تاریخ درج خبر : 1393/12/04
کد خبر : ۴۵۵۸۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -

«مرگ عاطفه ها»

 در پی قتل دختر دانش آموز در یاسوج که افکار عمومی در استان را جریحه دار کرد، وحید محمدی تبار مدیرکل منابع انسانی استانداری یادداشتی را برای سایت استان ارسال کرده است که در پی می آید:

۳ روز است بغض گلویم را  گرفته، جوهر قلمم یخ بسته، نای نوشتن ندارم ، حتی باورش برایم سخت است ، شنیدنش آزارم می دهد، هر ثانیه ذهنم از تکرارش خراش بر می دارد ، ذوقم تلخ شده است ، دلم می خواد این جنایت وجود نداشت ، کاش یک تصادف بود، کاش  سرطان عامل مرگ عاطفه بود، نه آن جنایتی که در طول عمرم در دیار غیرت و جوانمردی کهگیلویه ندیده و نشنیده  بودم ،

عاطفه را نمی شناختم، اما عاطفه را می فهمم

دلم می سوزد از باغی که می سوزد، از پر پر شدن عاطفه ها ، از فراموش شدن سنت ها و غیرت ها، گاهی دلم هوس تفنگ پدری دارد….

بر جامعه سنتی و عشایری دیارم ، کهگیلویه و بویراحمد، چه رفته است! ناموس پرستی هایی که خونبهایش تاریخ دیارم را رنگین می کرد ، چه شده است؟ یاد سخن مولایم علی (ع) می افتم ، که از ستمی که بر آن زن یهودی رفته بود، مرگ را مستحق می پنداشت،

اما عاطفه که یهودی نبود! عاطفه داعش نبود…..

 عاطفه ایرانی، عاطفه لر و عاطفه کهگیلویه و بویراحمد، عاطفه شیعه و مسلمان ، نوجوان معصومی که فاجعه قتلش بغض ها ترکاند و جگرها سوزاند

بر جامعه عشایری لر ، چه رفته است؟ که عاطفه ای در آن پرپر شود؟ این رسم ها و دردها و داغها در دیارم غریب بود، و  غریب است، برای جامعه ام غیره قابل هضم است،

تسلیت نمی گویم به مادر عاطفه!

تسلیت نمی گویم به خانواده و فامیل عاطفه!

تسلیت میگویم به مادران همه عاطفه ها

تسلیت می گویم به ما !  به همه خانواده بزرگ کهگیلویه و بویراحمد

داغ عاطفه ، درد همه ماست نه فقط خانواده اش

به همت مسئولین جنایتکار پیدا می شود و اینجاست که حکم قصاص ارزشش نمایان میگردد،

قصاصی سریع و علنی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    چه درد است بر دلهای پاک
    روح عزیز عاطفه جان شاد
    اما چه زود حکم.میدهید قصاص و تمام
    مگر نمیدانی چه عاطفه های در هر گوشه از این خاک عزیز
    ایران هر روز به گونه ای پرپر میشوند.
    ریشه این جنایت را چرا آنجا که به صورت عاطفه ها اسید می پاشند نمی جویی.چرا و چراهای بیشمار و بسیار دگر
    چه فرق است که کجا باشد شمال جنوب شرق یا غرب
    یا از کدامین ایل و تبار
    مردم ایران خوب میدانند و فهیم تر از هر ملتی هستند
    و ریشه تمام این ناهنجاری های مدنی را بخوبی میدانند
    امید که دیگر هرگز شاهد و ناظر چنین جنایت های نباشیم.

  • تقوی یاسوج می‌گه:

    سلام ابراز احساسات اقای محمدی تبار مرا نیز تحت تاثیر قرار داد ولی نظر آقای هاشمی حقیقتا مشکل جامعه کنونی ماست باید برای رفع مشکلات جوانان چاره اندیشی کرد بجای انجام هزینه های سرسام آور نظام در دیگر ممالک برای صدور اندیشه های انقلاب خوب است برای آموزش / ایاب و زهاب /ازدواج اشتغال/ گسترش تعلیمات عمومی و ………هزینه بکنیم و زنان و مردان فرهیخته را برای صدور پیام خود به دور دنیا فرستاد تا دیگر ممالک ببینند انقلاب ما چقدر اثر بخش بوده.درج اخبار حوادث برای جامعه ایران یاد آور اقدامات داعش است متاسفم بعد از ۳۶ سال تلاش فرهنگی دست اندر کاران

  • مخاطب می‌گه:

    وقتی کارشناسان مختلف در جلسات مختلف آمارهای واقعی به شما می دهند و شما می خواهید همه چیز را ماست مالی کنید چرا قلبتان به درد نمی آمد؟ اگر شما به عنون یک مدیر نمی دانستید این اتفاق می افتد مدیر نیستید دیگر! فضای استان از چند سال پیش نشان می داد که به این وضعیت نزدیک می شویم و شما مسئولین هیچوقت نخواستید حرف های کارشناسان را بشنوید! از این بدتر هم می شود آقا. بهتر است آماده باشید و به جای غصه خوردن کار عملی بکنید

  • پرونده عبدالرضا می‌گه:

    احسنت برمهندس برانسانهای که اینقدردلسوزانه وازعمق وجود خودبرای هم وطن یاهرانسان ضعیف وبی گناه ازته قلب ناراحت می شودعاطفه توزندگیش بی پدری رااحساس کرده دست نوازش پدر به سرش نخوره این غمی بزرگ برای تمام استان ما بوده استانی که همه شیعه مرتضی علی هستیم چراچنین بی رحمی وگستاخی دراستان ماشکل بگیرد.انشاله کسانی که این اقدام راانجام داده اند به سزای اعمالشان برسند

  • درود می‌گه:

    احسنت بر مهندس عزیز حداقل تسکینی بر دل مردم بود

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    وحید محمدی تبار… خوشحالم که شما در جایگاه یک مدیر دولتی دل تان به درد آمده است و نوشته عاطفی تان درباره عاطفه را به سایت استان سپرده اید. کاش اینگونه نوشته ها بیشتر دیده می شد از کسانی که بایست نگرانی خود را بیشتر نشان بدهند و همراه نگاه و اندیشه مردم شان باشند. کارت را می ستایم. ولی یک چیز را نباید فراموش کنیم. اینکه تو خیلی زود حکم! صادر کرده ای و برای قاتل قصاص را در نظر گرفته ای! برادر جان! زمانی که اینگونه هایی را می بینم بی گمان می اندیشم که هر دو سویه این رویدادها قربانی هستند! همان کسی که اینکار را کرده باید برایش گریست که چرا اینگونه کوچک و سنگدل و سست اندیشه و ناتوان بوده که روح خود را نابود کرده و چنین کار هولناکی را انجام داده است؟ براستی چه چیزی در این میانه گم شده است؟ حس انتقام جویی ویژگی انسانهای نخستین بوده است و دنیای مدرن در برابر چنین کارهایی ریشه یابی می کند و برنامه ریزی دارد برای کاهش آسببها و بدیها و کشتن ها و فسادها … و کمتر در اندیشه قصاص و تنبیه وانتقام است….
    برادر من! …. ما نمی توانیم با پیش کشیدن قصاص مشکل را حل شده بدانیم و کار را از سر خود باز کنیم. شما اگر می خواهید به عنوان یک مدیر چیزی بنویسی بهتر است بنویسی که چه برنامه ای در دست داری تا اندکی از اینهمه مصیبتی که روزانه تکرار می شود کم کنی!

200x208
200x208