تاریخ درج خبر : 1392/05/06
کد خبر : ۴۵۴۲۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«شعبان»‌هایی که چندان هم «بی مخ» نیستند

سایت استان – فضل الله یاری
روز 28 مرداد 32 تنها به شکل گیری یک کودتای خارجی علیه دولت ملی دکتر مصدق منحصر نمی‌شود. بلکه درهمان زمان که شعبان جعفری،زورخانه دار معروف تهران که همه ی افتخارش به «شاه دوستی» بود،چوب به دست، سوار برجیپ گروهی را رهبری می‌کرد تا به دفاتر روزنامه‌های منتقد و خانه نخست وزیر حمله کنند، پدیده ای در فضای سیاسی ایران ظهور و بروز پیدا کرد که به نام «شعبان» و با پسوند «بی مخ» معروف شد و جایگاهی در تاریخ سیاسی ایران پیدا کرد.
از آن زمان تاکنون هرگاه افراد یا گروه‌هایی خارج از حدود قانون عمل کردند، مانند شعبان جعفری چوب و چماق به دست گرفتند و زدند و بردند و کشتند، به «شعبان بی مخ» معروف شدند.
در دو دهه گذشته فضای سیاسی ایران نیز کم ازاین حوادث و این افراد، به خود ندید. گاه کسانی که فیلم یا کتابی را نمی‌پسندیدند بی توجه به این که این محصولات فرهنگی از دستگاههای متولی فرهنگ در نظام جمهوری اسلامی مجوز داشته، به سینماها و کتابفروشی‌ها حمله کرده و شیشه‌ها شکستند و سر و دست کوفتند. درهمان زمان در حاشیه مراسم نماز جمعه به حمایت از جمهوری اسلامی، وزرای دولت نظام را به باد کتک گرفتند. گاه از چوب و چماق عبور کرده و اسلحه به دست گرفتند و به زعم خود دردفاع از نظام به یکی از مسئولان شلیک کردند تا زبانش را خاموش کنند. زمانی در قامت یک حزب الهی حافظ ارزشها، چاک دهان گشودند و به زنی از خانواده مسئولان نظام تهمت و توهین از جنس کلماتی باریدند که خود بارها به وجودشان در کتابها و فیلم‌ها اعتراض و حمله کرده بودند.
کم کم عبور از مرزها به قانون منحصر نمی‌شد، بلکه گذشتن ازحریم‌هایی که در زیرمجموعه مذهب و اخلاق تعریف می‌شد، نیز به امری عادی بدل شده بود. در چهار سال گذشته درمقدس ترین زمان‌ها و به پاک ترین مکان‌هایی که خود به آن معتقدند نیز تعرض کردند. در شب قدر سخنرانی ناطق نوری در حرم امام رضا(ع) را برهم زدند. در سالروز پیروزی انقلاب به علی لاریجانی در حرم حضرت معصومه(س) حمله کردند. حریم مرقد و حسینیه بنیانگذار نظامی که برای پاره شدن پوسترش حاضرند جهانی را به آتش بکشند، را نیز چندان محترم نداشتند و سخنرانان در این مکان‌ها را وادار به سکوت کردند.
می توان بر این فهرست بازهم افزود. اما همین اندازه کافی است تا تصویری کامل از آنچه در این سالها به پدیده «شعبان بی مخ» معروف شده اند به دست دهد.
هدف این نوشته نیز تأکید و تکرار این موضوع نیست، بلکه برعکس بر این تأکید دارد که این «شعبان»‌ها چندان هم «بی مخ» نیستند و گاه سازماندهی و نحوه عملکرد آن‌ها نشان می‌دهد که اتفاقا مخ‌هایی پشت این مشت‌های گره کرده و چشم‌های دریده، دهن‌های گشاده و رگ‌های برآمده وجود دارد که می‌تواند در ساماندهی یک حزب، یک تیم ورزشی موفق و حتی یک دولت کارآمد به کار گرفته شود.
آنها می‌توانند بی توجه به حضور رهبری نظام و در مراسمی رسمی که جهانیان نیز به نظاره آن نشسته اند، برخیزند و هرچه خواستند بگویند و انجام دهند و بی هیچ مزاحمتی سالم به پایگاه‌های خود بازگردند.
آنها می‌توانند در مقدس ترین شب مسلمانان جهان و درعزیزترین مکان شیعیان ایران و جهان بلند شوند و دهان به ناروا باز کنند و حرمت زمان و مکان را بشکنند و بعد هم آرام برخیزند و کفش‌های خود را بپوشند و به خانه برگردند.
می توانند جشن پیروزی انقلاب را در مکانی مقدس به مسخره بگیرند و مهر و تسبیح و لنگه کفش به رئیس یکی از قوای کشور پرتاب کنند و پس از آن درخیابان‌های شهر به راهپیمایی بپردازند و درجلوی دوربین‌ها دو انگشت خود را به نشانه پیروزی بالا ببرند.
آنها می‌توانند همه این کارها را انجام دهند و هیچ گزارش دقیقی ازعملکردشان به جامعه و مسئولان نرسد؛ آنان می‌توانند مانع تهیه گزارش شوند؛ می‌توانند مانع قرائت گزارش در خانه ملت شوند؛ می‌توانند مانع رسیدن آن به یک دادگاه صالحه شوند. همه ی این توانایی‌ها نشان می‌دهد که صفت «بی مخ» نمی‌تواند چندان تناسبی با عملکرد این افراد و گروه‌ها داشته باشد.بلکه برعکس مخ‌هایی پشت این اقدامات وجود دارد که گاه می‌تواند کشوری را با آن اداره کرد. آیا آنان به دنبال همین موضوع اند که این کشور را آن گونه که خود می‌خواهند اداره کنند؟ بی اعتنا به رای و نظر مردم ؟ برکنار از تحولات ایران وجهان؟بی توجه به آن چه که اخلاق و شرع و قانون می‌گویند؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208