب، بسیار سخن ها رانده شده و نکته ها گفته شده است. سعی بر آن داریم علل نزاع های دسته جمعی استان را به مدد بسترتاریخی و فرهنگ بومی مورد کاووش قرار دهیم. امروزه نزاع دسته جمعی و طایفه ای درصد بالایی از احکام دادگستری را به خود اختصاص داده است، این مسله در بخشی از جامعه کنونی، بی هنجاری ایجاد کرده است. نزاع دسته جمعی، درگیری است که معمولأ با انگیزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی بطور محدود و گسترده بصورت مسلحانه و غیره مسلحانه بین افراد به وقوع می پیوندد .” فروید معتقد است که خشونت و پرخاشگری جزء سرشت انسان هاست و ازشاخه های اصلی غریزه می باشد”. عده ای دیگر از روانشناسان معتقدند که افراد جامعه هرگاه ناکام می شوند، به خشونت روی می آورند. حال با اندک تأملی، بر ما عیان می گردد که علت نزاع های طایفه ای در استان ما بیشتر از اینکه فردی و بین شخصی باشند، بیشتر تحت تاثیر هویت جمعی هستند و روح حاکم بر جامعه ما منجر به شیوع خشونت شده است.در جامعه شناسی، دیدگاه های مختلفی درمورد نزاع دسته جمعی وجود دارد. برخی از گروه ها، خرده فرهنگ های کج رو را عامل آسیب می دانند، برخی سیاست های نامناسب اقتصادی و عده ای دیگر از نظریه پردازان معتقدند نظام تعلیم و تربیت نتوانسته وظیفه خود را که دگرگونی نظام ارزشی می باشد به خوبی ایفا کند. ساختارفرهنگی استان ما، ایلیاتی و قبیله ای می باشد و تفکرات حاکم، بیشتر معطوف به منافع خویشاوندی و طایفه ایست که این امر حاکی از جمع گرایی افراطی می باشد ، در این ساختار، هر فرد، قبل از آن که خود را بعنوان فردی مجزا و متمایز با دیگری بشناسد خود را در درون یک گروه قومی تعریف می کند که درآن، فردیت افراد در طایفه تعریف و مشخص میشود. در فرهنگ های جمع گرا، رفتار بصورت وسیعی به وسیله هنجار های درون گروهی، هنجارمند شده است.
ریشه¬های نزاع¬های قومی وایلی؟حمایت از عضو ایل در برابر بیگانگان در حیات ایلی بسیار مهم است و توهین به عضو یک ایل اگر ناحق و نا موجه باشد ، توهین به کل طایفه تلقی می شود و واکنش آنها را برمی انگیزد، این امر موجب غیرت گیری می شود که دعوا و درگیری بین دو فرد را تبدیل به درگیری بین دو گروه می کند. البته می توان گفت این غیرت گیری همانند شمشیری دو لبه می باشد که هم حمایت اعضای طایفه را در پی دارد و هم موجب تشدید حمیت و تعصب نامشروع می شود. باور ها و پس ماندهای فکری طوایف که از گذشته در جامعه ما باقی مانده است موجب شکل گیری قضاوت ها و پیش داوری ها افراد نسبت به طوایف مختلف شده است و بسیاری از افراد بدون اینکه فردی را از نزدیک دیده باشند براساس نسب خانوادگی اش یک نسخه برایش می پیچند. این باورهای غلط، ریشه در فرهنگ های گذشته دارد که موجب شده است افراد با دیدی تحقیر آمیز به همدیگر نگاه کنند. نکته جالب اینکه هریک از ما در برتری خود بر دیگری ، حتی یک لحظه درنگ نمی کنیم.اگر نگویم در همه موارد، در بسیاری از موارد، ریشه در باورها و ذهنیات نادرست دارد و وجود ظن وگمان، منجر به ایجاد تعصبات بی جا و نادرست نسبت به افراد دیگر می شود. نکته قابل تأمل توجه دیگر اینکه بسیاری از ازدواج های قدیم بیشتر با هدف پیوند با طایفه های که از لحاظ قدرت جنگ آوری در شرایط مطلوب قرار دارند شکل می گرفت که به نوعی به دنبال ایجاد اتحاد و به وجود آمدن یک پشتوانه در صورت وقوع یک درگیری بود. رابطه میان مسائل ناموسی و نزاع دسته جمعی، پیشینه دیرینه ای در استان ما دارد .مسائل ناموسی و اخلاقی همواره از اولویت¬های جوامع سنتی بوده است. وجود رابطه بین کمیابی منابع با نزاع دسته جمعی نشان می دهد بین این دو پدیده رابطه مثبت وجود دارد یعنی هر چه منابع محدود تر، میزان ستیز و درگیری بر سر بدست آوردن سهمی از منابع بیشتر خواهد بود. دسترسی نابرابر اهالی به این منابع و چراگاه ها با دشواری های را به وجود میآورد. در بعضی مواقع ورود دام ها به مراتع دیگر موجب برانگیختن خشم اهالی می شود .
در استان ما به دلیل غالب بودن زندگی روستایی و از آنجایی که زمین ،جزئی از زندگی ، هویت، حیثیت و هستی آنها شده است، میتوان گفت یکی از عوامل اصلی نزاع میان کشاورزان نبود حد مرز های دقیق وروشن بین زمین های کشاورزی بوده است.مردم استان ما حتی گاهأ شهرنشین ها زندگی شان به نوعی به زمین وابسته است بنابراین کوچکترین اختلال در ارزش زمین منجر به درگیری می شود. یکی دیگر از عوامل خشونت را میتوان ضعف نظارت های غیره رسمی عنوان کرد ،این نوع نظارت مبتنی برمراجع قانونی نیست اما نقش مهمی در شکل دادن به رفتار اجتماعی افراد دارد این نوع نظارت نقش مهمی در جوامع طایفه ای و قبیله ای دارد و به همین دلیل، در این نوع جوامع به دلیل نقش نظارتی که ایفا می کرد، افراد جوان¬تر نمی توانستند دست از پا خطا کنند و با بیانی دیگر روابط به صورت چهره به چهره بود و روابط با نوعی نظارت وکنترل همراه می¬شد که نقشی بازدارنده داشت .وجدان جمعی را میتوان روح حاکم بر اجتماعات و حرف شنوی کوچکترها از بزرگان عنوان کرد که امروزه بسیار بی اثر شده است . ” دورکیم در این رابطه عنوان میکند وجدان جمعی در این نوع جوامع اجازه نمی دهد که افراد جامعه نابهنجار شوند و جوامع بسوی آنومی حرکت کند.” سیاست زدگی مردم و مسولین استان ما در این بین نقش مهمی ایفا می کند و گاهأ مشاهده شده درگیری های شدیدی در زمان انتخابات رقم می خورد و موجب ازبین رفتن بسیاری از منابع مادی و معنوی می شود
ارائه راه کارها: برجسته کردن نقش بزرگترها و ریش سفیدان طوایف
ترویج روحیه صلح و فرهنگ مدارا ، ایجاد پژوهش در مورد ریشه درگیری ها ، ترویج فرهنگ شهرنشینی ، نکوهش خشونت قبیله ای ، توجه به تربیت فرزندان و دور نگه داشتن آنها از اختلافات طایفه ای ، استفاده از تجارب سایر استان ها در این زمینه.

*دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه دولتی یاسوج

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کاکتوس می‌گه:

    یکی از مشکلات موجود در استان ما، محدود بودن تبادلات فرهنگی است؛ مردم استان ما کمتر سفر می کنند و کمتر به دید و بازدید و آشنایی با بقیه فرهنگ ها اهمیت می دهند؛ واکنش مردم استان ما نسبت به فرهنگ های دیگر توام با تمسخر است… متاسفانه تغییرات فرهنگی خیلی هم زمان بر است…

  • محمدی می‌گه:

    بسیار زیبا

200x208
200x208